Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

نقد سریال Not Suitable for Work؛ تلاش ناموفق برای ساختن Friends نسل جدید

هر چند سال یه‌بار یه سریال جدید از راه می‌رسه که انگار می‌خواد بگه: «من همون Friends نسل جدیدم!» چندتا دوست جوون، چندتا آپارتمان نزدیک به هم، کلی رابطه‌ی نصفه‌نیمه، شغل‌های اعصاب‌خردکن و آدم‌هایی که هنوز دقیق نمی‌دونن از زندگی چی می‌خوان. سریال Not Suitable for Work هم دقیقاً از همین فرمول آشنا شروع می‌کنه؛ فقط این بار با امضای Mindy Kaling، سازنده‌ی سریال‌هایی مثل Never Have I Ever و The Sex Lives of College Girls.

ایده روی کاغذ خیلی هم بد نیست. پنج آدم بیست‌وچندساله توی منهتن که دارن بین کار، عشق، جاه‌طلبی، رفاقت و بزرگ شدن دست‌وپا می‌زنن، می‌تونستن پایه‌ی یه کمدی جذاب و تیز باشن. مخصوصاً وقتی اسم Mindy Kaling پشت پروژه‌ست، انتظار می‌ره با یه سریال پر از دیالوگ‌های بامزه، موقعیت‌های شلوغ و شخصیت‌هایی طرف باشیم که هم حرصمون رو درمیارن، هم کم‌کم دوستشان داریم.

اما Not Suitable for Work خیلی زود خودش رو وارد یه مقایسه‌ی سخت می‌کنه؛ مقایسه با Friends و کمدی‌های مشابهی که قبلاً همین مسیر رو بهتر و ماندگارتر رفتن. برای همین سؤال اصلی اینه: آیا این سریال واقعاً چیز تازه‌ای برای گفتن داره، یا فقط یه نسخه‌ی امروزی، شیک‌تر و کم‌رمق‌تر از فرمولی‌ـه که بارها دیدیم؟

سریال Not Suitable for Work درباره چیه؟

سریال Not Suitable for Work داستان پنج جوون بیست‌وچندساله رو دنبال می‌کنه که توی محله‌ی Murray Hill منهتن زندگی می‌کنن؛ جایی که دو آپارتمان روبه‌روی هم، تبدیل شده به مرکز تمام شلوغی‌های کاری، عاشقانه و رفاقتی‌شون. این پنج نفر هرکدوم از یه مسیر متفاوت وارد بزرگسالی شدن، اما تقریباً همه‌شون یه مشکل مشترک دارن: می‌خوان توی کار و زندگی موفق باشن، ولی هنوز دقیق بلد نیستن چطور باید این کار رو انجام بدن.

AJ یه دختر جاه‌طلبه که تازه وارد فضای سنگین و رقابتی بانکداری شده و باید خودش رو توی محیطی ثابت کنه که انگار همیشه از آدم بیشتر از توانش کار می‌خواد. Abby دنبال اینه که توی دنیای مد و استایلینگ برای خودش جایی باز کنه. Davis همکار AJـه؛ یه آدم رمانتیک و زیادی مشتاق که خیلی زود وارد بازی‌های احساسی گروه می‌شه. Josh خودش رو آدمی اخلاق‌مدار و دغدغه‌مند می‌دونه، ولی وقتی پای امتیازهای خانوادگی و شغلی وسط میاد، چندان هم ازشون بدش نمیاد. Kel هم بین خواسته‌های خانواده، مسیر پزشکی و رویای بازیگر شدن گیر کرده.

روی کاغذ، این ترکیب می‌تونه حسابی جواب بده؛ چون سریال هم فضای کاری داره، هم رابطه‌های عاشقانه، هم بحران هویت، هم رفاقت‌های شلوغ و پرحرف. اما همین‌جا یه خطر هم وجود داره: وقتی یه سریال بخواد هم‌زمان درباره‌ی بانکداری، مد، رسانه، بازیگری، عشق، دوستی و بزرگ شدن حرف بزنه، باید خیلی حواسش جمع باشه که بین این همه خط داستانی گم نشه.

چرا همه Not Suitable for Work را با Friends مقایسه می‌کنند؟

راستش مقایسه‌ی Not Suitable for Work با Friends خیلی هم عجیب نیست. سریال از همون اول سراغ یه فرمول خیلی آشنا می‌ره: چندتا دوست جوون، دو تا آپارتمان روبه‌روی هم، زندگی توی منهتن، رابطه‌های عاشقانه‌ای که مدام قاطی می‌شن و آدم‌هایی که وسط کار، عشق و بزرگ شدن گیر افتادن. این ترکیب اون‌قدر به کمدی‌های کلاسیک دهه‌های قبل شبیهه که سخت می‌شه موقع تماشاش یاد Friends و حتی سریال‌هایی مثل New Girl نیفتاد.

البته Not Suitable for Work نمی‌خواد دقیقاً کپی صحنه‌به‌صحنه‌ی Friends باشه. اینجا با نسل جدیدتری طرفیم؛ آدم‌هایی که دغدغه‌شون فقط قرار عاشقانه و قهوه خوردن با دوستاشون نیست. فشار کاری، رقابت شغلی، پارتی‌بازی، جاه‌طلبی، بحران هویت و حتی این سؤال که «واقعاً دارم مسیر خودم رو می‌رم یا فقط دارم نقش آدم موفق رو بازی می‌کنم؟» توی داستان حضور پررنگ‌تری داره. روی کاغذ، همین چیزها می‌تونستن سریال رو از زیر سایه‌ی Friends بیرون بکشن.

مشکل اما اینجاست که شباهت داشتن به یه فرمول محبوب، به‌تنهایی کافی نیست. Friends فقط به خاطر آپارتمان و گروه دوستاش ماندگار نشد؛ شخصیت‌ها، دیالوگ‌ها، شیمی بین بازیگرها و لحظه‌هایی که بعد از سال‌ها هنوز توی ذهن مخاطب مونده، اون سریال رو ساختن. Not Suitable for Work هم تلاش می‌کنه همون حس جمعی و گرم رو بسازه، اما فعلاً بیشتر به خودِ فرمول تکیه می‌کنه تا شخصیت‌هایی که واقعاً از دل اون فرمول بیرون بزنن و ماندگار بشن.

برای همین، مقایسه با Friends هم به نفع سریاله، هم به ضررش. از یه طرف باعث می‌شه مخاطب سریع بفهمه با چه مدل کمدی‌ای طرفه؛ از طرف دیگه، سطح انتظار رو بالا می‌بره. وقتی سریالی خودش رو وارد قلمروی «دوست‌های جوون در نیویورک» می‌کنه، ناخواسته باید با غول‌هایی مقایسه بشه که قبلاً این مسیر رو خیلی بهتر رفتن. Not Suitable for Work هنوز اون‌قدر هویت مستقل نداره که از این مقایسه فرار کنه، اما چندتا لحظه‌ی خوبش نشون می‌ده اگه جسورتر باشه، شاید بتونه کم‌کم راه خودش رو پیدا کنه.

مشکل اصلی سریال؛ فرمول آشنا بدون ضربه‌ی تازه

مشکل اصلی Not Suitable for Work این نیست که سراغ یه فرمول آشنا رفته. خیلی از سریال‌های محبوب دقیقاً از همین فرمول‌های تکراری شروع شدن، اما با شخصیت‌های قوی، دیالوگ‌های تیز یا یه زاویه‌ی تازه، تونستن چیزی بسازن که حس کپی بودن نده. مسئله اینجاست که این سریال فعلاً بیشتر از اینکه فرمول رو مال خودش کنه، فقط همون مسیرهای آشنا رو دوباره قدم می‌زنه.

از همون اول تقریباً می‌دونیم قراره چه اتفاق‌هایی بیفته. یکی وارد یه محیط کاری سخت می‌شه، یکی عاشق آدم اشتباهی می‌شه، یکی دنبال رویای واقعی‌اش می‌ره، یکی با امتیازهای خانوادگی‌اش کنار نمیاد و یکی هم بین جاه‌طلبی و احساسات گیر می‌کنه. هیچ‌کدوم از این‌ها به‌خودی‌خود بد نیستن، اما وقتی همه‌چیز زیادی قابل پیش‌بینی جلو می‌ره، سریال کمتر غافلگیرت می‌کنه.

اتفاقاً Not Suitable for Work چند جا نشان می‌ده که می‌تونست تیزتر و جسورتر باشه. مثلاً وقتی سراغ خودخواهی، امتیاز طبقاتی، فشار کاری یا رفتارهای ناخوشایند شخصیت‌ها می‌ره، داستان یک‌دفعه جون می‌گیره. همون‌جاهاست که حس می‌کنی پشت این ظاهر شیک و رنگی، یه سریال جدی‌تر و گزنده‌تر پنهان شده؛ سریالی که می‌تونست واقعاً درباره‌ی نسل جوون، کار، رابطه و زندگی شهری حرف حساب داشته باشه.

اما سریال خیلی زود عقب می‌کشه و دوباره به منطقه‌ی امن خودش برمی‌گرده. انگار نمی‌خواد شخصیت‌هاش زیادی بد، خودخواه یا آزاردهنده به نظر برسن. نتیجه این می‌شه که نه آن‌قدر شیرین و بامزه است که فقط به‌عنوان یه کمدی راحت بدرخشه، نه آن‌قدر تند و نقادانه است که تبدیل به یه اثر متفاوت بشه. بین این دو حالت گیر می‌کنه و همین باعث می‌شه ضربه‌ی اصلی‌اش کم‌جان‌تر از چیزی باشه که باید.

شوخی‌هایی که به اندازه‌ی ایده‌ها خوب نبودن!

یکی از چیزهایی که توی همچین سریال‌هایی خیلی تعیین‌کننده‌ست، ریتم شوخی‌ها و قدرت دیالوگ‌هاست. چون وقتی داستان درباره‌ی چند دوست جوون، رابطه‌های درهم‌وبرهم و موقعیت‌های کاری شلوغه، بخش زیادی از جذابیت باید از حرف زدن شخصیت‌ها بیاد؛ از همون جمله‌های سریع، جواب‌های حاضرآماده و لحظه‌هایی که باعث می‌شن بعد از دیدن قسمت، هنوز یه شوخی توی ذهنت مونده باشه.

Not Suitable for Work از این نظر تلاش خودش رو می‌کنه، اما همیشه به نتیجه نمی‌رسه. سریال موقعیت‌های کمدی کم نداره؛ از فشارهای محیط کار گرفته تا سوءتفاهم‌های عاشقانه و تلاش شخصیت‌ها برای اینکه بزرگسال‌تر، موفق‌تر یا باحال‌تر از چیزی که واقعاً هستن به نظر برسن. مشکل اینجاست که خیلی از شوخی‌ها بیشتر در حد یه لبخند کوتاه می‌مونن و کمتر پیش میاد واقعاً غافلگیرت کنن یا تبدیل به لحظه‌های ماندگار بشن.

بازیگرها هم مشخصاً انرژی می‌ذارن و سعی می‌کنن ریتم صحنه‌ها رو بالا نگه دارن، اما متن همیشه به اندازه‌ی اون‌ها تیز نیست. بعضی وقت‌ها حس می‌کنی خود موقعیت پتانسیل بیشتری داشته، ولی دیالوگ‌ها امن‌تر و ساده‌تر از چیزی نوشته شدن که باید. برای سریالی که ناخواسته با کمدی‌هایی مثل Friends مقایسه می‌شه، این یه نقطه‌ضعف مهمه؛ چون آن مدل سریال‌ها فقط با ایده‌ی چند دوست کنار هم جلو نرفتن، با دیالوگ‌هایی جلو رفتن که شخصیت‌ها رو از هم جدا و قابل‌تشخیص می‌کرد.

اینجا اما بعضی شخصیت‌ها هنوز صدای کاملاً مستقل خودشون رو پیدا نکردن. یعنی اگر دیالوگ‌ها رو از اسم شخصیت‌ها جدا کنیم، همیشه معلوم نیست دقیقاً کی داره حرف می‌زنه. برای یه کمدی گروهی، این مسئله مهمه؛ چون مخاطب باید حس کنه هر شخصیت نگاه، لحن و نوع شوخی مخصوص خودش رو داره. Not Suitable for Work گاهی به این نقطه نزدیک می‌شه، ولی هنوز اون‌قدر محکم نیست که شوخی‌هاش واقعاً توی ذهن جا خوش کنن.

وقتی سریال بالاخره مسیر درست را پیدا می‌کند

Leave a comment