Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

هایدها در Wednesday دقیقاً چه موجوداتی هستند؟

اگه طرفدار سریال Wednesday باشید، احتمالاً یکی از بزرگ‌ترین سؤال‌هایی که از همان قسمت‌های اول توی ذهنتون شکل گرفت این بود که آن هیولای عجیب و غریبی که اطراف Nevermore آدم می‌کشه دقیقاً چیه و چرا هر بار درست وسط پرونده Wednesday ظاهر می‌شه. سریال مدت زیادی ما رو بین چند مظنون مختلف می‌چرخونه و کاری می‌کنه تقریباً به هرکسی شک کنیم، اما در نهایت معلوم می‌شه هیولا کسی نیست جز Tyler Galpin؛ همان پسر ظاهراً معمولی و دوست‌داشتنی کافه Jericho که Wednesday کم‌کم بهش نزدیک شده بود و احتمالاً خیلی از بیننده‌ها تا مدت‌ها حاضر نبودن بهش شک کنن.

با این حال، قضیه خیلی پیچیده‌تر از اینه که بگیم «تایلر یک هیولا بود و آدم می‌کشت»، چون تایلر درواقع یک Hyde ـه؛ یکی از عجیب‌ترین و خطرناک‌ترین انواع Outcast در دنیای Wednesday که حتی خود Nevermore هم حاضر نیست اون‌ها رو بپذیره. از طرفی Hyde ممکنه سال‌ها بدون اینکه صاحب بدن حتی از وجودش خبر داشته باشه درون یک نفر خفته بمونه و از طرف دیگه، امکان داره شخص دیگری عمداً اون رو بیدار کنه و بعد از همین ارتباط برای کنترلش استفاده کنه.

همین ویژگی باعث می‌شه پای ماجرای Master، مادر تایلر، Laurel Gates و حتی میزان مسئولیت خود تایلر در قتل‌ها وسط بیاد، چون دیگه نمی‌شه خیلی راحت گفت همه اتفاقات زیر سر یک هیولای بی‌اختیار بوده. فصل دوم هم اطلاعات تازه‌ای به این بخش از Lore سریال اضافه کرده و حالا خیلی بهتر می‌تونیم بفهمیم Hydeها دقیقاً چی هستن، چطور بیدار می‌شن، رابطه‌شون با Master چطور کار می‌کنه و مهم‌تر از همه، خود Hyde تا چه اندازه روی کارهایی که انجام می‌ده کنترل داره.

Hyde چیست و چطور به وجود می‌آید؟

Hyde یکی از انواع Outcastهاست، اما با موجوداتی مثل Werewolf، Siren یا Gorgon تفاوت مهمی داره. بیشتر Outcastهای Nevermore از بچگی کم‌وبیش می‌دونن چه موجودی هستن یا حداقل در خانواده‌ای بزرگ شدن که درباره قدرت‌ها و ویژگی‌های خاصشون اطلاعاتی داره، درحالی‌که یک Hyde ممکنه سال‌ها زندگی کاملاً عادی داشته باشه و حتی خودش هم ندونه چنین چیزی درونش وجود داره.

بخش زیادی از اطلاعاتی که درباره Hydeها داریم از تحقیقات Nathaniel Faulkner میاد؛ یکی از بنیان‌گذاران Nevermore که قبل از تأسیس مدرسه درباره انواع مختلف Outcast تحقیق می‌کرد. طبق نوشته‌های اون، Hyde نتیجه نوعی جهشه و این ویژگی می‌تونه برای مدت طولانی داخل بدن فرد خفته باقی بمونه تا بالاخره یک عامل مشخص اون رو بیدار کنه، بنابراین Hyde بودن لزوماً چیزی نیست که از همان کودکی خودش رو نشان بده.

حتی اسم Hyde هم کاملاً حساب‌شده انتخاب شده و مستقیماً ما رو یاد داستان معروف Dr. Jekyll and Mr. Hyde می‌اندازه؛ داستان انسانی که یک بخش تاریک و خشن درون خودش داره و به مرور این بخش از کنترل خارج می‌شه. درباره Tyler هم تقریباً با همین ایده طرفیم، چون بیرونش یک پسر کاملاً معمولیه که توی کافی‌شاپ کار می‌کنه و زندگی نسبتاً عادی‌ای داره، اما درونش بخش دیگری وجود داره که وقتی آزاد می‌شه، تقریباً هیچ شباهتی به آن Tyler آرامی که Wednesday می‌شناسه نداره.

البته Hyde در سریال فقط یک استعاره برای تاریکی درون آدم‌ها نیست، چون وقتی تایلر تبدیل می‌شه، بدنش واقعاً تغییر می‌کنه؛ جثه‌اش بزرگ‌تر می‌شه، پنجه‌های عظیمی پیدا می‌کنه، قدرت بدنی و سرعتش چند برابر می‌شه و به موجودی تبدیل می‌شه که می‌تونه در مدت خیلی کوتاهی یک انسان رو از پا دربیاره. همین تفاوت فیزیکی شدید هم باعث شده Hydeها حتی بین خود Outcastها موجوداتی ترسناک و غیرقابل‌پیش‌بینی به نظر برسن.

یک Hyde چطور بیدار می‌شود؟

یکی از مهم‌ترین چیزهایی که باید درباره Hydeها بدونیم اینه که داشتن ژن یا ویژگی Hyde به این معنی نیست که فرد از بچگی مدام به هیولا تبدیل می‌شه، چون این بخش از وجودش ممکنه مدت خیلی زیادی خفته بمونه و تا وقتی یک عامل مشخص اون رو تحریک نکنه، اصلاً خودش رو نشان نده.

طبق تحقیقات Faulkner، سه عامل شناخته‌شده می‌تونن باعث بیدار شدن Hyde بشن: یک ضربه یا بحران روانی خیلی شدید، استفاده از مواد شیمیایی و هیپنوتیزم. بنابراین ممکنه Hyde به شکل طبیعی و بعد از یک Trauma شدید برای اولین بار ظاهر بشه، اما در عین حال این امکان هم وجود داره که شخص دیگری عمداً این بخش خفته رو فعال کنه و روند تبدیل رو به زور شروع کنه.

دقیقاً همین تفاوت رو بین Tyler و مادرش می‌بینیم. درباره Francoise Galpin گفته شده شرایط شدید روانی بعد از تولد Tyler در بیدار شدن Hyde اون نقش داشته، اما وضعیت خود تایلر فرق می‌کنه، چون Hyde اون به شکل طبیعی بیدار نشد و Laurel Gates عمداً سراغش رفت و با استفاده از مواد شیمیایی این بخش از وجودش رو فعال کرد. درواقع Laurel چیزی تازه داخل Tyler به وجود نیاورد؛ اون فقط چیزی رو که از قبل درونش وجود داشت پیدا کرد و آزادش کرد، و همین تفاوت برای فهمیدن رابطه بین Tyler و Laurel خیلی مهمه.

آیا Hyde بودن ارثی است؟

بله، و خانواده Galpin تقریباً بهترین نمونه‌ایه که برای اثبات این موضوع داریم، چون مادر تایلر یعنی Francoise Galpin خودش Hyde بود و Sheriff Galpin هم مدت‌ها می‌ترسید پسرش ویژگی‌های مادرش رو به ارث برده باشه؛ ترسی که در نهایت معلوم شد کاملاً بی‌دلیل نبوده.

فصل دوم حتی خیلی مستقیم‌تر درباره «ژن Hyde» حرف می‌زنه و مشخص می‌شه داروهایی که در Willow Hill به Francoise داده می‌شد، همین ژن رو سرکوب می‌کرده. با این حال، ارثی بودن Hyde به این معنی نیست که فرزند یک Hyde حتماً از همان دوران کودکی تبدیل می‌شه، چون Tyler سال‌ها بدون هیچ تبدیل مشخصی زندگی کرده بود و اگه Laurel وارد زندگیش نمی‌شد، اصلاً معلوم نیست Hyde اون چه زمانی یا تحت چه شرایطی بیدار می‌شد.

همین موضوع رفتار Sheriff Galpin رو هم تا حدی قابل‌فهم‌تر می‌کنه، چون اون می‌دونست همسرش چه موجودی بوده و از این می‌ترسید که همان اتفاق برای Tyler هم بیفته، برای همین ترجیح داده بود تقریباً هیچ‌وقت درباره Francoise و گذشته‌اش حرف نزنه. البته این پنهان‌کاری در نهایت نتیجه خیلی بدی داشت، چون Tyler حقیقت رو از پدر خودش نشنید و کسی این راز رو براش فاش کرد که از همان ابتدا قصد داشت از آسیب‌ها و سردرگمی اون برای کنترل کردنش استفاده کنه.

خانواده Galpin و راز Hyde بودن Tyler

Francoise Galpin برای فهمیدن ماهیت Hydeها شخصیت خیلی مهمیه، چون داستان اون بهمون نشون می‌ده Hyde بودن الزاماً به معنی شرور یا قاتل بودن یک نفر نیست و ممکنه فرد قبل از هرچیزی خودش قربانی شرایطی باشه که هیچ کنترلی روش نداشته.

در فصل اول همه تصور می‌کردیم Francoise سال‌ها قبل مرده و حتی Tyler هم با همین باور بزرگ شده بود، اما فصل دوم یکی از بزرگ‌ترین حقیقت‌های پنهان خانواده Galpin رو فاش کرد و مشخص شد Francoise اصلاً نمرده بوده. اون حدود پانزده سال در Willow Hill نگه داشته شده بود و با عنوان Patient 1938 بخشی از برنامه مخفی LOIS محسوب می‌شد، بنابراین در تمام سال‌هایی که Tyler فکر می‌کرد مادرش رو از دست داده، Francoise زنده بود و روی اون آزمایش انجام می‌شد.

این افشاگری باعث می‌شه نگاه‌مون به خود تایلر هم کمی تغییر کنه، چون حالا با پسری طرفیم که پدرش بخش بزرگی از حقیقت رو ازش مخفی کرده، مادرش رو سال‌ها مرده می‌دونسته و بعد Laurel ناگهان وارد زندگیش شده و اطلاعاتی درباره گذشته خانواده‌اش در اختیارش گذاشته که هیچ‌کس حاضر نبوده قبل از اون توضیح بده. با چنین شرایطی خیلی عجیب نیست که Tyler نسبت به حرف‌های Laurel آسیب‌پذیر بوده و راحت‌تر تحت تأثیرش قرار گرفته باشه.

البته برگشت Francoise هم قرار نبود مشکلات این خانواده رو حل کنه و یک پایان خوش تحویل Tyler بده، چون رابطه مادر و پسر خیلی زود وارد مسیر پیچیده و تلخی شد که در نهایت تبدیل به یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان فصل دوم شد.

رابطه Hyde و Master چطور کار می‌کند؟

اینجا می‌رسیم به یکی از اصلی‌ترین قوانین مربوط به Hydeها، چون وقتی شخص دیگری عمداً Hyde یک نفر رو بیدار می‌کنه، ظاهراً میان Hyde و همان فرد یک پیوند خاص شکل می‌گیره و کسی که این بخش خفته رو آزاد کرده، تبدیل به Master اون می‌شه.

Faulkner نوشته بود Hyde بعد از بیدار شدن با Master خودش پیوند برقرار می‌کنه و می‌تونه به ابزاری برای اجرای خواسته‌های اون تبدیل بشه، و درباره Tyler دقیقاً همین اتفاق افتاد. Master تایلر کسی نبود جز Laurel Gates یا همان Marilyn Thornhill که می‌دونست مادر Tyler یک Hyde بوده و احتمالاً از همین موضوع نتیجه گرفته بود که خود تایلر هم این ویژگی رو به ارث برده.

Laurel سراغش رفت، Hyde درونش رو بیدار کرد و بعد از توانایی‌های اون برای اجرای نقشه خودش علیه Nevermore استفاده کرد، اما رابطه این دو خیلی پیچیده‌تر از یک رابطه ساده بین «رئیس و زیردست» بود. Laurel فقط روی پیوند Master حساب نکرد و هم‌زمان سراغ زخم‌های قدیمی Tyler رفت، خشمش نسبت به پدرش و Nevermore رو تحریک کرد و این ایده رو توی ذهنش جا انداخت که تمام عمر حقیقت وجودش ازش مخفی شده و بقیه عملاً اون رو از شناختن خودش محروم کردن.

به همین خاطر هم کنترل Laurel روی Tyler فقط یک مسئله فراطبیعی نبود و بخشی از اون به Manipulation روانی برمی‌گشت. اون دقیقاً می‌دونست کجا باید فشار بیاره و چطور خشم Tyler رو به سمتی هدایت کنه که برای نقشه خودش مفید باشه.

آیا یک Hyde کاملاً تحت کنترل Master است؟

اینجا دقیقاً همون جاییه که داستان Hydeها از یک ماجرای ساده درباره هیولا و قربانی فاصله می‌گیره، چون جواب این سؤال نه کاملاً «بله» است و نه کاملاً «نه». در ابتدای ماجرا Tyler واقعاً قربانیه؛ Hyde درونش برخلاف میل خودش بیدار شده، Laurel نفوذ زیادی روش داره و خود تایلر هم در شروع از چیزی که داره بهش تبدیل می‌شه وحشت کرده.

با گذشت زمان اما شرایط تغییر می‌کنه و Tyler کم‌کم شروع می‌کنه کارهایی رو که هنگام تبدیل شدن انجام داده به یاد بیاره و به‌مرور بخش Hyde وجودش رو هم بپذیره. Hunter Doohan، بازیگر Tyler، توضیح داده که شخصیتش در ادامه حتی شروع می‌کنه از این بخش هیولایی وجود خودش لذت ببره و از اون برای تخلیه خشمی استفاده کنه که مدت زیادی داخل خودش نگه داشته بود.

این تغییر توی برخوردش با Wednesday هم کاملاً دیده می‌شه، چون وقتی حقیقت رو براش آشکار می‌کنه، دیگه شبیه پسری نیست که نمی‌دونه چه اتفاقی افتاده و از اعمال خودش وحشت کرده. برعکس، Tyler دقیقاً می‌دونه چه کارهایی انجام داده و حتی از اینکه تونسته Wednesday رو برای مدت طولانی فریب بده نوعی رضایت داره.

برای همین اینکه تمام اتفاقات رو گردن Laurel بندازیم و بگیم Tyler هیچ مسئولیتی نداشته، ماجرا رو بیش از حد ساده می‌کنه. Laurel Hyde اون رو بیدار کرد و بدون شک نفوذ زیادی هم روش داشت، اما Tyler به مرور خودش هم بخش تاریک وجودش رو پذیرفت و از یک جایی به بعد دیگه نمی‌شه تمام انتخاب‌هاش رو فقط نتیجه کنترل Master دونست.

از طرف دیگه فصل دوم نشون داد که این کنترل مطلق و شکست‌ناپذیر نیست. اگه Master کنترل صددرصدی روی Hyde داشت، Tyler هیچ‌وقت نمی‌تونست علیه Laurel کاری انجام بده، اما وقتی دوباره با Thornhill روبه‌رو می‌شه، کاملاً روشن بهش می‌فهمونه که دیگه Master اون نیست و در نهایت هم خودش به Hyde تبدیل می‌شه و Laurel رو می‌کشه.

همین اتفاق تقریباً ثابت می‌کنه که رابطه Master و Hyde چیزی شبیه کنترل ذهن کامل نیست، چون Hyde می‌تونه در برابر Master مقاومت کنه، از اون متنفر بشه و حتی در نهایت تصمیم بگیره نابودش کنه.

Hyde بدون Master چه می‌شود؟

آزادی از Master البته هزینه خودش رو داره. بعد از مرگ Laurel وضعیت Tyler به‌تدریج بدتر می‌شه و کم‌کم مشخص می‌شه که Hyde بدون Master نمی‌تونه برای همیشه به شکل عادی و باثبات به زندگیش ادامه بده. فصل دوم توضیح می‌ده که از دست دادن Master می‌تونه Hyde رو از نظر روانی به‌شدت بی‌ثبات کنه و اگر این وضعیت ادامه پیدا کنه، حتی ممکنه در نهایت به مرگش منجر بشه.

همین موضوع رابطه Master و Hyde رو خیلی عجیب‌تر می‌کنه، چون از یک طرف Master می‌تونه از Hyde سوءاستفاده کنه، روی رفتارش تأثیر بذاره و اون رو به ابزاری برای اهداف خودش تبدیل کنه، اما از طرف دیگه همان پیوند ظاهراً بخشی از ثبات Hyde رو هم تأمین می‌کنه. در نتیجه Hyde برای رسیدن به آزادی باید از کسی جدا بشه که در عین حال نبودنش می‌تونه زندگی خود Hyde رو هم به خطر بندازه.

با این حال، پایان فصل دوم یک راه تازه جلو Tyler می‌ذاره، چون Isadora Capri از گروهی مخفی از Hydeها حرف می‌زنه که چیزی شبیه یک Pack تشکیل دادن و اعضای اون به‌جای وابستگی کامل به یک Master، کنار هم زندگی می‌کنن. ایده اینه که شاید ارتباط میان خود Hydeها بتونه همان ثباتی رو ایجاد کنه که تا امروز از طریق پیوند با Master به دست می‌اومده.

خود Capri هم ارتباط خیلی نزدیکی با Hydeها داره و پدرش یک Hyde بوده، بنابراین ماجرا براش صرفاً یک تحقیق دانشگاهی یا کنجکاوی درباره یک گونه عجیب نیست. فعلاً هنوز نمی‌دونیم این روش واقعاً جواب می‌ده یا نه، اما Tyler تصمیم گرفته این مسیر رو امتحان کنه و اگه Pack واقعاً بتونه جای Master رو بگیره، یکی از بنیادی‌ترین قوانین زندگی Hydeها برای همیشه تغییر می‌کنه.

چرا Nevermore از Hydeها می‌ترسد؟

یکی از جالب‌ترین بخش‌های Lore سریال همین تناقضیه که در برخورد Nevermore با Hydeها می‌بینیم، چون Nevermore اساساً مدرسه‌ای برای Outcastهاست؛ جایی که Werewolf، Siren، Gorgon و بقیه کسانی که جامعه عادی قبولشون نداره می‌تونن کنار هم زندگی کنن و بدون اینکه دائماً مجبور باشن ماهیت خودشون رو پنهان کنن آموزش ببینن.

با این حال، حتی Nevermore هم Hydeها رو نمی‌خواد. حدود سی سال قبل از اتفاقات سریال، پذیرش Hydeها در این مدرسه ممنوع شد، چون آن‌ها بیش از حد خطرناک، بی‌ثبات و غیرقابل‌پیش‌بینی شناخته شده بودن و حتی Nathaniel Faulkner، کسی که سال‌ها درباره این موجودات تحقیق کرده بود، در نهایت توسط یک Hyde کشته شد.

ترس Nevermore هم کاملاً بی‌دلیل نیست، چون Hydeها از نظر فیزیکی واقعاً موجودات ترسناکی هستن. قدرت بدنی خیلی زیادی دارن، سرعتشون بالاست، پنجه‌های عظیمی پیدا می‌کنن و می‌تونن در مدت خیلی کوتاهی یک انسان رو از پا دربیارن. مقاومت بدنیشون هم بالاست و Tyler بارها نشون داده می‌تونه ضربه‌هایی رو تحمل کنه که برای یک انسان عادی احتمالاً کشنده یا حداقل به‌شدت آسیب‌زننده بودن.

تبدیل Hyde برخلاف Werewolfها به ماه کامل وابسته نیست و احساسات شدید، مخصوصاً خشم، نقش خیلی مهمی در فعال شدن یا تشدید این حالت دارن. همین ترکیب قدرت فیزیکی بالا، تغییرات شدید احساسی و دشواری کنترل باعث شده حتی جامعه‌ای مثل Nevermore که پر از موجودات عجیب و قدرتمنده، از پذیرفتن Hydeها بترسه.

اما اینجا یک تناقض مهم شکل می‌گیره، چون Nevermore از یک طرف مدام بر این ایده تأکید داره که Outcastها نباید فقط به‌خاطر چیزی که هستن طرد بشن، اما از طرف دیگه خودش دقیقاً همین کار رو با Hydeها انجام داده و عملاً آن‌ها رو تبدیل به Outcastهای میان Outcastها کرده.

سؤال مهم اینه که آیا همه Hydeها واقعاً ذاتاً قاتل و غیرقابل‌کنترل هستن یا اینکه چیزی که تا امروز دیدیم نتیجه شرایطیه که بیشتر Hydeها داخلش قرار گرفتن. Tyler توسط Laurel بیدار و Manipulate شد، Francoise بعد از یک بحران شدید با Hyde خودش روبه‌رو شد و بعد هم سال‌ها روی اون آزمایش انجام شد و خیلی از Hydeهای دیگه‌ای که درباره‌شون اطلاعات داریم هم در شرایط عادی و سالمی زندگی نمی‌کردن.

بنابراین هنوز نمی‌دونیم اگه یک Hyde از ابتدا در محیطی امن بزرگ بشه، آموزش ببینه و بدون اینکه کسی ازش به‌عنوان ابزار استفاده کنه یاد بگیره قدرتش رو کنترل کنه، چه شخصیتی خواهد داشت. ممکنه Hydeها واقعاً موجوداتی باشن که خشونت بخش جدانشدنی ماهیتشونه، اما این احتمال هم وجود داره که مشکل اصلی این باشه که تقریباً هیچ‌کس تا امروز بهشون فرصت نداده یاد بگیرن با چیزی که هستن زندگی کنن.

Tyler Galpin؛ قربانی است یا قاتل؟

احتمالاً سخت‌ترین سؤال درباره Tyler همینه، چون اگه فقط از یک زاویه به داستانش نگاه کنیم، قطعاً می‌شه اون رو قربانی دونست. مادرش از زندگیش حذف شده، پدرش سال‌ها حقیقت رو ازش مخفی کرده، Laurel از همین شرایط روحی و خانوادگی سوءاستفاده کرده و Hyde رو هم بدون رضایت خودش بیدار کرده، بنابراین بخش مهمی از مسیری که Tyler واردش شد واقعاً انتخاب اولیه خودش نبود.

اما از یک جایی به بعد دیگه نمی‌شه تایلر رو صرفاً قربانی دونست، چون به مرور متوجه کارهای خودش می‌شه، Hyde رو می‌پذیره، از قدرتی که بهش داده شده لذت می‌بره و بعدتر هم ثابت می‌کنه که حتی می‌تونه برخلاف Master خودش تصمیم بگیره.

Laurel هیولا رو درونش آزاد کرد، اما در نهایت خود Tyler هم تصمیم گرفت این هیولا رو فقط چیزی تحمیل‌شده از بیرون نبینه و بخشی از اون رو به‌عنوان قسمت واقعی وجود خودش بپذیره. دقیقاً همین مرز خاکستریه که شخصیت Tyler رو خیلی جذاب‌تر از یک قاتل ساده یا یک قربانی کاملاً بی‌اختیار می‌کنه.

شاید به همین خاطر بهتر باشه به جای اینکه دنبال جواب کاملاً سیاه یا سفید باشیم، Tyler رو شخصیتی بدونیم که هم قربانی اتفاقاتی بوده که دیگران براش رقم زدن و هم مسئول بخشی از انتخاب‌هایی شده که بعد از آگاه شدن از حقیقت انجام داده.

فصل دوم Wednesday چه چیزهای تازه‌ای درباره Hydeها فاش کرد؟

تا پایان فصل اول تقریباً تمام چیزی که درباره Hydeها می‌دونستیم به Tyler و اطلاعات پراکنده Faulkner محدود بود، اما فصل دوم با وارد کردن Francoise به داستان کلی اطلاعات تازه در اختیارمون گذاشت و مشخص کرد Hyde بودن فقط یک قدرت ترسناک یا توانایی فیزیکی عجیب نیست، بلکه می‌تونه برای خود فرد هم هزینه خیلی سنگینی داشته باشه.

داروهایی که در Willow Hill به Francoise داده می‌شد، ژن Hyde رو سرکوب می‌کرد و همین مسئله باعث شده بود مدت بیشتری زنده بمونه، اما وقتی دوباره شروع به تبدیل شدن کرد، شرایط جسمیش هم به‌سرعت رو به وخامت رفت. بنابراین فصل دوم عملاً نشون داد Hyde بودن می‌تونه عمر فرد رو کوتاه کنه و چیزی که از بیرون فقط شبیه یک قدرت فوق‌العاده به نظر می‌رسه، ممکنه در بلندمدت بدن صاحبش رو نابود کنه.

این اطلاعات داستان Tyler رو هم جدی‌تر می‌کنه، چون چیزی که اون حالا بخشی از هویتش می‌دونه و حاضر نیست به‌سادگی ازش دست بکشه، ممکنه در نهایت خودش تبدیل به عاملی بشه که جانش رو می‌گیره.

آیا Hyde بودن درمان دارد؟

فصل دوم نشون داد که حداقل از نظر تئوری، امکان درمان Hyde وجود داره. Isaac Night سال‌ها قبل دستگاهی ساخته بود که قرار بود Hyde رو برای همیشه از Francoise حذف کنه و برای راه‌اندازی اون هم به مقدار خیلی زیادی انرژی نیاز داشت، برای همین قصد داشت از قدرت الکتریکی Gomez استفاده کنه، بدون اینکه واقعاً بهش بگه این کار می‌تونه جانش رو به خطر بندازه.

آن آزمایش هیچ‌وقت به نتیجه نرسید، اما سال‌ها بعد Isaac دوباره به سراغ همان ایده برگشت و این بار قرار بود Tyler درمان بشه. مشکل اصلی اینجا بود که خود Tyler اصلاً چنین چیزی رو درمان نمی‌دید و حاضر نبود Hyde رو از وجودش جدا کنه، چون چیزی که برای مادرش یک وضعیت مرگبار و ویران‌کننده بود، برای Tyler به بخشی از هویت خودش تبدیل شده بود.

همین تضاد یک سؤال خیلی مهم ایجاد می‌کنه؛ اینکه اگه Hyde رو از یک نفر حذف کنیم، واقعاً داریم بیماریش رو درمان می‌کنیم یا داریم بخشی از چیزی رو که خودش به‌عنوان هویتش می‌شناسه ازش می‌گیریم؟ فصل دوم عمداً جواب راحتی برای این سؤال نمی‌ده و همین موضوع داستان خانواده Galpin رو خیلی پیچیده‌تر می‌کنه.

چه اتفاقی میان Tyler و مادرش افتاد؟

وقتی Tyler متوجه می‌شه Francoise و Isaac قصد دارن بدون رضایت خودش Hyde رو از وجودش حذف کنن، احساس می‌کنه دوباره اطرافیانش دارن درباره زندگیش تصمیم می‌گیرن و حقیقت رو ازش پنهان می‌کنن. همین حس خیانت باعث می‌شه اختلاف میان اون و مادرش شدیدتر بشه و در نهایت کار به جایی برسه که Tyler و Francoise هر دو در حالت Hyde با هم درگیر بشن و این مبارزه به مرگ Francoise ختم بشه.

با این حال، این اتفاق الزاماً به این معنی نیست که Tyler از قبل تصمیم گرفته بوده مادرش رو بکشه. طبق توضیح Hunter Doohan، احساسات یک Hyde هنگام تبدیل شدن به‌شدت تشدید می‌شن و خشم می‌تونه تقریباً همه‌چیز رو تحت تأثیر قرار بده، بنابراین Hyde رو نمی‌شه یک شخصیت کاملاً جداگانه دونست که بدن انسان رو تسخیر می‌کنه و هیچ ارتباطی با احساسات صاحب بدن نداره.

بیشتر به نظر می‌رسه Hyde همان فرده، اما در حالتی که خشم، غرایز و احساساتش بدون فیلتر و با شدت چندبرابری آزاد شدن. همین موضوع دوباره بحث مسئولیت Tyler رو پیچیده می‌کنه، چون اون هنوز خودش هست، اما دقیقاً همان Tyler عادی و کنترل‌شده‌ای هم نیست که در حالت انسانی می‌بینیم.

چرا Hydeها با دیگر Outcastهای Wednesday فرق دارند؟

چیزی که Hydeها رو جذاب می‌کنه فقط ظاهر عجیب یا قدرت فیزیکیشون نیست، بلکه تقریباً تمام قوانینی که درباره‌شون می‌دونیم پر از تناقضه. Hyde بودن می‌تونه ارثی باشه، اما شاید سال‌ها خودش رو نشان نده؛ ممکنه شخص دیگری اون رو بیدار کنه و تبدیل به Master بشه؛ Master می‌تونه روی Hyde نفوذ زیادی داشته باشه، اما این کنترل مطلق نیست و Hyde حتی می‌تونه علیه Master خودش شورش کنه و اون رو بکشه، با این حال بعد از نابودی همان Master ممکنه خودش هم نتونه برای مدت زیادی زنده بمونه.

حتی مسئله درمان هم ساده نیست، چون برای Francoise خلاص شدن از Hyde به معنی نجات پیدا کردن از چیزی بود که بدنش رو نابود می‌کرد، اما برای Tyler همین کار به معنی از دست دادن بخشی از هویتش محسوب می‌شه. از طرف دیگه Nevermore رو داریم که خودش پناهگاه Outcastهاست، ولی Hydeها رو از جامعه خودش بیرون کرده و حاضر نیست همان فرصتی رو که به بقیه موجودات می‌ده در اختیار آن‌ها هم بذاره.

تمام این تناقض‌ها باعث شدن Hydeها خیلی بیشتر از یک هیولای معمولی باشن و سؤال اصلی درباره‌شون دیگه این نباشه که چقدر قوی هستن یا چه کسی رو می‌تونن شکست بدن. سؤال مهم‌تر اینه که چه مقدار از چیزی که Hydeها بهش تبدیل می‌شن نتیجه انتخاب خودشونه و چه مقدارش نتیجه Trauma، Master، طرد شدن و شرایطی است که دیگران به آن‌ها تحمیل کردن.

حرف آخر

وقتی آخر فصل اول فهمیدیم Tyler همان Hyde ـه، خیلی راحت می‌شد فکر کنیم معمای اصلی حل شده و ما فقط با قاتل مخفی داستان طرف بودیم، اما هرچه Wednesday جلوتر رفت، مشخص شد Hyde بودن خیلی پیچیده‌تر از یک تبدیل ساده به هیولاست. این ویژگی می‌تونه از خانواده به ارث برسه، سال‌ها بدون هیچ نشونه‌ای خفته بمونه و بعد بر اثر Trauma یا دخالت عمدی شخص دیگری بیدار بشه، و اگه فرد دیگری این کار رو انجام داده باشه، احتمال زیادی وجود داره که میان اون و Hyde یک رابطه Master شکل بگیره که روی رفتار و حتی ثبات Hyde تأثیر بذاره.

با این حال، داستان Tyler بهمون نشون داد که این کنترل مطلق نیست، چون اون در ابتدا قربانی Laurel بود و بدون رضایت خودش وارد این مسیر شد، اما به مرور Hyde رو پذیرفت و بخشی از تصمیم‌هایی که بعداً گرفت دیگه نمی‌تونه فقط به Master نسبت داده بشه. در مقابل، داستان Francoise هم نشون داد Hyde بودن چه بهای سنگینی داره و چطور چیزی که برای یک نفر بخشی از هویتش محسوب می‌شه، برای فرد دیگری می‌تونه یک وضعیت مرگبار و ویران‌کننده باشه.

حالا Tyler در موقعیتی قرار گرفته که شاید هیچ Hyde دیگه‌ای که تا امروز دیدیم تجربه نکرده باشه، چون بدون Master مونده و قراره برای اولین بار امتحان کنه آیا می‌تونه کنار Hydeهای دیگه و بدون وابستگی به یک صاحب، راه متفاوتی برای زنده موندن پیدا کنه یا نه. اگه این مسیر جواب بده، شاید بالاخره بفهمیم Hydeها واقعاً همان هیولاهای غیرقابل‌کنترلی هستن که Nevermore سال‌ها ازشون می‌ترسیده یا فقط موجوداتی بودن که هیچ‌وقت کسی بهشون فرصت نداده یاد بگیرن چطور با چیزی که هستن زندگی کنن.

Leave a comment