Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

حقیقت ۱۰۷ فرزند نشان‌دار شورش Tyrrish و راز Rebellion Relic در Fourth Wing

اگه فقط چیزهایی رو که اوایل Fourth Wing درباره شورش Tyrrish می‌شنویم کنار هم بذاریم، ماجرا خیلی ساده به نظر می‌رسه. چند سال قبل از اینکه Violet وارد Basgiath بشه، Fen Riorson، پدر Xaden، همراه با یه گروه از فرمانده‌ها و خاندان‌های Tyrrendor علیه حکومت Navarre شورش می‌کنه، جنگ رو می‌بازه و در نهایت خودش و بقیه رهبران شورش اعدام می‌شن. بچه‌های اون‌ها هم زنده می‌مونن، ولی با یه علامت عجیب روی بدنشون که بعدها به اسم Rebellion Relic شناخته می‌شه و باعث می‌شه همه بفهمن فرزند یکی از شورشی‌ها هستن. این دقیقاً همون تصویریه که خود Navarre دوست داره مردم از ماجرا داشته باشن؛ یه شورش شکست‌خورده، چند خائن اعدام‌شده و یه نسل از بچه‌هایی که باید تا آخر عمر با عواقب تصمیم والدینشون زندگی کنن.

اما هرچی داستان جلوتر می‌ره، مخصوصاً وقتی به Iron Flame و بعد Onyx Storm می‌رسیم، معلوم می‌شه تقریباً هیچ‌کدوم از این ماجرا به اون سادگی که اول بهمون گفته شده نیست. Fen Riorson صرفاً یه آدم قدرت‌طلب نبود که برای گرفتن یه تکه زمین بیشتر جنگ راه انداخته باشه، Rebellion Relic هم یه داغ ننگ ساده نیست و حتی قانونی که اجازه نمی‌ده سه تا Marked One با هم جمع بشن، فقط برای این نوشته نشده که حکومت از شورش دوباره اون‌ها می‌ترسه. پشت همه این اتفاق‌ها یه داستان خیلی بزرگ‌تر درباره دروغ‌های Navarre، Veninها، Rune Magic و ۱۰۷ بچه‌ای وجود داره که حکومت تصور می‌کرد بعد از مرگ والدینشون دیگه هیچ خطری ندارن، ولی در نهایت تبدیل شدن به یکی از معدود چیزهایی که حتی قدرت Melgren هم جلوشون کامل کار نمی‌کنه.

برای همین قبل از اینکه برسیم به خود Rebellion Relic، باید یه کم برگردیم عقب و ببینیم اصلاً چی شد که Fen Riorson و بقیه به این نتیجه رسیدن که باید علیه Navarre وارد جنگ بشن.
پ.ن: بله اینجانب براوتن عکس هارو با ai زدم و بله خودم هم به عکس های زیدن که رسیدم کلی فن گیرلینگ کردم (چشم لوکی به دور) خلاصه که زیدن کراش العالمینه میدونم 🥲🥲🥲😁

داستان Tyrrish Rebellion اصلاً چی بود؟

Tyrrish Rebellion شورشی بود که مرکز اصلیش توی Tyrrendor قرار داشت؛ منطقه‌ای که خاندان Riorson سال‌ها روی اون حکومت می‌کردن و Aretia هم مهم‌ترین شهر و مرکز سیاسی اون بود. Tyrrendor از همون اول نسبت به بقیه استان‌های Navarre هویت متفاوت‌تری داشت و این تفاوت فقط سیاسی نبود. فرهنگ، سنت‌ها و حتی بعضی شکل‌های جادویی مثل Rune Magic توی این منطقه جایگاه مهم‌تری داشتن و همین باعث می‌شد Tyrrendor از خیلی جهات مستقل‌تر از چیزی به نظر برسه که حکومت مرکزی دوست داشت.

Fen Riorson، پدر Xaden، رهبر اصلی شورش بود و بعد از شکست هم Navarre لقب Great Betrayer یا «خائن بزرگ» رو بهش داد. نسل Violet هم تقریباً با همین روایت بزرگ شده بود. چیزی که اون‌ها توی تاریخ رسمی یاد گرفته بودن این بود که Fen علیه پادشاه شورش کرد، Tyrrendor رو وارد جنگ کرد و در نهایت باعث مرگ آدم‌های زیادی شد. از این زاویه واقعاً سخت نبود که Fen رو یه خائن بدونیم، چون وقتی تنها منبع اطلاعاتت همون کتاب‌هایی باشن که حکومت تأیید کرده، چیز دیگه‌ای هم برای باور کردن وجود نداره.

مشکل از جایی شروع می‌شه که کم‌کم می‌فهمیم خود Navarre سال‌ها بخش‌های مهمی از تاریخ رو حذف کرده و بعضی چیزها رو عمداً از مردمش پنهان کرده. وقتی این اتفاق رو کنار گذشته Fen می‌ذاریم، تصویر شورش خیلی پیچیده‌تر می‌شه و تازه معلوم می‌شه چرا Tyrrishها اصلاً حاضر شدن وارد همچین جنگی بشن.

چرا Fen Riorson علیه Navarre شورش کرد؟

یکی از مهم‌ترین چیزهایی که بعداً درباره Fen می‌فهمیم اینه که اون از وجود Veninها و Wyvernها خبر داشته. یعنی چیزی رو می‌دونسته که بیشتر مردم داخل Navarre حتی تصورش رو هم نمی‌کردن. حکومت برای سال‌ها این واقعیت رو مخفی کرده بود و به مردمش اجازه داده بود فکر کنن تهدید اصلی همون درگیری‌های مرزی با Poromielه، در حالی که اون طرف wards یه دشمن خیلی خطرناک‌تر وجود داشت و شهرها و مردم واقعی داشتن به خاطرش نابود می‌شدن.

Fen این واقعیت رو می‌دونست و به نظر می‌رسه یکی از اصلی‌ترین دلایلی که حاضر شد علیه Navarre بایسته همین بوده. مشکل اون فقط این نبود که Tyrrendor استقلال بیشتری می‌خواست، بلکه با سیاستی مشکل داشت که عملاً می‌گفت تا وقتی Veninها بیرون wards هستن، بهتره Navarre درهاش رو ببنده و خودش رو نجات بده. Poromiel می‌تونست هرچقدر می‌خواد با Veninها بجنگه و قربانی بده، چون رهبران Navarre تصمیم گرفته بودن امنیت داخل مرزهای خودشون رو مهم‌تر از هر چیز دیگه‌ای بدونن.

وقتی از این زاویه به شورش نگاه کنیم، ارتباط Fen با Poromiel هم معنی بیشتری پیدا می‌کنه. اون برای پیدا کردن متحد سراغ افرادی مثل Viscount Tecarus رفت و تلاش کرد نیرویی بسازه که بدون اجازه Navarre بتونه با تهدید واقعی مقابله کنه. این موضوع بعدها در داستان Xaden خیلی مهم می‌شه، چون وقتی می‌بینیم Xaden مخفیانه به Poromiel سلاح می‌رسونه، درواقع داره مسیری رو ادامه می‌ده که پدرش خیلی قبل‌تر شروع کرده بود. برای همین ماجرای Riorsonها با Poromiel اصلاً از نسل Xaden شروع نشده و ریشه‌ش مستقیم به Tyrrish Rebellion برمی‌گرده.

این البته به این معنی نیست که باید Fen رو یه دفعه تبدیل به قهرمان بی‌نقص داستان کنیم. ما هنوز جزئیات همه تصمیم‌ها و روش‌های اون رو نمی‌دونیم و احتمالاً خیلی از اتفاقات شورش هم خاکستری‌تر از چیزیه که الان می‌شناسیم. ولی یه چیز رو دیگه سخت می‌شه انکار کرد: Fen درباره یکی از مهم‌ترین دروغ‌های Navarre حق داشت. حکومت واقعاً وجود Veninها رو پنهان کرده بود و واقعاً اطلاعات مربوط به اون‌ها رو از تاریخ و آموزش رسمی حذف کرده بود.

همین باعث می‌شه یکی از عجیب‌ترین قسمت‌های پرونده Fen معنای تازه‌ای پیدا کنه. در روایت رسمی گفته می‌شد Fen اواخر بازجویی شروع کرده پادشاه و رهبران Navarre رو به یه توطئه بزرگ متهم کردن و حرف‌هاش هم طوری ثبت شده که انگار دیگه عقل درست‌وحسابی نداشته. ولی بعدتر می‌فهمیم اون «توطئه» اساساً واقعی بوده. واقعاً یه ساختار بزرگ برای سانسور Veninها وجود داشته و واقعاً نسل‌های مختلف بدون اینکه چیزی از دشمن اصلی بدونن زندگی کردن. پس چیزی که حکومت سال‌ها به عنوان هذیان یه خائن شکست‌خورده تعریف می‌کرد، حداقل در بخش اصلیش حقیقت داشته.

Battle of Aretia و شکست نهایی شورش

در نهایت شورش به Battle of Aretia رسید؛ نبردی که در اول ژوئیه ۶۲۸ AU اتفاق افتاد و عملاً پایان Tyrrish Rebellion بود. Aretia فقط یه شهر معمولی نبود، بلکه مرکز Tyrrendor و مقر اصلی خاندان Riorson محسوب می‌شد، برای همین سقوطش از نظر سیاسی و نمادین همون‌قدر مهم بود که از نظر نظامی. وقتی نیروهای Navarre تونستن Aretia رو بگیرن، درواقع قلب شورش رو از بین برده بودن و بعد از اون دیگه شانسی برای ادامه جنگ به شکل قبلی باقی نموند.

خود شهر هم بعد از شکست شورشی‌ها با آتش اژدها نابود شد. این بخش از ماجرا نشون می‌ده Navarre فقط دنبال این نبود که ارتش Fen رو شکست بده، بلکه می‌خواست نماد قدرت Riorsonها رو هم از بین ببره. بعد از جنگ، نفوذ سیاسی خاندان Riorson محدود شد و Tyrrendor عملاً زیر کنترل خیلی شدیدتری رفت. برای Xaden هم این فقط به معنی از دست دادن پدرش نبود؛ اون خونه، خاندان، جایگاه سیاسی و تقریباً تمام آینده‌ای رو که قرار بود به عنوان وارث Riorson داشته باشه، با هم از دست داد.

Battle of Aretia یه ارتباط مهم با خانواده Sorrengail هم داره، چون Violet سال‌ها باور داشت Brennan توی همین نبرد کشته شده. روایت رسمی می‌گفت Fen Riorson مسئول مرگ Brennan بوده و Naolin هم هنگام تلاش برای نجاتش از بین رفته. بعداً که Violet می‌فهمه Brennan زنده‌ست و سال‌ها توی Aretia کنار همون آدم‌هایی زندگی کرده که Navarre بهشون می‌گه خائن، دوباره مشخص می‌شه روایت رسمی جنگ چقدر ناقص بوده. این بخش شاید مستقیم به Rebellion Relic ربط نداشته باشه، ولی خیلی خوب نشون می‌ده که چرا هر اطلاعاتی درباره Tyrrish Rebellion باید با احتیاط بررسی بشه.

Reunification Day؛ جشنی که برای همه جشن نبود

Navarre بعد از شکست شورش، اول ژوئیه رو تبدیل کرد به Reunification Day؛ روزی که قرار بود مردم پایان شورش و دوباره متحد شدن کشور رو جشن بگیرن. از نگاه یه شهروند معمولی Navarre شاید این موضوع خیلی عجیب نباشه. حکومت به مردم گفته بود یه گروه جدایی‌طلب خطرناک شکست خورده و کشور دوباره نجات پیدا کرده، پس طبیعی بود که این اتفاق تبدیل به یه مناسبت ملی بشه.

ولی برای Marked Ones ماجرا کاملاً فرق داشت. همون روزی که مردم Navarre جشن می‌گرفتن، برای Xaden و بقیه یادآور شکست خانواده‌هاشون، نابودی Aretia و شروع اتفاقاتی بود که در نهایت به اعدام والدینشون رسید. درواقع حکومت از بچه‌های همون آدم‌هایی که کشته بود انتظار داشت هر سال سالگرد شکست والدینشون رو جشن بگیرن. همین تضاد خیلی خوب توضیح می‌ده چرا Marked Ones از همون اول هیچ حس تعلق واقعی‌ای به ساختار Navarre نداشتن و چرا رابطه‌شون با Basgiath همیشه پر از بی‌اعتمادی بوده.

بعد از شکست شورش چه بلایی سر والدین Marked Ones اومد؟

بعد از سقوط Aretia، رهبران اصلی شورش دستگیر شدن و تعداد زیادی از اون‌ها برای اعدام به Calldyr منتقل شدن. General Melgren مسئول اجرای حکم بود و Codagh، اژدهای اون، شورشی‌ها رو با dragonfire اعدام کرد. Fen Riorson، Colonel Mairi و خیلی از فرمانده‌های دیگه توی همین مرحله کشته شدن و Navarre تصور می‌کرد با حذف این نسل، عملاً پرونده شورش برای همیشه بسته شده.

اما یکی از بی‌رحمانه‌ترین تصمیم‌های Melgren این بود که فرزندان شورشی‌ها رو هم مجبور کرد شاهد اعدام والدینشون باشن. این بچه‌ها نه‌تنها خانواده‌هاشون رو از دست دادن، بلکه باید مستقیم می‌دیدن که اون‌ها با آتش Codagh کشته می‌شن. حتی Lilith Sorrengail که خودش یکی از فرمانده‌های مهم Navarre بود، با این تصمیم مخالفت کرد و معتقد بود بچه‌ها نباید مجبور بشن چنین صحنه‌ای رو ببینن.

با این حال تصمیم عوض نشد و همین اتفاق چیزی رو فعال کرد که Melgren احتمالاً اصلاً از وجودش خبر نداشت.

۱۰۷ فرزند نشان‌دار چه کسانی بودن؟

بعد از اعدام رهبران شورش، در مجموع ۱۰۷ فرزند از خانواده‌های اون‌ها باقی موندن. این بچه‌ها همون گروهی هستن که بعدها با اسم Marked Ones شناخته می‌شن و شخصیت‌هایی مثل Xaden، Liam، Sloane، Imogen، Garrick و Bodhi هم جزوشون هستن. چیزی که همه اون‌ها رو به هم وصل می‌کرد فقط گذشته خانوادگیشون نبود، بلکه علامتی بود که بعد از اعدام‌ها روی بدنشون ظاهر شد و بهش Rebellion Relic می‌گفتن.

در نگاه اول، این Relic شبیه یه جور مهر خیانت به نظر می‌رسید. انگار Codagh بعد از کشتن والدینشون، روی بدن بچه‌ها یه نشونه گذاشته تا تا آخر عمر معلوم باشه فرزند چه کسانی هستن. خود Navarre هم هیچ عجله‌ای نداشت که برداشت مردم رو اصلاح کنه، چون این روایت کاملاً به نفعش بود. یه علامت قابل مشاهده روی بدن بچه‌های شورشی‌ها باعث می‌شد کنترل و نظارت روی اون‌ها خیلی راحت‌تر باشه.

ولی واقعیت دقیقاً برعکس این بود.

Rebellion Relic نه مجازاتی بود که Navarre طراحی کرده باشه و نه جادویی که Codagh آگاهانه روی این بچه‌ها گذاشته باشه. این علامت درواقع نتیجه آخرین نقشه والدینشون برای محافظت از اون‌ها بود.

حقیقت Rebellion Relic و نقش Colonel Mairi

یکی از مهم‌ترین آدم‌های پشت این ماجرا Colonel Mairi، مادر Liam و Sloane بود. اون تسلط خیلی بالایی روی Rune Magic داشت و قبل از پایان شورش احتمال داده بود که خودش و بقیه رهبران ممکنه زنده نمونن. برای همین ۱۰۷ Rune Stone ساخت؛ یکی برای هرکدوم از بچه‌های شورشی‌ها و ازشون خواسته شد این سنگ‌ها رو همیشه همراه خودشون داشته باشن.

این Runeها یه طلسم ساده نبودن. جادو طوری طراحی شده بود که در شرایط خیلی خاصی فعال بشه؛ یعنی زمانی که والد اون کودک با dragonfire کشته بشه. بعد از فعال شدن هم قرار بود Signet سوار اژدهایی رو که باعث اون مرگ شده خنثی کنه. نکته عجیب‌تر اینه که Colonel Mairi موقع ساخت Runeها نمی‌دونست دقیقاً چه کسی قرار بود در آینده والدین رو بکشه. جادو باید خودش با اون اتفاق هماهنگ می‌شد و همین نشون می‌ده سطح Rune Magic قدیمی Tyrrendor خیلی پیشرفته‌تر از چیزیه که Violet بعدها تازه شروع می‌کنه یاد گرفتن.

وقتی Codagh شورشی‌ها رو با dragonfire اعدام کرد، Runeها فعال شدن و جادوشون روی بدن بچه‌ها ظاهر شد. همون خطوط و نشونه‌هایی که بعدها همه به اسم Rebellion Relic شناختن، درواقع اثر فعال شدن همین Runeها بودن.

پس Codagh به معنای واقعی کلمه «Relic رو روی بدن بچه‌ها نذاشت». آتش Codagh فقط ماشه‌ای بود که جادوی Colonel Mairi رو فعال کرد. همین تفاوت، معنی کل Rebellion Relic رو عوض می‌کنه، چون چیزی که حکومت به عنوان داغ ننگ معرفی کرده، در اصل آخرین تلاش والدین شورشی برای محافظت از بچه‌هاشون بوده.

چرا Rebellion Relic قدرت Melgren رو مختل می‌کنه؟

حالا می‌رسیم به مهم‌ترین بخش ماجرا. Signet جنرال Melgren یکی از خطرناک‌ترین توانایی‌های نظامی Navarre محسوب می‌شه، چون می‌تونه نتیجه نبردها رو قبل از وقوع ببینه. برای یه فرمانده جنگی چنین قابلیتی تقریباً یه تقلب کامل محسوب می‌شه؛ چون قبل از اینکه نیروها حرکت کنن، می‌تونه بفهمه یه درگیری به چه سمتی می‌ره و بر اساس همون آینده تصمیم بگیره.

ولی این توانایی یه نقطه کور خیلی مشخص داره. وقتی سه Marked One یا بیشتر توی یه درگیری کنار هم باشن، Melgren دیگه نمی‌تونه نتیجه اون نبرد رو ببینه. این همون تأثیریه که Runeهای Colonel Mairi روی Signet اون گذاشتن.

چون Melgren و Codagh مسئول اعدام والدین بودن، جادوی Rune عملاً به شکلی فعال شد که قدرت Melgren رو خنثی کنه. نتیجه این شد که ۱۰۷ بچه‌ای که حکومت تصور می‌کرد باید تا آخر عمر تحت کنترلش باشن، وقتی کنار هم قرار می‌گیرن تبدیل می‌شن به یه نقطه کور بزرگ برای قدرتمندترین ابزار پیش‌بینی نظامی Navarre.

این قسمت یکی از طعنه‌آمیزترین بخش‌های کل داستانه، چون Melgren خودش با اجرای اعدام‌ها باعث فعال شدن جادویی شد که قدرت خودش رو محدود کرد. اگه اون بچه‌ها رو مجبور نکرده بودن شاهد اعدام والدینشون باشن یا اعدام‌ها به اون شکل انجام نمی‌شد، شاید اصلاً Rebellion Relic به شکل فعلی به وجود نمی‌اومد.

چرا سه Marked One حق ندارن کنار هم جمع بشن؟

وقتی این موضوع رو بدونیم، قوانین مخصوص Marked Ones یه دفعه خیلی قابل فهم‌تر می‌شن. توی Codex محدودیت‌های مشخصی برای تجمع اون‌ها وجود داره و جمع شدن سه نفر یا بیشتر می‌تونه جرم خیلی سنگینی محسوب بشه. در نگاه اول می‌شه فکر کرد دلیلش فقط اینه که حکومت نمی‌خواد بچه‌های شورشی‌ها دوباره گروه تشکیل بدن و یه شورش تازه راه بندازن، ولی پشت این قانون یه دلیل نظامی خیلی مهم‌تر هم وجود داره.

سه Marked One کنار هم یعنی Melgren دیگه نمی‌تونه آینده اون‌ها رو ببینه.

برای همین جلسه‌های مخفیانه Xaden با بقیه Marked Ones فقط یه دورهمی ممنوعه یا تخلف ساده از قوانین Basgiath نبود. اون‌ها عملاً داخل فضایی فعالیت می‌کردن که بهترین قابلیت اطلاعاتی Navarre هیچ دسترسی‌ای بهش نداشت. همین باعث می‌شد تجمعشون برای حکومت خیلی خطرناک‌تر از چیزی باشه که Violet اوایل داستان تصور می‌کنه.

چرا هر ۱۰۷ نفر مجبور شدن وارد Riders Quadrant بشن؟

بعد از مرگ والدین، Navarre با یه مشکل جدی روبه‌رو بود. ۱۰۷ بچه از مهم‌ترین شورشی‌های کشور زنده مونده بودن و حکومت نمی‌خواست اون‌ها آزادانه رشد کنن و بعداً دوباره همون راه والدینشون رو ادامه بدن. از طرف دیگه اعدام کردن مستقیم این تعداد کودک هم چیزی نبود که بشه به راحتی توجیهش کرد.

Treaty of Aretia یه راه‌حل بین این دو پیدا کرد. Marked Ones اجازه پیدا می‌کردن زنده بمونن، ولی وقتی به سن conscription می‌رسیدن باید وارد Riders Quadrant می‌شدن و برخلاف بقیه حق انتخاب مسیر دیگه‌ای رو نداشتن.

روایت رسمی می‌تونست خیلی راحت این تصمیم رو یه فرصت معرفی کنه؛ فرصتی برای اینکه بچه‌ها وفاداری خودشون رو ثابت کنن، به Navarre خدمت کنن و اسم خانواده‌شون رو پاک کنن. ولی از نگاه خود Marked Ones یه احتمال خیلی تاریک‌تر هم وجود داشت. Riders Quadrant مرگبارترین بخش Basgiath بود و تعداد زیادی از cadetها قبل از اینکه حتی به سال‌های بالاتر برسن کشته می‌شدن.

برای همین واقعاً این سؤال به وجود میاد که آیا Navarre می‌خواست به اون‌ها فرصت بده، یا فقط یه روش تمیزتر پیدا کرده بود که این ۱۰۷ نفر کم‌کم خودشون توی Basgiath بمیرن بدون اینکه حکومت مجبور باشه رسماً اعدامشون کنه.

Xaden و ۱۰۷ زخمی که روی پشتش داره

Xaden بین Marked Ones یه جایگاه کاملاً متفاوت داشت، چون فقط یکی از اون‌ها نبود. اون پسر Fen Riorson و وارث اصلی خاندان Riorson بود و بعد از شکست شورش مسئولیت خیلی بزرگ‌تری هم روی دوشش افتاد. برای اینکه بقیه بچه‌ها زنده بمونن، Xaden وفاداری هر ۱۰۷ نفر رو تضمین کرد و عملاً خودش رو مسئول رفتار اون‌ها قرار داد.

این تعهد با ۱۰۷ زخم روی پشتش ثبت شد؛ یه زخم برای هرکدوم از بچه‌ها. به همین خاطر وقتی Liam یا بقیه درباره بدهکار بودن به Xaden حرف می‌زنن، منظورشون فقط این نیست که اون رهبر خوبی بوده یا بهشون کمک کرده. Xaden واقعاً جان خودش رو وسط گذاشته بود تا اون‌ها فرصت زنده موندن داشته باشن.

اینجا یه اشتباه رایج هم وجود داره که بهتره کامل روشنش کنیم. ۱۰۷ خط روی پشت Xaden همون Rebellion Relic نیستن. Xaden چند نوع علامت مختلف روی بدنش داره که هرکدوم داستان جداگانه‌ای دارن. Rebellion Relic مربوط به Rune و مرگ Fenه، Dragon Relic مربوط به پیوندش با Sgaeylه و ۱۰۷ زخم روی پشتش هم مربوط به تعهدیه که برای Marked Ones قبول کرده. این سه تا کاملاً از هم جدا هستن و نباید با هم قاطی بشن.

Julianne و یکی از عجیب‌ترین معماهای Marked Ones

بین ۱۰۷ Marked One یه نفر هست که داستانش از بقیه عجیب‌تره و اون Julianneه. Xaden بزرگ‌ترین عضو این گروهه، ولی Julianne کوچک‌ترین عضو شناخته‌شده محسوب می‌شه و نکته جالب اینجاست که گفته می‌شه اون با Rebellion Relic به دنیا اومده.

اینجا یه سؤال خیلی مهم پیش میاد. اگه Rebellion Relic زمانی ایجاد شده که Runeها هنگام اعدام والدین فعال شدن، چطور ممکنه کسی با این علامت متولد بشه؟ منطقی‌ترین احتمال اینه که Julianne موقع اعدام هنوز متولد نشده بوده و جادوی Rune در دوران بارداری روی اون هم اثر گذاشته، ولی فعلاً این موضوع به شکل کامل و قطعی توضیح داده نشده.

برای همین Julianne می‌تونه در ادامه مجموعه خیلی مهم‌تر بشه، چون اگه واقعاً Rune Magic تونسته روی یه کودک هنوز متولد نشده اثر بذاره، این موضوع چیزهای زیادی درباره نحوه انتقال جادو و محدودیت‌های Runeها به ما می‌گه.

Colonel Mairi احتمالاً خیلی مهم‌تر از چیزی بود که اول فکر می‌کردیم

هرچی بیشتر درباره Rebellion Relic می‌فهمیم، بیشتر مشخص می‌شه Colonel Mairi احتمالاً یکی از ماهرترین Rune Crafterهای Tyrrendor بوده. فقط کافیه پیچیدگی کاری رو که انجام داده در نظر بگیریم. اون باید ۱۰۷ Rune مجزا بسازه، جادو رو به مرگ یه فرد دیگه گره بزنه، شرط فعال شدن رو dragonfire قرار بده و بعد Rune رو طوری طراحی کنه که Signet کسی رو خنثی کنه که هنوز معلوم نیست در آینده چه کسی خواهد بود.

این سطح از جادو خیلی فراتر از چیزهای ساده‌ایه که Violet اول کار درباره Rune Magic یاد می‌گیره و همین یه سؤال بزرگ‌تر هم ایجاد می‌کنه: Tyrrendor قبل از شکست شورش دقیقاً چه مقدار دانش جادویی داشته که بعداً از بین رفته یا توسط Navarre محدود شده؟

چون اگه Colonel Mairi قادر بوده همچین Runeهایی بسازه، بعیده Rebellion Relic تنها نمونه از قدرت واقعی Rune Magic قدیمی Tyrrish باشه.

آیا Rebellion Relic باعث Signet دوم می‌شه؟

بعد از اطلاعاتی که در Onyx Storm درباره بعضی Marked Ones به دست میاریم، یه سؤال جدید هم شکل می‌گیره. چرا بعضی از اون‌ها بیشتر از یه توانایی دارن و آیا این موضوع می‌تونه به Rebellion Relic مربوط باشه؟

این تئوری بین طرفدارها خیلی جذابه، چون Xaden خودش بیش از یک Signet داره و درباره بعضی از بقیه Marked Ones هم مشخص می‌شه توانایی‌هایی دارن که قبلاً ازشون خبر نداشتیم. با این حال هنوز نمی‌شه گفت Rebellion Relic مستقیماً باعث ایجاد Signet دوم می‌شه.

چیزی که فعلاً می‌دونیم اینه که بین Marked Ones، اژدهاهایی که اون‌ها رو انتخاب کردن و قدرت‌هایی که به دست آوردن یه ارتباط جالب وجود داره، ولی علت دقیقش هنوز مشخص نیست. برای همین فعلاً بهتره این موضوع رو به عنوان یه تئوری نگه داریم، نه یه حقیقت قطعی.

آیا Tyrrish Rebellion واقعاً شکست خورد؟

از نظر نظامی جواب روشنه. Fen Riorson جنگ رو باخت، Aretia سقوط کرد، رهبران شورش اعدام شدن و Tyrrendor دوباره زیر کنترل کامل Navarre رفت. اگه فقط همین اتفاق‌ها رو نگاه کنیم، Tyrrish Rebellion بدون شک یه شورش شکست‌خورده بود.

ولی وقتی ببینیم بعدش چه اتفاقی افتاد، ماجرا یه کم فرق می‌کنه. Fen کشته شد، ولی Xaden راهش رو ادامه داد. Aretia نابود شد، ولی دوباره ساخته شد. Navarre سال‌ها وجود Veninها رو پنهان کرد، ولی در نهایت همون حقیقتی که Fen درباره‌ش هشدار می‌داد آشکار شد. ۱۰۷ بچه‌ای که قرار بود یادگار شکست والدینشون باشن هم تبدیل شدن به گروهی که قدرت Melgren روی اون‌ها محدود می‌شه.

پس شاید بشه گفت Fen نبرد اول رو باخت، ولی چیزی که شروع کرده بود با مرگش تموم نشد.

حتی خود Rebellion Relic هم یه جور نماد همین موضوعه. Navarre می‌خواست این بچه‌ها تا آخر عمر علامت شکست والدینشون رو روی بدن داشته باشن، ولی چیزی که به عنوان نشونه شکست دیده می‌شد، درواقع جادویی بود که والدینشون قبل از مرگ برای محافظت از اون‌ها ساخته بودن.

حرف آخر

Navarre احتمالاً بعد از اعدام Fen Riorson و بقیه رهبران شورش فکر می‌کرد پرونده Tyrrish Rebellion رو برای همیشه بسته. Aretia نابود شده بود، خاندان Riorson قدرت سابقش رو نداشت، رهبران شورش مرده بودن و بچه‌هاشون هم تحت قوانین سخت حکومت قرار گرفته بودن. همه چیز طوری به نظر می‌رسید که انگار نسل بعد دیگه شانسی برای ادامه راه والدینش نداره.

ولی دقیقاً همون ۱۰۷ بچه تبدیل شدن به چیزی که حکومت نتونست کامل کنترلش کنه. Xaden رهبریشون رو به دست گرفت، بخشی از اون‌ها وارد شبکه مخفی کمک به Poromiel شدن و Rebellion Relic هم باعث شد وقتی کنار هم قرار می‌گیرن Melgren نتونه آینده‌شون رو ببینه.

Fen Riorson مرد، ولی چیزی که درباره Veninها می‌گفت درست از آب دراومد. Colonel Mairi اعدام شد، ولی Runeهایی که ساخته بود هنوز روی بدن بچه‌هاشون کار می‌کنن. Aretia با آتش اژدها نابود شد، ولی دوباره از دل خرابه‌ها بالا اومد.

برای همین Tyrrish Rebellion شاید از نظر تاریخی یه شورش شکست‌خورده باشه، ولی از نظر داستانی بیشتر شبیه شروع جنگیه که Navarre خیلی زود فکر کرد تموم شده.

Leave a comment