وقتی حرف از دورفهای دنیای «ارباب حلقهها» و «هابیت» میشه، ذهن بیشترمون مستقیم میره سراغ گیملی، تورین، داین یا همون گروه معروفی که بیلبو رو برداشت و راه افتاد سمت ارهبور. اما واقعیت اینه که بین همین دورفها هم اختلاف قدرت کم نیست. بعضیها جنگجوهای تمامعیاریان که اسمشون با نبردهای بزرگ سرزمین میانه گره خورده، بعضیها بیشتر نقش همراه و مشاور رو دارن و بعضیهای دیگه هم با اینکه زیاد وسط داستان دیده نمیشن، پشت سرشون کلی سابقه جنگ و فرماندهی وجود داره.
برای همین توی این رتبهبندی قرار نیست فقط ببینیم کدوم دورف زور بازوی بیشتری داشته یا توی فیلمها خفنتر به نظر رسیده. معیار اصلی ما ترکیبی از چند چیزه: سابقه جنگی، مهارت در نبرد نزدیک، دوام آوردن توی موقعیتهای سخت، توانایی رهبری و البته چیزهایی که خود تالکین توی کتابها و ضمیمهها دربارهشون گفته.
از بامبور و اوری که بیشتر گوشهوکنار گروه تورین دیده میشن تا گیملی، داین آیرونفوت و تورین اوکنشیلد که اسمشون با بعضی از مهمترین جنگهای سرزمین میانه گره خورده، قراره دورفهای مهم The Hobbit و The Lord of the Rings رو از ضعیفترین تا قدرتمندترین رتبهبندی کنیم.
بامبور | Bombur

بامبور ته این فهرست قرار گرفته، چون راستش رو بخواین، هر جوری حساب کنیم بین اعضای گروه تورین جنگجوی چندان جدیای به حساب نمیاد. حضورش توی داستان بیشتر برای ساختن لحظههای بامزه و دردسرهای ناخواسته است تا اینکه وسط میدان نبرد ظاهر بشه و هر کسی رو جلوی راهش قرار گرفته کنار بزنه.
یکی از واضحترین نمونهها توی کتاب «هابیت» اتفاق میافته؛ جایی که بامبور توی رودخانه جادویی جنگل میرکوود میافته و بعد از اون، بقیه دورفها مجبورن چند روز تمام او رو با خودشون حمل کنن. این اتفاق فقط یک شوخی ساده با وزن بامبور نیست؛ عملاً نشون میده که او توی شرایط سخت سفر، گاهی بیشتر از اینکه کمکحال گروه باشه، خودش به یک دردسر اضافه تبدیل میشه. انگار مسیر رسیدن به ارهبور بهاندازه کافی سخت نبود و گروه باید یک دورف خوابیده رو هم با خودش میکشید.
فیلمهای «هابیت» سعی کردن چند لحظه اکشن هم به بامبور بدن، مخصوصاً توی سکانس فرار با بشکهها که چند گابلین رو از سر راه برمیداره و برای چند دقیقه تبدیل به یک ماشین جنگی دورفی میشه. ولی خب، یک سکانس کوتاه و بامزه نمیتونه از بامبور مبارزی در حد دوالین، فیلی، کیلی، گیملی یا تورین بسازه. وقتی او رو کنار این شخصیتها میذاریم، اختلاف خیلی زود خودش رو نشون میده.
از اون طرف، خود تالکین هم بعدها اشاره میکنه که بامبور آنقدر چاق و کمتحرک شده بود که برای جابهجایی از تخت تا صندلی کنار میز غذا، شش دورف جوان باید کمکش میکردن. با این وضعیت، واقعاً سخته او رو کنار دورفهایی قرار بدیم که توی جنگهای بزرگ سرزمین میانه تبر و شمشیر دست گرفتن و خط نبرد رو نگه داشتن.
بامبور بدون شک یکی از بامزهترین و بهیادموندنیترین اعضای گروه تورینه، اما وقتی بحث قدرت و سابقه جنگی وسط باشه، جایگاهش واقعاً همین پایین فهرسته.
اوری | Ori

اوری بیشتر از هر چیزی حس عضو کمسنوسالتر و آرامتر گروه رو میده. فیلمها هم دقیقاً همین تصویر رو از او ساختن؛ دورفی جوانتر، سادهتر و کمتر جنگی که هنوز فاصله زیادی با مبارزهای خشن و باتجربه قوم خودش داره.
حتی انتخاب سلاحش هم این تفاوت رو خیلی خوب نشون میده. وقتی بقیه دورفها با تبر، چکش و شمشیر وارد درگیری میشن، اوری رو با تیرکمان کوچکش میبینیم. البته داشتن تیرکمان بهخودیخود چیز بدی نیست، اما کاملاً مشخص میکنه که اوری قرار نیست یکی از سنگینزنهای گروه تورین باشه.
توی کتاب «هابیت» هم لحظه جنگی مهم و جداگانهای برای اوری وجود نداره. او همراه گروه میمونه، از خطرهای مسیر عبور میکنه و پا پس نمیکشه، اما هیچوقت بهعنوان یک جنگجوی مهم معرفی نمیشه. چیزی که درباره اوری بیشتر اهمیت داره، شجاعت و وفاداریشه، نه قدرتی که وسط میدان نبرد از خودش نشون میده.
جالبترین بخش داستان اوری چند سال بعد و توی موریا شکل میگیره. او همراه بالین وارد مأموریت بازپسگیری موریا میشه و آخرین نوشتههای باقیمونده از اون گروه، در کتاب مازاربول، به دست اوری نوشته شدن. یعنی مهمترین چیزی که از او باقی میمونه، ثبت آخرین اتفاقات مستعمره بالینه، نه یک نبرد بزرگ یا پیروزی فراموشنشدنی.
پس اوری نه ترسوئه و نه بیخاصیت؛ اصلاً. کسی که حاضر شده همراه تورین تا ارهبور بره و بعد هم وارد موریا بشه، قطعاً جرئت کمی نداره. ولی وقتی بحث رتبهبندی قدرت وسط باشه، باید قبول کنیم که او بیشتر یک همراه وفادار و وقایعنگاره تا یک مبارز درجهیک.
نوری | Nori

نوری یک پله بالاتر از اوری قرار میگیره، نه به این دلیل که جنگجوی خیلی قدرتمندتریه، بلکه چون زرنگتر، باتجربهتر و اصطلاحاً خیابونیتر به نظر میرسه. توی فیلمها کاملاً حس کسی رو داره که بلده از دردسر فرار کنه، چیزی رو قایم کنه، حواس بقیه رو پرت کنه و خودش رو از خرابترین موقعیتها بیرون بکشه.
اما نباید این زرنگی رو با قدرت جنگی اشتباه بگیریم. نوری بیشتر اهل کلک، فرار و پیدا کردن راه میانبره تا اینکه مستقیم بره وسط درگیری. اگر قرار باشه از یک مسیر خطرناک عبور کنه یا توی شلوغی خودش رو نجات بده، احتمالاً خیلی خوب از پسش برمیاد؛ اما اگر وسط میدان جنگ او رو کنار داین یا دوالین بذاریم، دیگر نیازی به مقایسه دقیق نیست. کاملاً معلومه که اصلاً در یک سطح قرار ندارن.
تالکین توی کتاب «هابیت» برای نوری هم، مثل خیلی از اعضای فرعیتر گروه، لحظه جنگی مشخصی نمیسازه. توی فیلمها سلاح سهشاخهاش ظاهر متفاوتی داره و در چند درگیری گروهی هم ازش استفاده میکنه، اما باز چیزی نمیبینیم که ثابت کنه نوری یکی از مبارزهای اصلی گروه تورینه.
نوری از اون شخصیتهاییه که برای زنده موندن ساخته شده، نه لزوماً برای بردن جنگ. همین غریزه بقا و تجربه بیشتر باعث میشه بالاتر از اوری قرار بگیره، اما چون معیار اصلی این فهرست قدرت و جنگاوریه، هنوز فاصله زیادی با دورفهای واقعاً جنگجو داره.
بوفور | Bofur

بوفور خیلی دوستداشتنیه، ولی خب دوستداشتنی بودن قرار نیست رتبه جنگی کسی رو بالا ببره. او از اون دورفهاییه که حضورش توی گروه تورین بیشتر به خاطر شخصیت گرم، شوخطبع و همراهش توی ذهن میمونه، نه به خاطر اینکه وسط میدان جنگ همه رو تارومار کرده باشه.
توی کتاب «هابیت»، بوفور فرصت چندانی برای درخشیدن در یک نبرد جداگانه پیدا نمیکنه. تالکین او رو بهعنوان یکی از اعضای گروه معرفی میکنه و بعد هم بیشتر در کنار بقیه نگهش میداره. نه سابقه جنگی مشخصی ازش داریم و نه صحنهای که قدرتش رو بدون هیچ شک و تردیدی ثابت کنه.
فیلمها یکم بیشتر به بوفور شخصیت دادن. سلاحش، که بیشتر شبیه یکی از ابزارهای معدنکاریه، خیلی خوب با حالوهوای دورفها جور درمیاد و توی چند درگیری هم به کارش میاد. با این حال، بوفور هیچوقت به کسی تبدیل نمیشه که بشه ازش بهعنوان یکی از ستونهای جنگی گروه یاد کرد.
یکی از مهمترین تصمیمهای بوفور توی فیلمها اینه که در لیکتاون کنار کیلی زخمی میمونه. این تصمیم از نظر شخصیتی خیلی خوبه، چون نشون میده بوفور چقدر دلرحم، مهربون و وفاداره؛ اما از نظر جنگی باعث میشه از بخشی از مهمترین اتفاقات ارهبور دور بمونه.
در مجموع، بوفور عضو قابلاعتماد و دوستداشتنی گروهه و احتمالاً یکی از بهترین دورفها برای همسفر شدنه؛ ولی اگه دنبال کسی میگردین که وسط نبرد ورق رو برگردونه، انتخاب اولتون نخواهد بود. برای همین هم در بخشهای پایینتر این فهرست قرار گرفته.
بیفور | Bifur

بیفور توی کتاب «هابیت» حضور خیلی کمرنگی داره. تالکین اسمش رو کنار بقیه دورفهای گروه تورین میاره، اما شخصیتپردازی مفصلی براش نمیسازه. نه دیالوگ خیلی مهمی داره، نه نبرد جداگانهای و نه سابقهای که بشه بر اساس اون دقیقاً فهمید چقدر جنگجوی توانمندیه.
فیلمهای «هابیت» این وضعیت رو تا حدی عوض کردن. تیغه اورکیای که توی سر بیفور گیر کرده، کاملاً ایدهای مخصوص نسخه سینماییه و باعث میشه او خیلی سریع از چند دورف کمرنگتر گروه جدا بشه. همین ظاهر عجیب هم این حس رو میده که حتماً گذشته خشن و پرماجرایی پشت سر گذاشته؛ بالاخره آدم هر روز با تکهای از سلاح یک اورک توی سرش زندگی نمیکنه.
بیفور توی سکانسهای اکشن هم معمولاً خشنتر و بیپرواتر از چند شخصیت قبلی دیده میشه. اگر فقط فیلمها رو ملاک قرار بدیم، احتمالاً او رو از بوفور، نوری و اوری جنگجوتر حساب میکنیم. مشکل اینجاست که بخش بزرگی از این شخصیتپردازی توی نوشتههای تالکین وجود نداره و همین اجازه نمیده رتبهاش رو خیلی بالاتر ببریم.
در نتیجه، بیفور به لطف نسخه سینمایی جنگیتر و تهاجمیتر از بوفور به نظر میرسه، اما چون توی متن اصلی مدرک چندانی از تواناییهای رزمی او نداریم، هنوز نمیتونه به دورفهای باتجربهتر و مهمتر این فهرست نزدیک بشه.
دوری | Dori

دوری از اون شخصیتهاییه که شاید در نگاه اول خیلی به چشم نیاد، اما از نظر قدرت بدنی واقعاً نباید دستکمش گرفت. نکته مهم درباره او اینه که تالکین مستقیماً به قدرت بدنی زیادش اشاره میکنه و همین یک ویژگی باعث میشه چند پله بالاتر از دورفهای قبلی قرار بگیره.
توی کتاب «هابیت»، دوری یک صحنه مهم داره؛ جایی که بیلبو رو روی پشت خودش حمل میکنه و همزمان باید از دل خطر هم فرار کنه. این کار فقط زور بازو نمیخواد. دوری باید نفس، تعادل و استقامت کافی داشته باشه و وسط یک موقعیت وحشتناک هم جا نزنه. تازه فراموش نکنیم که بیلبو در اون لحظه دقیقاً سبکترین چمدان مسافرتی دنیا هم نبوده!
با این حال، قدرت بدنی دوری لزوماً به معنی جنگجوی درجهیک بودنش نیست. او بیشتر شبیه کسیه که توی موقعیتهای سخت میتونه وزن زیادی تحمل کنه، کسی رو نجات بده، جلوی ضربه رو بگیره یا بقیه اعضای گروه رو از مخمصه بیرون بکشه. اما اون تصویر مبارز خشن و پیشرویی رو که از دوالین یا فیلی میبینیم، نداره.
برای همین جایگاه دوری همینجاست؛ بالاتر از شخصیتهایی که تقریباً هیچ نشونه مشخصی از قدرتشون نداریم، اما پایینتر از دورفهایی که واقعاً وارد نبردهای بزرگ شدن و سابقه جنگی جدی از خودشون به جا گذاشتن. زور بازوی دوری قطعاً زیاده، ولی سابقه رزمیاش آنقدر پررنگ نیست که او رو به بالای فهرست برسونه.
گلوین | Glóin

گلوین از اون دورفهاییه که شاید توی «هابیت» خیلی پرزرقوبرق نباشه، اما وقتی کل دنیای «ارباب حلقهها» رو نگاه میکنیم، اهمیتش بیشتر خودش رو نشون میده. بالاخره او پدر گیملیه؛ همون دورفی که بعدها در جنگ حلقه به یکی از مهمترین مبارزهای قوم خودش تبدیل میشه.
البته اعتبار گلوین فقط به پدر گیملی بودنش محدود نمیشه. خودش هم دورف بیتجربهای نیست و توی سفر ارهبور یکی از اعضای قابلاعتماد گروه تورینه. شاید صحنه اکشن خیلی بزرگی که مخصوص خودش باشه نداشته باشه، اما از اون شخصیتهاییه که مشخصه سالها تجربه پشت سرش داره و توی مسیرهای سخت به این راحتی خودش رو نمیبازه.
حضور گلوین در شورای الروند هم اهمیت زیادی داره. وقتی سالها بعد دوباره او رو در «یاران حلقه» میبینیم، دیگر فقط یکی از همراهان قدیمی تورین نیست؛ او بهعنوان نماینده ارهبور و دورفها در شورا حاضر شده. این یعنی بین قوم خودش جایگاه، اعتبار و نفوذ داره و چنین موقعیتی نصیب هر دورف معمولیای نمیشه.
از نظر قدرت، گلوین رو باید جنگجویی باتجربه و قابلاعتماد دونست. شاید به سطح گیملی، داین یا تورین نرسه، اما قطعاً بالاتر از شخصیتهاییه که فقط همراه گروه بودن و سابقه جنگی مشخصی از خودشون باقی نگذاشتن.
ترور | Thrór

ترور با بیشتر شخصیتهای قبلی این فهرست فرق داره، چون بخش بزرگی از قدرتش از جایگاه پادشاهی و سابقه خاندانش میاد. او پدربزرگ تورین و یکی از چهرههای مهم خاندان دورینه؛ کسی که اسمش هم به دوران شکوه ارهبور وصله و هم به سقوط دردناک دورفهای کوه تنها.
در دوران ترور، ارهبور یکی از ثروتمندترین و مهمترین قلمروهای دورفها بود. بنابراین او فقط پادشاهی نبود که روی تخت نشسته باشه و از خزانه پر از طلاش لذت ببره. برای اداره و حفظ چنین قلمرویی باید اقتدار، تجربه و اعتبار کافی میداشت تا مردمش از او پیروی کنن.
اما وقتی بحث قدرت جنگی شخصی وسط میاد، سنجیدن ترور کمی سختتر میشه. صحنههای زیادی از نبرد مستقیم او نداریم و بیشتر با عنوان پادشاه زیر کوه و وارث دورین میشناسیمش، نه مثل داین که وسط میدان جنگ آزوگ رو کشته یا مثل تورین که لقبش رو از دل یکی از خونینترین نبردهای دورفها به دست آورده.
از طرف دیگه، طمع و تأثیر حلقه قدرت کمکم روی تصمیمهای ترور سایه میاندازه. رفتن او به موریا با همراهانی بسیار کم، یکی از همون تصمیمهاییه که سرنوشت تلخی براش رقم میزنه. کشته شدن ترور به دست آزوگ هم بعداً آتشی رو روشن میکنه که به جنگ بزرگ دورفها و اورکها منتهی میشه.
ترور به خاطر مقام، گذشته و جایگاه تاریخیاش بالاتر از خیلی از دورفهای معمولی قرار میگیره، اما چون قدرتش بیشتر پادشاهی و تاریخی بوده تا جنگی و میدانی، نمیتونه خیلی بالاتر از این بره.
اوین | Óin

اوین معمولاً بهعنوان درمانگر گروه تورین شناخته میشه و همین موضوع باعث شده خیلیها فراموش کنن که او هم یکی از همون دورفهاییه که تمام مسیر خطرناک رسیدن به ارهبور رو پشت سر گذاشته. ضمن اینکه درمانگر بودن اصلاً به این معنی نیست که کسی نمیتونه بجنگه؛ مخصوصاً وقتی درباره دورفها حرف میزنیم که احتمالاً حتی پزشکشون هم موقع نیاز با یک چکش سنگین بالای سرت ظاهر میشه.
توی فیلمها، اوین با ابزار و سلاح خاصش نشون میده که قرار نیست فقط پشت بقیه بایسته و زخمهاشون رو ببنده. او میتونه از خودش دفاع کنه و توی درگیریهای گروهی هم کم نمیاره. البته مبارز اصلی گروه نیست، اما آنقدر هم ضعیف نیست که فقط به چشم پزشک همراه نگاهش کنیم.
نقش او در لیکتاون هم اهمیت زیادی داره، چون رسیدگی به کیلی زخمی کمک میکنه یکی از جنگجوهای جوان گروه زنده بمونه. توی گروه کوچیکی مثل گروه تورین، همین کارها خیلی مهمه. گاهی نگه داشتن یک مبارز در مسیر، بهاندازه جنگیدن در خط مقدم ارزش داره.
اوین بعدها همراه بالین وارد ماجرای بازپسگیری موریا هم میشه. همین تصمیم بهتنهایی نشون میده با یک دورف بیخطر و گوشهگیر طرف نیستیم. کسی که میدونه چه هیولاها و خطرهایی ممکنه توی موریا منتظرش باشن و بااینحال واردش میشه، قطعاً هم جرئت داره و هم تجربه.
اوین شاید جنگجوی درجهیک و ویرانگری نباشه، اما از اون دورفهاییه که وسط بحران میشه روش حساب کرد. همین ترکیب تجربه، شجاعت، مهارت درمان و توانایی دفاع از خودش باعث میشه بالاتر از اعضای معمولیتر گروه قرار بگیره.
بالین | Balin

بالین بیشتر با تجربه و توانایی رهبریش میدرخشه تا با زور بازو. او یکی از مسنترین اعضای گروه تورینه و معمولاً قبل از تصمیمهای مهم، حرفش شنیده میشه. بالین کنار تورین شبیه صدای عقل و تجربه است؛ کسی که هم گذشته رو دیده، هم خطرهای مسیر رو بهتر از خیلیهای دیگه میشناسه و هم میفهمه غرور تورین چه وقتهایی ممکنه کار دست همه بده.
توی «هابیت»، بالین قرار نیست مثل دوالین با سر بره وسط هر دعوایی. شخصیتش محتاطتره، قبل از عمل بیشتر فکر میکنه و معمولاً از زاویه تجربه به اتفاقات نگاه میکنه. اما این رفتار به معنی ضعیف بودنش نیست. بالین به نسلی تعلق داره که جنگ، تبعید، آوارگی و از دست دادن خانه رو با تمام وجود تجربه کرده.
سابقه حضورش در جنگ دورفها و اورکها هم اهمیت زیادی داره. اون جنگ برای دورفها یک درگیری ساده و زودگذر نبود؛ یکی از خونینترین و سنگینترین دورههای تاریخشون محسوب میشد. هر کسی که از چنین جنگی زنده برگشته، قطعاً فقط یک پیرمرد مهربون و قصهگو نیست.
بزرگترین تصمیم بالین چند سال بعد از بازپسگیری ارهبور گرفته میشه؛ وقتی راهی موریا میشه تا قلمرو باستانی دورفها رو دوباره پس بگیره. او چند سال بهعنوان ارباب موریا حکومت میکنه، اما در نهایت همونجا کشته میشه و یاران حلقه سالها بعد آرامگاهش رو پیدا میکنن.
بالین شاید در مبارزه تنبهتن به پای دوالین، داین یا تورین نرسه، اما سابقه جنگی، شجاعت، تجربه و توانایی رهبریش باعث میشه جایگاه محکمی در نیمه بالایی این فهرست داشته باشه.
ترین دوم | Thráin II

ترین دوم پدر تورینه و همین نسبت بهتنهایی وزن زیادی به اسمش میده، اما اهمیت او فقط به این نیست که پدر یکی از معروفترین دورفهای نوشتههای تالکینه. خودش هم یکی از چهرههای مهم خاندان دورین در دورهایه که دورفها خانه، قدرت و آرامششون رو از دست داده بودن.
او در جنگ دورفها و اورکها حضور داشت؛ پس با کسی طرف نیستیم که فقط اسم، تاج و لقب داشته باشه. ترین واقعاً جنگیده، از نبردهای سنگین عبور کرده و بعد از اون همه فاجعه مجبور شده بازماندههای قومش رو دوباره جمع کنه و زنده نگه داره.
جایگاه ترین از نظر رهبری هم مهمه. بعد از مرگ ترور و نابسامانی وضعیت دورفها، او باید مردمی رو هدایت میکرد که هم آواره بودن، هم خشمگین، هم زخمی و هم تشنه انتقام. انجام چنین کاری فقط تاج و عنوان نمیخواد؛ رهبر باید آنقدر اعتبار و قدرت داشته باشه که بقیه حاضر باشن توی یکی از سختترین دورههای تاریخشون پشت سرش حرکت کنن.
بااینحال، سرنوشت ترین بهشدت تلخه. تأثیر حلقه قدرت، سالهای آوارگی و در نهایت اسارت در دول گولدور کمکم او رو از پا درمیاره. وقتی گندالف پیداش میکنه، دیگر خبری از اون فرمانده و پادشاه سابق نیست و با دورفی روبهرو میشیم که تقریباً همهچیزش رو از دست داده.
ولی رتبه ترین رو باید بر اساس دوران اوجش تعیین کنیم، نه آخرین روزهای شکسته و دردناکش. او جنگیده، رهبری کرده و نسل دورین رو تا رسیدن دوران تورین زنده نگه داشته. برای همین بالاتر از بالین قرار میگیره، اما هنوز به جنگجوهای بزرگ بالای این فهرست نمیرسه.
کیلی | Kíli

کیلی یکی از جوانترین اعضای گروه تورینه، اما اصلاً نباید به خاطر سنش دستکمش گرفت. توی فیلمهای «هابیت»، او یکی از چابکترین و سریعترین مبارزهای گروهه. کیلی خشونت سنگین و قدرت فیزیکی دوالین رو نداره، ولی در عوض سرعت، انرژی و انعطاف بیشتری وارد نبرد میکنه.
یکی از چیزهایی که کیلی رو از بیشتر دورفهای گروه جدا میکنه، مهارتش در تیراندازیه. دورفها معمولاً با تبر، چکش و نبردهای نزدیک شناخته میشن، اما کیلی از فاصله دور هم میتونه برای گروه مفید باشه. این ویژگی برای گروه تورین خیلی ارزشمنده، چون بالاخره قرار نیست همه با سر برن وسط دشمن و امیدوار باشن تبرشون زودتر به هدف میرسه.
البته کیلی فقط تیرانداز نیست. وقتی نبرد به فاصله نزدیک کشیده میشه هم خوب دوام میاره. توی فیلمها چند بار میبینیم که با سرعت وارد درگیری میشه و میتونه همزمان جلوی چند دشمن مقاومت کنه. همین ویژگی باعث میشه در مقایسه با خیلی از اعضای مسنتر گروه، مبارزی فعالتر و متنوعتر به نظر برسه.
در کتاب، کیلی و فیلی بهاندازه فیلمها شخصیتپردازی جداگانه ندارن، اما جایگاهشون در کنار تورین کاملاً مشخصه. اونها نزدیکترین اعضای خانواده تورین و وارثان او هستن و در نهایت هم در نبرد پنج سپاه، هنگام دفاع از عموی خودشون کشته میشن.
کیلی شاید تجربه دوالین یا بالین رو نداشته باشه، اما توی میدان نبرد حرفهای زیادی برای گفتن داره. چابکی، مهارت در تیراندازی، توانایی مبارزه نزدیک و وفاداریش به تورین باعث میشه از بیشتر اعضای گروه بالاتر قرار بگیره.
فیلی | Fíli

فیلی برادر بزرگتر کیلی و وارث تورینه و همین موضوع از همون اول جایگاهش رو با خیلی از اعضای گروه متفاوت میکنه. او فقط یکی از همراهان این سفر نیست؛ اگر اتفاقات جور دیگهای پیش میرفت، میتونست آینده خاندان دورین و پادشاه بعدی ارهبور باشه.
توی فیلمها، فیلی بیشتر حس یک مبارز آماده، آموزشدیده و منظم رو میده. چند سلاح مختلف همراه خودش داره و انگار همیشه آماده است که اوضاع هر لحظه به هم بریزه. برخلاف کیلی که بخش مهمی از قدرتش به تیراندازی و حمله از راه دور مربوط میشه، فیلی بیشتر برای نبرد نزدیک ساخته شده.
همین موضوع باعث میشه در این فهرست یک پله بالاتر از کیلی قرار بگیره. جنگهای دورفها معمولاً در تونلهای تنگ، راهروها، دروازهها و برخوردهای مستقیم اتفاق میافتن. توی چنین فضایی، مبارزی مثل فیلی که برای نبرد نزدیک آماده شده، میتونه خطرناکتر و کاربردیتر باشه.
فیلی از نظر رفتاری هم جدیتر از کیلیه. کمتر شوخی میکنه، بیشتر تمرکز داره و انگار بهتر میفهمه چه مسئولیتی روی دوشش قرار گرفته. همین باعث میشه بیشتر شبیه یک شاهزاده دورفی آموزشدیده به نظر برسه، نه صرفاً یک عضو جوان و پرانرژی گروه.
پایان کار فیلی هم جایگاهش رو محکمتر میکنه. او کنار کیلی برای محافظت از تورین میجنگه و کشته میشه. مرگش فقط یک اتفاق غمانگیز نیست؛ نشون میده تا آخرین لحظه به وظیفه خودش بهعنوان وارث و محافظ خاندان دورین وفادار میمونه.
دوالین | Dwalin

دوالین از همون لحظهای که وارد داستان میشه، داد میزنه که با بقیه فرق داره. البته نه واقعاً با داد و فریاد؛ ظاهر، رفتار و انرژیای که همراه خودش میاره برای فهمیدن این موضوع کافیه. او از اون دورفهایی نیست که لازم باشه چند صفحه توضیح بدیم چقدر خطرناکه. همین که وارد صحنه میشه، معلومه تمام زندگیاش رو برای جنگیدن آماده کرده.
توی فیلمهای «هابیت»، دوالین یکی از خشنترین و فیزیکیترین مبارزهای گروه تورینه. بدن تنومند، تتوها، سلاحهای سنگین و رفتار تندش همه با هم یک تصویر واضح میسازن: این دورف واقعاً برای درگیری ساخته شده و احتمالاً از اون آدمهاییه که اول ضربه میزنه و بعد میپرسه اصلاً مشکل چی بوده.
اما دوالین فقط ظاهر ترسناکی نداره و سابقه جنگی هم پشت سرشه. او دوران جنگ دورفها و اورکها، شکست، آوارگی و درگیریهای قومش رو تجربه کرده و همین باعث شده با یک مبارز تازهکار طرف نباشیم. تجربهای که دوالین با خودش حمل میکنه، چیزی نیست که بشه با چند سکانس اکشن ساده مقایسهاش کرد.
رابطهاش با تورین هم اهمیت زیادی داره. دوالین فقط یکی از همراهان تورین نیست؛ بیشتر شبیه بازوی جنگی و وفادار اونه. وقتی اوضاع خطرناک میشه، دوالین از اونهایی نیست که عقب بکشه یا منتظر بمونه بقیه تصمیم بگیرن. معمولاً آماده است اولین نفری باشه که وارد درگیری میشه.
شاید دوالین بهاندازه گیملی در داستانهای «ارباب حلقهها» فرصت درخشیدن پیدا نکرده باشه یا مثل داین افتخار بزرگی مثل کشتن آزوگ رو توی کارنامهاش نداشته باشه، اما بین اعضای گروه تورین بدون شک یکی از جدیترین و ترسناکترین جنگجوهاست. برای همین جایگاهش کاملاً نزدیک به بالای فهرسته.
گیملی | Gimli

گیملی معروفترین دورف دنیای «ارباب حلقهها»ست و این معروف بودن هم اصلاً بیدلیل نیست. او فقط پسر گلوین یا نماینده دورفها در شورای الروند نیست؛ گیملی واقعاً وسط مهمترین جنگهای دوران سوم حضور داره و بارها توانایی خودش رو جلوی چشممون ثابت میکنه.
فرق گیملی با خیلی از دورفهای این فهرست اینه که قدرتش رو مستقیم میبینیم. بعضی شخصیتها رو بیشتر از طریق ضمیمهها، تاریخ خاندان دورین یا اشارههای پراکنده میشناسیم، اما گیملی جلوی چشم ما وارد نبرد میشه؛ از موریا و هلمز دیپ گرفته تا دشتهای پلنور و نبرد مقابل دروازه سیاه.
نبرد هلمز دیپ یکی از بهترین نمونهها برای سنجیدن قدرت گیملیه. رقابتش با لگولاس بر سر تعداد دشمنهایی که میکشن، شاید در ظاهر یک بخش طنزآمیز از داستان باشه، اما یک نکته مهم رو هم ثابت میکنه: گیملی وسط یک نبرد وحشتناک آنقدر خوب میجنگه و آنقدر دوام میاره که میتونه خودش رو کنار یک الف جنگجوی حرفهای نگه داره و حتی برای مدتی ازش جلو بزنه.
گیملی هم زور زیادی داره، هم استقامت و هم همون کلهشقی معروف دورفی رو که برای زنده موندن در جنگهای طولانی لازم میشه. او فقط یک ضربهزن سنگین نیست؛ توی موقعیتهای مختلف خودش رو با شرایط هماهنگ میکنه و تا آخرین نبرد جنگ حلقه کنار همراهانش میایسته.
از طرف دیگه، گیملی ادامهدهنده میراث گلوینه. او نماینده نسل تازهای از دورفهاست که وارد جنگی میشه که سرنوشت تمام سرزمین میانه به نتیجهاش بستگی داره. توی اقتباس سینمایی، حتی طراحی سلاحها و تجهیزاتش هم این پیوند با نسل قبلی و خاندانش رو پررنگتر میکنه.
گیملی به خاطر سابقه جنگی روشن، حضور در چند نبرد بزرگ و استقامت عجیبش، از تقریباً تمام اعضای گروه تورین بالاتر قرار میگیره. فقط دو دورف هستن که از نظر سابقه تاریخی، رهبری و افتخار جنگی میتونن از او جلو بزنن.
داین آیرونفوت | Dáin Ironfoot

داین آیرونفوت از اون دورفهاییه که حتی اگر زمان زیادی هم جلوی چشم ما نباشه، سابقهاش بهتنهایی برای رسیدن به بالای فهرست کافیه. مهمترین افتخار او توی کتابها کاملاً مشخصه: داین در نبرد آزانولبیزار، آزوگ رو میکشه.
این نکته اهمیت زیادی داره، چون فیلمهای «هابیت» بخش بزرگی از دشمنی با آزوگ رو به تورین منتقل میکنن، اما در متن تالکین، داین کسیه که او رو از پا درمیاره. تازه داین در اون زمان هنوز یک دورف جوان بوده؛ یعنی از همون سن کم توانسته کاری انجام بده که اسمش رو برای همیشه وارد تاریخ دورفها کنه.
داین فقط یک جنگجوی قدرتمند نیست و توانایی فرماندهی هم داره. در نبرد پنج سپاه، او نیروهای تپههای آهنین رو همراه خودش میاره و حضورش جریان اتفاقات رو عوض میکنه. این یعنی هم در مبارزه شخصی خطرناکه و هم میتونه یک ارتش رو رهبری کنه؛ ترکیبی که خیلی از دورفهای این فهرست ازش بیبهرهان.
از نظر شخصیتی هم داین دقیقاً حالوهوای یک پادشاه جنگجو رو داره. او از اون فرماندههایی نیست که پشت سربازهاش پنهان بشه و فقط دستور بده. سابقهاش نشون میده خودش هم اهل میدان نبرده و این روحیه رو تا آخرین روزهای زندگیش حفظ میکنه.
در جریان جنگ حلقه، وقتی نیروهای شرقی به ارهبور حمله میکنن، داین با وجود سن بالاش همچنان کنار دروازههای پادشاهی خودش میجنگه و همونجا کشته میشه. برای دورفی با سابقه او، شاید پایان مناسبتری وجود نداشت؛ تا آخرین نفس، با سلاحی در دست و در حال دفاع از سرزمینش.
داین از نظر سابقه جنگی یکی از قدرتمندترین دورفهای کل دوران سومه. کشتن آزوگ، رهبری ارتش تپههای آهنین، فرمانروایی ارهبور و مرگ در راه دفاع از پادشاهیاش باعث میشه فقط یک نفر بالاتر از او قرار بگیره.
تورین اوکنشیلد | Thorin Oakenshield

تورین اوکنشیلد بالای این فهرست قرار میگیره، چون تقریباً تمام چیزهایی که برای سنجیدن قدرت یک دورف نیاز داریم، در وجود او جمع شده: سابقه جنگی، رهبری، استقامت، اراده، شجاعت و البته همون لجاجت معروف دورفی که گاهی نجاتش میده و گاهی هم نزدیکه خودش و همه اطرافیانش رو نابود کنه.
حتی لقب اوکنشیلد هم مستقیماً از دل جنگ بیرون اومده. در نبرد آزانولبیزار، وقتی سپر تورین میشکنه، او شاخهای از یک درخت بلوط رو برمیداره و ازش هم برای دفاع و هم برای جنگیدن استفاده میکنه. این فقط یک حرکت نمایشی و خفن نیست؛ تورین وسط یکی از خونینترین نبردهای تاریخ دورفها آنقدر سرسختی از خودش نشون میده که از همون روز لقب «سپر بلوطی» برای همیشه روی اسمش باقی میمونه.
بعد از اون نبرد، تورین فقط یک جنگجو باقی نمیمونه و به رهبر بازماندههای خاندان دورین تبدیل میشه. او سالها با آوارگی و از دست دادن خانهاش کنار میاد و در نهایت تصمیم میگیره کاری رو انجام بده که خیلیها غیرممکن میدونستن: برگشتن به ارهبور و پس گرفتن کوه تنها از اسماگ.
البته تورین توی مسیر ارهبور همیشه آدم راحت و بیاشتباهی نیست. غرور زیادی داره، گاهی تصمیمهای خیلی بدی میگیره و طمع گنج هم در مقطعی چنان ذهنش رو به هم میریزه که نزدیکه تمام دستاوردهای خودش رو نابود کنه. اما وقتی بحث قدرت، اراده و رهبری جنگی وسط باشه، نمیشه انکار کرد که ستون اصلی گروه تورینه و بقیه تا حد زیادی به خاطر او این سفر رو ادامه میدن.
در نبرد پنج سپاه هم بیرون اومدن تورین از کوه و حمله ناگهانی او جریان جنگ رو عوض میکنه. توی فیلمها، مبارزه مستقیمش با آزوگ هم به داستان اضافه شده تا تصویر سینمایی او بیشتر شبیه یک قهرمان جنگجوی تراژیک باشه. البته در نوشتههای تالکین این داینه که آزوگ رو میکشه، نه تورین؛ اما این تفاوت چیزی از جایگاه تورین بهعنوان یکی از مهمترین مبارزهای نسل خودش کم نمیکنه.
تورین قویترین دورف این فهرسته، نه به خاطر اینکه بینقصه، بلکه چون جنگیده، رهبری کرده، شکست خورده و دوباره بلند شده. قدرت او فقط در تبر و شمشیرش خلاصه نمیشه؛ مهمترین ویژگی تورین اینه که حتی وقتی همهچیز علیهشه و تقریباً هیچ امیدی باقی نمونده، باز هم راهی برای جلو رفتن پیدا میکنه.
حرف آخر
رتبهبندی دورفهای «هابیت» و «ارباب حلقهها» فقط با شمردن ضربهها و سکانسهای اکشن جلو نمیره. بعضی از این شخصیتها، مثل گیملی و داین، سابقه جنگی روشن و سنگینی دارن. بعضیها، مثل بالین و ترین، بیشتر با تجربه، قدرت رهبری و نقشی که در تاریخ دورفها داشتن سنجیده میشن. بعضیهای دیگه هم مثل بامبور، اوری یا بوفور، با اینکه بخشی از گروه تورین هستن و شجاعتشون رو ثابت کردن، بیشتر همراههای داستانن تا جنگجوهای اصلیش.
در نهایت، تورین اوکنشیلد بالای این فهرست میایسته، چون هم جنگجوئه، هم رهبره و هم یکی از مهمترین چهرههای خاندان دورین در دوران سوم محسوب میشه. البته داین و گیملی هم آنقدر سابقه و افتخار دارن که جایگاهشون بهراحتی قابل بحثه و احتمالاً طرفدارهای هر کدوم تا فردا صبح برای اثبات انتخابشون دلیل میارن.
حالا اگه قرار باشه برای یک نبرد سخت فقط یکی از این دورفها رو کنار خودتون داشته باشین، انتخابتون کیه؟ تورین، داین، گیملی یا دوالین؟

