نتفلیکس بالاخره مسیر آینده دنیای Stranger Things رو مشخص کرده، و اسپینآف جدیدش—Stranger Things: Tales from ’85—واضحترین نشونهست که نشون میده نتفلیکس دقیقاً داره چیکار میکنه با این فرنچایز.
در ظاهر، Tales from ’85 یک سریال مستقل و جدید حساب میشه، اما هر کسی حتی یک نگاه کوتاه به اطلاعات منتشرشده بندازه، سریع میفهمه که این سریال بیشتر یک ادامه مستقیم از فرمول آشناست تا یک قدم تازه. نتفلیکس سالهاست دنبال سریالیه که جای خالی Stranger Things رو پر کنه؛ از ۲۰۱۶ تا الان هیچکدوم نتونسته مثل اون ترکیب جادویی «رازهای شهری»، «وحشت علمی»، «نوستالژی دهه ۸۰» و «گروه بچههای دردسرساز» رو بسازه.
حالا Tales from ’85 ثابت میکنه نتفلیکس اصلاً قصد نداره از این قالب فاصله بگیره. داستان دوباره تو هاوکینزه، دوباره همون گروه اصلی وسط ماجراست و زمانبندی هم بین فصل ۲ و ۳ه؛ یعنی حتی یک میلیمتر از خط زمانی اصلی بیرون نمیزنیم. نه گذشتهها رو میبینیم، نه آینده، نه نسخه بزرگسال کاراکترها، نه دنیاهای جدید. اساساً حس میکنی داری فصل ۲.۵ رو میبینی.
نتیجه؟ نتفلیکس داره همهچیز رو ایمن بازی میکنه. هیچ ریسکی، هیچ ایده تازهای، هیچ ماجراجویی خارج از منطقه امن هاوکینز. فقط همون بافت، همون لحن، همون گروه، فقط اینبار به شکل انیمیشنی.
این تصمیم وقتی عجیبتر میشه که یادت میافته پروژههای فرعی دیگه—مثل نمایش برادوی The First Shadow یا رمانهای فرعی مثل Runaway Max—حداقل یک کاری برای گسترش دنیا انجام میدادن. اونها گذشته هنری کریل رو روشن میکردن، زوایای پنهان کاراکترها رو نشون میدادن… اما Tales from ’85 دقیقاً میره وسط داستانی که همهمون قبلاً میدونیم چطور شروع شد و چطور تموم میشه.
واضحه که نتفلیکس بعد از اتمام فصل پنجم نگران ریزش مخاطبه. Stranger Things یکی از بزرگترین برندهای تاریخ این پلتفرمه، و کاملاً مشخصه نمیخواد بعد از فینال سریال، ناگهان بیدار شه و ببینه شور و هیجان از بین رفته. برای همین هم بهجای آزمایش یک اسپینآف جسورانه با کاراکترهای جدید یا یک دوره زمانی ناشناخته، تصمیم گرفته یک مسیر بیخطر و آشنا رو پیش ببره.
اما مشکل دقیقاً همینه. Stranger Things از اول بهخاطر جسارتش موفق شد—یک پروژه عجیب، نترس و متفاوت. حالا اسپینآف جدید دقیقاً برعکس اون رو ارائه میده: یک کار قابلپیشبینی، کمریسک و بیش از حد آشنا. نتیجه این میشه که Tales from ’85 بهجای اینکه شروع یک دوره تازه برای فرنچایز باشه، بیشتر شبیه یک توقف کوتاه وسط اتوبانیه که خوب میدونیم تهش کجاست.

