Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

5 روز تا کریسمس | ماراتن کریسمسی – روز سوم: سرود کریسمس

اگه یه داستان باشه که اسمش با کریسمس گره خورده، قطعاً سرود کریسمسه؛ همون داستان معروف اسکروچ که احتمالاً حتی اگه کتابشو نخوندید، حداقل یکی از نسخه‌هاشو دیدید. پیرمرد خسیسی که از کریسمس متنفره و توی یه شب، سه تا روح میان سراغش تا گذشته، حال و آینده‌ش رو بندازن جلو چشمش.

این داستان از اون مدل قصه‌هاست که انگار تمومی نداره. هر چند سال یه بار، یکی میاد دوباره می‌سازتش؛ یه‌بار تاریک و جدی، یه‌بار خنده‌دار، یه‌بار انیمیشنی، یه‌بار کاملاً مدرن. نتیجه؟ الان انقدر اقتباس از سرود کریسمس داریم که خود اسکروچ هم احتمالاً شمارشش از دستش در رفته.

تو روز سوم ماراتن کریسمسی، قراره بریم سراغ همین اقتباس‌ها؛ ببینیم اسکروچ تو نسخه‌های مختلف چه شکلی شده، کدوم برداشت‌ها به داستان اصلی نزدیک‌ترن و کدوم فقط از اسمش استفاده کردن. از نسخه‌های کلاسیک گرفته تا ماپت‌ها و حتی برداشت‌های امروزی‌تر که داستان رو کامل زیر و رو کردن.

سرود کریسمس از کجا شروع شد؟

ماجرا برمی‌گرده به سال ۱۸۴۳؛ وقتی سرود کریسمس نوشته شد و چارلز دیکنز تصمیم گرفت یه داستان جمع‌وجور اما ضربه‌دار درباره‌ی آدمی بنویسه که همه‌چیز داره جز دل. اون موقع لندن پر بود از فاصله‌ی طبقاتی، فقر و آدم‌هایی که راحت از کنار هم رد می‌شدن، و دیکنز دقیقاً همون‌جا دست گذاشت.

ابنیزر اسکروچ از همون اول قرار نبود هیولا باشه؛ یه آدم لج‌باز، سرد و حسابگره که فکر می‌کنه «هیچ‌کس به هیچ‌کس بدهکار نیست». دیکنز برای ترکوندن این طرز فکر، یه شب خاص چید: یه شب، سه روح، و یه مرور اجباری از گذشته‌ای که فراموش شده، حالی که نادیده گرفته شده و آینده‌ای که اصلاً خوش‌منظر نیست.

نکته‌ی مهم اینه که سرود کریسمس فقط درباره‌ی تغییر اخلاقی یه نفر نیست. داستان خیلی ساده می‌گه اگه امروزت رو نبینی و از دیروزت فرار کنی، فردات خودش میاد دنبالت—با یا بدون روح و زنجیر. شاید برای همینه که این قصه انقدر راحت با زمانه‌های مختلف جور درمیاد؛ هر دوره‌ای اسکروچ خودش رو تو آینه‌ی این داستان می‌بینه.

از همون سال‌های اول، سرود کریسمس شد خوراک صحنه و پرده. تئاترها گرفتنش، سینما عاشقش شد، انیمیشن‌ها ساده‌ش کردن، نسخه‌های مدرن بردنش وسط رسانه و سرمایه‌داری. قالب عوض شد، لباس عوض شد، ولی هسته همونه: دیدنِ خودت، وقتی دیگه راه فرار نداری.

حالا که داستان رو می‌دونیم از کجا اومده، وقتشه ببینیم هر نسل باهاش چی کار کرده؛ کِی جدی گرفته، کِی مسخره‌ش کرده و کِی کامل از نو نوشته‌ش.

اقتباس‌های اولیه و کلاسیک سرود کریسمس

اولین اقتباس‌های سینمایی (دوران صامت)

اولین برخورد سینما با سرود کریسمس، خیلی جمع‌وجور و ساده بود. نسخه‌های صامت اوایل قرن بیستم بیشتر شبیه بازسازی چند صحنه‌ی معروف داستان بودن تا یه روایت کامل. اسکروچ رو می‌دیدیم، ارواح رو می‌دیدیم، تغییر آخرش رو هم می‌دیدیم، ولی خبری از جزئیات، شخصیت‌پردازی یا عمق داستان نبود.

اون موقع سینما هنوز ابزار لازم برای روایت کامل چنین داستانی رو نداشت، برای همین این نسخه‌ها بیشتر حکم «معرفی تصویری» داستان رو داشتن. با این حال، همون‌ها پایه‌ای شدن برای این‌که سرود کریسمس کم‌کم راهش رو به پرده‌ی نقره‌ای باز کنه و جدی گرفته بشه.

اسکروچ کلاسیک بریتانیایی (1935 و 1951)

اگه بخوایم از «اسکروچ واقعی» حرف بزنیم، خیلی‌ها مستقیم می‌رن سراغ نسخه‌های بریتانیایی. مخصوصاً نسخه‌ی 1951 با بازی Alastair Sim که هنوز هم برای خیلی‌ها بهترین و کامل‌ترین برداشت از این شخصیت حساب می‌شه.

این نسخه نه عجله داره، نه شوخی اضافه. فضای داستان تاریک‌تره، ارواح واقعاً ترسناکن و اسکروچ هم فقط یه پیرمرد غرغرو نیست؛ یه آدم لج‌بازه که تغییر کردن براش واقعاً سخته. بازی Alastair Sim کاری می‌کنه که تغییر اسکروچ قابل باور باشه، نه یه چرخش ناگهانی صرفاً برای پایان خوش.

دلیل موندگاری این نسخه هم همینه:
وفاداری به متن دیکنز، حال‌وهوای سنگین‌تر و تمرکز روی درونیات اسکروچ، نه فقط پیام اخلاقی داستان. این‌جا سرود کریسمس بیشتر شبیه یه قصه‌ی هشداردهنده‌ست تا یه داستان شاد فصلی.

سرود کریسمس هالیوودی

نسخه‌ی MGM (1938)

نسخه‌ی ۱۹۳۸ استودیوی MGM یکی از اون اقتباس‌هاییه که شاید امروز خیلی‌ها اسمشو نبرن، ولی تأثیرش روی بقیه‌ی نسخه‌ها غیرقابل انکاره. این فیلم عملاً سرود کریسمس رو وارد جریان اصلی سینمای هالیوود کرد و کاری کرد که داستان اسکروچ به‌عنوان یه قصه‌ی مناسب پخش تلویزیونی جا بیفته.

روایت تو این نسخه جمع‌وجورتر و نرم‌تر شده؛ همه‌چیز طوری چیده شده که برای خانواده‌ها قابل‌هضم باشه و بشه هر سال نزدیک کریسمس دوباره و دوباره نشونش داد. همین نگاه باعث شد خیلی از عناصر داستان، از نحوه‌ی حضور ارواح گرفته تا ریتم تغییر اسکروچ، تبدیل به الگوی نسخه‌های بعدی بشن.
به‌نوعی، MGM اسکروچ رو از یه قصه‌ی ادبی جدی، تبدیل کرد به یه «روتین کریسمسی».

اسکروچ موزیکال (1970)

اگه نسخه‌ی MGM داستان رو مردمی‌تر کرد، نسخه‌ی 1970 اومد و حال‌وهوای داستان رو کاملاً عوض کرد. این‌جا برای اولین‌بار با یه سرود کریسمس موزیکال و رنگی طرفیم؛ پر از ترانه، حرکت و فضای شادتر.

این نسخه خیلی صریح تصمیم می‌گیره داستان رو سبک‌تر تعریف کنه. اسکروچ هنوز خسیسه، ارواح هنوز هستن، ولی لحن کلی بیشتر به سمت سرگرمی خانوادگی می‌ره. ترانه‌ها کمک می‌کنن پیام داستان مستقیم‌تر منتقل بشه و پایان خوشش پررنگ‌تر از همیشه باشه.

برای خیلی‌ها، این نسخه همون اسکروچیه که می‌شه کنار خانواده دیدش؛ نه خیلی تاریک، نه خیلی فلسفی، بلکه کاملاً مناسب حال‌وهوای کریسمس. شاید به اندازه‌ی نسخه‌های کلاسیک عمیق نباشه، ولی دقیقاً می‌دونه مخاطبش کیه و چی می‌خواد.

سرود کریسمس در دنیای انیمیشن

انیمیشن کلاسیک و تاریک (1971)

این نسخه برای کساییه که فکر می‌کنن انیمیشن حتماً باید بامزه و بچگانه باشه؛ چون این یکی اصلاً شوخی نداره. انیمیشن ۱۹۷۱ یه فضای سنگین و حتی ترسناک داره و کاملاً مشخصه که از اول تصمیم گرفته با روح‌های داستان شوخی نکنه.

طراحی‌ها الهام‌گرفته از تصویرسازی‌های اولیه‌ی کتاب دیکنز هستن؛ لاغر، سایه‌دار و بعضی‌جاها واقعاً unsettling. ارواح این‌جا بیشتر شبیه هشدارن تا راهنما و اسکروچ هم تغییرش خیلی تدریجی و دردناکه. این نسخه بیشتر از این‌که مناسب جمع خانوادگی باشه، یه برداشت وفادار و جدی از داستانه.

میکی و دوستان (1983)

اینجا دیگه فضا کاملاً عوض می‌شه. دیزنی میاد وسط و سرود کریسمس رو می‌بره تو دنیای آشنا و امن خودش. میکی، گوفی و بقیه‌ی کاراکترها نقش‌ها رو می‌گیرن و داستان ساده‌تر، نرم‌تر و قابل‌فهم‌تر برای همه می‌شه.

این نسخه دقیقاً همون کاری رو می‌کنه که ازش انتظار می‌ره:
قصه رو خلاصه می‌کنه، ترس‌ها رو کم می‌کنه و تمرکزش رو می‌ذاره روی پیام نهایی. برای خیلی‌ها، این اولین آشنایی با اسکروچه و هنوز هم یکی از دم‌دست‌ترین نسخه‌ها برای دیدن کنار خانواده‌ست.

ماپت‌ها و اسکروچ (1992)

برای نسل ۹۰، این احتمالاً همون نسخه‌ییه که اسم «سرود کریسمس» رو باهاش یاد می‌کنن. ماپت‌ها کاری می‌کنن که داستان هم خنده‌دار باشه، هم احساساتی، بدون این‌که کاملاً بی‌دندون بشه.

طنز همیشه هست، ولی وقتی پای اسکروچ وسطه، داستان جدی گرفته می‌شه. همین ترکیب طنز و احساس باعث شده این نسخه هم برای بچه‌ها جواب بده، هم برای بزرگ‌ترها. خیلی‌ها معتقدن این یکی از متعادل‌ترین اقتباس‌هاست؛ نه زیادی تاریک، نه زیادی ساده‌شده.

برداشت‌های مدرن از اسکروچ

Scrooged (1988)

اینجا دیگه با یه اسکروچ کلاسیک طرف نیستیم. داستان میاد تو دنیای رسانه و تلویزیون و اسکروچ تبدیل می‌شه به یه مدیر خودخواه که همه‌چی براش عدد و بازدیده.
ارواح هنوز هستن، ولی شکل و شمایلشون عوض شده و لحن داستان کاملاً انتقادیه.

Scrooged بیشتر از این‌که بخواد حال‌وهوای کریسمسی بسازه، داره به طرز فکر آدم‌های موفق ولی بی‌رحم می‌تازه. طنزش تنده، بعضی جاها حتی تلخه و اسکروچ این‌جا بیشتر قربانی دنیاییه که خودش هم تو ساختنش نقش داشته. یه اقتباس متفاوت که عمداً نمی‌خواد شبیه بقیه باشه.

A Christmas Carol (2009)

نسخه‌ی ۲۰۰۹ همه‌چیز رو می‌ذاره روی جلوه‌های ویژه. موشن کپچر، فضای دیجیتال و جیم کری که چند نقش مختلف رو هم‌زمان بازی می‌کنه.
اینجا داستان به‌جای فضای گرم و کلاسیک، می‌ره سمت یه دنیای سرد، شلوغ و بعضاً ترسناک.

این نسخه بیشتر از احساس، روی تجربه‌ی بصری تمرکز داره. ارواح عظیم‌تر، صحنه‌ها اغراق‌شده‌تر و خود اسکروچ هم بیشتر شبیه یه آدم گم‌شده تو دنیای مدرنه تا یه پیرمرد قرن نوزدهمی. برای بعضی‌ها جذابه، برای بعضی‌ها زیادی پرزرق‌وبرق؛ دقیقاً همون شکافی که نسخه‌های مدرن معمولاً توش می‌افتن.

Spirited (2022)

Spirited میاد و کل بازی رو برمی‌گردونه. این‌بار داستان از زاویه‌ی خود ارواح روایت می‌شه و اسکروچ فقط یکی از مهره‌هاست، نه مرکز دنیا.
فضا موزیکاله، شوخی‌ها امروزی‌تره و داستان عملاً درباره‌ی آدم‌های قرن بیست‌ویکمه، نه لندن قدیم.

اسکروچ این‌جا یه آدم رسانه‌ای و تصویرسازه؛ کسی که بلده حقیقت رو بچرخونه. Spirited سعی نمی‌کنه کلاسیک باشه، بلکه عمداً مدرنه و حتی بعضی جاها با خود داستان سرود کریسمس شوخی می‌کنه. یه برداشت تازه که یا خیلی باهاش حال می‌کنی، یا اصلاً به دلت نمی‌شینه.

بالاخره کدوم اقتباس سرود کریسمس بهتره ؟

اگه بخوایم رک حرف بزنیم، جوابِ «بهترین اقتباس سرود کریسمس» یه جواب واحد نداره؛ چون بستگی داره دنبال چی باشی.
هر نسخه یه گوشه‌ی داستان اسکروچ رو پررنگ کرده و یه چیز دیگه رو عمداً عقب کشیده.

اگه وفاداری به متن دیکنز برات مهمه، نسخه‌های کلاسیک بریتانیایی—مخصوصاً ۱۹۵۱—هنوز جلوتر از بقیه‌ان. اینا اسکروچ رو جدی می‌گیرن، تغییرش رو زمان‌بر نشون می‌دن و اجازه می‌دن داستان نفس بکشه.

اگه سرگرمی و حال‌وهوای کریسمسی می‌خوای، انیمیشن‌ها و نسخه‌های موزیکال بهتر جواب می‌دن. میکی، ماپت‌ها یا حتی نسخه‌ی ۱۹۷۰ دقیقاً می‌دونن مخاطبشون دنبال چی اومده: یه داستان آشنا با پایان حال‌خوب‌کن.

برای بچه‌ها و تماشای خانوادگی، نسخه‌های ساده‌شده و انیمیشنی بهترین انتخابن؛ ترس کمتره، پیام مستقیم‌تره و قصه گم نمی‌شه وسط جزئیات.

اگه اما دنبال یه چیز تاریک‌تر و فلسفی‌تر باشی، انیمیشن ۱۹۷۱ یا نسخه‌های کلاسیک خیلی جلوترن. اینا بیشتر درباره‌ی ترس، پشیمونی و آینده‌ای حرف می‌زنن که نمی‌شه ازش فرار کرد.

و نسخه‌های مدرن؟
اون‌ها بیشتر آینه‌ی زمان خودشونن. Scrooged اسکروچ رو می‌بره وسط رسانه و قدرت، نسخه‌ی ۲۰۰۹ غرق جلوه‌های ویژه‌ست و Spirited عمداً داستان رو از نو تعریف می‌کنه. شاید بهترین نباشن، ولی نشون می‌دن اسکروچ هنوز قابلیت بازنویسی داره.

ولی راستش برای من بهترینش سرود کریسمسه دیزنیه !😁

حرف آخر

سرود کریسمس بعد از این همه سال هنوز زنده است، چون داستانی که خدا بیمرز چارلز دیکنز نوشته خیلی پر پتانسیل تر از این حرفاست که بخوایم فراموشش کنیم. البته نه به‌خاطر ارواح، نه به‌خاطر اسکروچ، بلکه به‌خاطر همون لحظه‌ای که آدم مجبور می‌شه به خودش نگاه کنه و بپرسه: «اگه همین‌جوری ادامه بدم، آخرش کجا می‌رسم؟»

هر اقتباس یه جواب متفاوت به این سؤال داده. بعضی‌ها جدی، بعضی‌ها خنده‌دار، بعضی‌ها تاریک و بعضی‌ها کاملاً امروزی. مهم اینه که داستان هنوز کار می‌کنه و هنوز هر سال، یه نفر پیدا می‌شه که فکر کنه:
«شاید وقتشه یه چیزایی عوض بشه.»

خب اینم از روز سوم!حالا شما بهم بگید کدوم اقتباس سرود کریسمس رو بیشتر دوست دارید و اگه مطالب مارو دوست دارید ، ما رو به دوستاتون معرفی کنید.

Leave a comment