سریال The Originals یکی از معروفترین اسپینآفهای دنیای The Vampire Diariesـه؛ سریالی که از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۸ پخش شد و خیلی زود تونست جای خودش رو بین طرفدارای ژانر فانتزی و ماورایی پیدا کنه. اینبار داستان، مستقیم میره سراغ اولین خونآشامهای تاریخ؛ همون مایکلسونها که بهنوعی پدر و مادر کل خونآشامهای دنیای TVD محسوب میشن.
نیواورلئان، شهری پر از رمز و راز، تبدیل به میدان جنگی میشه بین سه گروه اصلی: خونآشامها، گرگینهها و جادوگران. هر کدوم از این جناحها دنبال اینن که قدرت رو دست بگیرن، ولی چیزی که معادله رو پیچیدهتر میکنه، جادوگرانه. توی این دنیا، جادوگرها نهتنها یه ابزار کمکی نیستن، بلکه بهمعنای واقعی کلمه، یکی از کلیدیترین نیروهای قدرتن. بدون اونا، هیچ توازن و هیچ نبردی معنا پیدا نمیکنه.
سرنوشت نیوت اسکمندر بعد از Fantastic Beasts
منبع قدرت جادوگران نیواورلئان

جادوگرهای نیواورلئان قدرتشون رو از جایی میگیرن که بهش میگن قلمروی اجدادی (Ancestral Realm). ماجرا اینطوریه که وقتی یه جادوگر از دنیا میره، جسدش رو توی خاک مخصوصی تقدیس میکنن. این کار باعث میشه قدرت و انرژی اون جادوگر به مخزنی جمعی منتقل بشه؛ یه جور چاه جادویی نامرئی که نسلهای بعدی میتونن ازش استفاده کنن. همین پیوند با اجداد باعث شده جادوگرهای نیواورلئان یه پشتوانه بیپایان از انرژی و دانش جادویی داشته باشن.
اما این ارتباط بدون هزینه به دست نمیاد. هر ۳۰۰ سال یهبار جادوگرها مجبور میشن یه آیین ترسناک به اسم Harvest Ritual رو اجرا کنن. توی این مراسم، چهار دختر شانزدهساله از کاونها قربانی میشن. انرژی اونها منتقل میشه به اجداد و بعد دوباره به شکل تقویتشده به جادوگرها برمیگرده. این چرخه همون نخ نامرئیه که دنیای زندگان و مردگان رو به هم وصل میکنه.
جادوگرهای نیواورلئان توی قالب ۹ کاون (Coven) مختلف زندگی میکنن. هر کاون بزرگان خودش رو داره که بهشون Elders میگن؛ کسایی که مسیر جادویی و تصمیمهای مهم کاون رو تعیین میکنن. بالاتر از همه، یه نفر به اسم Regent انتخاب میشه؛ رهبری که قدرت مستقیم برای ارتباط با اجداد رو داره. درواقع Regent حکم یه ملکه یا شاه جادویی رو داره که بقیه باید ازش پیروی کنن.
جادوگران مهم و تأثیرگذار
جادوگرها توی The Originals نقشهای پررنگ و سرنوشتسازی دارن. بعضی وقتا متحد میشن، بعضی وقتا دشمن، ولی همیشه سرنخ اصلی داستانها به دست اوناست.
خانواده مایکلسون
استر مایکلسون (Esther)

استر مادر خانواده و خالق اولین خونآشامهای تاریخه. قدرتش اونقدر زیاد بود که تونست فرزندانش رو به موجودات نامیرا تبدیل کنه. اما خیلی زود از تصمیمش پشیمون شد و بارها تلاش کرد نسل خونآشامها رو نابود کنه؛ حتی به قیمت کشتن بچههای خودش.
دالیا (Dahlia)

خواهر استر و استاد جادوی سیاه. دالیا بهخاطر نفرینی که روی خانواده گذاشت، به «نفرین فرزند نخستین» معروف شد؛ قراری که میگفت باید اولین بچهی هر نسل از خانوادهی مایکلسون به او تعلق داشته باشه. همین نفرین سالها سایهش رو روی سر خانواده انداخت.
فریا مایکلسون (Freya)

اولین فرزند استر که بهجای خونآشام شدن، یک جادوگر قدرتمند باقی موند. فریا بعد از قرنها دوری، بالاخره به خانواده برگشت و به یکی از مهمترین متحدهای مایکلسونها تبدیل شد. حضورش بارها زندگی خواهر و برادرهاش رو نجات داد.
بازیگر نقش چا هه این در لایو اکشن Solo Leveling
هوپ مایکلسون (Hope)

دختر کلاوس و هیلی، ترکیبی بیسابقه از سه نژاد: خونآشام، گرگینه و جادوگر. هوپ از همون کودکی قدرت عظیم جادوییش رو نشون داد و خیلی زود تبدیل به شخصیتی محوری شد. آیندهی نیواورلئان و حتی کل دنیای ماورایی، به حضور و قدرت اون گره خورده.
جادوگران باستانی و اسطورهای
هالو (The Hollow / Inadu)

هالو یا اینادو یکی از تاریکترین و قدرتمندترین جادوگران دنیای The Originals به حساب میاد. اون در اصل یک جادوگر بومی آمریکایی بود که قبیلهاش برای نجات و صلح، قدرت جمعیشون رو بهش منتقل کردن. اما بهجای اینکه منجی بشه، تاریکی درونش بیدار شد و به تهدیدی بزرگ تبدیلش کرد.
در جریان تلاش برای متوقف کردنش، نفرینی شکل گرفت که باعث تولد اولین گرگینهها شد؛ یعنی میشه گفت هالو هم سرچشمهی این نژاد قدرتمنده و هم روحی پلید که حتی بعد از مرگ هم آرام نمیگیره. اون بارها به شکل یک موجود روحانی برگشت، افراد رو تسخیر کرد و حتی دنبال تصاحب بدنهای قدرتمند مثل هوپ بود تا دوباره به دنیا برگرده.
جادوگران کلیدی نیواورلئان
وینسنت گریفیث (Vincent Griffith)

وینسنت یکی از ستونهای اصلی جامعهی جادوگرهای نیواورلئانه. شخصیتی مثبته که همیشه دنبال راهی برای حفظ تعادل و نجات مردمشه، حتی وقتی شرایط پیچیده میشه. برخلاف خیلی از جادوگرها که قدرت براشون وسوسهانگیزه، وینسنت بیشتر به فکر مسئولیت و آیندهی کاونهاست و بارها جلوی فاجعههای بزرگ ایستاده.
ایوا سینکلر (Eva Sinclair)

ایوا نمونهی کلاسیک جادوگریه که به سمت تاریکی سقوط میکنه. اون برای قدرت بیشتر، شروع کرد به قربانی کردن بچههای جادوگر و دزدیدن انرژیشون. همین باعث شد توی دنیای جادوگرها منفور بشه و در نهایت زندانی بشه. با این حال، قدرت عظیمش باعث میشه بارها بهعنوان تهدیدی جدی برگرده.
سوفی دوورو (Sophie Deveraux)

سوفی اولین بار توی The Vampire Diaries معرفی شد و بعد توی The Originals نقش پررنگتری گرفت. اون مخالف آیین Harvest بود و باور داشت این قربانیگری فقط مرگ رو میاره و خبری از بازگشت دخترها نیست. همین سرکشی و تلاشش برای نجات خانوادهاش باعث شد خیلی زود به یکی از چهرههای کلیدی جادوگرهای نیواورلئان تبدیل بشه.
دوینا کلیر (Davina Claire)

دوینا شاید محبوبترین و بحثبرانگیزترین جادوگر سریاله. اون یکی از دخترای Harvest بود که بعد از قربانی شدن، قدرت چهار عنصر (آب، آتش، خاک و هوا) بهش منتقل شد و تبدیل به جادوگری غیرقابل کنترل شد. دوینا بارها مرد، دوباره زنده شد، حتی به مقام Regent رسید و مستقیم به قلمروی اجداد دسترسی پیدا کرد. مسیرش پر از خیانت، جنگ و انتخابهای سخت بود، اما همیشه با قدرت بینظیرش مرکز توجه باقی موند.
آناستازیا؛ از تراژدی خاندان رومانوف تا افسانهی پرنسس دیزنی
سلست دوبوآ (Celeste Dubois / Sabine Laurent)

سلست از جادوگرهای باستانیه که تخصصش تسخیر بدنهاست. قرنها بعد از مرگ جسمانیاش، با تسخیر بدنهای مختلف به زندگی ادامه داد. وقتی خودش رو در قالب «سابین لوران» معرفی کرد، تبدیل به اولین آنتاگونیست بزرگ جادوگرها توی سریال شد. نقشهها و دسیسههاش بارها سرنوشت مایکلسونها و کل نیواورلئان رو تغییر داد.
پیشگویان (Seers)
توی دنیای The Originals همهی جادوگرها توانایی پیشگویی ندارن. این قدرت خاص فقط به بعضی از اونها داده شده و همین باعث میشه بین تمام جناحهای ماورایی، از خونآشام گرفته تا گرگینه، حسابی پرطرفدار و البته خطرناک باشن.
الکسیس (Alexis)

یکی از پیشگوهای مهم که سقوط و نابودی خانوادهی مایکلسون رو پیشبینی کرد. پیشگوییهای الکسیس معمولاً دقیق و هولناک بودن و همین باعث میشد همه، حتی قدرتمندترین شخصیتها، از حرفهاش بترسن.
روبن موریس (Reuben Morris)
او بیشتر بهعنوان یک پیشگو و جستوجوگر گذشته شناخته میشد. وقتی ایوا سینکلر تحت تسخیر یکی از مایکلسونها بود، روبن وظیفه داشت گذشتهی تاریکش رو آشکار کنه. نقش اون بیشتر در باز کردن رازهای مخفی بود تا پیشبینی آینده.
آیوی (Ivy)

به «اوراکل میدان جکسون» معروف بود. ابزار اصلیش برای پیشگویی، تاروت بود و همین باعث میشد صحنههاش حالوهوای متفاوتی داشته باشه. آیوی فقط یه پیشگو نبود؛ درواقع سعی میکرد راهنمایی اخلاقی هم برای شخصیتها باشه، حتی وقتی همهچیز داشت به سمت تاریکی میرفت.
پیشگوها مسیر داستان رو شکل میدادن. پیشبینیهاشون یا بهونهای برای جنگ و تصمیمهای بزرگ میشد، یا آخرین امید برای پیدا کردن راه درست. بهنوعی میشه گفت بدون اونها، خیلی از انتخابهای سرنوشتساز شخصیتها اصلاً اتفاق نمیافتاد.
کارکرد و تواناییهای جادویی

جادوگرهای The Originals دایرهی وسیعی از قدرتها رو نشون میدن. از کارهای ساده مثل روشن کردن شمع تا مهارتهای مرگبار مثل:
-
تلهکینزی (Telekinesis): جابهجا کردن اجسام با ذهن، یا حتی پرت کردن دشمنها بدون لمس.
-
ایجاد آنوریسم در خونآشامها: فقط با تمرکز، میتونستن باعث پارگی عروق توی سر خونآشامها بشن و اونا رو زمینگیر کنن.
-
تسخیر بدن: بعضیهاشون میتونستن روحشون رو به بدن فرد دیگهای منتقل کنن و عملاً جاودانه بشن.
اما چیزی که این سریال رو خاص میکنه، ترکیب قدرتهای فانتزی با ریشههای اسطورهشناسی واقعیه. برای مثال:
-
توی ایتالیا به جادوگرها میگفتن Strega.
-
توی فرهنگ یوروبا در آفریقا، کلمهی Aje به معنای «مادر» یا نیروی زایندگیه و به زنان قدرتمند نسبت داده میشد. سریال این مفاهیم رو برداشت و وارد داستان کرد، هرچند بعضی جاها استفادهش بحثبرانگیز بود.
جادو توی نیواورلئان فقط یه ابزار نیست؛ یه فلسفهی زندگیه. بعضیها ازش برای حمایت از خانواده و نجات اطرافیان استفاده میکنن، بعضیها بهدنبال انتقام یا نابودی دشمنها هستن، و یه عده هم فقط بهخاطر جاهطلبی شخصی وارد تاریکترین مسیرهای ممکن میشن. همین تفاوت انگیزهها باعث میشه هیچ دو جادوگری شبیه هم نباشه و هرکدوم مسیر متفاوتی رو دنبال کنن.
تصویر فرهنگی جادوگران

سازندگان The Originals برای پرداختن به دنیای جادوگرها فقط به تخیل خودشون اکتفا نکردن؛ اونها از منابع تصویری و ادبیات کلاسیک هم الهام گرفتن. بعضی صحنهها و تصاویر جادوگرها بهوضوح یادآور سه جادوگر مکبثِ شکسپیر هستن؛ همون زنانی که با پیشگوییهاشون مسیر یک پادشاه رو تغییر میدن. یا بعضی تصاویر و اشارات مستقیم از فاوست، نمایشنامهی معروف آلمانی که در اون یک مرد برای قدرت، روحش رو به شیطان میفروشه. حتی تصویرهایی از نقاشیهای قدیمی مثل مجالس «Sabbath» (محفل جادوگران) در قرون وسطی هم توی سریال بازتاب پیدا کرده.
اما تصویر «جادوگر» بسته به فرهنگها خیلی متفاوته.
-
اروپا: در قرون وسطی، جادوگر بیشتر نماد ترس و اهریمن بود. هزاران زن به جرم جادوگری سوزانده شدن. واژههایی مثل Hexe در آلمان یا Strega در ایتالیا، همچنان بار منفی دارن.
-
آفریقا: در فرهنگ یوروبا، همونطور که گفته شد، واژهی Aje به معنای «مادر» و نیروی آفرینشه. اینجا جادوگری الزاماً چیز شیطانی نیست، بلکه بخشی از قدرت خلاق و زندگیبخشه.
-
آمریکا: در سرزمینهای بومی آمریکا، جادو اغلب پیوندی با طبیعت و ارواح اجدادی داشته. اما استعمار اروپایی این مفهوم رو هم تحریف کرد و گاهی به شکل موجودی خطرناک و نفرینشده نشون داد.
The Originals با بازی گرفتن از این روایتها و تصاویر، یه ترکیب خاص ساخته: جادوگرها نه فقط دشمن، نه فقط متحد، بلکه نیرویی هستن که بسته به زمان و مکان میتونن هم ناجی باشن و هم نابودگر.
اولین نبرد دریایی وستروس در فصل سوم House of the Dragon!
حرف آخر
جادوگرها توی The Originals چیزی فراتر از شخصیتهای فرعی یا ابزار پیشبرد داستان هستن. اونا قلب تپندهی نیواورلئانن؛ نیرویی که هم میتونه تعادل رو حفظ کنه و هم میتونه کل شهر رو به خاکستر تبدیل کنه. از استر و دالیا که ریشههای خونآشامی رو شکل دادن، تا دوینا و هوپ که آیندهی دنیای ماورایی رو تعیین میکنن، هر کدوم نشون میدن جادو فقط یک قدرت نیست؛ یه انتخابه. انتخاب بین نور و تاریکی، بین وفاداری و خیانت، بین عشق و جاهطلبی.
شاید به همین خاطره که جادوگرهای The Originals همیشه جذابترین و غیرقابلپیشبینیترین شخصیتهای این دنیا باقی میمونن. چون هیچوقت نمیدونی قدم بعدیشون نجات خواهد بود یا نابودی.

