Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

بررسی فصل پنجم Only Murders in the Building | بهترین فصل سریال تا امروز

فصل پنجم «Only Murders in the Building» همون حس همیشگی و دلنشینش رو برمی‌گردونه؛ یه سریال کمدی–جنایی که تماشاش مثل یه آغوش گرم و آشناست، حتی وقتی موضوعش درباره قتل و معماست. از همون لحظه‌ی اول، دوباره برمی‌گردیم به فضای عجیب و بامزه‌ی آرکونیا و همراهی با سه پادکستر دست‌وپا چلفتی اما دوست‌داشتنی.

این فصل خیلی زود نشون می‌ده که چرا خیلی‌ها بهش لقب «بهترین فصل سریال» رو دادن؛ ترکیب هوشمندانه‌ی شخصیت‌های قدیمی با مهمان‌های جدید، طنزهایی که هنوز تازه و خنده‌دارن، و روایتی که هم معما رو جذاب نگه می‌داره و هم حال‌وهوای سریال رو سبک و سرگرم‌کننده. فصل پنجم نه‌تنها چیزی از جذابیت گذشته کم نکرده، بلکه تونسته سطح داستان‌گویی و بازی‌ها رو یک پله بالاتر ببره.

یادآوری فصل قبل و شروع فصل ۵

فصل چهار با مرگ لستر، دربان دوست‌داشتنی و همیشه حاضر آرکونیا تموم شد؛ اتفاقی که همه‌مون رو توی شوک گذاشت و پای محکمی برای ورود به فصل جدید شد. حالا دوباره سه قهرمان بامزه‌مون برگشتن: چارلز با غرغرهای ریز و نگاه جدی اما بامزه‌اش، الیور که همچنان پر از انرژی و خیال‌پردازی‌های اغراق‌شده‌ست، و میبل که عقل درست و حسابی گروه محسوب می‌شه.
اما ماجرا فقط به این سه نفر ختم نمی‌شه. این بار پای چند ستاره بزرگ به آرکونیا باز شده: Renée Zellweger، Dianne Wiest و Keegan-Michael Key. هر کدومشون با شخصیت خاصی که بازی می‌کنن، یه رنگ تازه به داستان زدن و باعث شدن فصل پنجم حال‌وهوای متفاوت‌تری بگیره.

چرا فصل ۵ خاصه؟

این فصل دقیقاً همون‌جایی خاص می‌شه که تونسته تعادل خوبی بین قدیمی‌ها و تازه‌واردها پیدا کنه. نه قصه قربانی تکرار شده، نه شوخی‌ها بی‌مزه شدن. هنوزم دیالوگ‌ها به‌موقع می‌خندن و جوک‌ها روی هوا می‌نشینن. سریال باهوشانه از کلیشه‌ها فاصله گرفته و کاری کرده که هم نسل جوون لذت ببره، هم بزرگ‌ترها باهاش ارتباط بگیرن.
و از همه مهم‌تر، شیمی بین استیو مارتین، مارتین شورت و سلنا گومز هر فصل محکم‌تر می‌شه. این سه‌تا اون‌قدر خوب با هم هماهنگ شدن که دیگه سریال بدون حضورشون غیرقابل تصور به نظر میاد.

تحلیل سبک و فضا

یکی از چیزایی که «Only Murders in the Building» رو خاص می‌کنه، همین لحن بازیگوش و ساختارشکنشه. سریال از همون اول مرز بین ژانرها رو شکست؛ ترکیب بامزه‌ای از طنز، قتل و معما که خیلی راحت می‌تونه از یه صحنه جنایی سنگین به یه دیالوگ خنده‌دار برسه.
فصل پنجم حتی بیشتر از قبل این ویژگی رو پررنگ کرده. انگار یه‌جور «کانال دیزنی مخصوص بزرگسالان» داریم که آگاهانه بچه‌گانه و فانتزی به نظر می‌رسه، ولی دقیقاً همینه که جذابش می‌کنه. سریال می‌دونه چه‌کاره‌ست و از همین «غیرجدی بودن» برای خلق یه فضای متفاوت استفاده می‌کنه.

نقدها و ایرادهای کوچک

البته هیچ فصلی بی‌نقص نیست. توی فصل پنجم هم اگر دقیق بشیم، می‌شه چند تا ایراد گرفت. اول اینکه فرمول کلی سریال تقریباً همون چیزیه که قبلاً دیدیم و تغییر بزرگی توی روایت اتفاق نیفتاده. دوم اینکه، با توجه به تعداد قتل‌هایی که توی آرکونیا رخ داده، واقعاً غیرمنطقیه که هنوز همه توی اون ساختمون زندگی می‌کنن! اینجاست که باید کمی تخیل رو به کمک بیاریم و چشم‌پوشی کنیم.
و در نهایت، کم‌رنگ بودن حضور مریل استریپ نسبت به فصل‌های قبل یه نکته منفی برای طرفدارهای پر و پا قرصشه. مخصوصاً وقتی می‌دونیم حضورش چقدر می‌تونه به جذابیت سریال اضافه کنه.

نقش مریل استریپ

از وقتی مریل استریپ وارد سریال شد، همه نگاه‌ها سمتش چرخید و حالا توی فصل پنجم هم حضورش همچنان چشمگیره، حتی اگه کوتاه‌تر از چیزی باشه که انتظار داریم. شخصیت Loretta این بار یه تغییر بامزه داره و در قالب یه فالگیر دانمارکی ظاهر می‌شه؛ نقشی که هم غیرمنتظره‌ست و هم حسابی خنده‌دار از کار دراومده. شاید حضورش به اندازه فصل‌های قبل پررنگ نباشه، اما همون چند صحنه کافی‌ه تا به کیفیت کلی داستان وزن بیشتری بده و ثابت کنه چرا حتی حضور کوتاهش هم برای طرفدارها غنیمت حساب می‌شه.

مهمان‌های جدید

بین مهمون‌های تازه‌وارد، بازی Renée Zellweger حسابی می‌درخشه. اجرای پرزرق‌وبرق و کمی اغراق‌شده‌اش دقیقاً با فضای عجیب‌وغریب الیور هم‌خونی داره و باعث می‌شه یکی از به‌یادماندنی‌ترین مهمان‌های چند فصل اخیر باشه. همراهی او با فضای پرهیاهوی سریال نه‌تنها اضافه به نظر نمیاد، بلکه به‌نوعی مکمل انرژی دیوانه‌وار الیور می‌شه و لحظه‌های جذاب زیادی می‌سازه.

حرف آخر

«Only Murders in the Building» با فصل پنجم ثابت کرد که هنوز فرمول جادوی خودش رو از دست نداده. همون ترکیب بامزه‌ی قتل، معما و طنز همچنان جواب می‌ده و حتی با اضافه‌شدن ستاره‌های مهمان تازه، رنگ و بوی متفاوتی هم پیدا کرده. شاید بعضی جزئیات غیرواقعی باشن یا حضور مریل استریپ کمتر از چیزی باشه که دل‌مون می‌خواد، اما در کل سریال موفق شده تعادل بین نوستالژی و تازگی رو حفظ کنه.

این فصل یادمون می‌اندازه چرا از اول عاشق آرکونیا و ساکن‌های عجیب‌وغریبش شدیم؛ چون وسط همه‌ی قتل‌ها و معماها، هنوزم تماشاش مثل یه آغوش گرم و صمیمی حس می‌شه.

Leave a comment