خب، راستش رو بخوای، کسی انتظار نداشت فصل اول سریال Peacemaker اونقدر خوب دربیاد. یه داستان دیوونهوار از یه آدم زخمخورده با یه عقاب بغلکردنی؟ به طرز عجیبی خندهدار بود. به طرز غیرمنتظرهای احساسی. و بله، اون صحنهای که عقاب (Eagley) میاد بغلش میکنه، رسماً قلبهامونو لرزوند.
حالا فصل دوم با سر و صدای بیشتری برگشته و این بار رسمی شده جزو دنیای جدید دیسی به کارگردانی جیمز گان. اگه حواست نیست چی به چیه، نگران نباش—تنها نیستی! برای همین اینجاییم تا یه ریکپ حسابی از اتفاقات فصل اول بدیم، تا بدونی دقیقاً چی شده، چی یادت رفته، و چی قراره بیاد.
خلاصه سریع فصل اول: «قبلاً در پیسمیکر…»

بعد از اون حمام خونی که توی فیلم The Suicide Squad جیمز گان راه افتاد، همه فکر میکردیم «کریستوفر اسمیت» (همون Peacemaker) یا مرده یا یهجایی توی سایهها پنهون شده. ولی نه! رفیق ما با استخونای خرد شده و یه زبون تلخ از بیمارستان مرخص شد، در حالی که تنها آرزوش این بود: برگرده خونه، با عقابش حال کنه و از دردسر دور بمونه.
ولی دولت آمریکا چی کار کرد؟ دقیقاً برعکس! کشوندنش وسط پروژهای عجیبغریب به اسم «پروژه باترفلای» (Project Butterfly). نه، نه دربارهی نجات پروانهها نبود—بلکه دربارهی تهاجم یه گونه فضایی شبیه حشره بود که مغز آدما رو تصرف میکردن. و این پروانهها، آدمای عادی رو انتخاب نمیکردن؛ میرفتن سراغ سیاستمدارا، قاضیها، پلیسا… هر کی قدرت داشت.
تیم دیوونه های دوستداشتنی

پیسمیکر بهزور وارد تیمی شد که ترکیبی از مهارت و شلختگی بود:
-
آملیا هارکورت: مامور سفتوسختی که اصلاً حوصله خزعبلات نداره، ولی بهمرور قلبش نرم میشه.
-
جان اکناموس: تکنسین لپتاپبهدست با ریش رنگکرده و surprisingly بازیگری خوب.
-
لئوتا آدابایو: دختر آماندا والر؛ قلبی مهربون و عذابوجدان همیشگی.
-
کلمسون مرن: فرمانده گروه که یه راز عجیب داشت—خودش یه پروانه بود! ولی از نوع خوبش. یعنی یه بیگانهی شورشی که تصمیم گرفته بود نسل خودش رو متوقف کنه.
آخرش مرن کشته شد (چون بیگانهای که علیه بیگانهها بجنگه زیاد دوام نمیاره). ولی تا لحظهی آخر، از آدمها محافظت کرد.
و بعد، پدرش…

اگه فکر میکنی موجودات فضایی بزرگترین مشکل پیسمیکر بودن، باید با باباش آشنا شی: آگی اسمیت ملقب به «وایت دراگون». یه نژادپرست دوآتیشه با زرهای در حد آیرونمن، که پسرشو طوری بزرگ کرده بود که فکر کنه صلح یعنی سلطه، خونریزی و پاکسازی نژادی.
بله، یه کم مشاوره روانشناسی کارش رو راه مینداخت، ولی پیسمیکر مجبور شد یه گلوله تو سرش خالی کنه. البته ذهنش بیخیال نشد؛ بابای مردهاش مدام بهصورت توهم کنارش میموند.
بهترین رفیق: ویجیلنتی؛ بیاعصاب، باوفا

اگه پیسمیکر یه رفیق عجیبغریب داشته باشه، اون فقط ویجیلنتیئه؛ یه قاتل خوشحال با وفاداری سگطور و صفر درصد فیلتر اجتماعی. اگه بخوای بدونی کیه، یه جورایی انگار ددپوله—بدون شکستن دیوار چهارم، بدون جذابیت خاص، ولی هنوز یه جوری باحال.
اون کسیه که با جدیت با خلافکارا میجنگه، ولی هنوز نمیدونه کِی باید دهنشو ببنده. و با اینکه انگار یه قدم با دیوونهخونه فاصله داره، نمیتونی ازش متنفر باشی. تو نبرد آخر فصل، ویجیلنتی یکی از MVPهای اصلی بود؛ هم به خاطر گلولههاش، هم شوخیهای بیموقعش.
عملیات آخر: گاو فضایی، شیر بیگانه، و یه انفجار عاطفی

توی پایان فصل اول، تیم باید با یه چیز واقعاً عجیبغریب مواجه میشد: یه گاو فضایی عظیمالجثه که پروانهها ازش یه شیرهی مخصوص میگرفتن برای زنده موندن. ماموریت ساده بود: گاو رو بکش، پروانهها رو از بین ببر، ترجیحاً بدون غرق شدن توی شیر بیگانه!
تو این مسیر، هرکی یه جور آسیب دید:
-
مرن کشته شد.
-
هارکورت زخمی شد.
-
آدابایو واقعیت رو علنی کرد و مادرش، آماندا والر، رو روی آنتن سوزوند.
-
و پیسمیکر؟ با یه گلوله پدرش رو کشت، یه بیگانه رو نجات داد، و بالاخره فهمید که شعار «صلح به هر قیمتی» شاید اونقدرا هم قهرمانانه نباشه.
و وقتی همه چی تموم شد، آخرین صحنهی سریال چی بود؟ پیسمیکر روی ایوون خونهاش نشسته بود، کنار Eagley، با توهم باباش توی ذهنش. زخمی، گیج، ولی شاید یه ذره در مسیر آدم شدن.
فصل دوم از راه میرسه؛ با همهی کثیفیهاش
حالا فصل دوم داره میاد. و اینبار نهتنها یه ادامهی مستقیمه، بلکه جزو دنیای جدید دیسی هم هست. یعنی قراره با دنیای Creature Commandos، فیلم جدید Superman جیمز گان و شخصیتهایی مثل ریک فلگ پدر و گرین لنترن ارتباط داشته باشه.
از تریلر فصل دوم چی میدونیم؟
-
پیسمیکر قراره با ریک فلگ پدر (Rick Flag Sr.) روبهرو بشه؛ چون خب… اون پسرشو تو Suicide Squad کشته بود!
-
هارکورت، آدابایو، ویجیلنتی، و اکناموس همه برمیگردن.
-
و بله، Eagley هنوز زندهست. نفس راحت بکش.
پیسمیکر توی DCU جدید دقیقاً کجاست؟

اینجاست که قضیه یهکم پیچیده میشه. فصل اول Peacemaker توی همون دنیای قدیمی دیسی اتفاق افتاد؛ همون DC EUیی که بتفلک داشت، سوپرمن کاویل، فلش ازرا میلر و اون حضور ناجور لیگ عدالت تو پایان فصل اول.
ولی فصل دوم چی؟ کاملاً توی DCU جدید جیمز گان تعریف میشه. یعنی قراره ادامهی مستقیم Creature Commandos باشه، پشتبند فیلم Superman جدید، و عملاً دومین پروژهی لایواکشن این یونیورس محسوب میشه.
اما جیمز گان یه کار باحال کرده: گفته فصل اول سریال «لایت کنونه»؛ یعنی بیشتر اتفاقاتش هنوز رسمیان—فقط اون صحنهی حضور لیگ عدالت توش بیاعتبار شده. خلاصه؟:
فصل اول واقعاً اتفاق افتاده،
ولی نسخهای از لیگ عدالت که اونجا دیدیم، دیگه وجود نداره.
چرا سریالی مثل پیسمیکر تو ریبوت باقی مونده؟
این شاید بزرگترین سؤال باشه. وقتی همهچیز ریبوت شده—از بتمن تا سوپرمن—چرا هنوز پیسمیکر سر جاشه؟ دوتا دلیل اصلی:
۱. ✨ سریال موفقترین اثر اورجینال Max بوده
از نظر مخاطب، محبوبیت، میمسازی، و بازخورد منتقدا، Peacemaker ترکونده. برای همین Warner Bros نمیخواست بهسادگی حذفش کنه.
۲. 🧠 جیمز گان یه پلن داره
گان قول داده که میدونه داره چی کار میکنه. گفته فصل دوم هم برای طرفدارای جدید قابل فهمه، هم برای قدیمیا پاداش داره. و راستش؟ اگه کسی بتونه دنیایی بسازه که توش هم گاو فضایی هست، هم عقاب در آغوش، هم داستان پدرکشی، فقط خودشه.
انتظار چی رو داشته باشیم؟
همهچی! این فصل قرار نیست فقط اکشن باشه، بلکه قراره حتی احساسیتر از قبل باشه. یعنی:
-
اعترافات تلخ بین انفجارها
-
جوکهای بیادبانه وسط بحران وجودی
-
رقصای دستهجمعی با آهنگهای گلمراک دهه ۸۰
-
و بله… پیسمیکر گریون وسط جنگل با هلمت کج!
حرف آخر: یه مرد، یه کلاه، یه عقاب… و یه تلاش برای بهتر شدن
پیسمیکر ممکنه هنوز با گذشتهش بجنگه، هنوز نفهمه چطوری با احساساتش کنار بیاد، و هنوز گاهی راه رو اشتباه بره. ولی خب، کی ما کامل بودیم؟
سریال هنوز در مورد یه مرده که میخواد آدم بهتری بشه—و تو این راه، هم میخنده، هم گریه میکنه، هم میکشه. این سریاله که باعث میشه بخوای یه عقاب واقعی رو بغل کنی، بعدش با خون دشمنای فضایی حموم بگیری.

