بعضی شخصیتها اونقدر تو دل و ذهن هوادارهای مارول ریشه کردن که حتی وقتی میمیرن هم کسی باور نمیکنه واقعاً رفتن. چه مرگشون ناگهانی باشه، چه نتیجه راه طولانی و تلخی که بهش رسیدن، طرفدارها همیشه دنبال نشونه بازگشت میگردن. این موضوع از روزهای کمیکبوک تا دنیای سینمایی مارول ادامه داشته و تازهترین نمونهاش هم تو سریال Daredevil: Born Again اتفاق افتاد.
نسخه جدید دردویل که از نتفلیکس جدا شد و برای دیزنیپلاس دوباره ساخته شد، فصل اولش رو با یک شوک بزرگ شروع کرد: فاگی همون دوست قدیمی، صمیمی و همیشه همراه مت مرداک — در قسمت اول توسط بولزآی کشته میشه. نکته تلخترش اینه که بولزآی خودش هم تحت کنترل و بازیدادن ونسا فیسک بوده؛ کسی که پشتصحنه ماجراها رو بههم ریخته بود.
این مرگ نهتنها مرداک و کارن پیج رو داغون کرد، بلکه تونالیته کل فصل رو تیرهتر، سنگینتر و احساسیتر کرد. خیلی از طرفدارهای سریال هم حتی بیشتر از خود شخصیتها فرو ریختن، تا جایی که تئوریهای مختلفی پخش شد که ادعا میکرد فاگی نمرده، بلکه مخفی شده یا تو برنامه حفاظت از شاهدان زندگی میکنه. اما چارلی کاکس خودش رسماً گفته:
«دردویل صدای قلبش رو شنید که ایستاد. اون مرده.»
کاکس حتی شایعه حضور دوباره فاگی تو فصل بعد رو هم کامل رد کرده و گفته هیچ معجزهای در کار نیست. فصل دوم قرار نیست با برگشت فاگی غافلگیرمون کنه، حتی اگر کارن و شاید پانیشر کنار مرداک ظاهر بشن و کمکش کنن. اینبار مرداک باید بدون بهترین دوستش ادامه بده.
آینده دردویل بدون فاگی
حقیقت اینه که خیلی از طرفدارها حق دارن امیدوار باشن؛ بالاخره دنیای مارول پر از شخصیتهاییه که مردن و برگشتن. ما هنوز تو همون جهان داستانیای هستیم که اسپایدرمن و بقیه قهرمانها بعد از اسنپ تانوس پودر شدن و با سفر در زمان برگشتن. ولی همونطور که کاکس اشاره کرده، این اتفاق همیشه نمیافته نمونه سادهاش بلک ویدو و آیرون من که دیگه واقعاً برگشتی براشون نیست.
پس مسیر دردویل تو فصلهای بعدی مشخصه: انتقام، مبارزه، و روبهرو شدن با تهدیدهایی که حتی ویلسون فیسک رو هم عقب میبره. اما این مسیر دیگه اون صمیمیت و حضور همیشگی فاگی رو نداره؛ و شاید دقیقاً همین قراره داستان رو تلختر، جدیتر و انسانیتر کنه.

