اگه حتی یه بار فیلمهای هری پاتر رو دیده یا کتاباش رو خونده باشی، مطمئنم تا الان حداقل یه بار به خودت گفتی:
«کاش منم میتونستم یه سر به کوچه دیاگون بزنم!»
خب راستش، حق داری! دنیای هری پاتر پُره از لوکیشنهای خفن و مکانهای عجیبوغریب و جادویی که هر طرفدار این دنیای فانتزی رو به وجد میارن. امروز قراره یه سفر بلندبالا بریم به خاصترین و خفنترین مکانهای دنیای هری پاتر که همیشه دوست داشتی بیشتر ازشون بدونی. پس کلاه جادویی رو بذار روی سرت، چوب جادوییت رو بردار، چون ما قراره یه تور کامل و ماجراجویانه داشته باشیم!
کوچه دیاگون (Diagon Alley)؛ جایی که جادو شروع میشه!

کجای دنیای هری پاتر جذابتر از کوچه دیاگون ؟ اونجا که اولین قدمهای جادویی هری تو دنیای جادوگری شروع شد! جایی که کتابفروشیِ «فلوریش و بلاتس»، فروشگاه چوبدستیفروشیِ «اولیوندرز»، و مغازهی شوخیهای ویزلیها (Weasleys’ Wizard Wheezes) کنار هم قرار گرفتن تا همهچی برای شروع یه ماجراجویی مهیج آماده باشه.
تصور کن از پشت درِ پشتیِ «پاتیل درزدار» که یه کافه کوچولو تو دل لندنِ معمولیه، رد بشی و با ضربهای کوچولو به چندتا آجر ساده، یهدفعه دنیایی پرهیاهو و شگفتانگیز رو ببینی که جادوگرها دارن از مغازهای به مغازه دیگه میرن و لوازم جادویی میخرن!
اگه یه روزی از کوچه دیاگون گذر کردی، حتماً اول از مغازهی اولیوندرز دیدن کن، چون میگن چوبدستی جادوگر رو انتخاب میکنه، نه برعکس! اگه اهل کتاب هم باشی، فروشگاه فلوریش و بلاتس رو بههیچوجه از دست نده؛ اینجا میتونی کتابهای جادویی رو ورق بزنی، فقط مراقب باش بعضیاشون گاز نگیرنت!
همه مغازهها و لوکیشنهای جادویی کوچه دیاگون (Diagon Alley)
چوبدستی فروشی اولیوندرز (Ollivanders Wand Shop): مغازه مشهور ساخت چوبدستی
فلوریش و بلاتس (Flourish and Blotts): کتابفروشی معروف دنیای جادوگری
مغازه لوازم کوییدیچ کوالیتی (Quality Quidditch Supplies): مخصوص لوازم ورزشی و کوییدیچ
شوخیهای جادویی ویزلیها (Weasleys’ Wizard Wheezes): مغازهی شوخی و وسایل سرگرمی برادران ویزلی
ردا فروشی خانم مالکین (Madam Malkin’s Robes for All Occasions): فروشگاه لباسها و شنلهای جادویی
بانک جادویی گرینگوتز (Gringotts Wizarding Bank): تنها بانک معروف دنیای جادوگری
پاتیل درزدار (The Leaky Cauldron): مسافرخانه و رستوران معروف و راه ورود به کوچه دیاگون
داروخانه اسلاگ و جیگر (Slug & Jiggers Apothecary): مغازه فروش معجون و مواد اولیه برای معجونها
کافه بستنی فلوریَن فورتسکیو (Florean Fortescue’s Ice Cream Parlour): بستنیفروشی معروف دیاگون اَلی
لوازم جادویی اسکریبولوس (Scribbulus Writing Instruments): فروشگاه مخصوص قلمپر، جوهر و کاغذ جادویی
فروشگاه حیوانات جادویی (Magical Menagerie): فروش حیوانات خانگی جادویی مثل جغد، گربه و…
دیلی پروفیت (Daily Prophet): دفتر روزنامه مشهور دنیای جادوگری
قنادی شوگرپلامز (Sugarplum’s Sweets Shop): آبنباتفروشی محبوب جادوگران
پاتیلفروشی (Potage’s Cauldron Shop): فروش پاتیلها و ظروف جادویی
وسایل دسته دوم جادویی (Second-hand Robes Shop): فروشگاه وسایل و لباسهای دست دوم جادویی
مغازه عتیقه فروشی (Junk Shop): محل فروش اشیای قدیمی و عتیقههای جادویی
کوچه ناکتِرن (Knockturn Alley)؛ تاریکترین نقطهی لندن جادویی!

دقیقاً یه قدم اونورتر از دیاگون اَلی، یه کوچهی تاریک و رمزآلود وجود داره که ورود بهش دل و جرأت زیادی میخواد. ناکتِرن اَلی اونجاست که جادوگرا ترجیح میدن حتی اسمشم نشنون! یه جای تاریک، عجیب و خطرناک که توش همه جور وسیله عجیب و مشکوکی پیدا میشه. از معجونهای عجیب و جمجمههای سخنگو گرفته تا ابزارهایی که اگه تو دنیای ما باشن، قطعاً ممنوع میشن!
مشهورترین مغازهی کوچه ناکترن ، «بورگین و برکز» (Borgin and Burkes) هست. مغازهای قدیمی و مرموز که دراکو مالفوی و پدرش توی داستانها سر و کلهشون اونجا پیدا میشد. اونجا میتونی وسایل جادوی سیاه و عتیقههای خطرناکی رو ببینی که حتی دیدنشون هم مو به تنت سیخ میکنه.
تمام مکانها و مغازههای کوچه ناکترن (Knockturn Alley)
بورگین و برکز (Borgin and Burkes): فروشگاه اشیای سیاه و عتیقههای خطرناک جادویی
جادوی شوم و عتیقهفروشی (Cobb & Webb’s): فروشگاه جادویی قدیمی مخصوص اشیاء مشکوک و طلسمشده
مغازه گیاهان دارویی خطرناک (Mr. Mulpepper’s Apothecary): فروش داروهای مشکوک و مواد خطرناک برای معجونها
وایت و ورمز (White & Worme’s): محل عرضه اجناس ممنوعه و کتابهای مربوط به جادوی تاریک
مغازه ابزارهای شکنجه جادویی (بدون نام مشخص در کتاب، اما در فیلم دیده میشود): فروش ابزارهای خطرناک و ترسناک جادویی برای مجرمان
روستای هاگزمید (Hogsmeade)؛ یه تعطیلات آخر هفته جادویی!

تصور کن یه روستای دنج و دلنشین وسط کوهها و جنگلهای اطراف قلعهی هاگوارتز باشه که همه ساکنینش جادوگرن و همه مغازههاش هم پر باشن از خوردنیهای خوشمزه و چیزای هیجانانگیز!
این همون روستای هاگزمیده که فقط جادوگرا اجازه ورود بهش رو دارن. دانشآموزای هاگوارتز هم میتونن توی آخر هفتهها به اونجا سر بزنن و کلی خوش بگذرونن. سهتا از جذابترین جاهای هاگزمید رو حتماً به خاطرت بسپار:
شیرینیفروشی هانیدوکز (Honeydukes): پر از آبنباتهای عجیبوغریب، شکلاتهای قورباغهای که میتونن بپرن و آبنباتهایی که طعم هرچیزی رو دارن!
سهدستهجارو (Three Broomsticks): جایی برای نوشیدن «باتربیر» خوشمزه و گرم که تقریباً هر کسی آرزو داره یه بار امتحانش کنه.
کلبه جیغکش (Shrieking Shack): یه خونه قدیمی و متروکه که میگن «تسخیر شده» و پر از ارواح عصبانیه. البته توی داستان هری پاتر یه راز خیلی جالب داشت که نمیخوام لو بدم، ولی باور کن چیزیه که حسابی غافلگیرت میکنه!
تمام مغازهها، رستورانها و مکانهای هاگزمید (Hogsmeade)
هانیدوکز (Honeydukes): شیرینیفروشی و فروشگاه معروف آبنباتهای جادویی
سه دسته جارو (The Three Broomsticks): کافه و رستوران محبوب جادوگرها و دانشآموزای هاگوارتز
کله گراز (The Hog’s Head): میخونه قدیمی و خلوت برای ملاقاتهای مخفیانه جادوگرا
درِویش و بنگز (Dervish and Banges): فروشگاه تعمیر و فروش لوازم جادویی
کلبه جیغکش (Shrieking Shack): معروفترین خونه تسخیرشدهی بریتانیا
دفتر پست جغدی هاگزمید (Hogsmeade Post Office): ارسال نامهها توسط جغدها به سراسر دنیا
گِلَدراگز (Gladrags Wizardwear): مغازه پوشاک جادویی و لباسهای رسمی
Scrivenshaft’s Quill Shop: فروشگاه قلم و جوهر مخصوص جادوگرها
مغازه چایخانه مادام پادیفوت (Madam Puddifoot’s Tea Shop): کافیشاپ کوچک و رمانتیک مخصوص قرارهای عاشقانه
ایستگاه قطار هاگزمید (Hogsmeade Station): ایستگاه معروف قطار هاگوارتز اکسپرس
وزارت سحر و جادو (Ministry of Magic)؛ قلب قدرت جادویی بریتانیا!

تصور کن یه ساختمون فوق سری زیرزمینی، که برای رسیدن بهش باید از طریق یه تلفن عمومی قدیمی وارد بشی! بله، درست شنیدی. تلفنی که شمارهگیرش رو باید روی یه کد مخصوص بچرخونی تا یهو کابین آسانسور بشه و تو رو به عمیقترین طبقات زیرزمین ببره.
وزارت سحر و جادو جاییه که تمام تصمیمات بزرگ دنیای جادویی گرفته میشه. این وزارتخونه هفت تا طبقه داره و کلی بخش مختلف داره که از مهمتریناش میشه به بخش اسرار (Department of Mysteries)، دادگاه جادویی (Wizengamot)، و دفتر کار وزیر سحر و جادو اشاره کرد.
اونجایی که واقعاً دلت میخواد ببینی، «تالار پیشگوییها» است؛ یه جای عمیق، تاریک و پر از گویهای شیشهای که پیشگوییهای مختلف درباره آدمهای مختلف توش نگهداری میشه. ولی مراقب باش چیزی رو از جاش برنداری، چون ممکنه ناخواسته آیندهتو عوض کنی!
جنگل ممنوعه (Forbidden Forest)؛ جایی پر از هیولاها و رازهای پنهان!

جنگل ممنوعه که درست کنار قلعه هاگوارتزه، به هیچ وجه جای امنی برای یه قدم زدن ساده نیست! توی این جنگل تاریک انواع و اقسام موجودات جادویی زندگی میکنن؛ از عنکبوتهای غولپیکر و سانتورهای مغرور گرفته تا اسبهای تکشاخ زیبا که مراقب باش لمسشون نکنی.
هری، هرماینی و رون چندین بار توی داستان به این جنگل ترسناک وارد شدن و کلی ماجرا براشون پیش اومده. این جنگل یکی از اون جاهاییه که حتماً باید ازش فاصله بگیری، مگه اینکه دنبال دردسر باشی!
گرینگوتز (Gringotts)؛ امنترین جای جهان جادویی!

تصور کن یه ساختمون باشکوه وسط دیاگون اَلی باشه که وقتی نگاش میکنی، فکر میکنی حتماً یه جایی مثل موزه یا بانک ملی بریتانیا باشه. ولی درواقع اینجا بانک جادوگرهاست! اونم نه هر بانکی، یه بانک فوقامن با نگهبانهایی که اگه بهشون نزدیک بشی حتی جرأت نمیکنی یه قدم اشتباه برداری. میدونی چرا؟
چون نگهبانای گرینگوتز گابلین هستن؛ موجوداتی کوتاهقد، تیزهوش و کمی بداخلاق که عاشق پول و طلا و جواهراتن. بانک گرینگوتز به طرز عجیبی امنه، طوری که میگن تنها جای امنتری که از گرینگوتز وجود داره، هاگوارتزه! این بانک پر از خزانهها و صندوقهاییه که بعضیهاشون اونقدر توی اعماق زمین هستن که برای رسیدن بهشون باید سوار واگنهایی بشی که سرعتشون از یه ترن هوایی هم بیشتره!
همینجاست که هری و دوستاش مجبور شدن برای یه مأموریت خیلی خطرناک وارد صندوق «بلاتریکس لسترنج» بشن، یه مأموریتی که باعث شد کلی دردسر براشون درست بشه و یه اژدهای عظیمالجثه رو آزاد کنن!
ایستگاه قطار کینگزکراس (King’s Cross)؛ سکویی به سمت رؤیاها!

اگه طرفدار سرسخت هری پاتر باشی، حتماً عدد ۹ و سه چهارم رو خوب میشناسی. همون سکویی که اصلاً وجود خارجی نداره، اما جادوگرها با تمام سرعت به سمت دیوار بین سکوهای ۹ و ۱۰ میدون و به جای اینکه سرشون بشکنه، وارد یه سکو جادویی مخفی میشن که فقط جادوگرها میتونن ببیننش.
از همین ایستگاه جادویی، قطار معروف «هاگوارتز اکسپرس» حرکت میکنه تا دانشآموزا رو هر سال به هاگوارتز ببره. کافیه تصور کنی از یه دیوار ساده رد میشی و یهدفعه به جای ایستگاه عادی، وارد یه جای شلوغ و پُرهیاهو میشی که همه جادوگرا در حال خداحافظی با خانوادههاشونن، جغدها و گربههاشون کنارشونن و آمادهی رفتن به مدرسه جادوگری هستن.
سکوی ۹ و سهچهارم یکی از نمادینترین مکانها توی دنیای هری پاتره و توی لندنِ واقعی هم طرفدارای زیادی داره که به عشق هری اونجا عکس میگیرن!
دریاچه سیاه (Black Lake)؛ زیر این آب تاریک، یه دنیای دیگه هست!

درست کنار قلعه هاگوارتز، یه دریاچهی مرموز و عمیق وجود داره که حتی دیدنش هم آدم رو کنجکاو و البته یکم نگران میکنه. دریاچه سیاه خونهی انواع موجودات جادوییه؛ مثل موجوداتی به اسم (Merpeople) که شبیه پری دریایی هستن، اما اصلاً شباهتی به پریهای دیزنی ندارن!
دریاچهی سیاه اونقدر عمیق و تاریکه که کسی دقیقاً نمیدونه توی اعماقش چی زندگی میکنه، ولی چیزی که واضحه اینه که بهتره پاتو توی این آب نکنی، چون یه موجود غولپیکر مثل «ماهی مرکب غولآسا» ممکنه یهدفعه ظاهر بشه و بترسونت!
یکی از بهیادماندنیترین لحظهها توی داستان هری پاتر، مسابقه دومِ «جام آتش» بود که شرکتکنندهها مجبور شدن برای نجات عزیزترین افرادشون به اعماق همین دریاچه برن و اونجا با کلی چالش مواجه شدن. این دریاچه همیشه نماد راز و رمز دنیای جادویی هری پاتر بوده.
خانه شماره ۱۲ میدان گریمولد (12 Grimmauld Place)؛ خونهای که وجود نداره!

یه خونه قدیمی، تیره و متروکه رو توی یه خیابون عادی لندن تصور کن. یه خونه که از بیرون حتی نمیشه دیدش! آره، دقیقاً همچین جایی تو دنیای جادوگری وجود داره: خونه شماره ۱۲ میدان گریمولد.
این خونه، خونهی اجدادی خانواده «بلک» هست که بعداً تبدیل به مقر محفل ققنوس میشه؛ جایی که جادوگرهایی مثل سیریوس بلک، دامبلدور، هری، هرماینی و رون توش جمع میشن تا علیه ولدمورت بجنگن.
خونه شماره ۱۲ میدان گریمولد بهوسیلهی یه جادوی مخفیسازی (Fidelius Charm) محافظت میشه و تا وقتی کسی آدرس دقیقش رو از «رازدار» نشنوه، نمیتونه اون رو ببینه. این خونه، پُره از تابلوهای سخنگو، الف خونگی بداخلاق مثل «کریچر» و کلی وسیله جادویی که هیچوقت نباید دست بهشون بزنی!
پناهگاه (The Burrow)؛ گرمترین خونه جادوگری دنیا!

خونه ویزلیها یا «پناهگاه» یه خونه عجیب و غریب ولی بسیار گرم و دلنشینه که هر کسی آرزو داره یه بار بتونه چند روز توش زندگی کنه! این خونه به طرز بامزهای کج و کولهست و به نظر میرسه هر لحظه ممکنه فرو بریزه، ولی یه جادوی خاص باعث شده هنوز سرپا بمونه.
پناهگاه یه خونه خانوادگیه که هری اونجا برای اولین بار معنای واقعی خانواده رو تجربه کرد. اونجا همیشه پر از غذاهای خوشمزه، خنده، و عشق فراوونه. یه جایی که حتی ساعتِ دیواریش هم عجیبه و به جای نشون دادن زمان، نشون میده که هر عضو خانواده الان کجاست!
عمارت مالفوی (Malfoy Manor)؛ تاریک و سرد مثل صاحباش!

عمارت مالفوی دقیقاً یه خونه نیست؛ یه قلعهی بزرگ، تاریک و ترسناکه که خانوادهی اشرافی و مغرور مالفوی نسلهاست اونجا زندگی میکنن. خونهای باشکوه ولی دلگیر که تو داستانهای هری پاتر، مقر اصلی ولدمورت و دار و دستهش میشه. اینجا دقیقاً همون جاییه که مهمترین اتفاقهای قسمت آخر هری پاتر توش رخ میده.
زیرزمین عمارت مالفوی پر از سلولهای تاریک و زندانهای جادوییه که هر کسی نمیتونه به راحتی ازش فرار کنه. دقیقاً توی همین عمارت بود که هری و دوستانش گرفتار شدن و لحظات بسیار سختی رو گذروندن. و دقیقاً همینجاست که یه خنجر سرنوشتساز از دست «بلاتریکس لسترنج» قلب همهی طرفدارا رو به درد آورد…
جام جهانی کوییدیچ (Quidditch World Cup)؛ بزرگترین رویداد ورزشی دنیای جادوگری!

جام جهانی کوییدیچ شاید دقیقاً یه مکان نباشه، ولی استادیوم عظیمی که برای این مسابقه ساخته میشه، اونقدر خفن و جادوییه که حتماً باید ازش حرف بزنیم! تصور کن یه استادیوم بزرگ که از بیرون شبیه یه ورزشگاه معمولیه ولی از داخل، هزاران جادوگر دورتادور زمین بازی در حال پروازن و مسابقهای پرهیجان رو دنبال میکنن!
توی این استادیوم جادویی، همه جور جادوگر از سراسر دنیا جمع میشن، چادرهایی که از بیرون کوچیکن ولی داخلشون اندازهی یه ویلای لاکچریه، و کلی هیجان و شادی و البته کمی هم خطر وجود داره.
این همون جاییه که هری پاتر و دوستاش برای اولین بار شاهد یه اتفاق ترسناک بودن: ظهور دوبارهی علامت شوم ولدمورت توی آسمون شب، چیزی که خبر از روزهای تاریک آینده میداد…
گودریک هالو (Godric’s Hollow)؛ جایی که همهچی از اونجا شروع شد!

گودریک هالو فقط یه روستا یا یه مکان ساده نیست، بلکه یه لوکیشن تاریخی و جادوییه که توی زندگی هری پاتر نقش کلیدی داره. اینجا همون جاییه که والدین هری، یعنی جیمز و لیلی پاتر زندگی میکردن و دقیقاً همینجا بود که ولدمورت برای اولین بار شکست خورد و به یه سایهی ضعیف تبدیل شد.
امروزه این خونه تبدیل به یه یادبود جادویی شده که جادوگرها میان و براش گل و پیام میذارن. علاوه بر خونهی پاترها، گورستان قدیمی گودریک هالو هم پر از قبور آدمهای مشهور دنیای جادوگریه، از جمله خود خانواده پاتر، دامبلدورها و بسیاری دیگه از شخصیتهای برجستهی داستان.
زندان آزکابان (Azkaban)؛ ترسناکترین جای دنیای جادویی!

زندان آزکابان یه قلعهی مخوفه که روی یه جزیرهی سرد و دورافتاده قرار گرفته و هیچ جادوگری دوست نداره اسمش رو بشنوه! تو این زندان، خطرناکترین مجرمای جادوگری زندانی هستن و نگهبانهای اون «دیوانهسازها» (Dementors) هستن که موجوداتی سرد و بیاحساسن و شادی و امید رو از زندانیا میگیرن.
فقط یه جادوگر تو تاریخ تونست از این زندان ترسناک فرار کنه: سیریوس بلک! اونم به کمک هوش و شجاعتش و البته قدرت تغییرشکلش به یه سگ سیاه بزرگ تونست از این قلعهی تاریک فرار کنه.
آزکابان همیشه نماد تاریکترین بخشهای دنیای جادوگریه و جاییه که حتی قدرتمندترین جادوگرا هم از اسمش میترسن.
بیمارستان سنت مانگو (St. Mungo’s Hospital)؛ جایی که زخمای جادویی خوب میشن!

حتماً فکر کردی جادوگرا وقتی مریض میشن کجا میرن؟ جوابش اینجاست: بیمارستان جادویی سنت مانگو! یه بیمارستان عجیبوغریب و شلوغ توی لندن که هیچ فرد غیرجادویی نمیتونه پیداش کنه.
اینجا جاییه که انواع بیماریهای جادویی مثل گزیدگی اژدها، طلسمهای عجیبوغریب و حتی مریضیهای خاص ناشی از جادو درمان میشن. یکی از عجیبترین بیمارای سنت مانگو «گیلدروی لاکهارت» بود که به خاطر طلسمهای خرابشده حافظهش رو از دست داده بود و برای همیشه اونجا موند.
کتابخانه ممنوعه هاگوارتز (The Restricted Section)؛ ممنوع ولی پر از راز!

این بخش کتابخونهی هاگوارتز همون جاییه که نباید بهش وارد بشی، مگر این که مجوز رسمی داشته باشی! اینجا پره از کتابهای خطرناک و تاریک که اطلاعاتی دربارهی جادوی سیاه و طلسمهای خطرناک توشون نوشته شده. هرماینی یه بار مجوز ورود به این بخش رو گرفت، ولی هری به خاطر کنجکاویش یه بار دزدکی واردش شد و نزدیک بود دردسر بزرگی براش درست بشه.
کتابخونه ممنوعه همون جاییه که میشه جواب خیلی از سؤالها رو پیدا کرد، اما به قیمت یه خطر بزرگ!
پاتیل درزدار (The Leaky Cauldron)

و در آخر، پاتیل درزدار رو نباید فراموش کنیم! یه مسافرخانه کوچولو و قدیمی که درواقع دروازه اصلی بین دنیای ماگلها و جادوگرهاست. این کافه توی لندن مخفی شده و جادوگرها از اونجا وارد کوچه دیاگون میشن. صاحبش «تام» آدم خوشاخلاقیه که همیشه به مهمونها خوشامد میگه و براشون نوشیدنیهای خوشمزه آماده میکنه.
کلبهی جیغکش (Shrieking Shack) و فضای داخلی بید کتکزن (Whomping Willow)

احتمالاً هیچکجای هاگزمید مرموزتر و ترسناکتر از کلبه جیغکش نیست؛ یه خونهی قدیمی، ویرونه و ظاهراً تسخیرشده که میگن پر از روح و اشباحِ عصبانیه! محلیها همیشه داستانهای ترسناکی از صداهای وحشتناک و جیغهای عجیب توی شب تعریف میکنن. اما حقیقت اینه که پشت این داستانها، یه راز جادویی و خیلی خاص پنهان شده!
در واقع، این کلبهی قدیمی توسط دامبلدور ساخته شد تا «ریموس لوپین» (Remus Lupin)، که یه گرگینه بود، بتونه توی شبای ماه کامل اونجا بمونه و کسی رو زخمی نکنه. اون صداها هم جیغهای ریموس تو زمان تبدیل شدنش به گرگینه بودن!
اما چجوری میشد وارد کلبهی جیغکش شد؟ دقیقاً از طریق راه مخفیای که زیر بید کتکزن وجود داره!
فضای داخلی بید کتکزن (Whomping Willow)
بید کتکزن یه درخت عظیم و جادوییه که دقیقاً کنار قلعهی هاگوارتز کاشته شده و شدیداً به هر کسی که بهش نزدیک بشه حمله میکنه. ولی زیر همین درخت بداخلاق یه تونل مخفی قرار داره که مستقیماً به کلبهی جیغکش وصل میشه.
برای متوقف کردن حرکات بید کتکزن، باید یه نقطهی مخفی و خاصی رو روی تنهی درخت فشار بدی تا درخت آروم بشه و اجازه بده از تونل زیرش رد بشی. این تونل یه مسیر تاریک، باریک و پر از گرد و غباره که بعد از چند دقیقه پیادهروی، تو رو مستقیم به کلبه جیغکش میرسونه.
داخل کلبه پر از وسایل قدیمی و خرابشدهست؛ میز و صندلیهای شکسته، دیوارهای خراشیدهشده و پنجرههای بستهشده با تختههای چوبی. حتی یه تخت قدیمی و پوسیده هم توی یکی از اتاقها هست که یادگار روزهای سخت ریموسه. اتمسفر تاریک و وهمانگیز این کلبه دقیقاً همون چیزیه که باعث میشه همه فکر کنن اینجا جنزدهست!
خلاصه اینکه اگه یه روز به هاگزمید رفتی و دوست داشتی یه ماجراجویی ترسناک داشته باشی، کلبه جیغکش و بید کتکزن میتونن بهترین انتخاب برات باشن؛ ولی یادت باشه خیلی مراقب باشی که آسیب نبینی!

