توی پارت اول تئوریهای Avengers: Doomsday رفتیم سراغ لیکهای بزرگی مثل حمله دووم به TVA، تشکیل اونجرز چندجهانی و ساختهشدن Battleworld. توی پارت دوم هم درباره هویت واقعی دووم، شباهتش به تونی استارک، گذشته خانوادهاش و نقشهای که برای فرانکلین ریچاردز داره حرف زدیم.
حالا نوبت اینه که ببینیم داستان Avengers: Doomsday اصلاً از کجا شروع میشه و چرا اونجرز، مردان ایکس و چهار شگفتانگیز بهجای اینکه از همون اول کنار هم قرار بگیرن، احتمالاً روبهروی هم میایستن. قراره بفهمیم این سه جهان چطور وارد یه Incursion بزرگ میشن، کدوم تصمیم قهرمانها کار مولتیورس رو به اینجا رسونده و چرا شاید برای نجات یه دنیا، دنیای دیگهای باید نابود بشه.
پس جایی نرین و با ما همراه باشین، چون بعد از این بخش هم هنوز کلی تئوری عجیب و باحال دیگه مونده که قراره توی پارت بعدی باهم بررسیشون کنیم.
آیا سه جهان اصلی Avengers: Doomsday همزمان وارد یک Incursion میشوند؟

بذارین قبل از هر چیزی خود Incursion رو خیلی ساده توضیح بدم؛ چون این کلمه قراره توی داستان Doomsday حسابی تکرار بشه. Incursion زمانی اتفاق میافته که مرز بین دو جهان موازی از بین میره و زمینهای اون دو جهان به سمت هم کشیده میشن. اگه قهرمانها نتونن جلوی این اتفاق رو بگیرن، دو زمین با هم برخورد میکنن و در بدترین حالت، هر دو جهان نابود میشن.
رید ریچاردز در Doctor Strange in the Multiverse of Madness توضیح داد که حضور طولانی یا دخالت زیاد یه نفر در جهانی که بهش تعلق نداره، میتونه مرز بین دو واقعیت رو فرسوده کنه و باعث شکلگیری Incursion بشه. مارول هم در توضیح رسمی Incursionها روی همین موضوع تأکید کرده.
ولی اینجا یه نکته مهم وجود داره؛ Incursion معمولاً بین دو جهان اتفاق میافته، نه سه جهان. بنابراین اگه زمین ۶۱۶، زمین ۸۲۸ و دنیای مردان ایکس همزمان در خطر باشن، احتمالاً با یه Incursion سهطرفه ساده روبهرو نیستیم. منطقیتره که چند Incursion پشت سر هم یا بهصورت زنجیرهای در حال وقوع باشن؛ یعنی برخورد یه دنیا، تعادل جهان بعدی رو هم به هم بزنه و در نهایت همهچیز مثل دومینو فرو بریزه.
اولین دنیای مهم، همون زمین ۶۱۶ یا دنیای اصلی MCUـه؛ جهانی که بیشتر اونجرز، دکتر استرنج، ثور، سم ویلسون، واکاندا و بقیه شخصیتهایی که طی این سالها دنبال کردیم داخلش زندگی میکنن. طبیعتاً نابودی این زمین، اصلیترین تهدید برای قهرمانهای فعلی ماروله.
دنیای دوم، زمین ۸۲۸ چهار شگفتانگیزه. شماره این دنیا برخلاف خیلی از شایعهها رسماً تأیید شده و حتی انتخاب عدد ۸۲۸ هم ادای احترامی به تاریخ تولد جک کربی، یکی از خالقان چهار شگفتانگیز، بوده. مارول در مطلب رسمی Fantastic Four به این موضوع اشاره کرده. این دنیا از نظر فناوری، ظاهر شهرها و حتی تاریخ اتفاقاتش با زمین ۶۱۶ فرق داره و به همین خاطر ورودش به یه Incursion میتونه رید ریچاردز و خانوادهاش رو مجبور کنه برای نجات دنیای خودشون وارد ماجرای اونجرز بشن.
دنیای سوم هم جهانیه که مونیکا رمبو در پایان The Marvels داخلش گیر افتاد. ما میدونیم که بیست با بازی کلسی گرمر و نسخه متفاوتی از ماریا رمبو در اونجا حضور دارن و حتی اسم چارلز هم مطرح میشه؛ پس مشخصه که با یه دنیای مرتبط با مردان ایکس طرفیم. بااینحال هنوز رسماً تأیید نشده که این جهان دقیقاً همون دنیای فیلمهای قدیمی X-Men یا زمین ۱۰۰۰۵ باشه. ممکنه همون دنیا باشه، ممکنه شاخهای از اون خط زمانی باشه یا حتی یه جهان کاملاً متفاوت با نسخههای آشنای شخصیتها.
حالا تصور کنین مرز بین این سه دنیا شروع به فروپاشی کنه. اونجرز میخوان زمین ۶۱۶ رو نجات بدن، چهار شگفتانگیز دنبال حفظ زمین ۸۲۸ هستن و مردان ایکس هم طبیعتاً اجازه نمیدن جهان خودشون قربانی بشه. اینجاست که همه گروههای فیلم بدون اینکه لزوماً دشمن هم باشن، وارد یه بحران مشترک میشن.
پس جواب کوتاه اینه که بله، احتمال داره هر سه جهان همزمان درگیر بحران Incursionها بشن؛ اما احتمالاً نه به شکل برخورد مستقیم سه زمین با یکدیگر. محتملتره که Doomsday یه زنجیره از برخوردها رو نشون بده که نجات هر دنیا، به نابودی یکی از دنیاهای دیگه وابسته شده.
آیا تصمیمهای اونجرز، استیو، دکتر استرنج و لوکی باعث نابودی مولتیورس شدهاند؟

وقتی تمام اتفاقات چند سال اخیر MCU رو کنار هم میذاریم، تقریباً همه قهرمانها یه جایی دستشون رو داخل مولتیورس بردن و چیزی رو تغییر دادن! اما سؤال اصلی اینه که آیا یکی از اونها مستقیماً Incursionها رو شروع کرده یا مجموعهای از این دخالتها باعث بیثباتشدن مولتیورس شده؟
اولین مظنون، سفر زمانی اونجرز در Endgameـه. اونجرز برای جمعکردن سنگهای ابدیت به چند نقطه از گذشته سفر کردن و عملاً با اتفاقات خطوط زمانی مختلف ور رفتن. البته بروس بنر قول داد سنگها بعد از استفاده به زمان خودشون برگردن و استیو هم در پایان فیلم مأمور انجام همین کار شد. بنابراین طبق توضیح خود فیلم، قرار بوده آسیب ایجادشده تا حد زیادی جبران بشه.
نکته مهم اینه که سفر زمانی در Endgame گذشته زمین ۶۱۶ رو بازنویسی نمیکنه؛ بلکه میتونه شاخههای زمانی تازهای بسازه. برای مثال فرار لوکی با تسرکت باعث شکلگیری شاخهای شد که ماجراهای سریال Loki رو به وجود آورد. پس Time Heist قطعاً در گسترش شاخههای زمانی نقش داشته، اما هنوز مدرکی نداریم که ثابت کنه همین سفرها مستقیماً یه Incursion ساختهاند.
بعد میرسیم به تصمیم عجیب استیو راجرز برای موندن کنار پگی. اگه استیو واقعاً وارد یه شاخه زمانی دیگه شده باشه و چند دهه داخل اون دنیا زندگی کرده باشه، طبق توضیح رید ریچاردز حضور طولانی اون میتونه یه «ردپای» بزرگ چندجهانی به جا گذاشته باشه. شاید به همین دلیله که بعضی تئوریها استیو رو یکی از مقصرهای اصلی بحران Doomsday میدونن.
ولی این نظریه هنوز یه مشکل بزرگ داره؛ MCU هیچوقت دقیق توضیح نداده که زندگی استیو با پگی داخل یه شاخه جدا اتفاق افتاده یا بخشی پنهان از همون خط زمانی اصلی بوده. حتی اگه شاخه جدا رو قبول کنیم، باز هم حضور استیو بهتنهایی الزاماً باعث Incursion نمیشه. بنابراین فعلاً بهتره این اتفاق رو یه سرنخ احتمالی بدونیم، نه دلیل قطعی نابودی مولتیورس.
مظنون بعدی دکتر استرنجه. در No Way Home طلسم فراموشی پیتر پارکر بهخاطر تغییرات پیدرپی به هم ریخت و آدمهایی از جهانهای دیگه وارد زمین ۶۱۶ شدن. پایان فیلم هم نشون داد که مرز بین دنیاها کاملاً در حال شکستن بود و تعداد زیادی از شخصیتهای چندجهانی میخواستن وارد این واقعیت بشن. استرنج در نهایت شکاف رو بست، اما معلوم نیست این حادثه چه اثری روی دیواره بین جهانها گذاشته.
برخلاف سفر زمانی Endgame، اینجا واقعاً موجوداتی از چند جهان مختلف وارد زمین ۶۱۶ شدن. بنابراین اتفاق No Way Home میتونه یکی از جدیترین عوامل ضعیفشدن مرز دنیاها باشه، هرچند هنوز هیچجا تأیید نشده که طلسم استرنج مستقیماً یه Incursion ایجاد کرده.
در Loki هم وضعیت پیچیدهتر شد. بعد از کشتهشدن He Who Remains، شاخههای زمانی با سرعت زیادی گسترش پیدا کردن. لوکی در پایان فصل دوم تصمیم گرفت بهجای نابودکردن این شاخهها، اونها رو زنده نگه داره و خودش مسئول نگهداری از تمام خطوط زمانی بشه. در واقع لوکی جهانها رو به سمت هم پرت نکرد؛ اون فقط اجازه داد دنیاهایی که TVA قبلاً حذف میکرد، به زندگی ادامه بدن.
پس نمیشه گفت لوکی مولتیورس رو نابود کرده. اتفاقاً قصدش نجاتدادن اون بود. بااینحال بیشترشدن بینهایت شاخههای زمانی، احتمال برخورد، جنگ و دخالت بین دنیاها رو هم افزایش داده. شاید مولتیورس آزادشده ظرفیت نگهداری از اینهمه واقعیت رو نداشته باشه یا حضور دووم باعث شده تعادل شکننده اون کاملاً از بین بره.
از بین تمام این اتفاقات، پایان The Marvels واضحترین آسیب فیزیکی رو به مرز بین دنیاها وارد کرد. استفاده همزمان از دو Quantum Band یه شکاف واقعی در فضا و واقعیت ساخت. مونیکا رمبو تونست شکاف رو ببنده، اما خودش در طرف دیگه باقی موند. این یعنی برای مدتی یه مسیر مستقیم بین زمین ۶۱۶ و دنیای مردان ایکس وجود داشته و ممکنه اثر این زخم هنوز کاملاً از بین نرفته باشه.
درباره Galactus هم باید یه سوءتفاهم رو برطرف کنیم. اون در Fantastic Four: First Steps به یه جهان موازی فرستاده نشد؛ رید و خانوادهاش اون رو به نقطهای بسیار دور در همون جهان ۸۲۸ منتقل کردن. بنابراین فعلاً نمیتونیم این اتفاق رو یه سفر چندجهانی یا دلیل مستقیم Incursion بدونیم. البته دستکاری فضا در اون مقیاس شاید عواقبی داشته باشه، ولی این قسمت دیگه کاملاً وارد محدوده تئوری میشه.
در نهایت بعیده مارول تمام تقصیر رو گردن یه نفر بندازه. احتمالاً Incursionها نتیجه مجموعهای از دخالتها هستن؛ اونجرز در زمان سفر کردن، استرنج مرز دنیاها رو باز کرد، لوکی اجازه داد تمام شاخهها رشد کنن و اتفاق The Marvels هم یه شکاف واقعی بین دو جهان ساخت. شاید هرکدوم از این اتفاقات بهتنهایی قابلکنترل بودن، اما کنار هم مولتیورس رو به جایی رسوندن که دیگه توان تحمل یه بحران تازه رو نداره.
دووم هم میتونه دقیقاً از همین موضوع علیه قهرمانها استفاده کنه؛ اینکه اونجرز بارها برای نجات دنیای خودشون قوانین زمان و واقعیت رو شکستن و حالا تمام جهانها باید تاوان تصمیمهای اونها رو بدن.
آیا مونیکا رمبو دنیای اونجرز را وارد جنگ با مردان ایکس میکند؟

مونیکا رمبو در پایان The Marvels برای بستن شکاف ایجادشده، قدرت خودش رو به کار گرفت و از سمت دیگه اون رو مسدود کرد. مشکل اینجا بود که بعد از بستهشدن شکاف، مونیکا نتونست به زمین ۶۱۶ برگرده و داخل یه دنیای دیگه گرفتار شد؛ دنیایی که بیست و نسخه متفاوتی از مادرش، ماریا رمبو، داخلش حضور دارن.
بنابراین مونیکا احتمالاً اولین پل واقعی بین اونجرز و مردان ایکس در Doomsday خواهد بود. اون اطلاعاتی درباره زمین ۶۱۶ داره و از طرف دیگه مدتی رو در جهان مردان ایکس میگذرونه. اگه متوجه بشه این دو دنیا در آستانه Incursion قرار دارن، میتونه اولین کسی باشه که سعی میکنه به هر دو گروه هشدار بده.
اما تلاش برای نجات مونیکا ممکنه خودش شروع درگیری باشه. تصور کنین کارول دنورز، کامالا خان یا بقیه قهرمانها بخوان دوباره اون شکاف رو باز کنن و مونیکا رو برگردونن. از نگاه اونجرز، این فقط یه عملیات نجاته؛ ولی مردان ایکس ممکنه همین کار رو یه تهدید مستقیم برای جهان خودشون ببینن. اگه بیست یا پروفسور ایکس بفهمن بازشدن دوباره مسیر بین دو زمین میتونه Incursion رو سریعتر کنه، طبیعیه که جلوی اونجرز رو بگیرن.
حتی ممکنه انرژی مونیکا از زمین ۶۱۶، خودش تبدیل به یه ردپای چندجهانی شده باشه. در این حالت مردان ایکس با یه انتخاب سخت روبهرو میشن: مونیکا رو به دنیای خودش برگردونن و خطر بازشدن دوباره شکاف رو قبول کنن، یا اجازه ندن هیچ ارتباطی بین دو جهان برقرار بشه.
از طرف دیگه اونجرز هم از دلیل مقاومت مردان ایکس خبر ندارن. اگه تلاش اونها برای بازکردن دروازه با حمله یا مقابله جهشیافتهها جواب داده بشه، خیلی سریع یه سوءتفاهم بزرگ شکل میگیره. هر گروه تصور میکنه طرف مقابل میخواد دنیای اونها رو قربانی کنه؛ درحالیکه هر دو فقط دارن از خونه خودشون محافظت میکنن.
دووم هم میتونه از این ترس به بهترین شکل استفاده کنه. کافیه به مردان ایکس بگه زمین ۶۱۶ عامل اصلی Incursionهاست و به اونجرز هشدار بده که جهان جهشیافتهها بهزودی زمین اونها رو نابود میکنه. بعد بدون اینکه خودش مستقیماً وارد جنگ بشه، اجازه بده دو گروه همدیگه رو ضعیف کنن.
پس مونیکا احتمالاً دلیل واقعی جنگ نیست؛ اون بیشتر جرقهایه که دو دنیا رو به هم متصل میکنه. مشکل اصلی، ترس از نابودی و نبود اعتماد بین قهرمانهاست. حتی ممکنه مونیکا در بخش بزرگی از فیلم تلاش کنه به هر دو طرف بفهمونه که دشمن واقعی، جهان مقابل نیست و شخص دیگهای داره از این برخورد استفاده میکنه.
آیا «تصمیم غیرقابلتصور» دووم، نابودی یکی از زمینهاست؟

این تئوری از بقیه خیلی جدیتره، چون مستقیماً از یکی از مهمترین بحرانهای کمیکهای Avengers و Secret Wars میاد. در کمیکها وقتی دو زمین وارد Incursion میشن، قهرمانها فقط چند ساعت وقت دارن تا راهحلی پیدا کنن. اگه هیچ کاری انجام ندن، دو زمین برخورد میکنن و هر دو جهان از بین میرن؛ اما اگه یکی از زمینها قبل از برخورد نابود بشه، جهان مقابل فرصت زندهموندن پیدا میکنه.
یعنی راهحل روی کاغذ خیلی سادهست، ولی از نظر اخلاقی وحشتناکه: برای نجات میلیاردها نفر در دنیای خودت، باید میلیاردها نفر رو در یه دنیای دیگه بکشی.
در داستان Time Runs Out هم اعضای Illuminati دقیقاً با همین انتخاب روبهرو شدن. بیشتر قهرمانها حاضر نبودن ماشه رو بکشن، اما نیمور تصمیمی گرفت که بقیه توان انجامش رو نداشتن و بعداً گروه Cabal رو برای نابودکردن زمینهای در حال برخورد تشکیل داد. توضیحات رسمی مارول درباره Illuminati هم به همین بخش تاریک از ماجرا اشاره میکنه.
احتمالاً «تصمیم غیرقابلتصور» دووم در Doomsday هم نسخهای از همین انتخابه. دووم ممکنه بعد از بررسی تمام راهها به این نتیجه برسه که نجات همزمان زمین ۶۱۶، زمین ۸۲۸ و دنیای مردان ایکس غیرممکنه. بنابراین یکی از این دنیاها باید قبل از برخورد نابود بشه تا بقیه شانس زندهموندن داشته باشن.
ترسناکترین بخش تئوری اینه که شاید دووم درباره اصل ماجرا دروغ نگه. شاید محاسباتش درست باشن و واقعاً هیچ راه سادهای برای نجات همه وجود نداشته باشه. تفاوت دووم با اونجرز اینه که اون حاضر میشه بدون لحظهای تردید تصمیم بگیره کدوم جهان ارزش زندهموندن داره.
اینجا جنگ اونجرز و مردان ایکس هم کاملاً منطقی میشه. اگه دووم اعلام کنه برای جلوگیری از Incursion باید دنیای مردان ایکس نابود بشه، جهشیافتهها اجازه نمیدن اونجرز به جهانشون نزدیک بشن. از طرف دیگه ممکنه دووم زمین ۶۱۶ رو عامل اصلی بحران معرفی کنه و مردان ایکس فکر کنن تنها راه نجات خانوادههاشون، نابودکردن دنیای اونجرزه.
چهار شگفتانگیز هم وسط همین انتخاب قرار میگیرن. رید ریچاردز احتمالاً مثل دووم ابعاد علمی فاجعه رو درک میکنه، اما حاضر نیست بهراحتی یه جهان کامل رو قربانی کنه. همین موضوع میتونه تفاوت اصلی این دو شخصیت باشه؛ رید تا آخرین لحظه دنبال راه سوم میگرده، درحالیکه دووم معتقده وقت جستوجو تموم شده و یکی باید تصمیم نهایی رو بگیره.
شاید دووم حتی سلاحی برای نابودکردن یه زمین ساخته باشه و به قهرمانها فرصت انتخاب بده. اونجرز میخوان سلاح رو از بین ببرن، مردان ایکس فکر میکنن هدف بعدی خودشون هستن و چهار شگفتانگیز تلاش میکنن قبل از پایان شمارش معکوس یه راه دیگه پیدا کنن. نتیجه هم جنگی میشه که هیچکدوم از طرفهای اون واقعاً شرور نیستن.
بنابراین احتمال زیادی وجود داره که تصمیم غیرقابلتصور دووم، نابودی یکی از زمینها باشه. این انتخاب هم انگیزه درگیری قهرمانها رو میسازه و هم دووم رو به شخصیتی تبدیل میکنه که خودش رو ناجی مولتیورس میدونه؛ ناجیای که برای نجات چند جهان، حاضر میشه یه جهان کامل رو قربانی کنه.
آیا واکاندا و تالوکان کشتی نجات مولتیورس را میسازند؟

وقتی درباره Incursion حرف میزنیم، اولین راهی که به ذهن میرسه متوقفکردن برخورد دنیاست؛ اما اگه هیچ راهی برای جلوگیری از اون وجود نداشته باشه چی؟ اگه قهرمانها بفهمن حداقل یکی از جهانها قراره نابود بشه، احتمالاً نقشه دومشون نجاتدادن تعدادی از آدمها قبل از برخورد نهاییه. اینجاست که واکاندا و تالوکان میتونن نقش خیلی مهمی داخل داستان پیدا کنن.
حضور شوری و نیمور در Avengers: Doomsday رسماً تأیید شده و تیزرهای رسمی فیلم هم واکانداییها و چهار شگفتانگیز رو کنار یکدیگر قرار دادهاند. پس حضور این دو شخصیت احتمالاً فقط برای اضافهکردن چند مبارز قدرتمند به ارتش اونجرز نیست و ممکنه فناوری و منابع سرزمینهاشون بخش مهمتری از داستان باشه.
واکاندا در حال حاضر یکی از پیشرفتهترین کشورهای زمین ۶۱۶ـه. شوری فقط بلک پنتر جدید نیست؛ اون یکی از باهوشترین دانشمندان این دنیاست و قبلاً هم نشون داده که میتونه با استفاده از ویبرانیوم، فناوریهایی بسازه که حتی برای بقیه دانشمندهای MCU عجیب به نظر میرسن. از طرف دیگه، واکاندا تجربه ساخت سپرهای انرژی، سفینههای پیشرفته، سلاحهای قدرتمند و تجهیزاتی رو داره که میتونن حجم زیادی از انرژی رو تحمل یا ذخیره کنن.
تالوکان هم روی یکی دیگه از منابع بزرگ ویبرانیوم زمین ساخته شده. البته فیلم Wakanda Forever فناوری تالوکان رو بهاندازه آزمایشگاههای شوری با جزئیات نشون نداد، اما مردم این سرزمین قرنها زیر آب زندگی کردن، ارتش بزرگی دارن و تونستن بدون اینکه کشورهای سطح زمین متوجه وجودشون بشن، یه تمدن کامل بسازن. همین دانش مربوط به فشار، انرژی، سازههای زیر آب و محافظت از یه شهر مخفی میتونه برای ساخت پناهگاهی چندجهانی به درد بخوره.
اگه واکاندا و تالوکان منابع ویبرانیوم خودشون رو کنار هم بذارن، شاید بتونن دستگاهی بسازن که انرژی ناشی از Incursion رو برای مدتی مهار کنه. ویبرانیوم داخل MCU توانایی جذب و آزادکردن انرژی رو داره؛ بنابراین ممکنه بهعنوان هسته یه سلاح ضد Incursion یا سپری برای محافظت از یه منطقه کوچک استفاده بشه. البته تا اینجا هیچ مدرکی نداریم که ویبرانیوم بهتنهایی بتونه برخورد دو جهان رو متوقف کنه. حتی پیشرفتهترین فلز زمین هم احتمالاً نمیتونه جلوی نابودی کل واقعیت رو بگیره.
به همین دلیل ایده ساختن یه کشتی نجات، منطقیتر از سلاحی برای متوقفکردن کامل Incursion به نظر میرسه. این وسیله لزوماً قرار نیست یه سفینه معمولی باشه که از زمین بلند بشه و به فضا بره؛ چون وقتی کل جهان در حال نابودشدنه، فرار به یه سیاره دیگه هیچ کمکی نمیکنه. کشتی باید بتونه بیرون از جهان در حال مرگ حرکت کنه، وارد یه واقعیت دیگه بشه یا سرنشینهاش رو تا پایان برخورد در فضایی امن نگه داره.
اینجاست که همکاری شوری با رید ریچاردز خیلی مهم میشه. واکاندا و تالوکان میتونن ویبرانیوم، انرژی و محل امن ساخت وسیله رو فراهم کنن، اما طراحی یه کشتی که از فروپاشی مولتیورس جان سالم به در ببره احتمالاً به دانش رید درباره فضا و دنیاهای موازی احتیاج داره. شاید حتی بروس بنر، سم ویلسون یا بقیه اونجرز هم در انتخاب سرنشینها و اجرای نقشه نقش داشته باشن.
این تئوری شباهت زیادی به Life Raft کمیک Secret Wars داره؛ سفینهای که برای نجات تعداد محدودی از شخصیتها در زمان آخرین Incursion ساخته شد. نکته تلخ ماجرا اینه که چنین کشتیای نمیتونه همه مردم زمین رو نجات بده. ظرفیت محدوده و قهرمانها باید تصمیم بگیرن چه کسانی اجازه ورود دارن؛ دانشمندها، جنگجوها، بچهها، اعضای خانواده خودشون یا افرادی که میتونن بعداً جهان رو دوباره بسازن؟
همین انتخاب میتونه اختلاف تازهای بین گروهها ایجاد کنه. نیمور احتمالاً اولویت رو به مردم تالوکان میده، شوری نمیتونه مردم واکاندا رو رها کنه، اونجرز مسئول تمام زمین ۶۱۶ هستن و چهار شگفتانگیز هم برای نجات خانواده خودشون و مردم زمین ۸۲۸ میجنگن. حتی اگه همه با ساخت کشتی موافق باشن، انتخاب مسافرها میتونه اتحادشون رو خیلی زود از بین ببره.
از طرف دیگه ممکنه دووم از ابتدا بدونه این کشتی توان نجات همه رو نداره و عمداً قهرمانها رو به سمت ساختنش هدایت کنه. شاید وسیلهای که اونها بهعنوان راه فرار میسازن، در نهایت فقط تعداد کمی از شخصیتها رو از آخرین Incursion نجات بده و اونها رو وارد دنیایی کنه که دووم بعد از نابودی جهانها ساخته.
پس همکاری واکاندا و تالوکان برای ساختن یه کشتی نجات کاملاً با مسیر احتمالی داستان جور درمیاد. این دو کشور منابعی دارن که هیچ جای دیگه زمین ۶۱۶ پیدا نمیشه و شوری هم میتونه با کمک رید ریچاردز وسیلهای بسازه که حداقل تعدادی از قهرمانها رو از پایان دنیاها نجات بده. فقط مشکل اینجاست که ساختن کشتی شاید بخش آسون ماجرا باشه؛ تصمیمگرفتن درباره اینکه چه کسانی باید سوارش بشن، احتمالاً خیلی سختتره.
آیا زمین ۸۲۸ اولین قربانی برخورد دنیاها میشود؟

بین تمام دنیاهایی که احتمال حضورشون در Avengers: Doomsday وجود داره، زمین ۸۲۸ یکی از جدیترین گزینهها برای اولین قربانی Incursionـه. دلیلش هم فقط این نیست که چهار شگفتانگیز داخل یه جهان جدا زندگی میکنن؛ نابودی این دنیا میتونه خیلی راحت مسیر ورود اونها به زمین ۶۱۶ و داستان اصلی اونجرز رو باز کنه.
مارول رسماً تأیید کرده که Fantastic Four: First Steps داخل زمین ۸۲۸ جریان داره و چهار شگفتانگیز قراره در Doomsday کنار بقیه قهرمانها قرار بگیرن. حالا سؤال اینه که چرا رید، سو، جانی و بن باید دنیای خودشون رو رها کنن و وارد جهان اونجرز بشن؟ یه سفر دوستانه چندجهانی که خیلی با فضای فیلم جور درنمیاد! منطقیترین جواب اینه که اونها یا برای نجات زمین ۸۲۸ دنبال کمک میگردن، یا وقتی به زمین ۶۱۶ میرسن که دیگه چیزی برای برگشتن باقی نمونده.
زمین ۸۲۸ از نظر داستانی یه قربانی خیلی تأثیرگذاره. ما این دنیا رو با ظاهر آیندهنگرانه، شهرهای رنگارنگ و فناوری متفاوتش شناختیم. نابودی چنین جهانی میتونه از همون ابتدای Doomsday به مخاطب ثابت کنه که Incursion فقط یه تهدید تئوری نیست و این بار واقعاً قرار نیست همه دنیاها نجات پیدا کنن.
از طرف دیگه، زمین ۸۲۸ برخلاف زمین ۶۱۶ ارتش بزرگی از ابرقهرمانها نداره. حداقل تا جایی که دیدیم، چهار شگفتانگیز مهمترین مدافعان اون هستن. اگه دووم سراغ فرانکلین ریچاردز بیاد و همزمان یه Incursion هم شروع بشه، رید باید بین جنگیدن با دووم، نجات خانوادهاش و پیداکردن راهی برای حفظ جهانش یکی رو انتخاب کنه. احتمالاً هم هیچکدوم از این کارها رو نمیشه بهتنهایی انجام داد.
نابودی زمین ۸۲۸ یه دلیل شخصی قدرتمند هم برای دشمنی رید با دووم میسازه. اگه رید باور داشته باشه دووم میتونسته جلوی این اتفاق رو بگیره یا عمداً اجازه داده این دنیا نابود بشه، جنگ اونها دیگه فقط رقابت دو دانشمند نیست. رید کسی رو مقابل خودش میبینه که خونه، مردم و آینده فرزندش رو از اون گرفته.
گزینه بعدی، دنیای مردان ایکسه. حضور مونیکا رمبو در اون جهان و ورود شخصیتهای قدیمی X-Men به داستان نشون میده این دنیا احتمالاً یکی از نقاط اصلی بحران خواهد بود. نابودی اون میتونه اعضای باقیمونده مردان ایکس رو مجبور کنه به زمین ۶۱۶ پناه بیارن و درعینحال راه ادغام جهشیافتهها با MCU رو باز کنه.
بااینحال بعیده دنیای مردان ایکس خیلی زود از بین بره؛ چون بخش مهمی از جنگ اونجرز و مردان ایکس به این بستگی داره که هر دو طرف هنوز جهانی برای دفاعکردن داشته باشن. اگه دنیای جهشیافتهها در شروع فیلم نابود بشه، مردان ایکس دیگه وارد جنگی برای نجات خونه خودشون نمیشن و بیشتر دنبال انتقام میرن. به همین دلیل احتمالاً این جهان تا بخشهای میانی یا حتی نبرد نهایی زنده میمونه.
جهان اسپایدرمن توبی مگوایر هم یکی دیگه از قربانیهای احتمالیه، ولی همونطور که در پارت اول گفتیم، شایعه شروع فیلم با نابودی این دنیا هنوز تأیید نشده. چنین افتتاحیهای میتونه خیلی شوکهکننده باشه و از همون دقیقههای اول خطر دووم و Incursionها رو نشون بده، اما فعلاً مدرک مطمئنی برای قطعیدانستن این اتفاق نداریم و دوباره وارد جزئیات همون تئوری نمیشیم.
اگه بخوایم فقط براساس منطق داستانی این دنیاها رو مقایسه کنیم، زمین ۸۲۸ محتملترین قربانی اولیهست. نابودی اون چهار شگفتانگیز رو وارد زمین ۶۱۶ میکنه، انگیزه رید برای مقابله با دووم رو بالا میبره و به مخاطب نشون میده که این بحران واقعاً میتونه یه جهان کامل رو پاک کنه. دنیای مردان ایکس احتمالاً باید مدت بیشتری باقی بمونه تا جنگ بین دو گروه شکل بگیره و جهان توبی هم بیشتر به یه شایعه بزرگ و احساسی شباهت داره که هنوز نمیشه میزان واقعیبودنش رو مشخص کرد.
البته یه احتمال دیگه هم وجود داره؛ شاید زمین ۸۲۸ نابود نشه، اما اونقدر آسیب ببینه که دیگه قابل زندگی نباشه. در این حالت چهار شگفتانگیز میتونن همراه تعدادی از مردمشون فرار کنن و وارد زمین ۶۱۶ بشن. این اتفاق از نظر احساسی تقریباً بهاندازه نابودی کامل دنیا سنگینه، ولی به مارول اجازه میده بعداً بخشهایی از زمین ۸۲۸ یا بازماندههای اون رو دوباره وارد داستان کنه.
در نهایت، هیچکدوم از این گروهها شرور واقعی جنگ نیستن. اونجرز برای نجات مردم زمین ۶۱۶ میجنگن، مردان ایکس نمیخوان جهانشون قربانی اشتباهات یه دنیای دیگه بشه و چهار شگفتانگیز هم فقط دنبال راهی برای حفظ خانواده و مردم زمین ۸۲۸ هستن. دشمن اصلی، خود برخورد اجتنابناپذیر دنیاست؛ بحرانی که قهرمانها رو مجبور میکنه بین نجات جهان خودشون و نابودی جهان بقیه یکی رو انتخاب کنن. دووم شاید این تصمیم رو گرفته باشه، اما قهرمانها هنوز امیدوارن راه سومی وجود داشته باشه.
حرف آخر
این تئوریها رو نوشتم چون برخورد دنیاها احتمالاً یکی از مهمترین بخشهای Avengers: Doomsdayـه و میتونه دلیل جنگ اونجرز، مردان ایکس و چهار شگفتانگیز رو مشخص کنه. منتظر پارت بعدی تئوریهای دومزدی باشین و اگه این مقاله رو دوست داشتین، دنیای جادوگران رو به دوستاتون هم معرفی کنین!

