سلام بر اهالی دنیای جادوگران! حالتون چطوره؟
خب، امروز رو میخوام با بررسی تئوریهای Avengers: Doomsday شروع کنم؛ چون چند روز پیش تریلرش منتشر شد و بحثش حسابی داغه دیگه! از همون لحظهای که اولین تصاویر تریلر رو دیدیم، تقریباً هر نما و جملهاش تبدیل شد به یه سرنخ تازه و طرفدارهای مارول هم طبق معمول شروع کردن به کنار هم گذاشتن قطعههای این پازل.
تا حالا فکر کردین اگه قهرمانهایی که انتظار داریم کنار هم بجنگن، این بار قبل از رسیدن به دشمن اصلی مجبور بشن مقابل هم قرار بگیرن چه اتفاقی میافته؟ یا اگه شخصیتی که همه فکر میکنن شرور داستانه، واقعاً تنها کسی باشه که راه نجات دنیا رو میدونه چی؟ اصلاً اگه پایان این فیلم چیزی رو که سالها از دنیای سینمایی مارول شناختیم کاملاً تغییر بده، قراره بعدش با چه جهانی روبهرو بشیم؟
سؤال زیاده و مارول هم فعلاً جواب درستوحسابی بهمون نداده؛ بنابراین وقتشه خودمون بریم سراغ سرنخها، احتمالات و داستانهایی که این چند وقت بین طرفدارها حسابی سروصدا کردن.
فقط قبل از شروع باید یه نکته مهم رو روشن کنم؛ چون در طول این مجموعه قراره بارها از سه عبارت «تئوری»، «شایعه» و «لیک» استفاده کنیم و این سهتا دقیقاً یه معنی ندارن.
تئوری معمولاً از کنار هم گذاشتن اطلاعات رسمی، اتفاقات فیلمها و سریالهای قبلی، تصاویر تریلر و داستان کمیکها به وجود میاد. ممکنه درنهایت درست یا غلط از آب دربیاد، اما حداقل برای شکلگرفتنش چند سرنخ قابلبررسی وجود داره. شایعه اطلاعاتیه که بین طرفدارها یا صفحههای مختلف پخش شده، اما هنوز منبع قابلاعتماد یا مدرک مشخصی پشتش نیست. لیک هم ادعا میکنه اطلاعاتش از داخل مراحل ساخت فیلم، اکران آزمایشی، محصولات جانبی، عوامل تولید یا نسخهای از فیلمنامه بیرون اومده؛ بااینحال لیکبودن به معنی درستبودن نیست. بعضی لیکها کاملاً ساختگیان و بعضیهای دیگه هم ممکنه به نسخه قدیمی فیلمنامه مربوط باشن و در فیلم نهایی تغییر کرده باشن.
من هم سعی میکنم در هر بخش مشخص کنم داریم درباره یه سرنخ رسمی، تئوری طرفداری یا لیک تأییدنشده حرف میزنیم تا اطلاعات قطعی با شایعهها قاطی نشن.
در آخر هم یه هشدار جدی: این مقاله شامل اسپویل قطعی فیلم نیست، چون Avengers: Doomsday هنوز اکران نشده؛ اما بعضی از تئوریها و لیکهایی که بررسی میکنیم ممکنه واقعاً به داستان، نبرد نهایی، سرنوشت شخصیتها و پایان فیلم نزدیک باشن. پس اگه ترجیح میدین حتی احتمال لو رفتن اتفاقات فیلم رو هم نبینین، بهتره ادامه مقاله رو بعد از تماشای فیلم بخونین. اما اگه مثل من از تئوریبافی، کنار هم گذاشتن سرنخها و حدسزدن نقشه مارول لذت میبرین، بریم ببینیم این بار قراره با چه فاجعهای روبهرو بشیم!
آیا دکتر دووم TVA را نابود و Cerebro را به ردیاب لوکی تبدیل میکند؟

یکی از بزرگترین لیکهایی که درباره Avengers: Doomsday پخش شده، میگه هدف اصلی دکتر دووم فقط شکستدادن اونجرز یا تسخیر یه دنیا نیست. ظاهراً دووم میخواد خودش رو به لوکی برسونه؛ همون لوکیای که الان بیرون از زمان نشسته و شاخههای مختلف مولتیورس رو زنده نگه داشته. مشکل اینجاست که پیداکردن کسی که عملاً داخل هیچکدوم از دنیاها زندگی نمیکنه، اصلاً کار راحتی نیست. اینجاست که پای TVA و Cerebro وسط میاد.
طبق این شایعه، دووم اول خودش رو به دنیای مردان ایکس میرسونه و Cerebro پروفسور ایکس رو میدزده. Cerebro در حالت عادی برای پیداکردن ذهن جهشیافتهها ساخته شده، ولی خب داریم درباره ویکتور ون دووم حرف میزنیم؛ کسی که هم از نظر علمی یکی از باهوشترین آدمهای دنیای ماروله و هم جادو بلده. برای همین از نظر داستانی خیلی عجیب نیست که بتونه Cerebro رو تغییر بده و ازش یه جور ردیاب چندجهانی بسازه.
یعنی بهجای اینکه دستگاه دنبال جهشیافتهها بگرده، رد انرژی لوکی و شاخههای زمانی رو پیدا میکنه. دووم هم با دنبالکردن همین رد، در نهایت به TVA میرسه؛ چون TVA یکی از معدود جاهاییه که میشه از طریقش به دنیاهای مختلف، فضای خارج از زمان و احتمالاً محل درخت زمان دسترسی پیدا کرد.
حالا چرا دووم باید TVA رو نابود کنه؟ چون TVA دقیقاً همون سازمانیه که میتونه جلوی نقشههای چندجهانی اون رو بگیره. اعضای TVA به شاخههای زمانی دسترسی دارن، میتونن بین دنیاها جابهجا بشن و از همه مهمتر، اطلاعاتی دارن که حتی اونجرز هم ازش بیخبرن. اگه دووم بخواد دنیاهای مختلف رو به هم بچسبونه و در نهایت Battleworld رو بسازه، اول باید این مرکز کنترل مولتیورس رو از سر راهش برداره.
بعضی از نسخههای همین لیک حتی ادعا میکنن که دووم وارد TVA میشه، تمام نیروهاش رو از بین میبره و بعد خودش رو به انتهای زمان میرسونه تا قدرت لوکی رو تصاحب کنه. البته اینجا شایعهها حسابی با هم تناقض دارن. یه سری میگن لوکی به دست دووم کشته میشه، ولی شایعههای دیگه میگن لوکی زنده میمونه و بعداً خودش قهرمانها رو برای نبرد نهایی جمع میکنه. پس حداقل یکی از این دو روایت نمیتونه درست باشه.
از طرف دیگه، خود ایده استفاده از Cerebro هم یه ایراد مهم داره. Cerebro ذهن جهشیافتهها رو شناسایی میکنه، نه آدمهایی رو که بیرون از زمان نشستن! پس فیلم باید توضیح قابلقبولی بده که دووم دقیقاً چطوری این دستگاه رو به ردیاب لوکی تبدیل کرده. شاید از جادوی خودش استفاده کنه، شاید فناوری TVA رو با Cerebro ترکیب کنه یا حتی نمونهای از انرژی لوکی رو به دست بیاره و دستگاه رو براساس اون تنظیم کنه.
در مجموع، حمله دووم به TVA خیلی قابلباوره؛ چون این سازمان احتمالاً نقش مهمی در داستان چندجهانی فیلم داره و نابودشدنش میتونه قدرت دووم رو همون اول حسابی به رخ بکشه. اما ماجرای دزدیدن Cerebro و تبدیلکردنش به ردیاب لوکی، زیادی دقیق و جزئیه و همین باعث میشه بیشتر بوی لیک مشکوک یا حتی یه تئوری خوشساخت طرفداری رو بده. فعلاً بهتره اصل حمله به TVA رو جدیتر بگیریم، ولی روی جزئیات Cerebro و کشتهشدن لوکی شرط نبندیم!
آیا لوکی گروه Multiversal Avengers را برای مقابله با دووم تشکیل میدهد؟

اگه دووم واقعاً بتونه وارد TVA بشه و خودش رو به درخت زمان برسونه، یه سؤال مهم پیش میاد: چه کسی قراره قهرمانهای دنیاهای مختلف رو از این اتفاق باخبر کنه؟ جواب احتمالی این تئوری، لوکیه.
لوکی بعد از پایان فصل دوم سریالش دیگه اون شخصیت شرور و خودخواه فیلمهای قدیمی نیست. اون حالا بیرون از زمان نشسته و تمام شاخههای مولتیورس رو نگه داشته. یعنی احتمالاً بهتر از هرکس دیگهای میفهمه که کدوم دنیاها دارن به سمت نابودی میرن و دووم دقیقاً چه خطری برای واقعیتهای مختلف داره. برای همین خیلیها فکر میکنن لوکی قراره نقش نیک فیوری مولتیورس رو بازی کنه؛ با این تفاوت که این بار بهجای جمعکردن چند قهرمان از یک زمین، باید قهرمانهای چند جهان متفاوت رو کنار هم بذاره.
طبق یکی از شایعههای تازه، این گروه با اسم Multiversal Avengers شناخته میشه و ترکیبش واقعاً دیوانهکنندهست: ددپول، ولورین هیو جکمن، X-23، اسپایدرمن توبی مگوایر، اسپایدرمن اندرو گارفیلد، مون نایت، استارلرد، میس مارول، کیت بیشاپ، کسی لنگ و چند شخصیت دیگه. بعضی روایتها حتی اسم گمبیت، استورم، پروفسور ایکس و مگنیتو رو هم به این فهرست اضافه کردن.
فقط باید حواسمون باشه که حضور همه این شخصیتها تأیید نشده. بعضی از بازیگرهای قدیمی مردان ایکس رسماً جزو گروه بازیگران فیلم هستن، اما اسمهایی مثل ددپول، توبی مگوایر، اندرو گارفیلد، مون نایت و استارلرد فعلاً بیشتر در حد شایعه باقی موندن. تازه خود لیکها هم سر اعضای گروه توافق ندارن؛ یه نسخه از لیک یه ترکیب مشخص معرفی میکنه و چند هفته بعد، فهرست کاملاً متفاوتی بیرون میاد. همین تناقض باعث میشه به ترکیب دقیق گروه شک کنیم.
ولی خود ایده تشکیل Multiversal Avengers کاملاً منطقیه. ما در Deadpool & Wolverine دیدیم که TVA میتونه شخصیتهای دنیاهای مختلف رو پیدا کنه و کنار هم قرار بده. از طرفی، دووم احتمالاً فقط تهدید زمین ۶۱۶ نیست و تمام جهانها از نقشهاش آسیب میبینن. بنابراین منطقیه که مبارزه با اون هم به یه گروه چندجهانی احتیاج داشته باشه.
حتی ممکنه لوکی نتونه شخصاً وارد نبرد بشه، چون ترککردن جایگاهش میتونه شاخههای زمانی رو دوباره به خطر بندازه. در این صورت، اون احتمالاً از TVA کمک میگیره تا قهرمانها رو پیدا کنه. شاید هم برای مدت کوتاهی درخت زمان رو رها کنه و همین فرصت باعث بشه دووم به محل نگهداری شاخهها حمله کنه. این اتفاق میتونه دو تئوری رو به هم وصل کنه: لوکی برای جمعکردن قهرمانها از جاش بلند میشه و دووم هم از خالیشدن جای اون استفاده میکنه.
بااینحال، حضور این همه شخصیت یه مشکل بزرگ داره. Avengers: Doomsday همین الان هم تعداد خیلی زیادی قهرمان و شرور داره. اگه فیلم بخواد برای تکتک اعضای این گروه داستان جدا تعریف کنه، نتیجه احتمالاً بیشازحد شلوغ میشه. پس حتی اگه این شایعه درست باشه، احتمالاً بیشتر این شخصیتها حضور کوتاهی دارن و فقط برای نبرد پایانی وارد ماجرا میشن. نقش اصلی هم ممکنه بین چند نفر محدود مثل لوکی، ولورین، اسپایدرمن توبی و ددپول تقسیم بشه.
از بین همه بخشهای این شایعه، تشکیل یه گروه چندجهانی از قهرمانها خیلی محتمله؛ مخصوصاً چون فیلم قراره مستقیماً به Secret Wars وصل بشه. ولی اینکه دقیقاً تمام این شخصیتها عضو گروه باشن، فعلاً بیشتر شبیه فهرست آرزوهای طرفدارهاست. پس احتمال دیدن Multiversal Avengers بالاست، اما اعضای واقعی گروه احتمالاً تا زمان اکران فیلم مخفی میمونن.
آیا Avengers: Doomsday با نابودی جهان اسپایدرمن توبی مگوایر شروع میشود؟

این یکی از اون شایعههاییه که اگه درست باشه، فیلم از همون چند دقیقه اول هیچ رحمی به احساساتمون نمیکنه! طبق این لیک، Avengers: Doomsday با برخورد دو جهان شروع میشه: دنیای اسپایدرمن توبی مگوایر و دنیای مردان ایکس فاکس.
این برخورد همون پدیدهایه که در داستانهای مارول بهش Incursion گفته میشه. یعنی دو جهان به هم نزدیک میشن و اگه یکی از اونها نابود نشه، هر دو از بین میرن. در چنین شرایطی، قهرمانهای هر دنیا مجبور میشن بین نجات جهان خودشون و نجات آدمهای دنیای مقابل یکی رو انتخاب کنن. همین موضوع میتونه دلیل اصلی مبارزه اسپایدرمن و ولورین باشه.
طبق شایعه، ددپول و ولورین مأمور میشن به جهان توبی مگوایر برن و اون رو نابود کنن تا دنیای مردان ایکس نجات پیدا کنه. طبیعتاً پیتر پارکر هم نمیذاره چند نفر وارد دنیای اون بشن و همهچیزش رو نابود کنن. در نتیجه اسپایدرمن توبی با ولورین هیو جکمن درگیر میشه؛ مبارزهای که طرفدارها سالها فقط در بازیها، کمیکها و تصاویر خیالی دیده بودن.
نکته جالب اینه که هیچکدوم از این دو شخصیت واقعاً شرور نیستن. ولورین احتمالاً برای نجات جهشیافتهها میجنگه و اسپایدرمن هم میخواد از خانواده و مردم دنیای خودش محافظت کنه. پس با یکی از اون مبارزههای دردناک طرفیم که هر دو طرفش دلیل قابلدرکی دارن، ولی شرایط اجازه نمیده با حرفزدن مشکل رو حل کنن.
بعضی نسخههای لیک میگن دکتر اختاپوس هم کنار اسپایدرمن توبی قرار میگیره و با مردان ایکس مبارزه میکنه. البته این قسمت کمی عجیبتره، چون دکتر اختاپوس بعد از اتفاقات Spider-Man: No Way Home باید به نقطه مشخصی از خط زمانی خودش برگشته باشه. بااینحال، وقتی پای مولتیورس وسط باشه، مارول همیشه میتونه یه نسخه متفاوت از اون شخصیت رو وارد داستان کنه.
بحث اصلی سر پایان این سکانسه. یه سری شایعهها میگن جهان توبی نابود میشه و حتی خود اسپایدرمن هم میمیره. در مقابل، گزارشهای دیگه میگن توبی زنده میمونه و بعداً به یکی از شخصیتهای مهم Secret Wars تبدیل میشه. حتی این احتمال وجود داره که جهانش نابود بشه، ولی خودش چند لحظه قبل از نابودی توسط TVA، لوکی یا شخص دیگهای نجات پیدا کنه. این حالت از همه منطقیتره؛ چون هم فیلم میتونه با نابودی یه دنیای محبوب شوکمون کنه و هم لازم نیست توبی مگوایر رو در همون شروع داستان کنار بذاره.
از نظر داستانی، شروع فیلم با نابودی یک جهان آشنا ایده خیلی خوبیه. بهجای اینکه شخصیتها نیم ساعت درباره خطر Incursionها حرف بزنن، ما با چشم خودمون میبینیم که این اتفاق چه بلایی سر یه دنیا میاره. تازه انتخاب جهان توبی باعث میشه این نابودی برای مخاطب اهمیت احساسی داشته باشه؛ چون بیشترمون سالها با اون نسخه از اسپایدرمن خاطره داریم.
ولی دقیقاً همین موضوع میتونه بزرگترین ایراد تئوری هم باشه. مارول میدونه اسپایدرمن توبی چقدر بین مردم محبوبه و نابودکردن دنیای اون فقط برای ایجاد شوک، ممکنه خیلی از طرفدارها رو عصبانی کنه. مخصوصاً اگه شخصیتهای قدیمی فقط وارد فیلم بشن تا چند دقیقه بعد کشته بشن.
فعلاً شروعشدن فیلم با یه Incursion بزرگ کاملاً محتمله و اون نور عظیمی که در تصاویر مربوط به مردان ایکس دیده میشه هم میتونه به نابودی یه جهان ربط داشته باشه. ولی هیچ مدرک قطعی نداریم که اون جهان حتماً متعلق به اسپایدرمن توبی مگوایره. مبارزه توبی و ولورین هم ایده جذاب و قابلباوریه، اما شایعه مرگ توبی از بقیه قسمتها ضعیفتر به نظر میرسه. اگه جهانش واقعاً نابود بشه، احتمال زندهماندن خود پیتر خیلی بیشتره.
آیا King Thanos یک Cabal چندجهانی از شرورهای مارول تشکیل میدهد؟

ظاهراً فقط قهرمانها نیستن که قراره یه تیم چندجهانی تشکیل بدن. یکی از عجیبترین شایعههای Avengers: Doomsday میگه King Thanos گروهی از قدرتمندترین نسخههای شرور شخصیتهای مارول رو دور هم جمع میکنه؛ گروهی که احتمالاً با اسم Cabal شناخته میشه.
ترکیب شایعهشده این گروه شامل Superior Iron Man، Captain Hydra، Maestro Hulk و خود King Thanos میشه. بعضی نسخههای شایعه اسمهای دیگهای مثل میکر، مفیستو، نال و حتی یه نسخه شرور از بلک ویدو رو هم مطرح کردن، ولی هرچی فهرست طولانیتر میشه، بیشتر شبیه لیست آرزوهای طرفدارها به نظر میاد!
Superior Iron Man نسخهای از تونی استارکه که اخلاقش کاملاً تغییر کرده و به یه آدم خودخواه و خطرناک تبدیل شده. Captain Hydra هم نسخهای از استیو راجرزه که بهجای دفاع از آزادی، در خدمت هایدرا قرار گرفته. Maestro نسخه پیرتر و بیرحم هالکه که هم قدرت هالک رو داره و هم هوش بروس بنر رو؛ ترکیبی که میتونه اون رو به یکی از خطرناکترین شخصیتهای فیلم تبدیل کنه.
اما رهبر گروه، King Thanos از همه ترسناکتره. این نسخه از تانوس از آیندهای میاد که تقریباً تمام موجودات قدرتمند جهان رو کشته و به فرمانروای مطلق تبدیل شده. مارول این نسخه رو در داستان رسمی Thanos Wins معرفی کرده؛ بنابراین برخلاف بعضی اسمهای عجیب این شایعه، King Thanos واقعاً در کمیکها وجود داره و یه شخصیت کاملاً ساختهشده توسط لیکرها نیست.
خود Cabal هم ارتباط مهمی با داستان Incursionها داره. در کمیکها، وقتی ایلومیناتی دیگه حاضر نبودن دنیاهای موازی رو برای نجات زمین خودشون نابود کنن، نیمور گروه Cabal رو با حضور تانوس و چند شرور دیگه تشکیل داد. مأموریت این گروه نابودکردن زمینهای دیگه قبل از برخورد جهانها بود؛ کاری که قهرمانها از انجامش میترسیدن. مارول در معرفی رسمی ایلومیناتی هم به تشکیل Cabal و نقش اون در نابودی دنیاهای موازی اشاره کرده.
از اونجایی که نیمور رسماً در Avengers: Doomsday حضور داره، دیدن نوعی از Cabal اصلاً دور از ذهن نیست. شاید نیمور به این نتیجه برسه که اونجرز توانایی گرفتن تصمیمهای سخت رو ندارن و برای نجات جهان خودش، با چند شرور متحد بشه. البته اگه فیلم بخواد به کمیکها وفادارتر بمونه، منطقیتره که خود نیمور سازنده گروه باشه، نه King Thanos.
حضور King Thanos میتونه یه کاربرد دیگه هم داشته باشه: نشوندادن قدرت واقعی دووم. همه ما میدونیم تانوس چه بلایی سر اونجرز آورد، پس اگه دووم بتونه نسخهای حتی قدرتمندتر از تانوس رو شکست بده، مخاطب سریع متوجه میشه با چه هیولایی طرفه. در کمیک Secret Wars هم دووم برخورد بسیار بدی با تانوس داره و خیلی راحت اون رو از سر راهش برمیداره. فیلم میتونه نسخهای متفاوت از همون صحنه رو اجرا کنه تا ثابت کنه دووم قرار نیست زیر سایه تانوس باقی بمونه.
بااینحال، این تئوری یه ایراد بزرگ داره: خود فیلم همین الان هم بهشدت شلوغه. معرفی چهار نسخه شرور از شخصیتهای مشهور، توضیح گذشته هرکدوم و مشخصکردن هدف گروه زمان زیادی میخواد. تازه حضور یه Cabal قدرتمند ممکنه تمرکز داستان رو از دکتر دووم بگیره؛ درحالیکه این فیلم قبل از هرچیز باید دووم رو بهعنوان شرور اصلی حماسه معرفی کنه.
به همین دلیل، تشکیل یه گروه Cabal با توجه به داستان Incursionها و حضور نیمور کاملاً شدنیه، ولی ترکیب شایعهشدهاش چندان قابلاعتماد نیست. ممکنه یکی از شخصیتهایی مثل Maestro یا King Thanos واقعاً ظاهر بشه، اما حضور همزمان تمام این نسخههای شرور خیلی بعیده. پس اصل ایده Cabal رو میشه جدی گرفت، ولی فعلاً Superior Iron Man، Captain Hydra و King Thanos رو باید در بخش شایعههای جذاب و تأییدنشده نگه داریم.
آیا دکتر دووم سازنده واقعی Sacred Timeline بوده است؟

این یکی شاید عجیبترین تئوری کل مقاله باشه، چون اگه درست از آب دربیاد، تقریباً تمام چیزهایی که توی سریال Loki درباره شکلگیری Sacred Timeline فهمیدیم، زیر سؤال میره.
داستانی که فعلاً بهصورت رسمی میدونیم اینه که He Who Remains بعد از جنگ بزرگ چندجهانی، قدرت Alioth رو مهار کرد، نسخههای مختلف کانگ رو شکست داد و بعد هم Sacred Timeline رو ساخت. اون با کمک TVA هر شاخهای رو که ممکن بود دوباره باعث بهوجوداومدن یه کانگ خطرناک بشه، حذف میکرد. خود مارول هم در توضیح رسمی پایان فصل اول Loki همین روایت رو تأیید کرده.
اما تئوری مربوط به دووم میگه شاید He Who Remains تمام حقیقت رو نگفته باشه. شاید Sacred Timeline در اصل ساخته خود دووم بوده، یا حداقل دووم نقش خیلی بزرگی در بهوجوداومدنش داشته و کانگ بعداً اون رو از تاریخ پاک کرده.
طبق این تئوری، دووم هم در جنگ چندجهانی اولیه حضور داشته و احتمالاً یکی از معدود آدمهایی بوده که میتونسته مقابل ارتش بینهایتی از کانگها بایسته. شاید حتی خود دووم راه مهار Alioth رو پیدا کرده، ولی He Who Remains بعد از شکستدادنش، دانش و نقشه اون رو دزدیده و همهچیز رو به اسم خودش تموم کرده. بعد هم برای اینکه دووم دوباره برنگرده، تمام نسخههای اون رو از Sacred Timeline حذف کرده یا سرنوشتش رو تغییر داده.
یه نسخه عجیبتر این شایعه حتی میگه جای دووم در زمین ۶۱۶ با تونی استارک پر شده. یعنی شباهت چهره دووم و تونی صرفاً یه انتخاب بازیگری نیست و قراره بخشی از داستان باشه. شاید He Who Remains زندگی و هویت ویکتور ون دووم رو بازنویسی کرده و ازش شخصیتی ساخته که ما به اسم تونی استارک میشناسیم. البته این قسمت واقعاً دیگه وارد منطقه «خیلی عجیب ولی باحال» میشه و فعلاً هیچ مدرک رسمیای پشتش نیست.
مرگ He Who Remains میتونه باعث شده باشه زندانی که برای دووم ساخته شده بود از بین بره. لوکی هم با آزادکردن شاخههای زمانی، ناخواسته تمام نسخههای حذفشده دووم رو برگردونده و حالا یکی از اونها خاطرات واقعی خودش رو به یاد آورده. در این حالت، دووم فقط دنبال حکومت بر مولتیورس نیست؛ اون میخواد چیزی رو پس بگیره که فکر میکنه از اول متعلق به خودش بوده.
این انگیزه میتونه رابطه دووم با کانگها، TVA، Alioth و لوکی رو خیلی خوب به هم وصل کنه. حتی ممکنه دووم دوباره از Alioth برای بلعیدن دنیاهای در حال مرگ استفاده کنه؛ درست مثل کاری که He Who Remains برای کنترل خطهای زمانی انجام میداد.
با همه اینها، فعلاً هیچ سرنخ محکمی نداریم که ثابت کنه دووم واقعاً سازنده Sacred Timeline بوده. ارتباط اون با کانگها و رازهای جنگ چندجهانی کاملاً قابلباوره، ولی اینکه کل دستاورد He Who Remains در اصل متعلق به دووم بوده، بیشتر شبیه یه پیچش داستانی خیلی بزرگه که برای واقعیبودن به مدرک بیشتری احتیاج داره. شاید دووم سازنده اصلی Sacred Timeline نباشه، ولی اصلاً بعید نیست که تاریخ واقعی اون رو بهتر از همه بدونه و از اشتباهات کانگ برای ساختن دنیای خودش استفاده کنه.
آیا سنگهای ابدیت دوباره به داستان Avengers: Doomsday برمیگردند؟

بعد از پایان Avengers: Endgame فکر میکردیم پرونده سنگهای ابدیت دیگه بسته شده. تانوس سنگهای زمین ۶۱۶ رو به اتم تبدیل کرد، اونجرز هم سنگهای گذشته رو قرض گرفتن و در نهایت استیو راجرز همه رو به زمان خودشون برگردوند. پس ظاهراً دیگه نباید خبری از Infinity Stones باشه؛ ولی تیزرهای Avengers: Doomsday دوباره این بحث رو راه انداختن.
در پایان تیزرها و ویدئوهای شمارش معکوس فیلم، رنگها و گلیچهای مختلفی دیده میشد که بعضیهاشون خیلی شبیه رنگ شش سنگ ابدیت بودن: آبی، قرمز، بنفش، زرد، سبز و نارنجی. همین باعث شد بعضی از طرفدارها فکر کنن مارول داره خیلی نامحسوس برگشتن سنگها رو لو میده.
البته این تنها برداشت ممکن نیست. این رنگها میتونن به دنیاهای مختلف، شخصیتهای تیزرها یا حتی صرفاً طراحی تبلیغاتی فیلم اشاره داشته باشن. خود گلیچها هم شاید نشونه بههمریختن زمان و برخورد جهانها باشن، نه سنگهای ابدیت. حتی یه تئوری دیگه میگه اعداد مخفی داخل شمارش معکوس به تاریخها یا لحظههای مشخصی از Endgame اشاره دارن.
ولی از نظر داستانی، برگشتن سنگها غیرممکن نیست. سنگهای زمین اصلی نابود شدن، اما مولتیورس پر از دنیاهاییه که مجموعه مخصوص خودشون رو دارن. ما داخل TVA هم دیدیم که تعداد زیادی سنگ ابدیت مصادرهشده داخل کشوها ریخته شده بودن. یعنی اگه دووم واقعاً به TVA حمله کنه، ممکنه به چند مجموعه از سنگها دسترسی پیدا کنه.
هر سنگ هم یه بخش از جهان رو کنترل میکنه؛ زمان، فضا، واقعیت، ذهن، قدرت و روح. توضیح کامل توانایی اونها رو میتونین در معرفی رسمی Infinity Stones در سایت مارول ببینین. ترکیب همین قدرتها دقیقاً چیزیه که دووم برای متوقفکردن Incursionها یا ساختن Battleworld بهش احتیاج داره.
بااینحال، بعیده مارول دوباره دووم رو با یه دستکش پر از سنگ جلوی اونجرز بذاره. این کار بیشازحد شبیه تانوس میشه و باعث میشه دووم بهجای داشتن هویت مستقل، نسخه جدید شرور قبلی به نظر بیاد. احتمال منطقیتر اینه که دووم از انرژی سنگها برای روشنکردن یه دستگاه، بازکردن مسیر انتهای زمان یا کنترل موقت واقعیت استفاده کنه؛ بدون اینکه کل داستان دوباره حول جمعکردن شش سنگ بچرخه.
پس رنگهای شمارش معکوس میتونن یه سرنخ واقعی باشن، ولی فعلاً بیشتر شبیه اشارهای به گذشته MCU هستن. اگه سنگها برگردن، احتمالاً ابزار دووم هستن، نه هدف اصلی داستان.
آیا نبرد نهایی در لاتوریا یا انتهای زمان اتفاق میافتد؟

بیشتر شایعههای منتشرشده درباره نبرد پایانی، دو مکان رو مطرح میکنن: قلعه دووم در لاتوریا و تخت لوکی در انتهای زمان. نکته جالب اینجاست که شاید لازم نباشه فقط یکی از این دو شایعه درست باشه؛ چون نبرد میتونه از لاتوریا شروع بشه و در انتهای زمان به پایان برسه.
طبق لیکها، اونجرز، مردان ایکس و چهار شگفتانگیز در بخش پایانی فیلم متوجه نقشه واقعی دووم میشن و به لاتوریا حمله میکنن. دووم هم فقط چند سرباز عادی نداره و ظاهراً یه ارتش بزرگ از Doombotها، جنگجوهای لاتوریایی و جادوگرهای نقابدار از قلعهاش محافظت میکنن.
وجود Doombotها کاملاً منطقیه. دووم توی کمیکها بارها از رباتهایی استفاده کرده که ظاهر، صدا و حتی بخشی از تواناییهای خودش رو تقلید میکنن. خود مارول هم در معرفی انواع Sentinelها از دووم بهعنوان یکی از ماهرترین سازندههای ماشین در دنیای مارول یاد کرده و به Doombotهای اون اشاره میکنه.
لاتوریا برای نبرد نهایی انتخاب خیلی خوبیه، چون فیلم باید بالاخره پادشاهی دووم رو درستوحسابی نشونمون بده. اون فقط یه دانشمند زرهپوش نیست؛ پادشاه یه کشوره و مردم لاتوریا هم ممکنه واقعاً باور داشته باشن که دووم تنها کسیه که میتونه نجاتشون بده. این موضوع باعث میشه حمله قهرمانها به قلعهاش فقط یه جنگ ساده بین آدمخوبها و آدمبدها نباشه.
ولی احتمالاً شکستدادن ارتش دووم پایان ماجرا نیست. ممکنه قهرمانها وارد قلعه بشن و تازه بفهمن دووم قبلاً خودش رو به TVA یا انتهای زمان رسونده. اونجا دیگه نبرد فیزیکی با Doombotها جای خودش رو به مبارزهای برای کنترل خود مولتیورس میده.
درخت زمان و تخت لوکی هم منطقیترین جاییه که دووم میتونه ازش تمام دنیاها رو همزمان لمس کنه. شاید لوکی مستقیماً مقابلش قرار بگیره، شاید دووم قدرت اون رو بدزده یا شاید قهرمانها وقتی برسن که کار از کار گذشته و آخرین Incursion شروع شده باشه.
به نظرم محتملترین حالت اینه که جنگ بزرگ گروهی در لاتوریا اتفاق بیفته، ولی رویارویی واقعی دووم و لوکی در انتهای زمان باشه. اینطوری هم ارتش قهرمانها نبرد باشکوه خودش رو داره و هم پایان فیلم وارد فضای عجیب و کیهانی موردنیاز برای ساخت Battleworld میشه.
آیا دووم در آخرین Incursion پیروز میشود و Battleworld را میسازد؟

اگه بخوام از بین تمام شایعههای این مقاله فقط روی یکی شرط ببندم، احتمالاً همین پیروزی دووم و ساختهشدن Battleworld رو انتخاب میکنم. چون Avengers: Doomsday باید ما رو مستقیم به Avengers: Secret Wars برسونه و بدون نابودی مولتیورس، اصلاً معلوم نیست Secret Wars قراره کجا اتفاق بیفته.
طبق لیکها، قهرمانها تمام تلاششون رو میکنن تا Incursion نهایی رو متوقف کنن، ولی شکست میخورن. دنیاهای اونجرز، چهار شگفتانگیز، مردان ایکس و شخصیتهای قدیمی مارول با هم برخورد میکنن و تقریباً همهچیز نابود میشه. بعضی شایعهها حتی از مرگ لوکی و چند قهرمان قدیمی حرف میزنن، ولی احتمالاً خیلی از این مرگها دائمی نیستن.
دووم تنها کسیه که برای این نابودی آماده شده. اون ممکنه قدرت لوکی، انرژی سنگهای ابدیت، توانایی فرانکلین ریچاردز یا ترکیبی از همه اینها رو به دست بیاره و درست در لحظهای که مولتیورس از بین میره، تکههای باقیمونده دنیاها رو نجات بده. بعد هم این تکهها رو به هم وصل کنه و ازشون Battleworld بسازه.
در کمیک Secret Wars سال ۲۰۱۵ هم تقریباً همین اتفاق میافته. دووم قدرتی نزدیک به بینهایت به دست میاره، باقیمونده جهانهای نابودشده رو کنار هم میذاره و خودش رو God Emperor Doom معرفی میکنه. مارول در توضیح رسمی داستان Illuminati و Secret Wars هم به ساختهشدن Battleworld توسط دووم اشاره کرده.
نکته مهم اینه که دووم احتمالاً خودش رو شرور داستان نمیدونه. از نگاه اون، قهرمانها نتونستن مولتیورس رو نجات بدن و فقط دووم بود که تونست چیزی ازش باقی بذاره. مشکل اینجاست که اون دنیای جدید رو براساس خواسته خودش میسازه و طبیعتاً بالاترین جایگاهش رو هم برای خودش کنار میذاره!
این پایان یهجورایی میتونه نسخه جدید پایان Infinity War باشه. قهرمانها شکست میخورن، شرور پیروز میشه و فیلم درست در بدترین لحظه ممکن تموم میشه. با این تفاوت که این بار بهجای ناپدیدشدن نصف موجودات، کل مولتیورس از بین میره و جای خودش رو به دنیایی میده که دووم ساخته.
شاید جزئیات لیکها درست نباشن، ولی اصل پیروزی دووم و رونمایی از Battleworld خیلی محتمله. وگرنه فیلم بعدی باید زمان زیادی رو صرف توضیح ساختهشدن این دنیا کنه؛ درحالیکه پایان Doomsday بهترین فرصت برای نشوندادن تاجگذاری God Emperor Doomه.
آیا قهرمانها در Battleworld گذشته واقعیشان را فراموش میکنند؟

ساختهشدن Battleworld فقط به این معنی نیست که تکههای چند دنیا کنار هم قرار میگیرن. ترسناکترین بخش ماجرا اینه که دووم میتونه خاطرات آدمها رو هم تغییر بده و کاری کنه هیچکس یادش نیاد قبل از این دنیا چه زندگیای داشته.
طبق این شایعه، دووم بعد از ساخت Battleworld شخصیتهای مرده یا نابودشده رو برمیگردونه، ولی خاطرات واقعی اونها رو پاک میکنه. هرکدومشون یه هویت و گذشته تازه پیدا میکنن و باور دارن Battleworld همیشه تنها دنیای موجود بوده. شاید بعضی قهرمانها اصلاً یادشون نیاد قهرمان بودن، بعضیها دشمن همدیگه بشن و بعضی شخصیتها هم وارد خانوادههایی بشن که در دنیای اصلی هیچوقت وجود نداشتن.
این اتفاق توی کمیکها هم افتاده بود. بیشتر ساکنان Battleworld گذشته خودشون رو به یاد نمیآوردن و دووم رو بهعنوان خدای نجاتدهنده دنیا قبول داشتن. فقط تعداد محدودی از بازماندهها که از نابودی مولتیورس فرار کرده بودن، حقیقت رو میدونستن. مایلز مورالز هم یکی از شخصیتهایی بود که دنیای قبل از حکومت دووم رو به یاد داشت؛ موضوعی که در معرفی رسمی مایلز در سایت مارول بهش اشاره شده.
در نسخه MCU، بازماندهها میتونن شخصیتهایی باشن که داخل یه سفینه یا محفظه مخصوص از Incursion نهایی فرار کردن. چهار شگفتانگیز، اسپایدرمن، ددپول، دکتر استرنج، آمریکا چاوز یا حتی اعضای TVA گزینههای منطقیای هستن، ولی هنوز هیچ ترکیب رسمیای نداریم. ددپول هم به خاطر آگاهی عجیبش از دنیای بیرون میتونه خیلی زود بفهمه یه جای کار میلنگه!
Secret Wars احتمالاً با همین وضعیت شروع میشه؛ قهرمانها زندگیهای تازهای دارن و فقط چند نفر حقیقت رو میدونن. بازماندهها باید بقیه رو قانع کنن که دنیایی که توش زندگی میکنن واقعی نیست و دووم تاریخ رو از نو نوشته. اینطوری مبارزه بعدی فقط برای شکستدادن یه شرور نیست؛ قهرمانها باید هویت و خاطرات واقعی خودشون رو هم پس بگیرن.
این اتفاق در نهایت میتونه راه رو برای ساختن نسخه جدید MCU باز کنه. بعد از شکست دووم، احتمالاً جهانها دقیقاً به حالت قبلی برنمیگردن و یه دنیای تازه از ترکیب زمین ۶۱۶، دنیای مردان ایکس و جهان چهار شگفتانگیز شکل میگیره. در نتیجه جهشیافتهها، اونجرز و چهار شگفتانگیز از اون به بعد میتونن بدون دردسر مولتیورس داخل یه جهان زندگی کنن. البته بعیده مارول همهچیز رو کامل ریبوت کنه؛ احتمالاً با یه سافت ریبوت طرفیم که بخشهای محبوب گذشته رو نگه میداره و قسمتهای دیگه رو تغییر میده.
اگه بخوایم همه شایعههایی که بررسی کردیم رو کنار هم بذاریم، بعضیها خیلی منطقیتر از بقیهان. حمله دووم به TVA، تلاش لوکی برای جمعکردن قهرمانهای چندجهانی، نبرد در لاتوریا و در نهایت ساختهشدن Battleworld کاملاً با مسیر فعلی MCU جور درمیاد. اینها حتی اگه دقیقاً با جزئیات لیکها اتفاق نیفتن، احتمالاً یه نسخهای ازشون داخل فیلم وجود داره.
در مقابل، تبدیل Cerebro به ردیاب لوکی، سازندهبودن دووم برای Sacred Timeline، برگشتن کامل سنگهای ابدیت، تشکیل Cabal با حضور تمام نسخههای شرور اونجرز و کشتهشدن اسپایدرمن توبی، فعلاً شایعههای ضعیفتر و مشکوکتری هستن. جذابن، دربارهشون میشه ساعتها حرف زد، ولی جزئیاتشون زیادی شبیه چیزیه که یه طرفدار بعد از خوندن چند کمیک کنار هم چیده.
محتملترین پایان اینه که قهرمانها بعد از یه نبرد بزرگ در لاتوریا، برای متوقفکردن دووم به انتهای زمان برسن، ولی دیر شده باشه. آخرین Incursion اتفاق میافته، دنیاها نابود میشن و دووم با قدرتی که از لوکی یا یه منبع چندجهانی دیگه گرفته، Battleworld رو میسازه. بعد هم قهرمانها رو با زندگیها و خاطرات تازه برمیگردونه و خودش روی تخت این دنیای جدید میشینه.
تصویر پایانی هم میتونه خود God Emperor Doom باشه که از بالای قلعهاش به Battleworld نگاه میکنه؛ درحالیکه همه فکر میکنن اون ناجی دنیاست و فقط چند بازمانده حقیقت رو به یاد دارن. بعد صفحه سیاه میشه و ما میمونیم و انتظار برای Avengers: Secret Wars؛ چون این بار اونجرز فقط نباید دنیا رو نجات بدن، باید اول یادشون بیاد که اصلاً چه کسانی بودن.
حرف آخر
این تئوریها رو نوشتم تا قبل از اکران Avengers: Doomsday باهم سرنخها و شایعههای مختلف رو بررسی کنیم و ببینیم مارول قراره چه خوابی برامون ببینه! البته هنوز هیچکدوم قطعی نیستن و باید منتظر اطلاعات بیشتری بمونیم.
قسمت دوم این مقاله هم بهزودی منتشر میشه؛ پس منتظرش باشین و اگه این مطلب رو دوست داشتین، ویزاردورلد رو به دوستاتون هم معرفی کنین.
باتشکر از توجه شما جادوگران عزیزم 😁😁🌟🌟

