فصل دوم سریال «Wednesday» پر از راز و اتفاقات معمایی بود، اما بزرگترین راز برای فصل سوم نگه داشته شد: اوفلیا فرامپ (Ophelia Frump). او بیست سال پیش ناپدید شد و در فینال فصل دوم فاش شد که در تمام این مدت، در زیرزمین مادرش، هستر فرامپ، زندانی بوده است.
صحنهی کلیدی اینجاست که اوفلیا روی دیوار با خون نوشته بود: «Wednesday باید بمیرد.» همین لحظه کافی بود تا خیلی از طرفدارها حدس بزنن اوفلیا در فصل بعدی نه تنها برمیگرده، بلکه احتمالاً در نقش آنتاگونیست (ضدقهرمان) ظاهر میشه.
اما جذابترین بخش ماجرا، تئورییه که طرفدارا مطرح کردن. طبق این نظریه، اوفلیا درواقع همون مادر روون لزلاو (Rowan) ـ دانشآموزی از فصل اول که به خاطر پیشگویی مادرش قصد داشت Wednesday رو نابود کنه ـ هست. اگر این تئوری درست باشه، اوفلیا از همون ابتدای سریال در پسزمینه داستان حضور داشته و عملاً میتونه ویلن پنهان کل روایت باشه.
شباهتهای اوفلیا و مادر روون

یکی از دلایلی که این تئوری طرفدار پیدا کرده، شباهتهای زیاد بین اوفلیا و مادر روونه.
قدرتها:
هر دو «Seer» یا همون بینا هستن و قدرت دیدن آینده رو دارن. پیشگوییهاشون هم معمولاً تاریک و هولناکه. اوفلیا درست مثل Wednesday، یه Raven محسوب میشه، یعنی پیشبینیهاش بیشتر روی حوادث شوم متمرکزه.
ارتباط با Wednesday:
مادر روون توی فصل اول تصویری کشیده بود که نشون میداد Wednesday قراره مدرسه Nevermore رو نابود کنه؛ همین باعث شد پسرش تصمیم بگیره جلوی اون اتفاق رو بگیره. حالا اوفلیا هم مستقیماً پیشگویی کرده که Wednesday باید بمیره. این دو پیشبینی مثل آینه همدیگهان و هر دو یه جور پیام آخرالزمانی درباره Wednesday دارن.
نشونههای رفتاری:
اوفلیا یه دفترچه پر از نقاشی و یادداشت داره که چیزایی رو که توی دیدگاههاش میبینه ثبت کرده. این دقیقاً همون کاریه که مادر روون هم با طرح پیشبینیهاش انجام میداد.
با این همه شباهت، طرفدارها فکر میکنن منطقیه که اوفلیا و مادر روون در اصل یک نفر باشن و سازندگان سریال از همون اول ویلن اصلی رو به شکلی پنهانی وارد داستان کرده باشن.
مشکلات و تناقضهای زمانی

اینجا جاییه که این تئوری یککم به مشکل میخوره و همهچیز اونقدر مرتب جلو نمیره. روون توی فصل اول میگه مادرش ۲۵ سال قبل شاگرد مدرسه Nevermore بوده، در حالی که درباره اوفلیا میدونیم حدود ۲۰ سال پیش بهعنوان یه دانشآموز دچار فروپاشی روانی شد و بعد ناپدید شد. همین باعث میشه یه فاصله حدود پنج ساله بین این دو روایت به وجود بیاد.
اگر اوفلیا و مادر روون یک نفر باشن، یعنی اوفلیا باید توی ۱۰ یا ۱۱ سالگی شاگرد Nevermore بوده باشه؛ چیزی که با سن شناختهشدهی بقیه دانشآموزها همخوانی نداره، چون معمولاً از ۱۳ سالگی به بعد وارد مدرسه میشن. از طرفی، اگه اوفلیا بعد از بیمارستان مستقیم رفته باشه زیرزمین مادرش و همونجا زندانی شده باشه، سوال مهمی پیش میاد: پس روون چطور به دنیا اومده؟ مگر اینکه قبل از اون خانوادهای تشکیل داده باشه یا حتی داستان مرگش رو جعل کرده باشه.
به همین خاطر، این تئوری با تناقضهای جدی زمانی روبهروئه، ولی هنوز میشه با کشوقوسهای داستانی فصل سوم حلش کرد؛ مثلاً با نشون دادن اینکه فاصلهی بیشتری بین فروپاشی اوفلیا و ناپدید شدنش وجود داشته.
نقش هستر فرامپ و آینده داستان

در فصل دوم دیدیم که هستر فرامپ اوفلیا رو سالها در زیرزمین خودش زندانی کرده و در عین حال سعی کرده به Wednesday نزدیک بشه، حتی تا جایی پیش رفت که رابطهی اون و مورتیسیا رو هم به هم زد. در ادامه هم به Wednesday پیشنهاد داد تابستون رو پیش اون بمونه؛ پیشنهادی که خیلیها فکر میکنن برای روبهرو شدن با اوفلیا بوده. همین جاست که شک و تردید به وجود میاد: آیا هستر واقعاً قصد محافظت از نوهاش رو داره یا داره اون رو به سمت نقشهی شوم اوفلیا سوق میده؟
با توجه به اینکه هستر هم مثل اوفلیا یک Raven به حساب میاد و قدرت دیدن آینده رو داره، احتمال این وجود داره که نیتهای پنهانی داشته باشه. بعضی نشونهها این فرضیه رو تقویت میکنن، اما هنوز نمیشه مطمئن بود.
برای فصل سوم، طرفدارها انتظار دارن بالاخره رویارویی مستقیم بین Wednesday و اوفلیا شکل بگیره و در همین مسیر نیت واقعی هستر هم روشن بشه؛ اینکه آیا واقعاً دنبال کمک و حمایت از نوهاش بوده یا در نقشهای تاریکتر نقش داشته. و در نهایت، این احتمال هم وجود داره که اوفلیا ـ یا اگر تئوری درست باشه، مادر روون ـ خودش ویلن اصلی و نهایی داستان باشه.

