Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

The Residence؛ سریال معمایی جذاب نتفلیکس برای آخر هفته!

درسته که تازه اول هفته‌ست، ولی خب با خبرهایی که یکی پس از دیگری دارن منتشر می‌شن، فکر نکنم حال هیچ‌کدوممون خیلی خوب باشه. برای همین گفتم این بار یه سریال برای آخر هفته بهتون معرفی کنم؛ یا همون موقع ببینیدش یا بذاریدش توی لیستتون تا هر وقت حال و حوصله داشتید سراغش برید. شاید این معرفی بتونه حتی برای چند ساعت ذهن‌تون رو از خبرهایی که مدام می‌شنویم دور کنه و یکم از استرس‌تون کم بشه.

می‌دونم حال روحی و جسمی خیلی‌هامون داغون‌تر از داغونه. خود منم این روزها فقط سعی می‌کنم به نوشتن ادامه بدم، چون خیلی وقت‌ها ایمیل‌ها و پیام‌هاتون رو می‌خونم و خیلی‌هاتون می‌گید نوشته‌های ما یکم کمکتون کرده یا حالتون رو بهتر کرده. اگه واقعاً این‌طوری بوده، بدونید که از ته دل خوشحالم که تونستم کمکی کنم .

خلاصه که امیدوارم هرچه زودتر روزهای بهتری رو ببینیم. تا اون موقع، شاید یه معمای قتل بامزه و پرماجرا در کاخ سفید بتونه برای چند ساعت حواسمون رو پرت کنه.

پس بریم سراغ سریال The Residence و ببینیم چرا می‌تونه انتخاب خوبی برای آخر هفته باشه. 

یک قتل وسط مهمانی رسمی کاخ سفید

ماجرای سریال The Residence از شبی شروع می‌شه که کاخ سفید میزبان یه شام رسمی برای نخست‌وزیر استرالیاست. همه‌چیز باید کاملاً حساب‌شده پیش بره؛ مهمان‌ها سر وقت برسن، غذاها آماده باشن، کارکنان بدون اشتباه وظایفشون رو انجام بدن و رئیس‌جمهور هم جلوی مهمان‌ها آبروداری کنه. اما وسط این همه برنامه‌ریزی، جسد ای. بی. وینتر، مدیر ارشد اقامتگاه کاخ سفید، پیدا می‌شه و مهمانی رسمی خیلی سریع به صحنه جرم تبدیل می‌شه.

این قتل از همون اول یه مشکل بزرگ داره؛ تقریباً هرکسی که اون شب داخل کاخ سفید بوده، می‌تونه مظنون باشه. از اعضای خانواده رئیس‌جمهور و مشاورها گرفته تا آشپزها، خدمتکارها، نظافتچی‌ها و حتی مهمان‌هایی که ظاهراً هیچ ارتباطی با مقتول نداشتن. هرکدوم از این آدم‌ها هم یه چیزی برای پنهان‌کردن دارن و طبیعتاً وقتی پای قتل وسط باشه، هیچ‌کس با لبخند نمیاد تمام رازهاش رو دو دستی تحویل پلیس بده.

اینجاست که کوردلیا کاپ با بازی اوزو آدوبا وارد کاخ سفید می‌شه. کوردلیا یه کارآگاه معمولی نیست که با چند سؤال تکراری، بررسی اثر انگشت و نگاه‌کردن به فیلم دوربین‌های مداربسته پرونده رو ببنده. اون به جزئیاتی توجه می‌کنه که بقیه حتی متوجه وجودشون هم نمی‌شن و گاهی وسط بازجویی سؤال‌هایی می‌پرسه که ظاهراً هیچ ربطی به پرونده ندارن. البته فقط ظاهراً؛ چون در دنیای کوردلیا هر رفتار عجیب، هر جمله نصفه‌ونیمه و هر چیزی که سر جای خودش نباشه، می‌تونه بخشی از جواب نهایی باشه.

The Residence یه معمای قتل کلاسیکه، اما حوصله‌سربر نیست

اگه از طرفدارهای داستان‌های «قاتل کیه؟» یا همون Whodunit باشید، خیلی زود متوجه می‌شید که The Residence تقریباً تمام چیزهایی رو که از این ژانر انتظار داریم، توی خودش جا داده. یه جسد داریم، یه مکان بسته و به‌شدت محافظت‌شده داریم، تعداد زیادی مظنون داریم و البته کلی سرنخ که بعضی‌هاشون واقعاً مهمن و بعضی‌های دیگه فقط اونجا گذاشته شدن تا ما رو مثل کارآگاه‌های آماتور دنبال خودشون بکشونن و آخرش هم بهمون بخندن.

بخش زیادی از داستان از طریق جلسه استماع کنگره روایت می‌شه؛ جایی که شاهدها و افراد درگیر در پرونده، اتفاقات شب قتل رو از زاویه دید خودشون تعریف می‌کنن. سریال مدام بین این جلسه، شب مهمانی و مراحل مختلف تحقیقات جابه‌جا می‌شه و همین روایت غیرخطی باعث می‌شه اطلاعات رو کم‌کم به دست بیاریم. یه اتفاق واحد ممکنه از نگاه چند نفر تعریف بشه، اما هر بار بخشی از ماجرا تغییر کنه یا جزئیات تازه‌ای بهش اضافه بشه.

این مدل روایت کمک می‌کنه خودمون هم همراه کوردلیا پرونده رو بررسی کنیم. ممکنه توی یه قسمت به یک نفر کاملاً مشکوک بشیم و با اطمینان بگیم قاتل رو پیدا کردیم، اما قسمت بعد اطلاعاتی رو کنه که تمام تئوری‌مون رو خیلی محترمانه برداره و بندازه توی سطل زباله. خوشبختانه سریال موقع رو کردن سرنخ‌های گمراه‌کننده تقلب نمی‌کنه و اطلاعات اصلی رو کاملاً از مخاطب مخفی نگه نمی‌د. جواب خیلی از سؤال‌ها از همون ابتدا جلوی چشم‌مونه، فقط هنوز نمی‌دونیم باید چطور بهشون نگاه کنیم.

حتی اسم قسمت‌های سریال هم به آثار معروف جنایی و معمایی ادای احترام می‌کنه. عنوان‌هایی مثل The Fall of the House of Usher، Dial M for Murder، Knives Out و The Trouble with Harry برای طرفدارهای قدیمی این ژانر کاملاً آشنا هستن. این ارجاع‌ها صرفاً برای قشنگی انتخاب نشدن و هرکدوم به‌نوعی با اتفاقات همون قسمت ارتباط دارن.

کوردلیا کاپ بهترین بخش سریاله

معمای اصلی The Residence به‌اندازه کافی جذابه که مخاطب رو دنبال خودش بکشونه، اما چیزی که واقعاً سریال رو از نمونه‌های مشابه جدا می‌کنه، شخصیت کوردلیا کاپه. اوزو آدوبا این کارآگاه عجیب رو جوری بازی می‌کنه که هم باهوش و غیرقابل‌پیش‌بینی به نظر می‌رسه و هم قرار نیست تبدیل به یه نابغه غیرقابل‌تحمل بشه که هر پنج دقیقه به بقیه یادآوری می‌کنه از همه باهوش‌تره.

یکی از ویژگی‌های مهم کوردلیا علاقه شدیدش به پرنده‌نگریه. شاید اولش فکر کنید این ویژگی فقط برای عجیب‌تر و بامزه‌ترکردن شخصیت بهش اضافه شده، اما خیلی زود می‌فهمیم نگاه اون به آدم‌ها شباهت زیادی به نگاه‌کردنش به پرنده‌ها داره. صبر می‌کنه، از فاصله مناسب رفتارها رو زیر نظر می‌گیره و قبل از اینکه نتیجه‌گیری کنه، به کوچک‌ترین تغییرات توجه می‌کنه. برای همین چیزهایی رو می‌بینه که مأمورهای آموزش‌دیده اف‌بی‌آی هم خیلی راحت از کنارشون رد شدن.

در طرف دیگه ادوین پارک با بازی رندال پارک قرار داره؛ مأمور اف‌بی‌آی که روش کارش خیلی رسمی‌تر و قابل‌پیش‌بینی‌تره و طبیعتاً در ابتدا چندان از حضور کوردلیا خوشحال نیست. رابطه این دو نفر یکی از بامزه‌ترین بخش‌های سریاله، چون ادوین مدام تلاش می‌کنه تحقیقات طبق قوانین و روال معمول جلو بره، درحالی‌که کوردلیا ممکنه وسط صحنه جرم حواسش به یه پرنده، یه تکه کیک یا رفتار عجیب یکی از کارکنان پرت بشه. البته چیزی که ادوین نمی‌دونه اینه که حواس کوردلیا هیچ‌وقت واقعاً پرت نیست.

شوخی‌های بین این دو نفر باعث می‌شن فضای سریال بیش از حد سنگین نشه، اما درعین‌حال معمای قتل رو هم به یه نمایش مسخره تبدیل نمی‌کنن. The Residence می‌دونه کجا باید جدی باشه و کجا اجازه بده شخصیت‌ها کمی از فشار داستان کم کنن.

اینجا تقریباً همه مشکوکن

داشتن تعداد زیادی مظنون وقتی جذابه که هرکدوم واقعاً شخصیت مستقلی داشته باشن. وگرنه خیلی زود تبدیل می‌شن به یه مشت اسم که باید تا قسمت آخر به‌زور به خاطرشون بیاریم. The Residence خوشبختانه گروه بازیگران شلوغش رو فقط برای پرکردن راهروهای کاخ سفید نیاورده و تلاش می‌کنه پشت رفتار هرکدوم از این آدم‌ها یه داستان، انگیزه یا راز مشخص قرار بده.

جانکارلو اسپوزیتو نقش ای. بی. وینتر، مقتول اصلی پرونده رو بازی می‌کنه. با اینکه وینتر از ابتدای داستان مرده، از طریق فلش‌بک‌ها و حرف‌های بقیه کم‌کم با شخصیتش آشنا می‌شیم. خیلی‌ها بهش احترام می‌ذاشتن، بعضی‌ها ازش متنفر بودن و چند نفر هم دلایل کاملاً جدی برای درگیری باهاش داشتن. همین باعث می‌شه مقتول فقط یه جسد برای شروع داستان نباشه و هرچه جلوتر می‌ریم، نبودنش بیشتر روی روابط کارکنان تأثیر بذاره.

در کنار اون، مالی گریگز نقش لیلی شوماخر، مسئول امور اجتماعی رئیس‌جمهور رو بازی می‌کنه و کن مارینو در نقش هری هالینگر، مشاور ارشد رئیس‌جمهور ظاهر می‌شه. سوزان کلچی واتسون، ادوینا فیندلی، جیسون لی، جین کرتین و آیزایا ویتلاک جونیور هم بخشی از این گروه شلوغن. هرکدوم از این شخصیت‌ها نسخه متفاوتی از اتفاقات اون شب دارن و تقریباً همه‌شون معتقدن اگه مشکلی پیش اومده، قطعاً تقصیر یکی دیگه بوده. چون ظاهراً حتی وسط پرونده قتل هم هیچ‌کس حاضر نیست مسئولیت اشتباهات خودش رو قبول کنه؛ چه برسه به اینکه بخواد به قتل اعتراف کنه.

ممکنه توی یکی دو قسمت اول به‌خاطر تعداد زیاد شخصیت‌ها و سمت‌های مختلفشون کمی گیج بشید، اما این شلوغی کم‌کم معنی پیدا می‌کنه. هر قسمت روی بخش تازه‌ای از کاخ سفید و آدم‌های پشت‌صحنه تمرکز می‌کنه و تا اواسط سریال، روابط بین شخصیت‌ها خیلی واضح‌تر می‌شن.

داستان از یه کتاب واقعی الهام گرفته شده

نکته جالب اینه که The Residence از روی یه رمان جنایی ساخته نشده. سریال از کتاب غیرداستانی The Residence: Inside the Private World of the White House نوشته کیت اندرسن براور الهام گرفته؛ کتابی که به زندگی کارکنان کاخ سفید و آدم‌هایی می‌پردازه که بدون دیده‌شدن، کارهای روزمره یکی از معروف‌ترین ساختمان‌های دنیا رو مدیریت می‌کنن.

البته توی کتاب خبری از قتل، کارآگاه عجیب یا بازجویی از مظنون‌ها نیست. نتفلیکس هم توضیح داده که سریال اقتباس مستقیم از کتاب نیست و فقط از فضای اون به‌عنوان نقطه شروع استفاده کرده. پل ویلیام دیویس، سازنده سریال، یه داستان جنایی کاملاً تازه نوشته، اما روابط کارکنان، سلسله‌مراتب کاری و بخش‌های کمتر دیده‌شده کاخ سفید رو از اطلاعات کتاب گرفته.

همین تصمیم باعث شده خود کاخ سفید هم یه‌جورایی به یکی از شخصیت‌های اصلی داستان تبدیل بشه. ما معمولاً این ساختمان رو از زاویه رئیس‌جمهور، سیاستمدارها و تصمیم‌های مهم می‌بینیم، اما The Residence دوربین رو به سمت آشپزخانه، اتاق‌های خدماتی، راهروهای پشتی و آدم‌هایی می‌بره که باید بدون سروصدا همه‌چیز رو سرپا نگه دارن. اینجا رئیس‌جمهور تنها آدم مهم ساختمان نیست و گاهی یه شیرینی‌پز یا خدمتکار اطلاعاتی داره که از تمام مأمورهای امنیتی مهم‌تره.

سریال محصول شرکت شاندالند، متعلق به شاندا رایمز، سازنده آثاری مثل Scandal، How to Get Away with Murder و Bridgertonـه. The Residence از نظر فضا شباهت زیادی به این سریال‌ها نداره، اما علاقه شاندالند به رازهای پنهان، روابط پیچیده و آدم‌هایی که پشت ظاهر مرتب‌شون کلی دردسر مخفی کردن، اینجا هم کاملاً مشخصه.

چرا The Residence برای آخر هفته مناسبه؟

فصل اول The Residence فقط هشت قسمت داره و داستانش هم جوری طراحی شده که بعد از پایان هر قسمت، دلتون می‌خواد بلافاصله سراغ قسمت بعدی برید. درست وقتی فکر می‌کنید بالاخره متوجه شدید چه اتفاقی افتاده، یه شهادت تازه یا سرنخ کوچیک همه‌چیز رو به هم می‌ریزه. برای همین احتمال اینکه تصمیم بگیرید «فقط یه قسمت دیگه» ببینید و بعد متوجه بشید نصف شب شده، اصلاً کم نیست.

بااین‌حال، سریال فقط به معمای قتل وابسته نیست. شخصیت‌های بامزه، درگیری کارکنان، خرابکاری‌های شب مهمانی و تضاد بین ظاهر باشکوه کاخ سفید و هرج‌ومرج پشت درهای بسته باعث می‌شن حتی بخش‌های آروم‌تر داستان هم سرگرم‌کننده باشن. فضای کمدی سریال هم کمک می‌کنه تماشای چند قسمت پشت‌سرهم خسته‌کننده و سنگین نشه.

اگه فیلم‌هایی مثل Knives Out، Clue و See How They Run یا سریال Only Murders in the Building رو دوست داشتید، احتمالاً با The Residence هم خیلی زود ارتباط می‌گیرید. سریال قرار نیست ژانر معمای قتل رو از اول اختراع کنه، اما قواعد آشنای اون رو می‌شناسه و به‌اندازه کافی شخصیت و شوخی بهشون اضافه می‌کنه تا نتیجه حس یه کپی بی‌روح رو نداشته باشه.

متأسفانه نتفلیکس The Residence رو بعد از همین فصل لغو کرد و فعلاً خبری از فصل دوم نیست. بااین‌حال، لازم نیست نگران یه پایان نصفه‌ونیمه یا معمای بی‌جواب باشید، چون پرونده اصلی در همین هشت قسمت به نتیجه می‌رسه. یعنی می‌تونید سریال رو با خیال راحت شروع کنید و قرار نیست بعد از قسمت آخر، برای پیدا کردن جواب‌ها منتظر فصلی بمونید که هیچ‌وقت ساخته نمی‌شه.

حرف آخر

The Residence شاید بی‌نقص‌ترین سریال معمایی دنیا نباشه و شلوغی شخصیت‌ها در قسمت‌های اول کمی گیجتون کنه، اما وقتی تمام مهره‌ها سر جای خودشون قرار می‌گیرن، به یه معمای قتل سرگرم‌کننده، بامزه و خوش‌ساخت تبدیل می‌شه که دقیقاً می‌دونه چطور مخاطب رو تا لحظه افشای حقیقت کنجکاو نگه داره.

پس اگه این آخر هفته دنبال سریالی هستید که هم ذهنتون رو درگیر یه معمای درست‌وحسابی کنه و هم برای چند ساعت از فضای سنگین این روزها دورتون کنه، The Residence رو توی لیستتون بذارید. اگه هم قبلاً دیدیدش، حتماً برامون بنویسید که تونستید قاتل رو قبل از کوردلیا پیدا کنید یا شما هم مثل من چند بار با اطمینان کامل به آدم اشتباهی شک کردید!

Leave a comment