Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

معرفی و رتبه‌بندی ۱۰ رمان‌ جنایی استیون کینگ

استیون کینگ همیشه به‌عنوان سلطان بی‌چون‌وچرای ژانر وحشت مدرن شناخته میشه. همون نویسنده‌ای که با «کری»، «درخشش» و «سالمز لات» کابوس‌های نسل‌ها رو شکل داد. اما چیزی که کمتر بهش توجه شده، اینه که کینگ از همون روزای اول نویسندگی، پای ژانر جنایی رو هم به قصه‌هاش باز کرده بود.

مثلاً توی رمان علمی‌–تخیلی–وحشت The Dead Zone (۱۹۷۹)، ما با «جانی اسمیت» مواجه می‌شیم؛ یه آدم با قدرت ذهن‌خوانی که به پلیس کسل راک کمک می‌کنه قاتل سریالی پیدا کنن. همین ترکیب باعث شد کینگ نشون بده چطور می‌تونه بین دنیای وحشت و معمای جنایی پل بزنه.

این علاقه توی کارهای بعدیش هم ادامه پیدا کرد؛ از The Green Mile و The Institute گرفته تا Firestarter. اما نقطه‌ی عطف واقعی سال ۲۰۰۵ بود؛ وقتی کینگ برای اولین بار تصمیم گرفت یه رمان تمام‌عیار جنایی بنویسه: The Colorado Kid، که توی مجموعه‌ی Hard Case Crime منتشر شد. از اون موقع به بعد، دیگه رسماً وارد مسیر جنایی شد و تا امروز ۱۰ رمان توی این ژانر نوشته که آخرینش هم «Never Flinch» (۲۰۲۵) ـه.

بخش زیادی از آثار دهه‌ی ۲۰۱۰ به بعدش توی همین ژانر جا می‌گیرن؛ تغییری که نشون میده حتی سلطان وحشت هم عاشق رمز و راز قتل و معماست. البته مثل همیشه، بعضی کارهاش شاهکار شدن و بعضی دیگه اون‌قدرها به دل مخاطب نچسبیدن.

Never Flinch (۲۰۲۵)

«Never Flinch» تازه‌ترین رمان جنایی کینگه و دوباره سراغ شخصیت محبوب هالی گیبنی رفته؛ همون کارآگاه خجالتی–باهوشی که توی سه‌گانه‌ی Mr. Mercedes کلی طرفدار پیدا کرد.

قصه دو خط اصلی داره:

  • اولی درباره‌ی یه قاتل زنجیره‌ایه که به‌خاطر بی‌گناهیِ یه مردِ محکوم‌شده، آدم‌های بی‌گناه دیگه رو می‌کشه.

  • دومی هالی رو دنبال می‌کنه که وظیفه‌ی محافظت از یه فعال حقوق زنان رو در برابر تعقیب‌کننده‌های افراطی ضد سقط جنین بر عهده می‌گیره.

هر کدوم از این داستان‌ها جداجدا جذابن، اما وقتی کینگ سعی می‌کنه توی پایان همه‌چیزو به هم ربط بده، نتیجه یه‌کم زورکی به نظر میاد. برخلاف بقیه‌ی اسپین‌آف‌های هالی، این یکی نه شخصیت‌ها رو پیش می‌بره و نه عمق تازه‌ای به سفر هالی اضافه می‌کنه. برای همین خیلی‌ها «Never Flinch» رو ضعیف‌ترین بخش از خط داستانی هالی می‌دونن.

Billy Summers (۲۰۲۱)

«بیلی سامرز» یه رمان مستقل از کینگه که قهرمانش یه تک‌تیرانداز سابق ارتشه. بیلی مثل «دکستر مورگان» (از سریال Dexter) فقط آدمای واقعاً بد رو می‌کشه و حالا قبل از بازنشستگی، یه قرارداد آخر رو قبول می‌کنه. اما کار طبق نقشه پیش نمی‌ره و همه‌چیز درگیر توطئه‌ها، فساد و مافیابازی میشه.

نکته‌ی جالب اینه که بیلی وسط همه‌ی این هرج‌ومرج‌ها، شروع می‌کنه به نوشتن کتابی درباره‌ی گذشته‌ی نظامی خودش. همین‌طور با یه زن زخمی به اسم آلیس آشنا میشه که در ادامه شریکش میشه.

رمان شخصیت‌پردازی خیلی قوی‌ای برای بیلی داره، اما مشکلش اینه که بیش از حد پر از جزئیاته. کینگ انقدر مسائل سیاسی روز و حتی کرونا رو توی متن میاره که قصه از مسیر اصلی منحرف میشه. پایان‌بندی هم یه پیچش غیرضروری داره که بیشتر از اینکه غافلگیر کنه، داستانو تضعیف می‌کنه.

Finders Keepers (۲۰۱۵)

«Finders Keepers» دومین جلد از سه‌گانه‌ی Mr. Mercedes ـه. به جای ادامه‌ی مستقیم داستان «بردی هارتسفیلد» (قاتل وحشی کتاب اول)، این بار سراغ پرونده‌ی قتل یه نویسنده‌ی معروف میره. بیل هاجز و هالی گیبنی با هم یه دفتر کارآگاهی خصوصی راه میندازن و وسط این ماجرا درگیر پرونده‌ی تازه میشن.

ایده‌ی اینکه هر جلد روی یه پرونده‌ی جدا تمرکز کنه می‌تونست جواب بده، اما مشکل اینجاست که پایان کتاب دوباره همه‌چیزو به بردی برمی‌گردونه. همین باعث میشه داستان به‌جای یه دنباله‌ی محکم، بیشتر شبیه یه اسپین‌آف اضافی به نظر بیاد. به‌تنهایی قصه جذابه، اما توی کلیت سه‌گانه انگار وصله‌ای چسبیده.

End of Watch (۲۰۱۶)

«End of Watch» آخرین جلد سه‌گانه‌ست و جاییه که کینگ بالاخره ژانر وحشت رو مستقیم وارد بازی می‌کنه. این بار بردی هارتسفیلد توی کماست، اما قدرت داره ذهنشو به بدن آدمای دیگه منتقل کنه. همین قدرت عجیب جنگ تازه‌ای بین اون و هاجز و هالی به‌وجود میاره.

از نظر منطقی، آوردن عناصر ماورایی توی سه‌گانه‌ای که تا حالا رئال بوده، ممکن بود خرابکاری باشه، ولی کینگ جوری روایت می‌کنه که باورپذیر درمیاد. نتیجه، رمانی میشه که هم پایان حساب‌شده‌ای برای سه‌گانه‌ست، هم زمینه‌ساز ماجراهای بعدی هالی گیبنی. البته، مثل کتاب اول نفس‌گیر نیست، ولی مطمئناً از جلد دوم قوی‌تره.

Holly (۲۰۲۳)

رمان «Holly» توی دوران پاندمی کرونا اتفاق میفته. هالی که توی دفتر کارآگاهی Finders Keepers کار می‌کنه، پرونده‌ی یه دختر گمشده رو قبول می‌کنه. مسیر تحقیقاتش اون رو به یه زوج سالخورده می‌رسونه که قاتل‌های زنجیره‌ای مخوفی هستن.

برخلاف «Never Flinch»، این کتاب تمرکزش رو از دست نمی‌ده و مستقیم روی یه خط داستانی میره جلو. نتیجه‌اش یه روایت پرکشش و دقیق درباره‌ی هالیه؛ جایی که شخصیتش از همیشه عمیق‌تر بررسی میشه. کینگ با خلق این زوج قاتل و فضاسازی پرتنش، نشون میده چرا هالی یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های ساخته‌شده توسطشه. بعضی خواننده‌ها از حضور بحث‌های سیاسی واقعی توی متن شاکی بودن، اما این جنس پرداخت بیشتر به هویت خود کینگ و جهان داستانی هالی می‌خوره تا یه چیز اضافه.

Later (۲۰۲۱)

«Later» سومین رمان کینگ توی مجموعه‌ی Hard Case Crime محسوب میشه. داستان درباره‌ی «جیمی کانکلین»ه؛ پسری که می‌تونه تا چند روز بعد از مرگ آدم‌ها با روحشون حرف بزنه. قدرت عجیبش باعث میشه که مادرش و دوست‌دختر مادرش ازش بخوان توی پرونده‌های جنایی کمک کنه.

این رمان بیشتر حس داستان‌های کارآگاهی کلاسیکو داره، اما عنصر ماورایی جوری توش جا گرفته که به‌هیچ‌وجه وصله‌ی ناجور نیست. ریتم تند، شخصیت‌های باورپذیر و فضای جذاب، «Later» رو تبدیل می‌کنه به یکی از جنایی‌های متفاوت کینگ. تنها ایراد اصلیش اینه که بعضی موتیف‌ها رو از داستان‌های قبلی خودش تکرار می‌کنه و پایان هم کمی شتاب‌زده‌ست.

The Colorado Kid (۲۰۰۵)

«The Colorado Kid» اولین رمانی بود که کینگ به‌طور کامل توی ژانر جنایی نوشت و زیر پرچم Hard Case Crime منتشر شد. داستانش درباره‌ی دو روزنامه‌نگار و یه دانشجوی فارغ‌التحصیل ـه که درگیر پرونده‌ی مرموز جسدی میشن که بدون دلیل مشخصی پیدا شده. هر چی بیشتر کنکاش می‌کنن، به جواب نمی‌رسن و فقط سوال‌های تازه شکل می‌گیره.

این کتاب کوتاه و جمع‌وجوره و مثل همیشه قدرت شخصیت‌پردازی کینگ رو نشون میده. تنها مشکلی که خیلی از خواننده‌ها داشتن، این بود که پایان قصه هیچ نتیجه‌گیری روشنی نداره. این البته به واقعیت پرونده‌های جنایی نزدیکه، ولی برای مخاطبی که دنبال «پایان دندان‌گیر» بود، ناامیدکننده به نظر می‌رسید.

The Outsider (۲۰۱۸)

«The Outsider» یکی از تاریک‌ترین و خشن‌ترین رمان‌های کینگ به حساب میاد. داستان درباره‌ی قتل وحشیانه‌ی بچه‌هاست؛ قتلی که همه‌ی شواهد و DNA به یه مرد محلی می‌رسه، اما اون مرد در همون زمان یه شاهد بی‌نقص برای بی‌گناهیش داره. همین تناقض، نقطه‌ی شروع یه ماجرای جنایی–ماوراییه.

این رمان برای اولین بار هالی گیبنی رو از سه‌گانه‌ی Mr. Mercedes بیرون میاره و وارد داستانی مستقل می‌کنه. «The Outsider» هم جنبه‌ی جنایی–معمایی خیلی قوی داره، هم از نظر ترسناک بودن دست کمی از آثار وحشت خالص کینگ نداره. شخصیت «رالف اندرسون» به‌عنوان کارآگاه اصلی یکی از بهترین خلق‌های کینگ توی این ژانره.

سال ۲۰۲۰ هم HBO یه迷نی‌سریال عالی ازش ساخت که با بازی «جیسون بیتمن»، «بن مندلسون» و «سینتیا اریوو» حسابی سر و صدا کرد.

Joyland (۲۰۱۳)

«Joyland» توی یه پارک تفریحی ساحلی در کارولینای شمالی روایت میشه. قهرمان داستان، «دوین جونز» دانشجوییه که تابستونی میره اونجا کار کنه. ولی وقتی می‌فهمه سال‌ها پیش زنی توی همون پارک به قتل رسیده، تصمیم می‌گیره بمونه و معما رو حل کنه.

این رمان همزمان یه داستان معماییه و یه coming-of-age (داستان بلوغ). کینگ خیلی قشنگ روابط و رشد شخصیت‌ها رو نشون میده و فضای نوستالژیک و گرم تابستونی رو با یه لایه‌ی رمز و راز تاریک ترکیب می‌کنه. نتیجه کتابیه که هم پر از حس خوبه، هم پر از تعلیق. خیلی‌ها «Joyland» رو نزدیک‌ترین کار کینگ به شاهکارهای غیرترسناکش مثل «Rita Hayworth and Shawshank Redemption» می‌دونن.

Mr. Mercedes (۲۰۱۴)

«Mr. Mercedes» نقطه‌ی عطف بزرگ کینگ توی ژانر جنایی بود. کتاب با یکی از شوکه‌کننده‌ترین شروع‌هاش آغاز میشه: مردی به اسم «بردی هارتسفیلد» با ماشین به جمعیت بیکارها توی صف کاریابی می‌زنه و ده‌ها نفر رو می‌کشه.

قهرمان داستان، کارآگاه بازنشسته «بیل هاجز»، بعد از مدتی افسردگی دوباره وارد بازی میشه تا جلوی بردی رو بگیره. اینجا کینگ یه تعقیب‌وگریز جنایی نفس‌گیر می‌سازه که از اول تا آخر پر از اضطراب و هیجان باقی می‌مونه.

نقطه‌ی قوت اصلی کتاب شخصیت‌هاشن: هاجز با اون خشکی و در عین حال انسانیت دوست‌داشتنی‌اش، بردی به‌عنوان یه ضدقهرمان منزجرکننده و پیچیده، و البته هالی گیبنی که از همینجا وارد دنیای کینگ شد و کم‌کم تبدیل به یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌هاش شد. خیلی‌ها «Mr. Mercedes» رو نه‌فقط بهترین رمان جنایی کینگ، بلکه یکی از بهترین آثار کل کارنامه‌اش می‌دونن.

حرف آخر

استیون کینگ رو بیشتر به‌خاطر رمان‌های وحشتناک و کابوس‌سازش می‌شناسیم، اما واقعیت اینه که توی ژانر جنایی هم ردپای پررنگی از خودش به جا گذاشته. از اولین تجربه‌اش با The Colorado Kid تا شاهکار تمام‌عیارش Mr. Mercedes، نشون داده که می‌تونه همزمان هم ذهن‌خوان‌ها و ارواح خبیث خلق کنه و هم قاتل‌های زنجیره‌ای و معماهای پلیسی.

کتاب‌های جنایی کینگ ثابت کردن که «سلطان وحشت» فقط یه عنوان نیست؛ او استادیه در روایت، چه توی دنیای پر از ترس و خون، چه توی جهان معما و جنایت. شاید همه‌ی آثار این ژانرش به یه اندازه عالی نباشن، اما همون چندتای برترش برای همیشه جای خودشونو توی کتابخونه‌ی طرفدارهای ادبیات جنایی و وحشت باز کردن.

Leave a comment