Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

نقد سریال Off Campus؛از تفاوت سریال با کتاب تا پایان زوج‌های معروف

چند وقتیه که عاشقانه‌های هاکی حسابی افتادن روی دور، و Off Campus هم دقیقاً از همون سریال‌هایی‌ه که می‌دونه باید کجا وایسه؛ بین یک رومنس دانشگاهی آشنا، یک داستان ورزشی پرطرفدار و دنیایی که از قبل بین خواننده‌های کتاب‌های ال کندی کلی طرفدار داشته. یعنی حتی قبل از اینکه سریال منتشر بشه، خیلی‌ها منتظر بودن ببینن رابطه‌ی هانا ولز و گرت گراهام روی تصویر هم همون‌قدر جواب می‌ده که توی کتاب The Deal جواب داده بود یا نه.

فصل اول سریال ما رو می‌بره به دانشگاه خیالی Briar University؛ جایی که هانا، دانشجوی موسیقی کلاسیک، خیلی اتفاقی با گرت، کاپیتان محبوب تیم هاکی دانشگاه، وارد یک معامله‌ی عجیب می‌شه. گرت برای پاس کردن درسش به کمک هانا نیاز داره و هانا هم می‌خواد توجه پسری رو که بهش علاقه داره جلب کنه. همین معامله‌ی ساده، طبق همان قانون همیشگی رومنس‌ها، کم‌کم از یک نمایش ساختگی تبدیل می‌شه به رابطه‌ای که دیگر نمی‌شه خیلی راحت نادیده‌اش گرفت.

اما جذابیت Off Campus فقط به داستان هانا و گرت محدود نمی‌شه. این سریال از همان اول دارد یک دنیای بزرگ‌تر می‌سازه؛ دنیایی پر از زوج‌های مختلف، رفاقت‌های دانشگاهی، درام‌های شخصی و شخصیت‌هایی که هرکدام بعدها می‌تونن قصه‌ی خودشان را داشته باشند. برای همین هم مقایسه‌اش با آثاری مثل Heated Rivalry، Bridgerton یا حتی عاشقانه‌های دانشگاهی مشابه کاملاً طبیعی‌ه.

در این مقاله قرار نیست فقط بگیم Off Campus خوبه یا بد. قراره سریال رو نقد کنیم، تفاوت‌های مهمش با کتاب رو بررسی کنیم، سراغ زوج‌های معروف این دنیا و پایان داستان‌شون بریم و ببینیم این رومنس هاکی دقیقاً کجای مسیر داستان‌های عاشقانه‌ی مشابه قرار می‌گیره.

نقد سریال Off Campus

Off Campus از آن سریال‌هایی نیست که بخواد ژانر رومنس دانشگاهی رو زیر و رو کنه یا با یک داستان عجیب و پیچیده غافلگیرت کنه. اتفاقاً از همان قسمت اول تقریباً می‌دونی قرار است چه اتفاقی بیفته، رابطه‌ی هانا و گرت به کجا برسه و آن معامله‌ی ساختگی آخرش چقدر واقعی بشه. اما راستش اینجا قابل‌پیش‌بینی بودن الزاماً به ضرر سریال تموم نمی‌شه، چون Off Campus دقیقاً روی همان چیزهایی دست می‌ذاره که طرفدارهای این مدل داستان‌ها دوست دارن ببینن.

سریال با فرمول آشنای «دختر باهوش و مستقل» و «پسر ورزشکار محبوب اما زخم‌خورده» جلو می‌ره. هانا از آن شخصیت‌هایی‌ه که زندگی‌اش فقط دور عشق و رابطه نمی‌چرخه؛ دغدغه‌ی درس، کار، موسیقی و آینده‌اش رو داره و همین باعث می‌شه خیلی زود بتوانی باهاش همراه بشی. از آن طرف، گرت هم فقط یک کاپیتان خوش‌تیپ و محبوب نیست. پشت آن ظاهر مطمئن و پرطرفدار، پسری قرار گرفته که فشار خانواده، آینده‌ی ورزشی و زخم‌های شخصی خودش رو با خودش حمل می‌کنه.

چیزی که باعث می‌شه رابطه‌ی این دو نفر جواب بده، بیشتر از هر چیز شیمی بین‌شونه. هانا و گرت از همان برخوردهای اول‌شون یک کشش نرم و دوست‌داشتنی دارن؛ نه آن‌قدر پرتنش که سریال رو سنگین کنه، نه آن‌قدر بی‌رمق که حوصله‌ات سر بره. رابطه‌شون آرام‌آرام شکل می‌گیره و همین مسیر از کل‌کل‌های اول داستان تا لحظه‌هایی که واقعاً به هم نزدیک می‌شن، یکی از جذاب‌ترین بخش‌های سریاله.

نقطه قوت دیگر Off Campus اینه که فقط روی زوج اصلی قفل نمی‌کنه. گروه دوستان گرت، یعنی لوگان، دین و تاکر، از همان اول حال‌وهوای داستان رو زنده‌تر می‌کنن. این‌ها می‌تونستن خیلی راحت تبدیل بشن به همان کلیشه‌ی همیشگی پسرهای ورزشکار مغرور و بی‌فکر، اما سریال سعی می‌کنه ازشون تصویر گرم‌تر و انسانی‌تری بسازه. رفاقت بین‌شون، شوخی‌هاشون و حمایتی که از هم دارن باعث می‌شه دنیای Briar University فقط یک پس‌زمینه‌ی ساده برای رابطه‌ی هانا و گرت نباشه.

از طرفی، رابطه‌ی هانا و الی هم به سریال کمک می‌کنه از فضای صرفاً عاشقانه فاصله بگیره. الی فقط دوست بامزه‌ی شخصیت اصلی نیست؛ حضورش باعث می‌شه بخش رفاقت دخترانه‌ی داستان هم دیده بشه و سریال کمی نفس بکشه. همین رفاقت‌ها و رابطه‌های فرعی‌اند که به Off Campus پتانسیل می‌دن در فصل‌های بعدی بزرگ‌تر و جذاب‌تر بشه.

اما خب، سریال بی‌نقص هم نیست. بزرگ‌ترین مشکلش اینه که خیلی وقت‌ها زیادی دستش رو برای مخاطب رو می‌کنه. از همان ابتدا معلومه رابطه‌ی هانا و گرت قرار نیست فقط در حد یک معامله بمونه، پس اگر دنبال داستانی با پیچش‌های عجیب باشی، احتمالاً Off Campus غافلگیرت نمی‌کنه. بعضی دیالوگ‌ها هم آن‌قدر طبیعی از آب درنیامدن و گاهی حس می‌کنی شخصیت‌ها بیشتر دارن جمله‌های کوتاه و آماده تحویل می‌دن تا اینکه واقعاً با هم حرف بزنن.

صحنه‌های هاکی هم با اینکه بخش مهمی از دنیای سریاله، همیشه آن‌قدر قوی و هیجان‌انگیز نیستن. سریال بیشتر از اینکه واقعاً روی ورزش و فشار مسابقات تمرکز کنه، از هاکی به‌عنوان پس‌زمینه‌ای برای جذاب‌تر کردن رابطه‌ها استفاده می‌کنه. این انتخاب شاید برای طرفدارهای رومنس کافی باشه، اما اگر کسی به امید یک سریال ورزشی جدی سراغ Off Campus بره، احتمالاً کمی ناامید می‌شه.

با همه‌ی این‌ها، Off Campus بلده چطور مخاطب خودش رو نگه دارد. سریال گرم، خوش‌ریتم و راحت تماشا می‌شه و همان حس آشنای رومنس‌های دانشگاهی رو دارد؛ همان حسی که می‌دونی شاید داستان تازه‌ای نباشه، اما هنوز هم دلت می‌خواد ببینی این دو نفر چطور از یک معامله‌ی ساده می‌رسن به جایی که دیگر نمی‌تونن احساس‌شون رو انکار کنن.

تفاوت سریال و کتاب

از اینجا به بعد داستان یکم اسپویل داره؛ پس اگر هنوز سریال رو کامل ندیدی یا نمی‌خوای از پایان رابطه‌ها توی کتاب‌ها چیزی بدونی، بهتره این بخش رو بعداً بخونی.

اقتباس کردن از یک کتاب محبوب همیشه کار پرریسکیه، مخصوصاً وقتی طرف حساب‌مان مجموعه‌ای مثل Off Campus باشه که سال‌هاست بین طرفدارهای رومنس دانشگاهی و هاکی‌رومنس جا افتاده. برای همین هم طبیعی بود که وقتی سریال Prime Video از راه رسید، خیلی‌ها سریع رفتن سراغ مقایسه‌اش با کتاب The Deal؛ همون جلد اولی که داستان هانا و گرت رو روایت می‌کنه.

در کلیت ماجرا، سریال به روح اصلی کتاب وفادار می‌مونه. هنوز هم هانا همان دختر باهوش و مستقل داستانه، هنوز هم گرت همان ستاره‌ی هاکی دانشگاهه، هنوز هم رابطه‌شون از یک معامله‌ی عجیب شروع می‌شه و هنوز هم فیک‌دیتینگ کم‌کم جاش رو به احساس واقعی می‌ده. اما سریال دقیقاً خط‌به‌خط کتاب جلو نمی‌ره و چندتا تغییر مهم داره که مسیر داستان رو مخصوصاً برای فصل‌های بعدی بازتر می‌کنه.

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها به دلیل جدایی هانا و گرت برمی‌گرده. در کتاب، پدر گرت از فشار مالی استفاده می‌کنه و هانا رو مجبور می‌کنه از گرت فاصله بگیره؛ چون تهدید می‌کنه اگر این رابطه ادامه پیدا کنه، حمایت مالی‌اش از گرت رو قطع می‌کنه. اما سریال این بخش رو تغییر داده. در نسخه‌ی تلویزیونی، جدایی هانا و گرت بعد از این اتفاق می‌افته که گرت در جریان بازی هاکی به پسری که از هانا سو استفاده کرده حمله می‌کنه. یعنی سریال به‌جای اینکه جدایی رو فقط به فشار پدر گرت وصل کنه، اون رو مستقیم‌تر به گذشته‌ی دردناک هانا و واکنش احساسی گرت گره می‌زنه.

این تغییر از یک طرف باعث می‌شه داستان برای مخاطب امروز کمی باورپذیرتر و دراماتیک‌تر بشه، اما از طرف دیگر ممکنه برای طرفدارهای کتاب حس عجیبی داشته باشه؛ چون یکی از تنش‌های اصلی کتاب، یعنی کنترل‌گری پدر گرت و تأثیرش روی آینده‌ی او، در سریال شکل متفاوتی پیدا می‌کنه. سریال انگار بیشتر می‌خواد رابطه‌ی هانا و گرت رو از دل بحران‌های عاطفی جلو ببره، نه فقط فشارهای بیرونی.

تفاوت مهم بعدی به پایان فصل اول مربوطه. کتاب‌ها ساختار مشخصی دارن؛ هر جلد سراغ یک زوج تازه می‌ره و داستان عاشقانه‌ی همون زوج رو جلو می‌بره. اما سریال از همون فصل اول شروع می‌کنه به بازی کردن با این ترتیب. پایان فصل اول با ماجرای الی، دین و هانتر نشان می‌ده که سازنده‌ها فقط قصد ندارن کتاب‌ها رو ساده و مرتب، یکی‌یکی تبدیل به فصل کنن. ورود Hunter Davenport هم نکته مهمیه، چون او در دنیای کتاب‌ها بیشتر به مجموعه‌ی فرعی Briar U ربط داره و حضورش در این نقطه یعنی سریال می‌خواد جهان Off Campus رو زودتر از چیزی که انتظار داشتیم بزرگ‌تر کنه.

از همین‌جا می‌شه فهمید که سریال احتمالاً قرار نیست دقیقاً مثل کتاب‌ها، هر فصل رو کاملاً به یک زوج اختصاص بده و بقیه شخصیت‌ها رو عقب نگه داره. ممکنه همچنان هر فصل یک محور عاشقانه‌ی اصلی داشته باشه، اما رابطه‌ها و خط‌های داستانی فرعی هم پررنگ‌تر جلو برن. این انتخاب برای نسخه‌ی سریالی منطقیه، چون وقتی با یک گروه شخصیت طرفیم، مخاطب دوست داره همزمان از چند نفر خبر داشته باشه، نه اینکه فصل بعدی ناگهان همه‌چیز رو رها کنه و فقط بره سراغ یک زوج جدید.

یک تفاوت دیگر هم به حس‌وحال شخصیت‌ها برمی‌گرده. بعضی از شخصیت‌ها در سریال نرم‌تر، امروزی‌تر و حتی کمی امن‌تر تصویر شدن. مثلاً گروه پسرهای تیم هاکی در سریال خیلی زودتر از چیزی که شاید از چنین کلیشه‌ای انتظار داریم، درباره‌ی احساسات، رضایت و رابطه‌ی سالم حرف می‌زنن. این موضوع شاید برای بعضی‌ها جذاب باشه، چون سریال رو گرم‌تر و قابل‌دوست‌داشتن‌تر می‌کنه؛ اما بعضی طرفدارهای کتاب ممکنه حس کنن لبه‌های تندتر شخصیت‌ها کمی صاف شده.

در نهایت، تفاوت سریال و کتاب الزاماً به این معنی نیست که یکی بهتره و اونیکی ضعیف‌تر. کتاب The Deal با قواعد رومنس مکتوب جلو می‌ره و فرصت بیشتری برای ورود به ذهن شخصیت‌ها داره، اما سریال باید همون رابطه‌ها رو قابل تصور‌تر، سریع‌تر و گروهی‌تر روایت کنه. برای همین هم بعضی تغییراتش قابل‌درکه، حتی اگر همشون برای طرفدارهای کتاب خوشایند نباشن.

زوج‌های معروف و پایان داستان‌شون

این بخش اسپویل کتاب‌های Off Campus رو داره؛ پس اگر فقط سریال رو دیدی و نمی‌خوای بدونی هر زوج در کتاب‌ها به کجا می‌رسن، این قسمت رو با احتیاط بخون.

دنیای Off Campus فقط با هانا و گرت تمام نمی‌شه. اتفاقاً یکی از دلایلی که این مجموعه بین طرفدارهای رومنس این‌قدر محبوب شده، همین ساختار چندزوجی‌شه. هر کتاب سراغ یکی از پسرهای تیم هاکی Briar می‌ره و داستان عاشقانه‌ی خودش رو تعریف می‌کنه؛ بعد هم کتاب The Legacy مثل یک ادامه‌ی جمع‌وجور، دوباره برمی‌گرده سراغ زوج‌های اصلی و نشان می‌ده زندگی‌شون بعد از دانشگاه به کجا رسیده. ترتیب اصلی کتاب‌ها شامل The Deal، The Mistake، The Score، The Goal و The Legacy ه.

هانا و گرت؛ زوجی که همه‌چیز از اون‌ها شروع شد

اولین زوجی که وارد این دنیا می‌شن، هانا ولز و گرت گراهام هستن؛ همون دوتایی که رابطه‌شون با یه معامله‌ی ساده و به‌ظاهر بی‌خطر شروع می‌شه. ماجرا از این قراره که هانا باید به گرت کمک کنه درسش رو پاس کنه، گرت هم در عوض وانمود می‌کنه به هانا علاقه داره تا کراش هانا بالاخره متوجهش بشه. اما خب، طبق قانون نانوشته‌ی همه‌ی رومنس‌های گوگولی، رابطه‌ی فیک هیچ‌وقت خیلی فیک باقی نمی‌مونه و این دوتا کم‌کم از چیزی که قرار بود، خیلی جدی‌تر می‌شن.

در ادامه‌ی کتاب‌ها هم رابطه‌ی هانا و گرت فقط در حد یه عشق دانشگاهی زودگذر نمی‌مونه. این دو نفر در جلدهای بعدی هم حضور دارن و در The Legacy دوباره سراغ آینده‌شون می‌ریم؛ جایی که معلوم می‌شه رابطه‌شون از اون حال‌وهوای اول دانشگاه رد شده و وارد یه مرحله‌ی جدی‌تر از زندگی شده. خود The Legacy هم در واقع ادامه‌ای برای زوج‌های اصلی مجموعه‌ست و سراغ اتفاقاتی مثل ازدواج، خواستگاری، فرار برای ازدواج و حتی بارداری می‌ره؛ یعنی دقیقاً همون چیزهایی که طرفدارها دوست دارن بعد از پایان قصه‌ی اصلی زوج‌ها ببینن.

لوگان و گریس؛ رابطه‌ای که از یه اشتباه شروع شد

بعد از هانا و گرت، می‌رسیم به جان لوگان و گریس آیورز؛ زوج اصلی کتاب دوم مجموعه، یعنی The Mistake. لوگان یکی از صمیمی‌ترین دوست‌های گرته و داستانش از جایی شروع می‌شه که خودش هم دقیق نمی‌دونه با احساساتش باید چی کار کنه. همین سردرگمی هم باعث می‌شه یه اشتباه احساسی بزرگ ازش سر بزنه و گریس آسیب ببینه.

چیزی که رابطه‌ی لوگان و گریس رو جذاب می‌کنه، دقیقاً همین مسیر جبران کردنه. لوگان باید ثابت کنه علاقه‌اش واقعی بوده و فقط یه تصمیم لحظه‌ای یا هیجان زودگذر نیست. از اون طرف، گریس هم قرار نیست خیلی راحت از چیزی که اذیتش کرده بگذره و همین باعث می‌شه رابطه‌شون یه مسیر جدی‌تر و قابل‌باورتر پیدا کنه.

در نهایت، لوگان و گریس هم به یکی از زوج‌های موندگار این مجموعه تبدیل می‌شن. در The Legacy دوباره سراغشون می‌ریم و می‌بینیم که رابطه‌شون به ازدواج می‌رسه و بعدتر هم صاحب دختری به نام Blake می‌شن.

دین و الی؛ از رابطه‌ی بی‌تعهد تا یه عشق جدی‌تر

دین دی لورنتیس و الی هیز زوج اصلی کتاب سوم، یعنی The Score هستن. اگه فقط سریال رو دیده باشی، احتمالاً از همون فصل اول می‌شه حدس زد که قراره بین این دوتا یه چیزهایی شکل بگیره؛ اما کتاب‌ها خیلی مستقیم‌تر و جدی‌تر می‌رن سراغ رابطه‌شون و مسیر احساسی‌شون رو کامل‌تر نشون می‌دن.

دین اول داستان همون تصویر آشنای پسر خوش‌گذرون، جذاب و بی‌خیاله؛ کسی که انگار هیچ برنامه‌ای برای وارد شدن به یه رابطه‌ی جدی نداره. از اون طرف، الی بهترین دوست هاناست و با شخصیت پرانرژی و حاضر جوابش، خیلی زود جای خودش رو توی داستان باز می‌کنه. رابطه‌ی این دوتا اولش خیلی جدی به نظر نمی‌رسه و بیشتر شبیه یه کشش لحظه‌ایه، اما کم‌کم معلوم می‌شه ماجرا فقط در حد هیجان و شوخی نیست و پشت این رابطه، احساسات عمیق‌تری داره شکل می‌گیره.

نکته‌ی جالب اینجاست که سریال از همین الان انگار می‌خواد مسیر دین و الی رو پیچیده‌تر کنه. پایان فصل اول، با ورود هانتر داونپورت و ماجرای الی، دین و هانتر، این حس رو می‌ده که نسخه‌ی سریالی شاید قرار نیست داستان این زوج رو دقیقاً مثل کتاب جلو ببره. حتی ممکنه زودتر از چیزی که انتظار داریم، پای شخصیت‌های دنیای Briar U رو هم وسط بکشه و رابطه‌ی دین و الی رو از همون اول پرچالش‌تر نشون بده.

تاکر و سابرینا؛ آروم‌ترین زوج مجموعه، با یکی از جدی‌ترین پیچ‌های زندگی

زوج چهارم مجموعه، جان تاکر و سابرینا جیمز هستن؛ همون دوتایی که داستانشون توی کتاب The Goal روایت می‌شه. تاکر معمولاً بین پسرهای گروه، آروم‌تر، متعادل‌تر و کم‌حاشیه‌تر به نظر میاد، اما جالبه که رابطه‌ی خودش یکی از جدی‌ترین خط‌های عاشقانه‌ی کل مجموعه رو می‌سازه.

سابرینا از اون شخصیت‌های بلندپرواز و سخت‌کوشه که آینده براش خیلی مهمه و نمی‌خواد چیزی مسیرش رو بهم بریزه. اما رابطه‌ی او و تاکر با یه اتفاق بزرگ و کاملاً غیرمنتظره وارد مرحله‌ی تازه‌ای می‌شه: بارداری. همین باعث می‌شه داستان این دوتا نسبت به زوج‌های قبلی، حال‌وهوای بزرگسالانه‌تر، جدی‌تر و مسئولانه‌تری داشته باشه.

در ادامه و در The Legacy هم دوباره سراغ تاکر و سابرینا می‌ریم و می‌بینیم زندگی‌شون بعد از دانشگاه وارد فاز تازه‌ای شده؛ از بچه‌داری گرفته تا ازدواج و ساختن یه زندگی واقعی‌تر. توی یکی از مرورهای The Legacy هم به این اشاره شده که این دو والدین دختر کوچیکی به نام Jamie هستن، تاکر صاحب چندتا بار در بوستون شده و سابرینا هم تازه از دانشکده‌ی حقوق فارغ‌التحصیل شده.

The Legacy؛ جایی که زوج‌ها دوباره برمی‌گردن

The Legacy در اصل مثل یه برگشت دوباره به زوج‌های اصلی مجموعه‌ست. این کتاب قرار نیست یه زوج کاملاً جدید رو وارد داستان کنه؛ بیشتر می‌خواد نشون بده بعد از تموم شدن اون عشق‌های دانشگاهی، زندگی واقعی چه شکلی پیدا می‌کنه. یعنی اینجا دیگه فقط با شروع رابطه، اعتراف عاشقانه و هیجان‌های اول عاشقی طرف نیستیم؛ پای ازدواج، بچه‌دار شدن، تصمیم‌های جدی و دردسرهای بعد از دانشگاه هم وسط میاد.

برای همین، The Legacy برای طرفدارهایی که دلشون نمی‌خواست بعد از هر کتاب با زوج محبوبشون خداحافظی کنن، یه ادامه‌ی شیرین و دوست‌داشتنیه. شاید همه‌ی خواننده‌ها با همه‌ی انتخاب‌های کتاب موافق نباشن، اما از نظر ساختار، دقیقاً همون چیزیه که دنیای Off Campus رو کامل‌تر می‌کنه: یه نگاه دوباره به اینکه هانا و گرت، لوگان و گریس، دین و الی، و تاکر و سابرینا بعد از اون عشق‌های پرهیجان دانشگاهی، توی زندگی واقعی چطور کنار هم می‌مونن.

مقایسه این داستان با داستان‌های مشابه

مقایسه‌ی Off Campus با سریال‌ها و داستان‌های مشابه از همان اول اجتناب‌ناپذیر بود. بالاخره با یک رومنس هاکی طرفیم که دقیقاً وسط موج محبوبیت این ژانر منتشر شده؛ آن هم بعد از اینکه Heated Rivalry حسابی سر و صدا کرد و دوباره توجه خیلی‌ها رو به عاشقانه‌های ورزشی برگردوند. برای همین طبیعی بود که مخاطب‌ها خیلی زود بپرسن: Off Campus همون مسیر رو می‌ره؟ یا فقط از دور شبیهشه؟

جواب کوتاه اینه که نه، Off Campus قرار نیست Heated Rivalry بعدی باشه. این دو تا شاید در ظاهر چندتا شباهت مهم داشته باشن؛ هر دو درباره‌ی هاکی‌اند، هر دو از روی کتاب‌های محبوب ساخته شدن و هر دو روی رابطه‌های عاشقانه‌ی پرکشش حساب باز می‌کنن. اما جنس رابطه‌ها، لحن داستان و حتی انرژی کلی‌شون با هم فرق داره. Heated Rivalry بیشتر روی تنش، کشش پنهانی و احساسات فشرده جلو می‌ره، اما Off Campus فضای سبک‌تر، دانشگاهی‌تر و صمیمی‌تری داره. اینجا بیشتر با یک فیک‌دیتینگ شیرین طرفیم تا یک رابطه‌ی پرفشار و ممنوعه. خود سازنده‌ها و بازیگرهای Off Campus هم روی همین تفاوت تأکید داشتن و گفتن با وجود مقایسه‌های زیاد، این سریال مسیر خودش رو داره.

از طرف دیگر، اگر بخوایم از نظر ساختار نگاه کنیم، Off Campus حتی بیشتر از Heated Rivalry یادآور Bridgerton می‌شه. نه از نظر فضای تاریخی و لباس‌های پرزرق‌وبرق، بلکه از نظر ایده‌ی «هر داستان برای یک زوج». کتاب‌های Off Campus هم مثل Bridgerton یک جهان پر از شخصیت می‌سازن که هرکدوم می‌تونن داستان عاشقانه‌ی خودشان رو داشته باشن. فصل اول با هانا و گرت شروع می‌شه، اما از همان اول معلومه که لوگان، دین، تاکر و الی فقط شخصیت فرعی ساده نیستن. هرکدام‌شان پتانسیل این رو دارن که در فصل‌های بعدی مرکز داستان باشن. برای همین هم بعضی نقدها از Off Campus به‌عنوان چیزی شبیه «Bridgerton در دنیای پسرهای هاکی‌باز دانشگاهی» یاد کردن.

مقایسه‌ی بعدی می‌تونه با The Summer I Turned Pretty باشه؛ چون هر دو سریال از آن مدل عاشقانه‌هایی هستن که بیشتر روی حس‌وحال جوانی، انتخاب‌های احساسی و رابطه‌هایی حساب می‌کنن که برای شخصیت‌ها در همان لحظه انگار اندازه‌ی کل دنیا اهمیت دارن. فرقش اینه که The Summer I Turned Pretty فضای نوجوانانه‌تر، تابستانی‌تر و خانوادگی‌تری داره، اما Off Campus یک قدم بزرگسالانه‌تره. اینجا شخصیت‌ها در دانشگاه‌اند، رابطه‌ها صریح‌ترن، صحنه‌های عاشقانه پررنگ‌تره و داستان بیشتر با استقلال، تجربه‌های شخصی و انتخاب‌های جدی‌تر سروکار داره.

از نظر فرمول عاشقانه هم می‌شه Off Campus رو کنار آثاری مثل After یا Maxton Hall گذاشت؛ داستان‌هایی که معمولاً با ترکیب دختر مستقل یا درس‌خوان و پسری محبوب، آسیب‌دیده یا دردسرساز جلو می‌رن. اما تفاوت مهم Off Campus اینه که فضای گروهی‌تری داره. در After تمرکز خیلی شدید روی رابطه‌ی اصلیه و همه‌چیز دور همان کشش پرتنش می‌چرخه، اما در Off Campus رفاقت‌ها هم به اندازه‌ی رابطه‌ی عاشقانه مهمن. گروه پسرهای هاکی، رابطه‌ی هانا و الی، و حتی خط‌های فرعی شخصیت‌ها باعث می‌شن داستان فقط به «هانا و گرت عاشق هم می‌شن یا نه؟» محدود نمونه.

در نهایت، Off Campus از چندتا فرمول آشنا استفاده می‌کنه، اما دقیقاً به همین دلیل هم می‌تونه برای طرفدارهای این مدل داستان‌ها جواب بده. اگر از Heated Rivalry فضای هاکی و کشش عاشقانه‌اش رو دوست داشتی، از Bridgerton مدل چندزوجی و دنیاسازی عاشقانه‌اش رو، و از رومنس‌های دانشگاهی همان حس رابطه‌های پرهیجان و کمی قابل‌پیش‌بینی رو، Off Campus احتمالاً همان چیزی می‌شه که راحت می‌تونی باهاش همراه بشی. فقط باید ازش انتظار درست داشته باشی: نه یک درام ورزشی سنگین، نه یک عاشقانه‌ی انقلابی؛ بیشتر یک رمانس دانشگاهی خوش‌ریتم، گرم و سرگرم‌کننده که بلد است با tropeهای آشنا بازی کند.

حرف آخر

Off Campus قرار نیست با یه داستان عجیب و غافلگیرکننده بیاد سراغت؛ اتفاقاً قرار است همون حس راحت، شیرین و آشنایی رو بده که از یه رومنس دانشگاهی انتظار داری. رابطه‌ی هانا و گرت گرم و قابل‌باوره، گروه دوست‌ها به داستان جون می‌دن و فضای Briar University اون‌قدر پتانسیل داره که فقط به یه فصل و یه زوج محدود نمونه. برای همین هم اگه Prime Video توی فصل‌های بعدی درست از شخصیت‌هایی مثل لوگان، دین، تاکر، الی و گریس استفاده کنه، این سریال می‌تونه کم‌کم تبدیل بشه به یه دنیای عاشقانه‌ی پرطرفدار؛ نه فقط یه اقتباس ساده از The Deal.

از اون طرف، سریال بی‌نقص هم نیست و ضعف‌های خودش رو داره. بعضی دیالوگ‌ها زیادی ساختگی به نظر می‌رسن، صحنه‌های هاکی همیشه اون‌قدر هیجان‌انگیز درنیومدن و تغییراتی هم که نسبت به کتاب انجام شده، احتمالاً برای همه‌ی طرفدارهای قدیمی خوشایند نیست. اما با وجود همه‌ی این‌ها، Off Campus بلد است مخاطب هدفش رو بشناسه؛ مخاطبی که دنبال رومنس، شیمی بین کاراکترها، دوستی‌های گرم، یه کم درام خانوادگی و کلی trope آشنا و دوست‌داشتنی می‌گرده.

پس اگه دنبال یه عاشقانه‌ی دانشگاهی سبک، خوش‌ریتم و پر از رابطه‌هایی هستی که بشه دنبالشون کرد، Off Campus خیلی راحت می‌تونه همون سریالی باشه که قسمت‌هاش رو پشت سر هم می‌بینی و آخرش هم می‌پرسی: «خب، فصل بعدی کی میاد؟»

Leave a comment