Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

رتبه‌بندی اعضای آکاتسوکی از نظر استایل؛ خوش‌تیپ‌ترین عضو گروه کی بود؟

اگر دقت کرده باشین با اینکه همه‌ی اعضای آکاتسوکی تقریباً یک لباس می‌پوشن، هیچ‌کدوم شبیه هم نیستن. هرکدوم با مو، سلاح، مدل ایستادن، قدرت‌ها و حتی نوع نگاه کردنشون، آن شنل معروف رو مال خودشون کردن. یکی باهاش مرموزتر شده، یکی ترسناک‌تر، یکی شیک‌تر و یکی هم فقط عجیب‌تر.

برای همین اینجا قرار نیست فقط بگیم کی لباسش قشنگ‌تره. داریم درباره‌ی استایل کلی حرف می‌زنیم؛ یعنی اینکه هر عضو آکاتسوکی چقدر ظاهر خاص، حضور قوی و طراحی به‌یادماندنی داره. بعضی‌ها فقط با یک نگاه توی ذهن می‌مونن، بعضی‌ها هم با اینکه ایده‌ی جالبی دارن، از نظر استایل خیلی به پای بقیه نمی‌رسن.

زتسو؛ ایده‌اش عجیبه، ولی استایلش نه خیلی

زتسو از آن شخصیت‌هایی است که طراحی‌اش خیلی سریع توی چشم می‌زند. بدن نصفه‌سیاه و نصفه‌سفیدش، آن حالت گیاهی دور بدنش و شکل عجیبش باعث می‌شه اصلاً با هیچ‌کس اشتباه گرفته نشه. ظاهرش بیشتر شبیه موجودیه که از دل زمین و ریشه‌ها بیرون آمده، نه یک نینجای خفن و خوش‌استایل.

البته این ظاهر برای نقشش توی داستان جواب می‌ده. زتسو بیشتر اهل جاسوسی، پنهان‌کاری و پشت‌پرده موندنه. قرار نیست مثل پین یا ایتاچی فقط با ورودش صحنه رو بگیره. ظاهرش هم دقیقاً همین حس رو می‌ده؛ انگار همیشه یک جایی قایم شده و داره همه‌چیز رو تماشا می‌کنه.

ولی خب وقتی بحث استایل وسط باشه، زتسو خیلی بالا نمیاد. آکاتسوکی پر از آدم‌هایی است که همان شنل مشکی رو خیلی خفن‌تر پوشیدن. زتسو بیشتر شبیه اینه که شنل آکاتسوکی رو انداختن روی یک گیاه گوشت‌خوار زنده. ایده‌اش خاصه، ولی خوش‌استایل‌ترین عضو گروه نیست.

کاکوزو؛ انگار فقط لباس کار پوشیده

کاکوزو طراحی ترسناک و سنگینی داره، اما راستش از آن شخصیت‌هایی نیست که حس کنی برای استایلش خیلی اهمیت قائل شده. کل ظاهرش می‌گه: «من جنگیدم، زنده موندم، پولم رو می‌خوام، حوصله‌ی کسی رو هم ندارم.»

بدن بخیه‌خورده، هیکل بزرگ، چهره‌ی خشن و آن حس فرسوده‌ای که توی ظاهرش هست، باعث می‌شه کاکوزو واقعاً خطرناک به نظر برسه. او از آن آدم‌هایی نیست که بخواد جذاب یا شیک دیده بشه. بیشتر می‌خواد نشون بده کشتنش کار هرکسی نیست.

شنل آکاتسوکی روی کاکوزو بیشتر شبیه لباس کاره تا یک امضای استایلی. یعنی انگار فقط چون عضو گروه بوده، پوشیده‌اش. البته همین بی‌تفاوتی به شخصیتش میاد، ولی از نظر جذابیت بصری، کاکوزو خیلی نمی‌درخشه.

وقتی ماسک‌ها و قلب‌های مختلفش وارد ماجرا می‌شن، ظاهرش هیولایی‌تر و ترسناک‌تر می‌شه. ولی باز هم بیشتر حس خشونت و دوام می‌ده تا استایل. برای همین توی این رتبه‌بندی پایین‌تر از خیلی از اعضای دیگه می‌ایسته.

هیدان؛ داس، خون، دیوونگی و فرقه‌ی جاشین

هیدان از همان اول داد می‌زنه که آدم نرمالی نیست. موهای نقره‌ای عقب‌زده، گردنبند جاشین، لبخندهای دیوونه‌وار و آن داس سه‌تیغه‌ی بزرگش باعث می‌شن خیلی سریع از بقیه‌ی اعضای آکاتسوکی جدا بشه.

مهم‌ترین بخش استایل هیدان بدون شک همان داسشه. سلاحش هم عجیب و نمایشی است، هم زیادی خطرناک به نظر می‌رسه، هم کاملاً به شخصیت خودش میاد. هیدان قرار نیست مرموز و ظریف باشه؛ او مستقیم میاد وسط میدان، می‌خنده، خون می‌ریزه و همه‌چیز رو به جاشین ربط می‌ده.

اما مشکلش اینه که ظاهرش خیلی رو و مستقیمه. یعنی تقریباً همه‌چیز درباره‌ی طراحی‌اش مشخصه: خون، جنون، مذهب تاریک و خشونت. این برای شخصیت خودش عالیه، ولی وقتی کنار آدم‌هایی مثل ایتاچی، پین یا کونان قرار می‌گیره، از نظر ظرافت و عمق طراحی کمی عقب می‌مونه.

هیدان قطعاً یکی از سرگرم‌کننده‌ترین اعضای آکاتسوکیه، ولی اگر فقط بخوایم از نظر استایل قضاوت کنیم، بیشتر دیوونه و خشنه تا واقعاً شیک و کاریزماتیک.

اوروچیمارو؛ شیکه، ولی نه با بهترین ظاهرش

اوروچیمارو خودش به‌تنهایی یکی از خوش‌طراحی‌ترین شرورهای ناروتوئه. پوست رنگ‌پریده، موهای بلند مشکی، نگاه سرد و آن آرامش ترسناکش باعث می‌شه حتی قبل از پوشیدن شنل آکاتسوکی هم کاملاً خاص و موندگار باشه.

شنل آکاتسوکی به اوروچیمارو میاد. این لباس باعث می‌شه تهدیدآمیز بودنش رسمی‌تر و تاریک‌تر دیده بشه. او حتی وقتی لباس مشترک گروه رو پوشیده، باز هم همان حس خزنده و خطرناک خودش رو داره؛ انگار از یک گوشه‌ی تاریک‌تر داستان آمده.

ولی واقعیت اینه که ظاهر آکاتسوکی بهترین نسخه‌ی اوروچیمارو نیست. استایل شخصی خودش بیرون از آکاتسوکی قوی‌تره. شنل مشکی بخشی از جزئیات خاص و مارگونه‌ی ظاهرش رو می‌پوشونه. برای همین با اینکه هنوز هم جذاب و ترسناکه، توی این لیست به رتبه‌های بالاتر نمی‌رسه.

ساسوری؛ آرام، مرگبار و پر از راز

ساسوری اولش خیلی خوش‌استایل به نظر نمی‌رسه، مخصوصاً وقتی داخل هیروکو قایم شده. آن ظاهر عروسکی، خمیده و هیولاوار بیشتر عجیب و ترسناکه تا شیک. اما همین پنهان بودن دقیقاً به شخصیتش میاد. ساسوری از همان اول شبیه یک راز متحرکه.

وقتی بدن اصلی‌اش مشخص می‌شه، طراحی‌اش خیلی جالب‌تر می‌شه. ظاهرش جوان، آرام و حتی کمی ظریفه، ولی پشت این چهره‌ی آروم، یک وسواس ترسناک نسبت به جاودانگی، عروسک‌ها و دور شدن از انسان بودن وجود داره.

ساسوری از آن شخصیت‌هایی نیست که استایلش داد بزنه. او مثل هیدان شلوغ نیست، مثل کیسامه عظیم و هیولایی نیست، ولی یک امضای بصری مشخص داره. عروسک‌ها، سلاح‌های مخفی، بدن مصنوعی و سبک مبارزه‌اش باعث می‌شن با بقیه فرق داشته باشه.

استایل ساسوری آرام و مرگباره. شاید در نگاه اول خیلی چشمگیر نباشه، ولی وقتی بیشتر به طراحی‌اش فکر کنی، می‌بینی چقدر با شخصیتش هماهنگه.

کیسامه؛ کوسه‌ای که شنل آکاتسوکی پوشیده

کیسامه حتی سایه‌اش هم قابل‌تشخیصه. صورت کوسه‌مانند، پوست خاص، دندان‌های تیز، هیکل بزرگ و شمشیر غول‌آسای سامه‌هادا باعث می‌شن هیچ‌وقت با هیچ شخصیت دیگه‌ای اشتباه گرفته نشه.

چیزی که استایل کیسامه رو قوی می‌کنه اینه که همه‌چیز در طراحی‌اش به یک ایده وصل شده: شکارچی بودن. او فقط یک نینجای شمشیرزن نیست؛ بیشتر شبیه یک شکارچی دریاییه که وارد دنیای نینجاها شده. صورتش، بدنش، سلاحش و حتی مدل جنگیدنش همه همین حس رو تقویت می‌کنن.

سامه‌هادا هم خودش بخش مهمی از ظاهر کیسامه است. این شمشیر اصلاً قرار نیست زیبا باشه. زشته، خشنه، سنگینه و ترسناکه؛ دقیقاً مثل انرژی خود کیسامه. شنل آکاتسوکی هم روی او خوب می‌شینه، چون تضاد جالبی با چهره و سلاحش می‌سازه.

کیسامه شاید شیک‌ترین عضو آکاتسوکی نباشه، اما از نظر حضور بصری واقعاً قدرتمنده. وقتی وارد صحنه می‌شه، حس می‌کنی یک شکارچی واقعی وارد قاب شده.

توبی؛ ماسکی که با داستان ترسناک‌تر شد

توبی یکی از جالب‌ترین استایل‌ها رو بین اعضای آکاتسوکی داره، چون ظاهرش همراه داستان معنی عوض می‌کنه. اول کار با آن ماسک نارنجی مارپیچی و رفتارهای عجیبش، بیشتر شبیه یک عضو دست‌وپاچلفتی و بامزه به نظر می‌رسه. انگار قرار نیست خیلی جدی‌اش بگیریم.

اما هرچی داستان جلوتر می‌ره، همان ماسک ساده تبدیل به یکی از ترسناک‌ترین نشونه‌های ناروتو می‌شه. وقتی می‌فهمیم پشت آن رفتار مسخره و ظاهر عجیب چه چیزی پنهان شده، کل استایل توبی معنی جدیدی پیدا می‌کنه.

این یعنی طراحی توبی فقط برای قشنگی نیست؛ با روایت داستان بازی می‌کنه. ظاهرش اول مخاطب رو گول می‌زنه، بعد کم‌کم تبدیل می‌شه به نماد یک تهدید خیلی بزرگ‌تر.

ماسک جنگی سفیدش هم مرحله‌ی بعدی همین تغییر استایله. طراحی سردتر، فرم خشن‌تر و حال‌وهوای نزدیک به رینگان باعث می‌شه توبی از یک شخصیت عجیب و بامزه تبدیل بشه به یک تهدید آخرالزمانی.

دیدارا؛ هنرمند دیوونه‌ای که همه‌چیز رو منفجر می‌کنه

دیدارا عضوی از آکاتسوکیه که با خودش انرژی میاره. موهای بلند، ژست‌های نمایشی، لبخندهای مغرورانه و مجسمه‌های گلی‌اش باعث می‌شن همیشه انگار وسط یک اجرای هنری خطرناک ایستاده.

او فقط نمی‌جنگه؛ مبارزه رو مثل یک نمایش هنری می‌بینه. البته نمایشی که معمولاً آخرش همه‌چیز منفجر می‌شه. همین نگاه دیوونه‌وار به هنر باعث شده طراحی‌اش خیلی به شخصیتش بچسبه.

دهان‌هایی که روی کف دست‌هاش داره، یکی از عجیب‌ترین جزئیات طراحی توی ناروتوئه. هم چندشه، هم خلاقانه است، هم کاملاً به کسی میاد که بدنش رو هم بخشی از هنر خودش کرده.

دیدارا شنل آکاتسوکی رو هم با انرژی متفاوتی می‌پوشه. ایتاچی با این شنل آرام و مرگبار دیده می‌شه، ولی دیدارا با همان لباس تبدیل می‌شه به یک هنرمند دیوونه که هر لحظه ممکنه صحنه رو منفجر کنه.

پین؛ خدایی ترسناک با چشم‌های رینگان

پین از همان لحظه‌ای که دیده می‌شه، حس می‌کنی با یک آدم معمولی طرف نیستی. چشم‌های رینگان، پیرسینگ‌های سیاه، صورت سرد و سکوت سنگینش باعث می‌شن بیشتر شبیه یک موجود الهی ترسناک دیده بشه تا یک نینجای فراری ساده.

ظاهر پین ترکیبی از انسان و چیزی غیرانسانیه. انگار با بدنی مرده طرفی که یک اراده‌ی بزرگ‌تر داره کنترلش می‌کنه. وقتی شش مسیر پین کنار هم قرار می‌گیرن، این حس خیلی قوی‌تر می‌شه؛ دیگر فقط یک شخصیت نمی‌بینی، انگار با یک باور خطرناک روبه‌رو شدی.

پیرسینگ‌ها بخش خیلی مهمی از استایل پین‌اند. همین جزئیات به چهره و بدنش یک حس آیینی، سرد و خشن می‌دن. کنار رینگان هم باعث می‌شن پین حتی وقتی هیچ کاری نمی‌کنه، باز خطرناک‌ترین آدم صحنه باشه.

پین لازم نیست داد بزنه یا حرکت اضافه‌ای انجام بده. کافی است با همان شنل آکاتسوکی بایسته و نگاه کنه. همین برای ترسناک بودنش کافیه.

کونان؛ ظریف، آرام و مرگبار

کونان توی آکاتسوکی یک زیبایی متفاوت داره. این گروه معمولاً با خشونت، تاریکی و تهدید شناخته می‌شه، اما کونان یک ظرافت سرد و آرام به این ترکیب اضافه می‌کنه. موهای آبی، گل کاغذی روی سرش، چهره‌ی کنترل‌شده و حرکات نرمش باعث می‌شن کاملاً از بقیه جدا باشه.

قدرت‌های کاغذی‌اش هم استایلش رو کامل می‌کنن. کونان فقط ظاهر خاصی نداره؛ نحوه‌ی جنگیدن و حرکت کردنش هم بخشی از طراحی اوست. او می‌تونه از یک تصویر آرام و زیبا، در چند لحظه تبدیل بشه به یک تهدید مرگبار.

کاغذ معمولاً چیزی لطیف و شکننده به نظر میاد، ولی کونان از همین چیز ساده، سلاح‌هایی می‌سازه که می‌تونن فاجعه درست کنن. همین تضاد بین لطافت و مرگ، استایلش رو خاص‌تر می‌کنه.

شنل آکاتسوکی هم روی کونان خیلی خوب می‌شینه. رنگ تیره‌ی لباس با موهای آبی و گل کاغذی‌اش تضاد قشنگی می‌سازه. کونان بدون اینکه لازم باشه از ظاهر گروه فاصله بگیره، کاملاً دیده می‌شه.

ایتاچی اوچیها؛ نماد اصلی استایل آکاتسوکی

ایتاچی اوچیها احتمالاً بهترین مثال برای اینه که گاهی لازم نیست طراحی یک شخصیت شلوغ باشه تا موندگار بشه. او نه سلاح عجیب بزرگی داره، نه بدن هیولایی، نه ظاهر پر سر و صدا. اما همان شنل مشکی، نگاه سرد و سکوت سنگینش برای ساختن یک تصویر فراموش‌نشدنی کافیه.

شنل آکاتسوکی روی ایتاچی بهتر از هر عضو دیگه‌ای جواب می‌ده، چون کاملاً با انرژی خودش هماهنگه. ایتاچی آرام، کنترل‌شده، مرموز و خطرناکه، بدون اینکه برای ترسناک بودن زور بزنه. همین بی‌تلاشی است که او رو خفن‌تر می‌کنه.

شارینگان هم نقطه‌ی طلایی طراحی ایتاچیه. چشم‌های قرمزش با ابرهای قرمز شنل آکاتسوکی هماهنگی فوق‌العاده‌ای دارن. وقتی مانگکیو شارینگان فعال می‌شه، ظاهرش حتی قوی‌تر و به‌یادماندنی‌تر می‌شه.

ایتاچی فقط خوش‌طراحی نیست؛ کاریزما داره. حالت ایستادنش، نگاهش، سکوتش و آن غم پنهانی که همیشه توی چهره‌اش هست، باعث می‌شن از بقیه جدا بشه.

برای همین اگر قرار باشه یک نفر رو به‌عنوان نماد استایل آکاتسوکی انتخاب کنیم، جواب خیلی واضحه: ایتاچی. او ثابت می‌کنه استایل فقط به لباس و جزئیات عجیب نیست؛ به حضوریه که شخصیت با خودش میاره.

حرف آخر

آکاتسوکی یکی از بهترین نمونه‌های طراحی گروهی توی دنیای انیمست. همه یک لباس مشترک دارن، ولی هرکدوم آن‌قدر شخصیت و جزئیات مخصوص خودشون رو دارن که هیچ‌وقت شبیه هم دیده نمی‌شن.

زتسو عجیب و پنهان‌کاره، کاکوزو خشن و بی‌حوصله، هیدان دیوونه و خون‌طلب، اوروچیمارو خزنده و ترسناک، ساسوری آرام و مصنوعی، کیسامه شبیه یک شکارچی دریایی، توبی مرموز و فریبنده، دیدارا نمایشی و انفجاری، پین خداگونه، کونان ظریف و مرگبار و ایتاچی هم همان کسیه که کل مفهوم استایل آکاتسوکی رو کامل می‌کنه.

در نهایت، ایتاچی بالاتر از همه می‌ایسته، چون بدون شلوغ‌کاری، بدون اغراق و بدون نیاز به نمایش اضافه، یکی از ماندگارترین تصویرهای ناروتو رو ساخته. همان شنل، همان نگاه، همان سکوت؛ همین‌ها کافی بود تا تبدیل بشه به خوش‌استایل‌ترین عضو آکاتسوکی.

Leave a comment