اگه فقط Game of Thrones رو دیده باشین، احتمالاً اولین تصویری که با شنیدن «اژدهای غولپیکر» توی ذهنتون میاد Drogonـه؛ همون هیولای سیاه دنریس که اواخر سریال انقدر بزرگ شده بود که وقتی روی زمین فرود میاومد، تقریباً همهچیز اطرافش کوچیک به نظر میرسید. بعد House of the Dragon از راه رسید و خیلی سریع بهمون فهموند که Drogon در مقایسه با بعضی از اژدهایان قدیمی خاندان تارگرین هنوز یه بچه محسوب میشه!
وستروس زمانی پر از اژدهاهایی بوده که بعضیهاشون دههها و حتی بیشتر از یک قرن عمر داشتن. Vhagar در دوران رقص اژدهایان تقریباً به اندازه Balerion بزرگ شده بود، Vermithor بعد از اون یکی از عظیمترین اژدهایان زنده بود و تازه موجوداتی مثل Cannibal هم بودن که حتی خود تارگرینها ترجیح میدادن زیاد مزاحمشون نشن. نکته مهم اینه که برای بیشتر این اژدهاها اندازه رسمی و دقیقی نداریم و مقایسهها بیشتر بر اساس سن، توصیفهای Fire & Blood، مقایسه مستقیم شخصیتها و چیزی که در سریال دیدیم انجام میشه. بنابراین این رتبهبندی بیشتر قراره یه تصویر کلی از غولهای دنیای Game of Thrones بهمون بده، نه اینکه با خطکش بال هر اژدها رو اندازه گرفته باشیم!
۱۵. Syrax؛ اژدهای طلایی رنیرا

Syrax شاید کنار هیولاهایی که قراره جلوتر ببینیم خیلی غولآسا به نظر نرسه، ولی اصلاً اژدهای کوچیکی نیست. این اژدهای طلایی از سالهای جوانی رنیرا همراهش بوده و یکی از چیزهای جالب درباره این دوتا اینه که Syrax هم درست مثل صاحبش بیشتر عمرش رو در شرایط نسبتاً راحت گذرونده. برخلاف Caraxes یا Vhagar که تجربه جنگ واقعی دارن، Syrax مدت زیادی توی Dragonstone و King’s Landing نگهداری شده و اصلاً اون هیولای جنگدیدهای نیست که بخواین بدون فکر بندازینش وسط میدان.
اتفاقاً همین سبک زندگی یکی از دلایلیه که اندازه و قدرت Syrax همیشه موضوع بحث بوده. اژدهاها تا زمانی که غذا و آزادی کافی داشته باشن رشد میکنن و نگهداری طولانیمدت در اسارت میتونه روی رشدشون تأثیر بذاره. با این حال Syrax تا زمان Dance of the Dragons کاملاً بالغ شده و حضورش بهتنهایی برای ترسوندن یه ارتش معمولی کافیه. فقط مشکل اینجاست که وقتی فهرست رقیبها شامل Vhagar، Vermithor و Balerion باشه، «اژدهای بزرگ» بودن دیگه بهتنهایی خیلی کمکت نمیکنه.
۱۴. Drogon؛ بزرگترین اژدهای دنریس

Drogon بین سه اژدهای دنریس همیشه اون یکی بود که سریعتر رشد کرد، خشنتر بود و بیشتر از بقیه شبیه چیزی به نظر میرسید که مردم از داستانهای قدیمی درباره اژدهایان تارگرین شنیده بودن. اسمش هم از Khal Drogo گرفته شده و رنگ سیاهش باعث شده از همون اول مقایسهاش با Balerion شروع بشه.
چیزی که Drogon رو واقعاً عجیب میکنه سرعت رشدشه. این اژدها در مدت چند سال از موجودی که میشد روی شونه حملش کرد تبدیل شد به هیولایی که ارتش میسوزوند، دیوار خراب میکرد و دنریس رو روی پشتش بین قارهها میبرد. با این حال نباید فراموش کنیم که در پایان Game of Thrones هنوز اژدهای خیلی جوونیه. Balerion، Vhagar، Vermithor و خیلی از اژدهایان دوران اوج تارگرینها دهها سال فرصت داشتن که رشد کنن. برای همین اینکه Drogon همین الان پایینتر از اونها قرار میگیره اصلاً عجیب نیست؛ سؤال جالبتر اینه که اگه صد سال عمر میکرد، آخرش چقدر بزرگ میشد؟
۱۳. Quicksilver؛ اژدهایی که جلوی Balerion شانسی نداشت

Quicksilver یکی از اژدهاییهاییه که احتمالاً خیلی از طرفدارهای سریال اسمش رو نشنیدن، چون داستانش مربوط به سالها قبل از House of the Dragonـه. اون اول اژدهای شاه Aenys I بود و بعد از مرگش به پسرش، Aegon the Uncrowned رسید؛ ولی بدشانسی بزرگ Quicksilver این بود که یه روز مجبور شد بره سراغ بدترین حریف ممکن: Balerion.
وقتی Aegon برای مقابله با Maegor رفت، Maegor سوار Balerion بود و نتیجه تقریباً از قبل معلوم بود. Quicksilver اژدهای بالغی بود، اما Black Dread یه کلاس کاملاً متفاوت داشت. Balerion در نبرد بال Quicksilver رو درید و گردنش رو خرد کرد و کار خیلی سریع تموم شد. همین نبرد یکی از بهترین نمونههاست که نشون میده صرفاً «اژدها داشتن» توی وستروس کافی نیست؛ وقتی طرف مقابل اژدهایی داره که چند برابر بزرگتر و باتجربهتره، اختلاف قدرت میتونه وحشتناک باشه.
۱۲. Grey Ghost؛ اژدهای خجالتی Dragonstone

بین همه اژدهایان این فهرست، Grey Ghost شاید عجیبترین شخصیت رو داشته باشه، چون اصلاً علاقهای به آدمها نداشت. اسمش رو مردم Dragonstone روش گذاشته بودن چون رنگ خاکستری خیلی روشنش باعث میشد وسط مه تقریباً ناپدید بشه و خودش هم تا جایی که میتونست از انسانها فاصله میگرفت.
Grey Ghost برخلاف بیشتر اژدهایان معروف تارگرین هیچوقت سوار نداشت. حتی وقتی Jacaerys دنبال Dragonseedهایی میگشت که اژدهایان بدون سوار رو تصاحب کنن، پیدا کردن Grey Ghost خودش یه مشکل بود؛ چون این بنده خدا ظاهراً بیشتر از اینکه دنبال سوزوندن آدمها باشه، دوست داشت کنار Narrow Sea ماهی بگیره و کسی کاری به کارش نداشته باشه.
البته زندگی آرومش پایان خیلی خوبی نداشت. بعدها جسد تکهتکهشدهاش پیدا شد و اول همه فکر کردن Cannibal کارش رو ساخته، چون خب وقتی یه اژدها به خوردن اژدهاهای دیگه معروفه، مظنون اول خیلی واضحه! ولی در کتاب مشخص میشه قاتل واقعی Grey Ghost کسی نبوده جز Sunfyre.
۱۱. Sunfyre؛ اژدهای طلایی اگان

Sunfyre شاید از نظر اندازه نتونه با غولهای آخر فهرست رقابت کنه، ولی از نظر ظاهر احتمالاً یکی از زیباترین اژدهایان تاریخ تارگرینهاست. توی کتاب از فلسهای طلایی و بالهای صورتیرنگش تعریف زیادی شده و رابطهاش با Aegon II هم یکی از قویترین پیوندهایی بوده که بین یه تارگرین و اژدهاش میبینیم.
مقاله CBR در سال ۲۰۲۵ هنوز سرنوشت Sunfyre رو برای سریال نامعلوم میدونست، ولی الان دیگه این بخش نیاز به آپدیت داره. فصل سوم رسماً نشون داد که Sunfyre از فاجعه Rook’s Rest زنده مونده و در قسمت هفتم دوباره کنار اگان برگشته؛ البته نه مثل قبل، چون هر دو بهشدت زخمی و عوض شدهان. همین برگشت هم دوباره ثابت کرد Sunfyre چقدر جونسخته. این اژدها در کتاب هم بعد از صدماتی که برای خیلی از اژدهاها مرگبار بود، بارها خودش رو جمع میکنه و دوباره میجنگه. پس شاید بزرگترین اژدهای وستروس نباشه، ولی از نظر «نمیمیرم که حرصتون دربیاد» واقعاً استعداد خاصی داره!
۱۰. Meleys؛ ملکه سرخ

Meleys رو بیدلیل «Red Queen» صدا نمیکردن. این اژدهای قرمز و عظیمالجثه علاوه بر اندازه قابلتوجهش، زمانی یکی از سریعترین اژدهایان وستروس هم محسوب میشد و حتی از Caraxes و Vhagar سریعتر پرواز میکرد. البته تا زمان Dance of the Dragons سنش بالاتر رفته بود و دیگه اون سرعت دوران جوانی رو نداشت، ولی هنوز وقتی عصبانی میشد اصلاً موجودی نبود که کسی دوست داشته باشه جلوش قرار بگیره.
نبرد Rook’s Rest بهترین مثال قدرته. Meleys در شرایطی وارد جنگ شد که عملاً باید همزمان با Sunfyre و Vhagar درگیر میشد و با این حال تونست آسیب جدی به Sunfyre وارد کنه. مشکل این بود که وقتی Vhagar هم وارد مبارزه شد، اختلاف وزن و اندازه دیگه کار خودش رو کرد.
در سریال هم یکی از جذابترین چیزها درباره Meleys این بود که واقعاً حس یه اژدهای مسن و باتجربه رو داشت؛ نه مثل اژدهایان جوونی که فقط با خشم حمله میکنن. اون و Rhaenys یه تیم کاملاً هماهنگ بودن و به همین دلیل مرگ هر دوشون یکی از سنگینترین ضربههای جبهه سیاهها بود.
۹. Caraxes؛ کرم خونین Daemon

اگه قرار بود جایزه عجیبترین طراحی اژدها رو بدیم، Caraxes احتمالاً بدون دردسر برنده میشد. گردن خیلی بلند، بدن کشیده، صدای عجیب و رنگ قرمزش باعث شده کاملاً با بقیه اژدهایان فرق داشته باشه. تازه اسم مستعارش هم Blood Wyrmـه که خودش تقریباً همهچیز رو درباره شخصیتش توضیح میده.
Caraxes شاید از نظر حجم بدن به اندازه Vhagar یا Vermithor نباشه، ولی چیزی که کم داره رو با خشونت، سرعت و تجربه جنگی جبران میکنه. اون قبل از Daemon هم سوار داشته و سالها قبل از Dance of the Dragons وارد جنگ شده، بنابراین برخلاف خیلی از اژدهایان درگیر این نبرد، دقیقاً میدونه میدان جنگ چیه.
رابطه Daemon و Caraxes هم یکی از هماهنگترین رابطههای سریاله. واقعاً بعضی وقتها حس میکنین این دوتا یه شخصیتن که فقط یکی انسانه و اون یکی اژدها! و اگه کتاب رو خونده باشین، میدونین مهمترین نبرد Caraxes هنوز چیزیه که House of the Dragon باید بهمون نشون بده.
۸. Dreamfyre؛ اژدهای قدیمی Helaena

Dreamfyre از اون اژدهاییهاییه که سنش خیلی بیشتر از چیزی به نظر میاد که سریال تا مدتها بهمون نشون داده بود. قبل از Helaena، این اژدها متعلق به Rhaena Targaryen بود و در واقع نسلها قبل از Dance of the Dragons وجود داشته. همین سن بالا یکی از دلایلیه که Dreamfyre در چنین فهرستی بالاتر از خیلی از اژدهایان معروفتر قرار میگیره.
با این حال یه مشکل داریم: Dreamfyre بخش زیادی از عمرش رو در Dragonpit گذرونده و آزادی اژدهایی مثل Sheepstealer یا Cannibal رو نداشته. از اونجایی که رشد اژدهاها با سن، غذا و آزادی ارتباط داره، احتمالاً همین اسارت باعث شده به اندازهای که با توجه به سنش انتظار داریم رشد نکنه.
فصل سوم بالاخره کمی بیشتر از رابطه Helaena و Dreamfyre بهمون داد و Phia Saban هم بعد از فینال درباره تجربه فیلمبرداری سکانس اژدهاسواری هلینا صحبت کرد. با این حال هنوز احساس میکنم سریال از یکی از قدیمیترین اژدهایان زنده دوران Dance خیلی کمتر از چیزی که باید استفاده کرده.
۷. Silverwing

Silverwing از اون اژدهاییهاییه که هم خیلی بزرگه و هم در مقایسه با بیشتر همنوعهاش اخلاق نسبتاً آرومتری داره. اولین سوار معروفش Queen Alysanne Targaryen بود و سالها همراه Vermithor، اژدهای Jaehaerys، زندگی کرد. این دو اژدها انقدر به هم نزدیک بودن که رابطهشون تقریباً انعکاسی از رابطه Jaehaerys و Alysanne بود.
یکی از عجیبترین داستانهای Silverwing هم مربوط به سفر Alysanne به شماله. وقتی ملکه سعی کرد با Silverwing از دیوار عبور کنه، اژدها چند بار حاضر نشد جلوتر بره. برای موجودی که معمولاً دستور سوارش رو قبول میکرد، این رفتار انقدر عجیب بود که هنوز هم یکی از رازهای جالب دنیای A Song of Ice and Fire محسوب میشه.
بعدها در Dance of the Dragons، Silverwing دوباره صاحب سوار میشه و Ulf White اونو تصاحب میکنه. و خب اگه فصل سوم رو دیدین، میدونین انتخاب Ulf بهعنوان صاحب چنین اژدهای بزرگی دقیقاً اون شاهکار مدیریتی نبود که رنیرا امیدوار بود!
۶. Sheepstealer؛ اژدهای وحشی عاشق گوسفند

اسم Sheepstealer یکی از اون اسمهاییه که واقعاً نیاز به توضیح خاصی نداره؛ این اژدها گوسفند میدزدید، مردم هم گفتن خب اسمش رو میذاریم «گوسفنددزد» و پرونده بسته شد!
Sheepstealer یه اژدهای وحشی قهوهایرنگه که دههها بدون سوار اطراف Dragonstone زندگی کرده و همین زندگی آزاد باعث شده هم بزرگ بشه و هم حسابی از آدمها فاصله بگیره. موقع Sowing هم تعداد آدمهایی که تلاش کردن بهش نزدیک بشن و زنده برنگشتن کم نبود. در Fire & Blood، Nettles با یه روش خیلی ساده و البته باحوصله رامش میکنه: مرتب براش گوسفند میبره تا کمکم اژدها به حضورش عادت کنه.
ولی سریال این بخش رو حسابی تغییر داده. فصل سوم بالاخره تأیید کرد که Rhaena نقش Nettles رو در این خط داستانی گرفته و Sheepstealer اون رو بهعنوان سوارش پذیرفته. یعنی اگه مقاله اصلی CBR رو بخونین، این قسمت یکی از جاهاییه که از زمان انتشارش تا الان تغییر کرده.
۵. Meraxes؛ غول نقرهای فتح وستروس

حالا دیگه وارد بخش واقعاً سنگین فهرست شدیم. Meraxes یکی از سه اژدهایی بود که Aegon، Visenya و Rhaenys باهاشون وستروس رو فتح کردن و سوارش Queen Rhaenys بود. یعنی وقتی درباره این اژدها حرف میزنیم، داریم از موجودی صحبت میکنیم که همراه Balerion و Vhagar عملاً نقشه سیاسی وستروس رو برای همیشه عوض کرد.
یه نکته جالب درباره اندازه Meraxes وجود داره. طبق چیزی که Tyrion از تاریخ اژدهاها میدونه، Meraxes در زمان خودش از Vhagar بزرگتر بوده و فقط Balerion ازش جلو میزده. منتها Meraxes خیلی زودتر از Vhagar مرد، بنابراین Vhagar چند دهه دیگه فرصت رشد پیدا کرد و در نهایت به اندازهای رسید که تقریباً با Balerion قابل مقایسه بود. خود منبع هم هشدار میده که مقایسه دقیق این اندازهها کاملاً بدون ابهام نیست.
Meraxes هم برخلاف خیلی از اژدهاهای این فهرست در نبرد با اژدهای دیگه نمرد. در جریان جنگ Dorne یه تیر Scorpion از چشمش رد شد و سقوط کرد؛ اتفاقی که ثابت کرد حتی یکی از بزرگترین اژدهایان تاریخ هم اگه تیر دقیقاً جای درست بخوره، شکستناپذیر نیست.
۴. The Cannibal؛ اژدهایی که اژدها میخورد

خب اسم «Cannibal» برای اژدها بهاندازه کافی ترسناک هست، ولی وقتی بفهمین چرا این اسم رو گرفته، اوضاع بدتر میشه. این اژدهای سیاه نهتنها حیوان و آدم میخورد، بلکه به خوردن لاشه اژدهاها، بچهاژدهاها و حتی تخم اژدها هم معروف بود. یعنی حتی بقیه اژدهاها هم از منوی غذایی این موجود حذف نشده بودن.
Cannibal بزرگترین و پیرترین اژدهای وحشی Dragonstone بود و هیچ انسانی هم هیچوقت موفق نشد سوارش بشه. حتی Dragonseedها که برای تصاحب اژدهایان بدون سوار صف کشیده بودن، تا حد زیادی عقلشون رسید که سمت این یکی نرن. اونهایی هم که در طول تاریخ سعی کردن رامش کنن، معمولاً خاطره خیلی زیادی از تلاششون باقی نذاشتن؛ عمدتاً چون دیگه زنده نبودن تعریفش کنن.
یه شایعه قدیمی هم بین مردم Dragonstone وجود داشت که Cannibal حتی قبل از ورود تارگرینها به جزیره اونجا بوده. اگه این حرف درست باشه، سنش دیوانهکننده میشه، ولی منابع تاریخی این ادعا رو قطعی نمیدونن. چیزی که مطمئنیم اینه که با وجود جثه بزرگش، منابع معتبر Vermithor و Vhagar رو بزرگتر از Cannibal توصیف میکنن.
۳. Vermithor؛ خشم برنزی

اینجا میرسیم به یکی از اون اژدهاهایی که وقتی در House of the Dragon برای اولین بار درستوحسابی دیدیمش، تازه فهمیدیم چرا همه انقدر دربارهاش حرف میزدن. Vermithor یا Bronze Fury اژدهای King Jaehaerys I بود و بعد از مرگ پادشاه سالها بدون سوار موند تا بالاخره Hugh Hammer تونست تصاحبش کنه.
اندازه Vermithor اصلاً جای بحث زیادی نداره. منابع Fire & Blood و The World of Ice and Fire بهوضوح اونو بعد از Balerion و Vhagar بین بزرگترین اژدهایان شناختهشده قرار میدن. تا زمان Dance تقریباً صد سال سن داشت و علاوه بر جثه عظیم، به حضور انسانها هم عادت کرده بود؛ چیزی که رام کردنش رو نسبت به یه اژدهای وحشی مثل Cannibal کمی ممکنتر میکرد.
ولی «ممکنتر» رو با «آسون» اشتباه نگیرین. همین اژدها وقتی دهنش رو باز میکنه و آتیش میریزه، خیلی سریع متوجه میشین چرا لقبش Bronze Furyـه. داشتن Vermithor برای هر جناحی تقریباً معادل اضافه کردن یه سلاح کشتار جمعی به ارتشه و فصل سوم هم خیلی خوب نشون داد که مشکل اصلی فقط داشتن چنین سلاحی نیست؛ باید مطمئن باشی آدمی که روش نشسته قراره باهاش چه کار کنه.
۲. Vhagar؛ آخرین غول باقیمانده از دوران فتح

وقتی House of the Dragon شروع شد، Balerion و Meraxes مدتها بود مرده بودن و Vhagar تبدیل شده بود به آخرین بازمانده سه اژدهایی که در فتح وستروس شرکت کرده بودن. همین یه جمله باید مشخص کنه با چه موجود قدیمیای طرفیم.
Vhagar در زمان Aegon’s Conquest کوچکترین عضو اون سه اژدها بود، ولی یه مزیت بزرگ داشت: زنده موند. دهه پشت دهه رشد کرد، جنگید و صاحب سوارهای مختلف شد تا نهایتاً در دوران Dance به Aemond رسید. در اون زمان دیگه بزرگترین اژدهای زنده وستروس بود و منابع میگن تقریباً به اندازه Balerion رسیده بود. حتی گفته میشد هیچ اژدهای زندهای از نظر اندازه و وحشیگری حریفش نبود.
البته جثه خیلی بزرگ یه نقطه ضعف هم داره. Vhagar دیگه اژدهای چابک دوران جوانی نیست و همین باعث میشه اژدهایان سریعتر بتونن حداقل از نظر مانور به دردسرش بندازن. ولی اگه یه بار بتونه به حریف برسه، خب… Arrax و Meleys احتمالاً بهترین مثالها هستن که چرا بهتره نذاری Vhagar بهت برسه.
۱. Balerion؛ وحشت سیاه و بزرگترین اژدهای تاریخ تارگرینها

و بالاخره رسیدیم به شماره یک؛ جایی که واقعاً رقابت خاصی وجود نداره. Balerion the Black Dread بزرگترین اژدهای شناختهشده خاندان تارگرین بود و اسمش انقدر با قدرت این خاندان گره خورده که عملاً خودش تبدیل به یه افسانه شده.
Balerion اژدهای Aegon the Conqueror بود و برخلاف Vhagar و Meraxes که در Dragonstone به دنیا اومدن، خودش دوران Valyria رو دیده بود. با Aegon در فتح وستروس شرکت کرد، Harrenhal رو سوزوند و بعد از Aegon هم سوارهای مختلفی داشت؛ از Maegor گرفته تا Aerea و در نهایت Viserys. در روایتها گفته میشه انقدر بزرگ بود که میتونست یه aurochs رو کامل قورت بده و وقتی پرواز میکرد، سایه بالهاش شهرها رو میپوشوند.
وقتی Viserys در سالهای آخر عمر Balerion سوارش شد، اژدها دیگه پیر و ضعیف شده بود و حتی پرواز طولانی براش سخت بود. کمی بعد هم مرد و جمجمه عظیمش در Red Keep نگهداری شد؛ همون جمجمهای که در Game of Thrones و House of the Dragon بارها یادآوری میکنه اژدهاهایی که الان میبینیم، زمانی حتی بزرگتر هم بودن. بین تمام اژدهایان این دنیا، Vhagar بیشتر از همه به اندازه Balerion نزدیک شد، ولی حتی اون هم در نهایت «تقریباً» هماندازه Black Dread بود. برای همین فعلاً تاج بزرگترین اژدهای وستروس همچنان مال Balerion باقی میمونه.
حرف آخر
حالا نوبت شماست؛ اگه قرار بود فقط یکی از این اژدهاها رو برای خودتون انتخاب کنین، سراغ بزرگترینشون یعنی Balerion میرفتین یا ترجیح میدادین یه اژدهای سریعتر و وحشیتر مثل Caraxes داشته باشین؟ اصلاً فکر میکنین اگه Drogon فرصت داشت صد سال دیگه رشد کنه، میتونست یه روز به اندازه Vhagar و Balerion برسه؟ انتخابتون رو توی کامنتها برامون بنویسین.


