Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

کوچه ناکترن در هری پاتر؛ رازهای تاریک‌ترین کوچه دنیای جادوگری

اگه کوچه دیاگون رو اون بخش خوشگل و هیجان‌انگیز دنیای جادوگری بدونیم که دلت می‌خواد ساعت‌ها توش بچرخی، ویترین مغازه‌ها رو نگاه کنی، بری چوبدستی بخری و آخرشم یه چیزی از شیرینی‌فروشی برداری، کوچه ناکترن دقیقاً اون جاییه که احتمالاً قبل از رفتنت به دنیای جادوگری چند بار بهت تأکید می‌کنن که «هرجا رفتی، فقط سمت اون یکی کوچه نرو!» جالب اینجاست که این دو تا کوچه تقریباً کنار هم قرار گرفتن، ولی حال‌وهوایشون زمین تا آسمون با هم فرق داره؛ دیاگون الی پر از دانش‌آموزهای هاگوارتز، خانواده‌ها و مغازه‌های رنگارنگه، اما چند قدم اون‌طرف‌تر وارد جایی می‌شین که مغازه‌هاش پر از وسایل عجیب، اشیای نفرین‌شده و چیزهاییه که حتی دوست ندارین بدونین قبلاً دست چه کسی بوده.

ما هم اولین بار توی «هری پاتر و تالار اسرار» همراه خود هری سر از کوچه ناکترن درمیاریم؛ البته نه اینکه هری با خودش گفته باشه امروز چه روز خوبیه که یه سر به بازار جادوی سیاه بزنم! کاملاً اتفاقی اونجا گیر می‌افته، اما چیزی که اون موقع فقط شبیه یه کوچه ترسناک و مرموز به نظر می‌رسه، چند کتاب بعد تبدیل می‌شه به یکی از اون مکان‌هایی که وقتی برمی‌گردین و داستان رو دوباره مرور می‌کنین، تازه می‌فهمین چقدر اتفاق مهم بهش وصل بوده. خانواده مالفوی، تام ریدل، هورکراکس‌ها، اشیای جادوی سیاه و حتی نقشه‌ای که مرگخوارها رو وارد هاگوارتز کرد، یه جوری مسیرشون به همین کوچه می‌رسه؛ پس بیاین یه بار درست‌وحسابی بریم ببینیم توی تاریک‌ترین گوشه بازار جادوگری لندن چه خبره.

کوچه ناکترن دقیقاً چه جور جاییه؟

کوچه ناکترن یا Knockturn Alley یه کوچه در نزدیکی دیاگون الیه که بیشتر به خاطر مغازه‌های مربوط به جادوی سیاه و خریدوفروش وسایل مشکوک معروف شده و تفاوتش با دیاگون الی رو هم خیلی راحت می‌شه فهمید. اون‌طرف خانواده‌ها دارن برای بچه‌هاشون کتاب، لباس مدرسه، دیگ و چوبدستی می‌خرن، این‌طرف ممکنه وسط ویترین یه جمجمه، استخوان انسان، گردنبند نفرین‌شده یا یه وسیله جادویی ببینین که احتمالاً بهتره اصلاً بهش دست نزنین. برای همین هم خانواده ویزلی اجازه نمی‌دادن بچه‌هاشون همین‌طوری برای گردش وارد ناکترن بشن و انصافاً این یکی از اون قوانین خانواده ویزلیه که واقعاً نمی‌شه بهش ایراد گرفت.

حتی وقتی هاگرید هری رو اونجا می‌بینه، اولین واکنشش تقریباً اینه که تو اینجا چی کار می‌کنی؟ چون ناکترن جایی نیست که یه بچه دوازده‌ساله، آن هم هری پاتر، بخواد بدون دلیل اون اطراف دیده بشه. خود اسم Knockturn Alley هم جالبه، چون تلفظش شباهت زیادی به «nocturnally» داره؛ کلمه‌ای که به شب و فعالیت‌های شبانه مربوط می‌شه و همین اسم هم از همون اول یه جورایی داره بهتون هشدار می‌ده که اینجا قرار نیست نسخه دوم دیاگون الی باشه.

اصلاً هری چطور سر از کوچه ناکترن درآورد؟

ماجرای اولین حضور هری توی ناکترن کاملاً اتفاقی شروع می‌شه. توی «تالار اسرار» هری برای اولین بار می‌خواد با پودر فلو به کوچه دیاگون بره، ولی چون هنوز بلد نیست درست از این سیستم استفاده کنه، به‌جای جایی که باید، از شومینه فروشگاه Borgin and Burkes سر درمیاره و خب، بین تمام جاهایی که ممکن بود یه بچه دوازده‌ساله اشتباهی از توی شومینه‌شون بیرون بیاد، احتمالاً این مغازه یکی از بدترین گزینه‌ها بود.

هری از همون لحظه اول می‌فهمه اوضاع اینجا با دیاگون الی فرق داره، چون مغازه پر از وسایل عجیب و ترسناکه و هنوز درست فرصت نکرده بفهمه کجاست که لوسیوس و دراکو مالفوی وارد می‌شن. هری سریع خودش رو قایم می‌کنه و از همین‌جا برای اولین بار یه تصویر جدی‌تر از رابطه مالفوی‌ها با جادوی سیاه می‌بینیم، مخصوصاً وقتی می‌فهمیم لوسیوس اصلاً برای خرید نیومده و برعکس، می‌خواد یه سری از وسایلش رو بفروشه چون وزارت سحر و جادو بازرسی‌هاش رو بیشتر کرده و ظاهراً توی خونه مالفوی‌ها چیزهایی وجود داشته که لوسیوس ترجیح می‌داده مأمورهای وزارتخانه نبیننشون. همین صحنه کوچیک خیلی چیزها درباره مالفوی‌ها بهمون می‌گه؛ تا قبلش لوسیوس بیشتر یه جادوگر ثروتمند، متکبر و اعصاب‌خردکن بود، اما اینجا کم‌کم می‌فهمیم داستان خیلی بیشتر از این حرف‌هاست و این خانواده ارتباط جدی‌تری با جادوی سیاه دارن.

Borgin and Burkes؛ مغازه‌ای که بهتره فقط ویترینش رو نگاه کنین!

اگه بخوایم برای کوچه ناکترن یه مغازه اصلی انتخاب کنیم، بدون شک Borgin and Burkes اولین گزینه‌ست. این فروشگاه تخصصش خریدوفروش اشیای قدیمی و جادوییه، با این تفاوت که خیلی از چیزهایی که اونجا پیدا می‌کنین از اون عتیقه‌هایی نیستن که بذارین روی طاقچه و به مهموناتون نشون بدین؛ بخشی از وسایل مغازه یا نفرین شدن، یا برای جادوی سیاه استفاده می‌شن یا حداقل گذشته خیلی مشکوکی دارن. صاحبان اصلی مغازه، بورگین و کاراکتاکوس برک بودن و ظاهراً توی معامله هم چندان اهل انصاف نبودن، یعنی وسیله رو تا جایی که می‌شده ارزون از صاحبش می‌خریدن و بعد با قیمت خیلی بیشتری به نفر بعدی می‌فروختن. خلاصه حتی بدون در نظر گرفتن بخش «جادوی سیاه»، باز هم خیلی دلتون نمی‌خواسته با این دو نفر معامله کنین.

در طول مجموعه چند تا وسیله خیلی مهم هم از همین مغازه وارد داستان می‌شن. یکی از معروف‌ترین‌ها Hand of Glory یا همون دست افتخاره؛ یه دست جادویی که وقتی داخلش شمع روشن بشه، فقط کسی که اون رو در دست گرفته می‌تونه نورش رو ببینه و دراکو بعدها از همین وسیله استفاده می‌کنه. گردنبند اوپال نفرین‌شده هم از همین مغازه میاد؛ همون گردنبندی که توی «شاهزاده دورگه» به دست کیتی بل می‌رسه و نزدیکه باعث مرگش بشه. ولی بین همه این وسایل، مهم‌ترینشون احتمالاً همون کابینت ناپدیدشونده معروفه؛ وسیله‌ای که وقتی اولین بار می‌بینیمش اصلاً به نظر نمیاد قرار باشه نقش بزرگی توی داستان داشته باشه، ولی چند کتاب بعد تبدیل می‌شه به یکی از مهم‌ترین بخش‌های نقشه دراکو و مرگخوارها.

تام ریدل هم یه زمانی همین‌جا کار می‌کرد

حالا اینجاست که داستان ناکترن الی خیلی جالب‌تر می‌شه، چون قبل از اینکه تام ریدل تبدیل بشه به لرد ولدمورت و اسمش اون‌قدر ترسناک بشه که جادوگرها حتی جرئت نکنن به زبونش بیارن، یه مدتی توی همین Borgin and Burkes کار می‌کرد. برای آدم‌های اطرافش هم انتخاب خیلی عجیبی بود، چون ریدل یکی از بهترین و بااستعدادترین دانش‌آموزهای هاگوارتز بود و خیلی‌ها انتظار داشتن بعد از فارغ‌التحصیلی سراغ یه شغل مهم و درست‌وحسابی بره، ولی به‌جاش رفت توی یه مغازه عتیقه‌فروشی در ناکترن الی.

البته وقتی بدونیم تام ریدل واقعاً دنبال چی بوده، دیگه این انتخاب اصلاً عجیب نیست. کار کردن توی Borgin and Burkes باعث می‌شد بتونه با جادوگرهای ثروتمند و مجموعه‌دارهایی آشنا بشه که اشیای جادویی خیلی قدیمی و ارزشمند توی خونه‌هاشون داشتن؛ دقیقاً همون چیزهایی که تام عاشقشون بود. یکی از این افراد هپزیبا اسمیت بود، زن ثروتمندی که دو شیء خیلی خاص در اختیار داشت: جام هلگا هافلپاف و قاب‌آویز سالازار اسلیترین. حالا اگه تام ریدل رو بشناسین، می‌دونین نشون دادن یادگاری سالازار اسلیترین به اون تقریباً شبیه اینه که جلوی یه اژدهای گرسنه یه تکه گوشت بندازین و انتظار داشته باشین بی‌خیالش بشه!

تام به این اشیا علاقه‌مند شد و مدتی بعد هپزیبا اسمیت مرد. ریدل هم کاری کرد که قتل گردن الف خانگی اون بیفته و دو شیء رو برای خودش برداشت؛ همون جام هافلپاف و قاب‌آویز اسلیترین که بعدها تبدیل به هورکراکس‌های ولدمورت شدن. یعنی یه بخش خیلی مهم از مسیر تام ریدل برای تبدیل شدن به ولدمورت مستقیم به همین مغازه تاریک وسط ناکترن الی وصل می‌شه.

قاب‌آویز اسلیترین قبلاً هم از این مغازه رد شده بود

داستان قاب‌آویز اسلیترین حتی از این هم پیچیده‌تره، چون مروپ گانت، مادر تام ریدل، وقتی به پول احتیاج داشت قاب‌آویز سالازار اسلیترین رو با مبلغ خیلی کمی به Borgin and Burkes فروخت؛ دلیلش هم این بود که خودش نمی‌دونست چیزی که دستشه واقعاً چقدر ارزش داره. بعداً مغازه همون قاب‌آویز رو با قیمت بسیار بیشتری به هپزیبا اسمیت فروخت و سال‌ها بعد هم کسی که دوباره سراغش رفت پسر خود مروپ، یعنی تام ریدل بود.

یعنی این قاب‌آویز یه مسیر عجیب رو طی کرد؛ از خانواده گانت رسید به Borgin and Burkes، بعد رفت پیش هپزیبا اسمیت و در نهایت دوباره برگشت دست وارث اسلیترین. اگه این اسمش چرخه عجیب سرنوشت نیست، دیگه نمی‌دونم چیه!

خانواده مالفوی هم با این مغازه غریبه نبودن

همون‌طور که از حضور لوسیوس توی «تالار اسرار» مشخص می‌شه، خانواده مالفوی مشتری‌های Borgin and Burkes بودن و ارتباطشون با این مغازه فقط به همون یه بار هم ختم نمی‌شه. چند سال بعد، توی «هری پاتر و شاهزاده دورگه»، دوباره سر از ناکترن الی درمیاریم و این بار ماجرا خیلی جدی‌تر شده، چون هری از همون اول سال به دراکو مشکوکه و مطمئنه یه کاری داره می‌کنه. وقتی هم دنبالش می‌ره، می‌بینه دراکو وارد Borgin and Burkes شده و با صاحب مغازه درباره یه وسیله خاص حرف می‌زنه.

ولی این دیگه اون دراکوی لوس چند سال قبل نیست که هر مشکلی پیش می‌اومد سریع می‌گفت «صبر کنین پدرم بفهمه!» اینجا دراکو واقعاً ترسیده، تحت فشار ولدمورته و مأموریتی داره که اگه انجامش نده، خودش و خانواده‌ش احتمالاً بهای سنگینی می‌دن. چیزی هم که دنبالشه همون کابینت ناپدیدشونده‌ست؛ وسیله‌ای که قراره در نهایت یه راه مخفی بین Borgin and Burkes و هاگوارتز باز کنه.

کابینتی که راه مرگخوارها رو به هاگوارتز باز کرد

دو تا کابینت ناپدیدشونده وجود داشت؛ یکی توی Borgin and Burkes و اون یکی داخل هاگوارتز. مشکل این بود که کابینت هاگوارتز آسیب دیده بود و درست کار نمی‌کرد، برای همین دراکو تقریباً تمام سال ششم رو صرف این کرد که مخفیانه اون رو تعمیر کنه و ارتباط بین دو کابینت رو دوباره به وجود بیاره و در نهایت هم موفق شد. مرگخوارها از کابینت داخل Borgin and Burkes وارد شدن و از اون طرف مستقیم از داخل هاگوارتز بیرون اومدن.

یعنی همون مغازه‌ای که هری توی کتاب دوم کاملاً اتفاقی سر ازش درآورده بود، چند سال بعد تبدیل شد به ورودی مخفی مرگخوارها به هاگوارتز و این دقیقاً یکی از چیزهاییه که درباره داستان هری پاتر جذابه؛ خیلی از وسایل و مکان‌هایی که اولش انگار فقط برای فضاسازی وارد داستان شدن، چند کتاب بعد دوباره برمی‌گردن و تازه اون موقع می‌فهمیم چرا از اول بهمون نشون داده شده بودن.

البته هرکسی توی ناکترن می‌بینین مرگخوار نیست!

با تمام این حرف‌ها، نباید فکر کنیم هرکسی پاش رو گذاشت توی کوچه ناکترن حتماً شب‌ها شنل سیاه می‌پوشه و با ولدمورت جلسه داره، چون خود هاگرید بهترین مثالشه. وقتی هری توی «تالار اسرار» اونجا گیر می‌افته، هاگرید پیداش می‌کنه و مشخص می‌شه خودش هم برای خرید چیزی به ناکترن اومده؛ چیزی که لازم داشته برای مقابله با حلزون‌های گوشت‌خوار بوده. پس ظاهراً توی ناکترن فقط وسایل جادوی سیاه فروخته نمی‌شه و بعضی مواد و کالاهای کمیاب یا خاص هم اونجا پیدا می‌شن.

با این حال شهرت کوچه اون‌قدر بده که هاگرید هم سریع به هری می‌گه بهتره کسی اون رو این اطراف نبینه، یعنی رفتن به ناکترن احتمالاً از نظر قانونی ممنوع نیست، ولی از اون جاهاییه که اگه یکی از آشنایانتون شما رو اونجا ببینه، احتمالاً اولین سؤالش اینه که «خب… دقیقاً اینجا چی کار می‌کردی؟»

چرا کوچه ناکترن این‌قدر برای دنیای هری پاتر مهمه؟

به نظرم یکی از جذاب‌ترین چیزها درباره ناکترن الی اینه که باعث می‌شه دنیای جادوگری واقعی‌تر به نظر برسه. وقتی هری برای اولین بار وارد این دنیا می‌شه، تقریباً همه‌چی قشنگ و هیجان‌انگیزه؛ نامه هاگوارتز داریم، جغد داریم، چوبدستی داریم، دیاگون الی داریم و بعد هم یه قلعه جادویی وسط اسکاتلند. تقریباً همون دنیاییه که هر بچه‌ای دوست داره یه روز صبح از خواب بیدار بشه و بفهمه واقعاً وجود داره، ولی ناکترن الی خیلی زود یه چیز دیگه رو هم بهمون نشون می‌ده و اونم اینه که دنیای جادوگری فقط جارو پرنده و آب‌نبات‌های عجیب نیست.

همون جامعه‌ای که فروشگاه اولیوندر، شیرینی‌فروشی و مغازه شوخی برادران ویزلی رو داره، یه بازار هم داره که توش اشیای نفرین‌شده و وسایل جادوی سیاه خریدوفروش می‌شن و همون مدرسه‌ای که دامبلدور، مک‌گونگال و آدم‌های فوق‌العاده‌ای رو تربیت کرده، تام ریدل و تعداد زیادی مرگخوار هم ازش بیرون اومدن. دقیقاً به همین دلیله که کوچه ناکترن رو می‌شه نسخه تاریک کوچه دیاگون دونست؛ این دو تا تقریباً کنار هم هستن، ولی دو روی کاملاً متفاوت دنیای جادوگری رو نشون می‌دن. دیاگون الی جاییه که هری برای اولین بار عاشق دنیای جادو می‌شه و ناکترن الی هم یکی از اولین جاهاییه که بهش نشون می‌ده این دنیا اون‌قدرها هم بی‌خطر و دوست‌داشتنی نیست.

حرف اخر

ناکترن الی شاید توی هفت کتاب حضور خیلی زیادی نداشته باشه، ولی تقریباً هر بار که وارد داستان می‌شه یه اتفاق مهم با خودش میاره؛ اولین نشونه‌های جدی ارتباط مالفوی‌ها با جادوی سیاه رو اینجا می‌بینیم، بخشی از گذشته تام ریدل به Borgin and Burkes وصله، چند تا از مهم‌ترین اشیای نفرین‌شده مجموعه از همین مغازه میان و در نهایت هم دراکو با کمک یکی از وسایل همین فروشگاه راه ورود مرگخوارها به هاگوارتز رو باز می‌کنه.

برای همین ناکترن الی از اون مکان‌هاییه که بار اول شاید فقط بگین «اوه، چه کوچه ترسناکی!» ولی وقتی کل مجموعه رو خوندین و دوباره برمی‌گردین سراغش، تازه می‌بینین چقدر از داستان هری پاتر بی‌سروصدا از همین کوچه رد شده. و خب، اگه یه روز واقعاً امکان رفتن به دنیای هری پاتر وجود داشته باشه، من یکی که قطعاً دوست دارم یه بار کوچه ناکترن رو هم ببینم؛ البته ترجیحاً وسط روز، با چند نفر همراه، چوبدستی آماده و بدون اینکه حتی یه انگشت به وسایل Borgin and Burkes بزنم!

Leave a comment