جادوگر تاریک کیه؟ فرقش با آدم بد چیه؟
تو دنیای جادویی هری پاتر، همیشه یکی دو تا جادوگر هستن که از بقیه ترسناکترن. ولی یه سوال مهم این وسط هست:
آیا هر آدم بدی، جادوگر تاریک هم هست؟
جوابش قطعا نهست!
مثلاً دولورس آمبریج که همه ازش متنفرن و کارهای شرورانه زیاد کرده، یه جادوگر تاریک محسوب نمیشه چون هیچوقت جادوی سیاه یاد نگرفته یا تمرین نکرده.
بهترین سریالهای جادوگری که انتضارشون رو ندارین
واژهی جادوگر تاریک (Dark Wizard) به کسی گفته میشه که بهطور جدی سراغ یادگیری و استفاده از هنرهای تاریک (Dark Arts) رفته باشه. کارهایی مثل:
-
استفاده از سه طلسم نابخشودنی (Avada Kedavra، Cruciatus و Imperius)
-
ساخت هورکراکس یا اشیای نفرینشده
-
پرورش موجودات تاریک مثل بازلیسک یا اینفری
-
کنترل دیگران با جادو
-
و کلاً هر چیزی که باعث آسیب، درد، مرگ یا سلطه بر دیگران بشه
به قول هاگرید:
«وقتی یه جادوگر پا تو مسیر تاریکی میذاره، دیگه هیچکس و هیچچیز براش مهم نیست…»
اما بین صدها جادوگر تاریکی که تو تاریخ جادویی وجود داشتن، فقط یه تعداد معدود واقعاً تأثیرگذار بودن و داستانهای دنیای هری پاتر رو تغییر دادن. این مقاله ترکیبیه از اطلاعات دنیای رسمی (ویکی هری پاتر و پاترمور) و رتبهبندی شخصیتهای شرور مهم، تا ببینیم کدومشون واقعاً بدنامترین بودن!
انواع جادوگرهای تاریک و چطوری شناخته میشن
جادوگرهای تاریک همیشه یه شکل و شمایل خاص ندارن. بعضیاشون ظاهراً معمولین، بعضیا خودشون رو پشت مقام و قدرت قایم میکنن، و بعضیا از همون اول، ذات پلیدشون رو فریاد میزنن. ولی همهشون یه نقطهی مشترک دارن:
علاقهی عمیق به جادوی سیاه.
ویژگیهای جادوگر تاریک
-
به کار بردن طلسمهای ممنوعه، مخصوصاً سهتای معروف:
Avada Kedavra (کُشنده)، Cruciatus (شکنجه)، Imperius (کنترل ذهن) -
ساخت اشیای نفرینشده یا خطرناک
-
پرورش یا کنترل موجودات اهریمنی مثل دمنتورها، بازلیسک، اینفری
-
تلاش برای جاودانگی یا قدرت مطلق (هورکراکس ساختن معروفترینشه)
-
نفرت از مشنگها یا باور به برتری خونی (مثل ولدمورت و گریندلوالد)
جادوگر تاریک لزوماً اهل اسلیترین نیست!
درسته که بیشتر جادوگرهای تاریک از اسلیترین در اومدن (مثل ولدمورت و سالازار اسلیترین)، ولی این یه قاعدهی قطعی نیست. مثلاً:
-
پیتر پتیگرو عضو گریفندور بود ولی به لرد سیاهی وفادار شد.
-
کویریل تو ریونکلاو درس خونده بود اما تبدیل به میزبان ولدمورت شد.
-
حتی تو یه آیندهی احتمالی، سدریک دیگوری هافلپافی ممکن بود مرگخوار بشه!
در مقابل، بعضی اسلیترینها مثل رگولس بلک یا اسنیپ به راه روشن برگشتن و حتی با ولدمورت جنگیدن.
فنریر گریبک (Fenrir Greyback)

اولین حضور: فیلم Harry Potter and the Half-Blood Prince (2009)
نژاد: گرگینه (Werewolf)
وابستگی: مرگخوارها (Death Eaters)
فنریر گریبک یه گرگینهی خطرناک و عضو دستهی دزدگیرها (Snatchers) بود، یعنی اونایی که مشنگزادهها یا دشمنای ولدمورت رو شکار میکردن. هرچند تو فیلمها نقش اصلی این گروه رو اسکیبیور گرفته، ولی تو کتابا فنریر یه چهرهی کاملاً وحشی و بیرحمه.
یکی از مهمترین کارای فنریر، حمله به بیل ویزلیه که باعث شد بیل برای همیشه دچار اثرات گرگینگی بشه (بدون اینکه تبدیل کامل بشه). تو نبرد هاگوارتز، فنریر لاوندر براون رو میکشه و البته موفق میشه هری، رون و هرماینی رو هم دستگیر کنه.
هرچند قدرت جادویی خاصی نداره، ولی بیرحمی و تأثیرش تو داستان باعث میشه اسمش تو لیست بمونه.
دلفینی (Delphini)

اولین حضور: نمایشنامهی Harry Potter and the Cursed Child (2016)
نژاد: جادوگر (Witch)
وابستگی: دختر ولدمورت و بلاتریکس لسترنج
دلفینی یا «دلفی»، دختر مرموز ولدمورت و بلاتریکسه که تو نمایشنامهی «کودک نفرینشده» معرفی میشه. اون از یه تایم ترنر برای برگشت به گذشته استفاده میکنه تا پدرشو دوباره به اوج قدرت برسونه.
دلفی شاید در نگاه اول یه ویلن جالب به نظر بیاد، ولی خیلی از طرفدارا نسبت به حضورش تو داستان اصلی تردید دارن. با این حال، اقداماتش باعث ایجاد خطرهای جدی برای آیندهی دنیای جادوگری میشن و تو پایان نمایش، به آزکابان فرستاده میشه.
مورگان لو فی (Morgan le Fay)

منبع: Pottermore
نژاد: جادوگر تاریک افسانهای
دوران: دوران شاه آرتور
مورگان لو فی یه شخصیت افسانهایه که از دنیای اسطورههای آرتوریایی به دنیای هری پاتر وارد شده. اون خواهر ناتنی شاه آرتور بود و دشمن دیرینهی مرلین محسوب میشد.
تو دنیای پاتر، مورگان به عنوان یه جادوگر تاریک با تواناییهای تبدیلشدن به پرنده و پادشاهی در آوالون معرفی شده. هرچند اطلاعات زیادی ازش نداریم، ولی چون مرلین یکی از قدرتمندترین جادوگرهای تاریخ بود، دشمنش هم طبیعتاً باید قدر باشه.
ویندا روزیه (Vinda Rosier)

اولین حضور: فیلم Fantastic Beasts: The Crimes of Grindelwald (2018)
وابستگی: پیروان گریندلوالد
ویندا روزیه، یکی از نزدیکترین افراد به گلرت گریندلوالد بود. اون اصالتاً فرانسویه و از همون اولین صحنهها نشون میده که بیرحم و خونسرده — مثل وقتی جلوی چشمای نیوت اسکامندر یه موجود زخمی رو بیدلیل میکشه.
هرچند نقش ویندا تو فیلمها خیلی بزرگ نیست، اما تو نسخهی رسمی Pottermore تأیید شده که شخصیتش جزو دنیای اصلی (کانن) به حساب میاد. اون دست راست گریندلوالده و نماد یه ساحرهی وفادار به ایدهآلهای تاریک.
نقش جنهای خونگی در دنیای هری پاتر
کویییرینس کوییرل (Quirinus Quirrell)

اولین حضور: فیلم Harry Potter and the Philosopher’s Stone (2001)
خونهی هاگوارتز: ریونکلاو
نقش: معلم دفاع در برابر جادوی سیاه / میزبان ولدمورت
کوییرل تو نگاه اول فقط یه استاد دستوپا چلفتی با لکنت بود. اما پشت اون ظاهر بیدفاع، یکی از تاریکترین اتفاقای کل فرنچایز پنهان شده بود. اون به خاطر ترس و بلندپروازی، تصمیم میگیره سراغ ولدمورت بره و ازش قدرت یاد بگیره.
نتیجه؟ ولدمورت ازش بهعنوان میزبان زنده استفاده میکنه و literally پشت سرش سوار میشه! کوییرل تلاش میکنه سنگ فلاسفه رو بدزده، ولی در نهایت با لمس هری، خاکستر میشه.
اون خیلی قدرتمند نبود، ولی چون اولین ویلن بزرگ مجموعهست، جای خاصی تو لیست داره.
پیتر پتیگرو (Peter Pettigrew)

اولین حضور: کتاب و فیلم Philosopher’s Stone (بهعنوان موش!)
خونهی هاگوارتز: گریفندور (باور نمیشه!)
لقب: دمچاک / Wormtail
ویژگی خاص: انیمگوس موششکل
پیتر یه خائن به تمام معنا بود. اون دوست صمیمی پدر و مادر هری بود، ولی محل اختفاشون رو لو داد و باعث مرگشون شد. بدتر از اون، ۱۲ نفر رو هم کشت و بعد خودش رو موش کرد و فرار کرد، اونم برای سالها!
پیتر کسیه که ولدمورت رو با اجرای یه مراسم جادویی به زندگی برمیگردونه. تو کتابها، دست فلزیای که ولدمورت بهش داده بود، وقتی احساس خیانت ازش حس کرد، خودش خفش کرد و کشت!
پیتر یه جادوگر قدرتمند نبود، ولی یکی از تأثیرگذارترین خائنها تو کل داستان بود.
گورملیت گانت (Gormlaith Gaunt)

منبع: Pottermore
نژاد: جادوگر اصیلزاده
وابستگی: خاندان گانت / تبار ولدمورت
گورملیت گانت، یکی از اجداد ولدمورت بود که تو ایرلند زندگی میکرد و باور شدیدی به برتری اصیلزادهها داشت. اون خواهرش و شوهر خواهرشو فقط بهخاطر همدلی با مشنگها به قتل رسوند. 😨
ولی ماجرا به همینجا ختم نشد. گورملیت وقتی فهمید که خواهرزادهاش (ایزولت سیر) رفته آمریکا و مدرسه جادوگری ایلورمورنی رو تأسیس کرده، با خشونت به اونجا حمله کرد تا همهچیزو نابود کنه… اما در نهایت تو نبرد با خانوادهی ایزولت کشته شد.
گورملیت با اینکه تو داستان اصلی دیده نمیشه، ولی نمادی از تاریکی در سطح خانوادگی و ریشهایه. کسی که برای ایدئولوژیاش خانوادهاش رو هم قربانی کرد.
بارتی کراوچ جونیور (Barty Crouch Jr.)

اولین حضور: Harry Potter and the Goblet of Fire (2005)
ویژگی خاص: تغییر ظاهر با معجون پلیژوس
نقش: مرگخوار / جاسوس در هاگوارتز
بارتی کراوچ جونیور یکی از باهوشترین و خطرناکترین مرگخوارهای تاریخ بود. اون تونست مَد-آی مودی واقعی رو بدزده، خودش رو بهجای اون جا بزنه و یک سال کامل تو هاگوارتز نفوذ کنه، بدون اینکه کسی بفهمه!
اون هری رو تو مسابقات سهجانبه به دام انداخت، کاری کرد که اون جام تبدیل به پورتکی بشه و هری مستقیماً به ولدمورت تحویل داده بشه — جایی که بازگشت لرد سیاه اتفاق افتاد.
بارتی باهوش، زیرک و بهشدت وفادار به ولدمورته؛ و بدون کاراش، شاید اصلاً جنگ دوم شروع نمیشد.
امِریک شیطانی (Emeric the Evil)

ذکر شده در: Harry Potter and the Philosopher’s Stone
دوران: قرون وسطی
چوبدستی: چوبدستی ارشد
امریک یکی از جادوگرهای تاریکی بود که تو دوران قرون وسطی با چوبدستی ارشد تونست آشوب بزرگی تو انگلستان به پا کنه. اطلاعات دقیقی از کارهاش نیست، ولی با لقب «شیطانی» و سابقهی قتل و وحشیگری زیاد، مشخصه که اصلاً شوخی نداشته!
در نهایت توسط جادوگری به نام اگبرت بدذات (Egbert the Egregious) شکست میخوره و کشته میشه.
جذابیت امریک اینه که اون نمونهی اولیهی یه جادوگر تاریک واقعیه. یه شخصیت تاریخی که ولدمورت و بقیه بعدها ازش الهام گرفتن.
رازهای کلاه گروهبندی که نمیکنید!
هرپو پلید (Herpo the Foul)

منبع: Pottermore
دوران: یونان باستان
ویژگیها: اولین سازندهی هورکراکس و پرورشدهندهی بازلیسک
هرپو یه جورایی «پدر جادوی تاریک» محسوب میشه. اون تو دوران باستانی زندگی میکرد، زمانی که هنوز هاگوارتز تأسیس نشده بود! ولی تأثیری که گذاشت تا قرنها بعد هم ادامه داشت.
دو تا از مهمترین و شیطانیترین اختراعاتش اینان:
-
ساخت اولین بازلیسک دنیا (مار عظیمالجثهای که بعداً تو تالار اسرار زندگی میکرد)
-
خلق اولین هورکراکس با جدا کردن روح از بدنش از طریق قتل!
ولدمورت سالها بعد از تحقیقات هرپو برای ساخت هورکراکس الهام گرفت. و حتی زبان مارها (پارسلتانگ) هم از نسل همین جادوگر بهش رسیده بود. هرپو یک جادوگر خالص تاریکی بود و تأثیرش حتی بعد از دو هزار سال هم حس میشه.
اکرایزدیس (Ekrizdis)

منبع: Pottermore
محل فعالیت: جزیرهی آزکابان
اکرایزدیس یه جادوگر مرموز و دیوانه بود که جزیرهی آزکابان رو ساخت — همون جایی که سالها بعد تبدیل به بدنامترین زندان دنیای جادوگری شد. اون خودش قلعهی آزکابان رو ساخته بود، با انواع طلسمهای پنهانسازی، تا هیچکس نتونه پیداش کنه.
اون اولین کسی بود که از دمنتورها برای نگهبانی استفاده کرد! گفته میشه که داخل قلعه آزمایشهای وحشتناک و جادوی تاریک فوقالعاده خشن انجام میداد و اونقدر کارهاش وحشتناک بود که حتی جادوگرایی که اونو دستگیر کردن، حاضر نشدن دربارهش چیزی بگن.
اکرایزدیس تجسم کاملِ یه شخصیت تاریک، منزوی و واقعاً شیطانیه؛ یه سایهی وحشتناک تو تاریخ جادوگری.
گلرت گریندلوالد (Gellert Grindelwald)

اولین حضور: Harry Potter and the Deathly Hallows – Part 1
ویژگی خاص: صاحب چوبدستی ارشد، عشق قدیمی دامبلدور
هدف: ساخت نظم جهانی با سلطهی جادوگران بر مشنگها — “برای خیر برتر”
گریندلوالد قبل از ظهور ولدمورت، لقب قویترین جادوگر تاریک عصر خودش رو داشت. اون یکی از سه یادگار مرگ (چوبدستی ارشد) رو بهدست آورد و یه جنبش عظیم به راه انداخت با شعار:
“For the Greater Good” یا همون «برای خیر برتر».
اون باور داشت جادوگرها باید حکومت کنن، چون از مشنگها برترن — ولی نه از راه نفرت، بلکه با «نظم و قدرت». با این حال، نتیجه همونقدر خونین و ترسناک شد.
گریندلوالد تو نهایت بهدست آلبوس دامبلدور شکست خورد و تو آزکابان زندانی شد… تا اینکه ولدمورت اومد سراغش برای پرسیدن محل چوبدستی ارشد، و اون هم حاضر نشد چیزی لو بده. یک تاریکاندیش با اصول!
نارسیسا مالفوی (Narcissa Malfoy)

اولین حضور: Harry Potter and the Half-Blood Prince
نقش: همسر لوسیوس، مادر دراکو، مرگخوار
نارسیسا، برخلاف خواهرش بلاتریکس، شخصیت پیچیدهتری داره. اون عضو رسمی مرگخوارها نیست (نشان اونو نداره)، ولی تو دایرهی نزدیک ولدمورته و تو جلسات حضور داره.
اما بزرگترین لحظهی زندگی جادوییش، همون صحنهایه که هری ظاهراً مرده جلوی ولدمورته افتاده. نارسیسا خم میشه، ازش میپرسه:
«در حالیه؟» (منظورش دراکو بود)
و وقتی هری میگه آره، اونم دروغ میگه که هری مرده… و باعث نجاتش میشه!
نارسیسا شاید جادوگر تاریک باشه، اما به خاطر عشق مادرانهش بزرگترین دروغ داستانو گفت و سرنوشت دنیا رو عوض کرد.
رگولوس بلک (Regulus Arcturus Black)

اولین اشاره: Harry Potter and the Order of the Phoenix
نقش: برادر سیریوس بلک، مرگخوار سابق
رگولوس یه مرگخواره، ولی نه از اونایی که تا آخر عمرشون به لرد سیاه وفادار میمونن. وقتی فهمید ولدمورت داره از هورکراکس برای جاودانگی استفاده میکنه و حتی کریچر (جن خونگیشون) رو هم به خطر انداخته، تصمیم گرفت علیه اربابش اقدام کنه.
اون یه نقشه میکشه، میره به غار معروف، هورکراکس رو درمیاره و یه جعلی جاش میذاره. اما همونجا تو دریاچه با اینفریها کشته میشه. 😢
رگولوس نشون میده که حتی تو دل تاریکی هم میشه راه برگشت پیدا کرد… هرچند به قیمت جونت.
لوسیوس مالفوی (Lucius Malfoy)

اولین حضور: Harry Potter and the Chamber of Secrets (2002)
نقش: پدر دراکو، مرگخوار متکبر و بانفوذ
لوسیوس یکی از بدنامترین و موذیترین مرگخوارهاست. اون تو مدرسه کتابای ممنوعه میخونده، تو وزارتخونه نفوذ داره، و از همون سال دوم هاگوارتز، دفترچه تام ریدل رو یواشکی تو وسایل جینی ویزلی میذاره — و ماجرای تالار اسرار شروع میشه!
اون حتی یهبار تلاش میکنه هری رو بکشه! ولی از همه بدتر، وقتیه که تو جنگ دوم، وقتی اوضاع سخت میشه، خیلی راحت از ولدمورت میبره و فقط دنبال حفظ جون خودشه.
لوسیوس نماد یه اشرافزادهی ترسو، خودخواه و متعصب نسبت به خلوص خون جادوییهاست.
۹ کتابی که تو ۲۰۲۵ به فیلم تبدیل میشن!
بلاتریکس لسترنج (Bellatrix Lestrange)

اولین حضور: Harry Potter and the Order of the Phoenix
وابستگی: مرگخوار، معشوقهی ولدمورت (تلویحاً)، قاتل بالفطره
بلاتریکس خواهر نارسیسا و دختر عموی سیریوسه. ولی برعکس اون دوتا، تمام وجودش شرارته.
از همون لحظهای که وارد داستان میشه، با خندههای دیوانهوار و چشمای درخشان از لذت شکنجه، مشخصه که با یه آدم معمولی طرف نیستیم.
بلاتریکس سه تا قتل مهم انجام میده:
-
سیریوس بلک، پسرعموی خودش
-
دابی جن خونگی
-
تونکس، خواهرزادهاش
ولی بدترین کارش شکنجهی پدر و مادر نویل لانگباتم با طلسم شکنجه (Cruciatus) تا حدیه که عقلشون از دست رفت.
با اینکه یه آنتاگونیست فرعی بود، ولی اونقدر حضورش پررنگ و ترسناک بود که کمتر کسی میتونه فراموشش کنه. در نهایت هم با یه جملهی ماندگار کشته شد:
«Not my daughter, you bitch!» — وقتی مالی ویزلی از دخترش دفاع کرد.
دراکو مالفوی (Draco Malfoy)

اولین حضور: Harry Potter and the Philosopher’s Stone
خونهی هاگوارتز: اسلیترین
نقش: دانشآموز، مرگخوار اجباری
دراکو از همون سال اول هاگوارتز با نیشزبان و رفتارهای نژادپرستانهاش علیه مشنگزادهها و هری، یه تصویر منفی ساخت. ولی واقعیت اینه که اون هم قربانی بود.
وقتی خانوادهش زیر فشار ولدمورت قرار گرفت، اون به اجبار مرگخوار شد و مأموریت پیدا کرد دامبلدور رو بکشه.
اما هرچقدر هم تلاش کرد، نتونست. دلش نمیخواست قاتل بشه.
دراکو در نهایت نهتنها کسی رو نکشت، بلکه تو جنگ هاگوارتز هم باهاشون همراه نشد و تو داستانهای بعدی (مثل Cursed Child) حتی با هری همکاری کرد.
دراکو یه جادوگر تاریک بود — ولی از اونهایی که در تاریکی افتادن، نه اینکه تاریکی رو انتخاب کنن.
سوروس اسنیپ (Severus Snape)

اولین حضور: Harry Potter and the Philosopher’s Stone
نقش: استاد معجونسازی، جاسوس دو طرفه، مرگخوار سابق، عاشق مخفی
اسنیپ یه شخصیت عجیبه. تو تمام کتابها ما رو با شک و سوءظن نسبت بهش جلو میبره تا وقتی که واقعیت دردناک و باشکوهش فاش میشه.
اون یه مرگخوار بوده، ولی وقتی فهمیده که ولدمورت میخواد لیلی (مادر هری) رو بکشه، همهچیزو زیر پا میذاره و تبدیل میشه به جاسوس دامبلدور.
سالها تو دل دشمن میمونه، خطرناکترین کارها رو میکنه، ولی همیشه وفادار به تنها عشقیه که تو عمرش داشته.
و در نهایت، بهدست ولدمورت کشته میشه، فقط برای اینکه اون فکر میکرد اسنیپ صاحب چوبدستی ارشده.
جملهی ماندگارش هم هنوز قلب خیلیها رو میلرزونه:
«Always.»
لرد ولدمورت (Lord Voldemort)

نام واقعی: تام ماروولو ریدل
اولین حضور: Harry Potter and the Philosopher’s Stone
لقبها: لرد سیاه، اونکه نباید نام برد، وارث اسلیترین
ویژگیها: استاد هورکراکس، استاد جادوی سیاه، نابغهی تاریکی
ولدمورت همون کسیه که کل داستان هری پاتر حولش میچرخه. اون یه بچهی یتیم بود با نبوغ عجیب در جادوی سیاه، ولی چیزی که ازش یه هیولا ساخت، عطش قدرت و نفرت عمیقش از مرگ بود.
اون:
-
۷ هورکراکس ساخت تا جاودانه بشه (یعنی هفت بار روحشو تیکهتیکه کرد با قتل!)
-
انواع طلسمهای ممنوعه و خطرناک رو اجرا میکرد
-
رهبری ارتشی از مرگخوارها، دیوانهها، گرگینهها و موجودات تاریک
-
و مسئول قتلهای بیشمار از جمله پدر و مادر هری، سدریک دیگوری، اسنیپ، دامبلدور و خیلیهای دیگه
از اون طرف، از لحاظ فکری هم یه خطر جهانی بود: عقیده داشت مشنگزادهها باید از بین برن و فقط اصیلزادگان حکومت کنن، در حالی که خودش نیمهخون بود!
ولدمورت نهایت تاریکیه — نه فقط به خاطر قدرتش، بلکه چون تموم مرزهای اخلاقی، انسانی و حتی جادویی رو درنوردیده بود.
سالازار اسلیترین (Salazar Slytherin)

اولین اشاره: Harry Potter and the Philosopher’s Stone
لقب: بنیانگذار اسلیترین / سازنده تالار اسرار
ویژگیها: اصیلزادهی افراطی، استاد پارسلتانگ، نیای ولدمورت
سالازار اسلیترین نه فقط یکی از چهار بنیانگذار هاگوارتزه، بلکه ریشهی تمام شرارتهای نسلهای بعدی هم هست.
اون اعتقاد داشت که فقط جادوگرهای اصیلزاده باید وارد هاگوارتز بشن و از مشنگزادهها بهشدت متنفر بود. وقتی بقیه بنیانگذارها باهاش مخالفت کردن، اسلیترین هاگوارتز رو ترک کرد — ولی یه چیزی از خودش به جا گذاشت:
-
تالار اسرار
-
بازلیسک مرگبار
-
و بعداً، وارثی به نام تام ریدل / ولدمورت
هرچند خودش تو داستان حضور مستقیم نداره، ولی همهچیز از افکار اون شروع شد.
در واقع، بدون سالازار اسلیترین، نه تالار اسراری بود، نه بازلیسکی، نه ولدمورتی، نه مرگخواری.
اون ریشهی ایدئولوژیکیِ جادوی تاریکه. نه با شکنجه، نه با قتل، بلکه با ایدههایی که نسلها بعد هنوز قربانی میگیرن.
بازیگران سریال هری پاتر که نقش هری،رون و هرمیون رو بازی میکنن!
حرف آخر
دنیای هری پاتر پر از شخصیتهای خاکستریه. ولی بعضیا فراتر میرن… وارد تاریکی میشن، غرق میشن و تبدیل به افسانههای وحشت میشن. از هرپو پلید تا بلاتریکس، از دلفینی تا گریندلوالد، اینا اوناییان که وقتی اسمشون میاد، دنیای جادوگرها یهکم تاریکتر میشه.
و در رأس همهشون، دوتا اسم میدرخشه — یا بهتر بگیم، در ظلمت میلرزه:
ولدمورت، پادشاه جادوی سیاه
و
سالازار اسلیترین، پدر ایدئولوژی تبعیض جادویی

