اگه سریال «خاندان اژدها» رو دنبال کرده باشی، احتمالاً میدونی که بیشتر داستان دور و بر بچههای پادشاه ویسریس اول تارگرین میچرخه. ویسریس اول که اولش دنبال یه پسر بود تا بشه وارثش، آخرش تصمیم میگیره دختر موردعلاقهش یعنی رنیرا رو به عنوان جانشین معرفی کنه. ولی خب… این وسط یه سری اتفاق میافته، ویسریس دوباره ازدواج میکنه، بچههای جدیدی میاره و همین میشه شروع یه دعوای بزرگ تو خاندان سلطنتی!

داستان معروف به رقص اژدهایان، بیشتر تمرکزش روی دعوای رنیرا و اگان دومه، ولی حقیقت اینه که ویسریس کلی بچه دیگه هم داشت. یکی از اونایی که خیلی بهش پرداخته نشده، دیرون تارگرینه؛ یه شخصیت مهم که فعلاً فقط توی حرفا ازش شنیدیم. نه تو فصل اول دیدیمش، نه تو بیشتر فصل دوم، و همین باعث شده خیلیا بپرسن: دیرون اصلاً کجاست؟ چرا غیبه؟ قراره برگرده؟ نقشش چیه تو این جنگ خانوادگی؟
اگه تا اینجای کار برات سوال پیش اومده، نگران نباش، تو ادامه همین مقاله قراره همهچیو از اول تا آخر درباره دیرون برات بشکافیم! 😎👇
چرا دیرون توی سریال پیداش نیست؟
سریال House of the Dragon نسبت به کتاب اصلی یعنی Fire & Blood، کلی تغییر داشته. بیشترش هم به خاطر یه چیز سادهست: کمبود وقت! خب معلومه، اگه بخوان همهچی رو مثل کتاب نشون بدن، باید ده فصل بسازن. ولی سازندهها انگار نمیخوان اشتباه Game of Thrones رو تکرار کنن که خیلی طول کشید و آخرش همه رو ناراضی کرد. مخصوصاً وقتی کلی اسپینآف دیگه هم دارن تو آستین.
نتیجه؟ یه سری شخصیت فقط اسمشون تو دیالوگها شنیده میشه و اصلاً جلوی دوربین نمیان. یکی از این شخصیتا هم همینه دیرونه؛ انگار فقط رو کاغذ وجود داره!
خب پس دیرون کجاست؟

بعد از مرگ همسر اولش، ویسریس با آلیسنت هایتاور ازدواج میکنه. نه یه ازدواج سیاسی خشک، واقعاً عاشقش بود. بچه اولشون، اگان دوم بود که بعداً میخواست خودش شاه بشه. بعدش هم هلنا (که با برادرش اگان ازدواج کرد) و ایمند (همون چشمپوش بیرحم و اژدهاسوار) به دنیا اومدن.
ولی بچهی آخرشون، دیرون تارگرین، با بقیه فرق داره. اون اصلاً تو کینگزلندینگ نمیمونه. تو ۱۰ سالگی با اژدهای خودش به اسم تساریون باند میزنه، بعدشم مامانباباش میفرستنش اولدتاون، پیش خانوادهی مادریش یعنی هایتاورها. اونجا قراره زیر نظر هوبرت هایتاور (دایی بزرگش) تربیت بشه.
البته چند سال بعد، هوبرت میمیره و دیرون میافته دست پسرش، یعنی اورموند (پسرعمو درجه دوش حساب میشه). الانم دیرون هنوز تو اولدتاونه، با اونایی که از طرف آلیسنت تو خاندان هایتاورن.
دیرون کی به تیم سبز ها ملحق میشه؟

با اینکه خود دیرون تا حالا حتی یه بار هم تو سریال دیده نشده، ولی کمکم اسمش داره اینور اونور شنیده میشه. تو قسمتهای پایانی فصل اول، وقتی دارن حساب میکنن که چندتا اژدها دارن، یههو اسم تساریون میاد وسط. خب معلومه، تساریون مال کیه؟ معلومه که دیرون! ولی هنوز هیچکس مستقیم نمیگه «آره اینم پسر کوچیکترهمونه».
توی فصل دوم اما داستان فرق میکنه. مخصوصاً تو سه قسمت اول، چند بار دربارهش حرف زده میشه. مثلاً وقتی اگان دوم، اتو هایتاور (بابابزرگش از طرف مادر) رو از سمت دست پادشاهی برمیداره، آلیسنت میگه بد نیست اتو بره اولدتاون تا دیرون رو هم بیاره سمت خودشون.
منطقشون چیه؟ میگن این بچه یهکم سادهتره و راحتتر میشه هدایتش کرد. حتی بعضیا تو سریال اشاره میکنن که شاید یه روزی به درد بخوره… مثلاً اگه اگان کنار رفت، دیرون رو بیارن جاش. همین دید نشون میده که آلیسنت چطوری بچههاش رو به چشم مهرهی سیاسی میبینه.
تو یکی از سکانسها هم جاسپر وایلد (مشاور قوانین) پیشنهاد میده از دیرون و تساریون استفاده کنن برای کوبیدن ریورلند! خلاصه… همهچی نشون میده که این پسر قراره تو بازی تاجوتخت، یه برگ پنهان باشه.
نقش دیرون تو کتاب، قهرمان یا قربانی؟

🚨 هشدار اسپویل از کتاب Fire & Blood!
توی کتاب، دیرون اولش همون کاری رو میکنه که تو سریال گفتن؛ یعنی تو اولدتاون میمونه و همراه خاندان هایتاور میشه. وقتی اوضاع جنگی میشه، با ارتشی از اولدتاون راه میافته تا منطقه ریچ رو از کنترل حامیهای رنیرا دربیاره.
ولی جنگ همیشه طبق برنامه پیش نمیره! توی نبرد رود عسل (Honeywine)، نقشههای اورموند هایتاور گند میزنه و ارتشش میافته وسط محاصره. اینجاست که دیرون سوار بر تساریون از راه میرسه و با یه ورود اژدهایی نجاتشون میده! بعدش هم به رسم شوالیهها، لقب میگیره: دیرون دلیر (Daeron the Daring).
دیرون بعدش هم کنار هایتاورها میمونه. وقتی ایمند میره برای گرفتن هارنهال، دیرون تو ریچ میمونه و شروع میکنه به جلب حمایت بقیه خاندانها – هر کیم سر ناسازگاری داشت، میسوزوندنش!
بعد یه ماجرای عجیب پیش میاد: دوتا از دراگونسیدها، اولف سفید و هیو چکشی، میرن جلوش تا جلوی دیرون وایستن… ولی یهو نظرشون عوض میشه و به جناح سبزها میپیوندن! ولی خیلی زود قدرتطلب میشن و شروع میکنن به باجخواهی. دیرون هم که دید اینا خطرناکن، با یه گروهی به اسم کالتراپس نقشه ترورشون رو میکشه. مأموریت موفق میشه ولی تلفات زیادی داره.
اما پایان دیرون… غمانگیزه و مبهم. بعضیا میگن تو چادرش آتیش گرفت و زندهزنده سوخت. بعضیام میگن زخمی شد و توی شعلهها جون داد. در هر حال، یه مرگ قهرمانانه و تراژیک، درست مثل خود داستان رقص اژدهایان.
آیا ما قراره دیرون تارگرین رو بالاخره تو سریال خاندان اژدها ببینیم؟

طبق اطلاعات رسمی منتشرشده از سوی HBO و گفتههای رایان کندال (شورانر سریال)، شخصیت دیرون تارگرین بالاخره قراره در فصل سوم House of the Dragon وارد ماجرا بشه. خودش گفته: «دیرون وجود داره، فقط هنوز نشونش ندادیم» — و حالا با شروع فصل سوم، وقتشه که این عضو گمشدهی خاندان تارگرین هم وارد بازی قدرت بشه.
تا این لحظه، اسم بازیگری که نقش دیرون رو بازی میکنه بهطور رسمی اعلام نشده. اما میدونیم که اون قراره تو سپاه اورموند هایتاور (پسرعموی مادرش، آلیسنت) وارد داستان بشه — همونطور که توی کتاب Fire & Blood هم اومده. پس احتمالش زیاده که اولین حضورش، همراه با حملهی ارتش هایتاورها به منطقه ریچ باشه.
از اژدهای همراهش، تساریون (Tessarion) هم هنوز چیزی نشون داده نشده. اما چون یکی از معدود اژدهایان مونثه و نقشش تو نبردهای بعدی مهمه، احتمال داره تو همین فصل معرفی بشه. اینطوری، دیرون که فعلاً خیلیا حتی نمیدونن وجود داره، ممکنه به یکی از مهرههای کلیدی نبرد آینده تبدیل بشه.
در حال حاضر فقط باید منتظر بمونیم تا ببینیم بالاخره چه کسی ردای بنفش تارگرینی رو تنش میکنه… و تساریون چطور وارد رقص اژدهایان خواهد شد.
دیرون؛ شخصیت مهم ولی حاشیهای

با اینکه دیرون تارگرین هیچوقت خودش رو وسط نبرد برای تخت نمیاندازه، ولی نمیشه انکار کرد که توی جناح سبزها یه مهرهی مهمه. اون از همون اول کنار خانواده مادریش قرار میگیره و تو نبردهایی که دور از پایتخت رخ میدن، نقش کلیدی داره.
اما شاید دلیل اینکه زیاد تو چشم نیست، جغرافیا باشه نه بیعرضگی! دیرون اغلب تو ریچ و اولدتاونه، جایی که داستان اصلی توش نمیگذره. ولی هر بار که وارد صحنه میشه، یا کسی ازش حرف میزنه، تأثیرگذار، باهوش و دلیره. از همون ورودش با تساریون وسط میدان نبرد، تا تصمیمش برای حذف دو دراگونسید دیوانه، نشون میده که وقتی باید عمل کنه، کم نمیذاره.
خیلیا فکر میکنن سریال داره دیرون رو نگه میداره برای یه لحظهی خاص… یه ورود خفن که همه رو غافلگیر کنه. یا شاید اصلاً تصمیم گرفتن همینطور تو سایه نگهش دارن تا با مرگش یه شوک احساسی وارد کنن. در هر صورت، پتانسیل تبدیل شدن به شخصیت محبوب یا حتی نمادین رو داره — فقط کافیه یکبار وقت صحنهپردازی بهش بدن!
پس اگه یه روز صدای بال زدن یه اژدهای آبی شنیدی و دیدی یه تارگرین جدید وارد میدون شد، بدون اون شاهزادهی فراموششدهست که شاید آخرش قهرمان قصه بشه… یا شاید هم یه تراژدی دیگه از خاندان اژدها.

