الان ممکنه از خودت بپرسی مگه اصلا فیلم Thunderbolts اومده که ما داریم براش نقد مینویسیم ؟
بله این فیلم 1 May اکران شده و نسخه های غیر رسمیش اومده پس اگر دوست داری بدونی تو این فیلم چه خبر بوده که هیچی ، اگر نه این پست حاوی مقدار زیادی اسپویله لطفا نخونش 😁
فیلم Thunderbolts* بالاخره اکران شد؛ پروژهای که مدتها بود هوادارای دنیای سینمایی مارول منتظرش بودن. از همون اول با اون ستاره کوچیک کنار اسمش کنجکاویها رو برانگیخت، چون تو نگاه اول ممکنه آدم فکر کنه با یه پروژه فرعی یا حتی شوخی طرفه. ولی اگه صادق باشیم، محتوای فیلم کاملاً چیز دیگهایه.
Thunderbolts* نه فقط درباره یه گروه از ضدقهرمانهای کمتر شناختهشدهست، بلکه درباره زخمهاییـه که این شخصیتها با خودشون حمل میکنن. از جنگهای داخلی و پشیمونیها گرفته تا تلاش برای معنا دادن به وجودشون.
این فیلم در ظاهر یه اکشن ابرقهرمانی کلاسیکه، ولی در باطن یه درام روانشناختیه که با لایههایی از شوخی، طنز تلخ، رنج شخصی و تنهایی عجین شده.
مارول همیشه به شوخیهای سریع، انفجارهای رنگی و نجات دنیا معروف بوده. ولی این بار، با کارگردانی جیک شرایر و حضور پررنگ شخصیتهایی مثل یلنا بلووا، باکی بارنز، رد گاردین و گوست، داستان قراره بیشتر بره سراغ درون آدمها تا بیرون. یعنی به جای اینکه ببینیم اینا چهجوری یه تهدید جهانی رو خنثی میکنن، میبینیم چهجوری با هیولاهای درون خودشون دستوپنجه نرم میکنن.
بررسی تفاوتهای اساسی زبان اصلی و دوبله سریال طلسم شدگان
این فیلم دو چهره داره — درست مثل شخصیت سنتری که هم نماد قدرت بیحده، و هم موجودی پر از ضعف و ترس به اسم Void. و این دوگانگی فقط در باب سنتری نیست؛ بلکه در مورد کل فیلم صدق میکنه.

از یه طرف، فیلم پر از لحظههای دلنشینه، پر از دیالوگهای بامزه، ترکیب شخصیتهایی که قبلاً هرگز با هم نبودهن ولی حالا قراره کنار هم کار کنن؛ و از طرف دیگه، فیلم بهطرز جدیای به افسردگی، اضطراب، تنهایی و حس بیهویتی میپردازه. و خب، به قول فلورنس پیو، اینکه همچین موضوعاتی در قالب یه فیلم مارولی و با اون بودجه مطرح بشه، خودش یه اتفاق بزرگه:
«اینکه موضوع سلامت روان تبدیل به مرکز داستان شده، اونم با بودجهی مارول، خیلی مهمه. هم برای بچهها، هم برای بزرگترها، چون بالاخره میتونن خودشونو یا اطرافیونشونو توی این داستان پیدا کنن.»
اما سوال اصلی هنوز پابرجاست: آیا این ترکیب از شوخی و تاریکی، از تیمورک و دردهای شخصی، تونسته کار کنه؟
جوابش اینه: تا حدی.
Thunderbolts* فیلمیه که بین دو دنیای کاملاً متفاوت در نوسانه؛ یکی دنیای اکشن و شوخیهای همیشگی مارول، و یکی دنیای شخصیتهای زخمی، فروپاشی روانی و تردیدهای انسانی. بعضی وقتها این دو دنیا خوب با هم ترکیب میشن، ولی بعضی وقتها هم انگار زور همو خنثی میکنن.
وقتی شخصیتهای فرعی Thunderbolts مرکز داستان میشن

فیلم درباره گروهی از ضدقهرمانهاست؛ اونایی که همیشه تو سایهی اونایی بودن که دنیا رو نجات میدادن. از یلنا بلووا (Florence Pugh) گرفته تا باکی بارنز (Sebastian Stan)، گوست (Hannah John-Kamen)، رد گاردین (David Harbour)، و جان واکر/یو.اس.اِیجنت (Wyatt Russell).
فیلم با تمرکز روی والنتینا آلگرا دوفونتین (Julia Louis-Dreyfus) شروع میشه که یه جورایی مغز متفکر گروه و سیاستمدار پشت پردهست. اما واقعاً باید پرسید: باکی چطوری یه سیاستمدار شد؟ واقعاً سوالیه که تو ذهن خیلیا میمونه!
داستان Thunderbolts*: از دل تاریکی تا شکلگیری تیمی که هنوز «اونجرز» نیست
فیلم Thunderbolts* با فضایی شروع میشه که پر از سردرگمی، خستگی و بیهدفیه. اعضای تیمی که ما قراره بهشون «ضدقهرمان» بگیم، دور هم جمع شدن، ولی نه برای نجات دنیا. بلکه انگار برای نجات خودشون. هر کدوم یه بار سنگین رو دوش دارن، و فیلم خیلی زود به ما میفهمونه که قرار نیست با یه ماجراجویی رنگی و بامزه طرف باشیم. اینجا، زمین بازی فرق داره.
از همون ابتدا، دوربین ما رو وارد یه صحنه اکشن تو راهرو میکنه — اما نه مثل همیشه.
فیلمبرداری اندرو دروز پالِرمو با اون سایههای کشیده، زاویه دید از بالا، و قابهای سیاهوسفید، حس تنهایی و انزوای یلنا رو تو دل یه صحنه مبارزه بهزیبایی منتقل میکنه. همونجا میفهمیم که این فیلم قراره بیشتر با احساسات کار کنه تا فقط مشت و لگد.
تعاملات تیمی: وقتی خنده، درد رو پنهان میکنه

با جلو رفتن داستان، گروه کمکم شکل میگیره و تعامل بین شخصیتها باعث میشه فیلم یه نفس تازه بکشه.
درست مثل لحظههای طلایی تو Infinity War که شخصیتهایی که هیچوقت با هم نبودن، توی یه قاب قرار گرفتن، اینجا هم ترکیب عجیبوغریب اعضای Thunderbolts جذاب از آب دراومده.
رد گاردین و باکی دربارهی سرم ابرسرباز با هم کلکل میکنن و همزمان یه جور حس احترام متقابل هم بینشون هست.
یلنا و گوست با شوخیهای تند و تیزشون میرن سراغ واکِر و کلاه مضحکش (که بیشتر به یه یادگار بیروح از روزای کاپیتان آمریکا شبیهه).
این شوخیها فقط برای خندوندن نیستن؛ دقیقاً جایی در فیلم قرار گرفتن که فشار عاطفی بالاست و این مکثهای بامزه باعث میشن هم مخاطب نفس بکشه، هم شخصیتها.
اما یکی از زیباترین دینامیکهای فیلم هنوزم همون رابطهی پدر-دختری یلنا و رد گاردینه.
از فیلم Black Widow تا حالا این دو تا هنوز مثل خونوادهای هستن که بلد نیستن درست حرف بزنن، ولی بدون هم نمیتونن ادامه بدن. از لحظههای پرتنش تا دعواهای خندهدار، همه چی توی رابطهشون زنده و واقعی حس میشه.
لحظهای که یلنا قدم به دل تاریکی گذاشت تا باب رو نجات بده، اون نهفقط با وُید روبهرو شد، بلکه ناخودآگاه همون مسیری رو رفت که ناتاشا تو «Endgame» با فداکاری خودش به پایان رسوند.
سنتری، وُید و تولدی از دل تاریکی
تو میانهی داستان، تازه با شخصیت باب آشنا میشیم؛ کسی که کمکم میفهمیم همون سِنتری (Sentry) مشهوره.
اما این معرفی با صحنههای اکشن پرزرقوبرق همراه نیست. داستان باب رو با تنهایی، افسردگی، و درگیری ذهنی نشون میده.
اون روزهایی هست که خودش رو شکستناپذیر میبینه، و روزهایی که نمیتونه جلوی وُید (Void) درونش رو بگیره.
این تضاد دقیقاً جاییه که فیلم به نقطهی قوتش میرسه: نشون دادن ترس، شک، و زخمهایی که شخصیتها قهرمانبودن رو بهش ترجیح نمیدن، بلکه ازش میترسن.
بازگشت به برج اونجرز؛ یادآور گذشته، مواجهه با حال

فیلم تو سکانس پایانی خودش، یه ارجاع فوقالعاده داره.
نبرد نهایی، درست همونجایی رخ میده که ما اولینبار تو سال ۲۰۱۲ توی فیلم «Avengers» ایستادیم: برج اونجرز.
دیدن دوبارهی اون مکان، با اون پسزمینهی متروکه و پر از خاطره، برای هر طرفداری نوستالژیکه. ولی چیزی که این بار اتفاق میافته، خیلی تیرهتره.
همونطور که تو Age of Ultron دیدیم، تو این سکانس هم شخصیتها به ترسهای درونی خودشون پرتاب میشن.
یلنا چیزهایی رو میبینه که انگار از خاطرات ناتاشا بیرون کشیده شده — همون حس بیپناهی، شک به خود.این لحظه نه فقط تلخه، بلکه صادقه. چون این فیلم از همون اول میخواد ما بدونیم که Thunderbolts قرار نیست نسخه دوم Avengers باشه.
Thunderbolts: نه اونجرز… اما شاید چیزی متفاوتتر

در نهایت، تو سکانس پایانی، شخصیتها به عنوان «تیم جایگزین» اونجرز معرفی میشن. اما برخلاف نمایشهای بزرگ و افتخارآمیز فیلمهای گذشته مارول، اینجا حس سردی و شک وجود داره.
این افراد زخمیان. کنار هم هستن، ولی هنوز یه تیم واقعی نشدن.
و فیلم خیلی هوشمندانه اینو پنهان نمیکنه، بلکه از زبون خود یلنا میپرسه:
«واقعاً هدف چیه؟»
سؤال سادهایه، اما جوابش میتونه بزرگتر از هر جنگ کهکشانی باشه.
چون شاید دنیای مارول دیگه فقط به قهرمانهای بینقص نیاز نداره؛ بلکه وقتشه برای ضدقهرمانهایی جا باز کنه که دارن با زخمهاشون کنار میان.
امتیاز Thunderbolts*: نظر مخاطبها و منتقدا چیه؟
فیلم Thunderbolts* تونسته میانگین نمره 7 از 10 رو در IMDb ثبت کنه که برای یه فیلم ضدقهرمانی مارول با حالوهوای متفاوت، نمرهی قابل قبولی به حساب میاد.
منتقدها هم اکثراً عملکرد فیلم در پرداخت به سلامت روان و درگیریهای شخصیتی رو تحسین کردن، ولی از عدم انسجام کلی گروه و ریتم کند ابتدای داستان کمی انتقاد داشتن.
در مجموع، Thunderbolts* تونسته توجهها رو جلب کنه — نه بهخاطر اکشن همیشگی، بلکه بهخاطر دلمشغولیهای درونی قهرمانها.
فلورنس پیو: «این فیلم درباره سلامت روانه، و این خیلی مهمه»
در مصاحبهای با Entertainment Weekly، فلورنس پیو — بازیگر نقش یلنا — گفت:
«این واقعاً یه اتفاق بزرگه. اینکه یه فیلم مارولی بودجه بده تا درباره افسردگی و سلامت روان صحبت کنه، و اون رو بذاره تو مرکز داستان، خیلی مهمه. مخصوصاً تو این دوران.»
فلورنس همچنین اشاره کرد که حتی تو فیلم Black Widow هم این مفاهیم مطرح شده بودن. اون معتقده که:
«خیلی از بچهها و بزرگترها این فیلمو میبینن، و ممکنه خودشون یا عزیزاشون رو توش پیدا کنن. اینکه میتونیم یه فیلم بسازیم که واقعاً برای مردم مفیده، فوقالعادهست.»
درباری پدر دنیای مارول و خالق ابرقهرمانها
حرف آخر
Thunderbolts* یه فیلم معمولی توی دنیای مارول نیست؛ داستانیه درباره ضدقهرمانهایی که یاد گرفتن قبل از نجات دنیا، باید خودشونو نجات بدن. فیلمی که از دل تاریکی، لحظههایی پرنور بیرون میکشه — از زخمهای روانی تا تشکیل تیمی که هنوز کامل نیست، اما داره قدم اول رو برمیداره.
اگه دنبال یه فیلم مارولی متفاوتی هستی که هم لحظههای بامزه داره، هم مفاهیم عمیق روانی رو وسط میکشه، Thunderbolts* قطعاً ارزش دیدن داره. شاید این تیم هنوز اونجرز نباشه، اما قراره نقش بزرگی توی آیندهی MCU بازی کنه.
تو چی فکر میکنی؟
کدوم شخصیت از Thunderbolts بیشتر باهات ارتباط برقرار کرد؟
نظرت درباره سنتری و وُید چیه؟ و آیا یلنا میتونه رهبر واقعی این تیم باشه؟
حتماً توی بخش نظرات برامون بنویس!
اگه این پست رو دوست داشتی، با بقیهی مارولدوستا به اشتراک بذار و برای نقدها و تحلیلهای بیشتر، ما رو دنبال کن.

