توی پارت اول تئوریهای Avengers: Doomsday رفتیم سراغ شایعههای بزرگی مثل حمله دووم به TVA، تشکیل اونجرز چندجهانی، نابودی دنیاهای مختلف و ساختهشدن Battleworld. اما هنوز مهمترین سؤال رو جواب ندادیم: این دکتر دوومی که قراره مقابل قهرمانهای مارول قرار بگیره واقعاً کیه و چرا چهرهاش انقدر برای ما آشناست؟
حالا توی بخش دوم میخوایم از شباهت چهره دووم به تونی استارک شروع کنیم، چیزهایی که واقعاً تأیید شدن رو از شایعهها جدا کنیم و بعد هم بریم سراغ سرنخ عجیب نقاشی پوستر فیلم؛ نقاشیای که شاید بیشتر از چیزی که فکر میکنیم درباره هویت و نقشه اصلی دووم بهمون اطلاعات داده باشه.
پس جایی نرین و با ما همراه باشین، چون بعد از این بخش هم هنوز کلی تئوری عجیب و باحال دیگه مونده که قراره توی قسمتهای بعدی باهم بررسیشون کنیم.
آیا دکتر دووم واقعاً ویکتور وان دووم است یا نسخه شرور تونی استارک؟

از همون لحظهای که رابرت داونی جونیور روی صحنه کامیککان ماسک دکتر دووم رو برداشت، این سؤال شکل گرفت که مارول دقیقاً چه نقشهای برای این شخصیت داره. آیا قراره رابرت داونی جونیور خیلی ساده نقش یه شخصیت کاملاً متفاوت رو بازی کنه، یا این انتخاب بازیگر بخشی از داستانه و دووم واقعاً ارتباطی با تونی استارک داره؟
اول از همه بریم سراغ چیزی که رسماً تأیید شده. خود مارول در خبر شروع تولید Avengers: Doomsday نوشته رابرت داونی جونیور این بار در نقشی جدید و بهعنوان ویکتور وان دووم برمیگرده. حتی در صفحه رسمی تیزرهای فیلم هم نام این شخصیت «Doctor Doom (Victor von Doom)» نوشته شده. پس تا این لحظه، مارول هیچجا نگفته با تونی استارک شرور، واریانت آیرون من یا شخصیتی به اسم Tony Doom طرفیم. چیزی که رسماً داریم، خود ویکتور وان دوومه.
این احتمال از نظر معرفی شخصیت هم منطقیتره. دکتر دووم یکی از مهمترین شرورهای تاریخ ماروله و خیلی از طرفدارها سالها منتظر بودن نسخه درستوحسابی اون رو داخل MCU ببینن. اگه مارول بالاخره دووم رو وارد داستان کنه ولی بعد معلوم بشه اون اصلاً ویکتور نیست و فقط یه تونی استارک شروره، احتمالاً بخش بزرگی از هویت اصلی شخصیت از بین میره.
دووم فقط یه مرد داخل زره فلزی نیست که بشه اسم تونی رو روی اون گذاشت. گذشتهاش در لاتوریا، رابطهاش با مادرش، دشمنی و حسادتش نسبت به رید ریچاردز، ترکیب علم و جادو و غرور وحشتناکش، همگی به ویکتور وان دووم مربوط میشن. بدون این ویژگیها، چیزی که باقی میمونه بیشتر یه آیرون من شروره تا دکتر دووم واقعی.
از طرف دیگه، سخت میشه باور کرد مارول معروفترین بازیگر MCU رو برای این نقش انتخاب کرده باشه و شباهت چهرهاش به تونی هیچ اهمیتی نداشته باشه. رابرت داونی جونیور بیشتر از ده سال چهره اصلی دنیای سینمایی مارول بوده و قهرمانهایی مثل ثور، استیو، پیتر پارکر و بروس بنر با دیدنش واکنش شدیدی نشون میدن. حتی اگه این شخصیت واقعاً ویکتور باشه، خود فیلم نمیتونه این شباهت رو کاملاً نادیده بگیره.
اینجاست که تئوری نسخه شرور تونی استارک وارد ماجرا میشه. طبق این نظریه، دووم یکی از واریانتهای تونی از یه جهان دیگهست؛ تونیای که بهجای تبدیلشدن به آیرون من، راه کاملاً متفاوتی رفته، لاتوریا رو تصاحب کرده و در نهایت به دکتر دووم تبدیل شده. شاید اون هم خانوادهاش رو از دست داده، ولی برخلاف تونی زمین ۶۱۶ که خودش رو برای نجات بقیه قربانی کرد، این نسخه تصمیم گرفته تمام مولتیورس رو به زور کنترل کنه.
این ایده از نظر احساسی خیلی جواب میده. استیو باید با چهره بهترین دوست ازدسترفتهاش مبارزه کنه، ثور کسی رو میبینه که همراهش تانوس رو شکست داد و پیتر پارکر دوباره با صورت مردی روبهرو میشه که مثل پدر دوستش داشت. دووم هم میتونه از همین شباهت برای بههمریختن ذهن قهرمانها استفاده کنه.
بااینحال، فعلاً شواهد رسمی بیشتر به نفع ویکتور وان دووم بودن این شخصیته. حتی نقاشی مرموز پوستر هم بیشتر به یه گذشته شخصی برای خود ویکتور اشاره میکنه تا زندگی تونی استارک. احتمالاً رابرت داونی جونیور نقش ویکتور واقعی رو بازی میکنه، ولی فیلم از شباهت چهره اون به تونی بهعنوان یه سلاح احساسی استفاده میکنه. یعنی دووم تونی نیست، اما صورتش قراره زخمهای قدیمی اونجرز رو دوباره باز کنه.
آیا ویکتور چهره تونی را دزدیده یا تونی از ابتدا یکی از واریانتهای دووم بوده؟

اگه قبول کنیم این شخصیت واقعاً ویکتور وان دوومه، هنوز یه سؤال باقی میمونه: پس چرا باید دقیقاً چهره تونی استارک رو داشته باشه؟ اینجا دو تئوری عجیبتر وارد بازی میشن؛ یا ویکتور به شکلی چهره تونی رو دزدیده، یا تونیای که از سال ۲۰۰۸ میشناختیم، از اول یکی از همتاهای چندجهانی دووم بوده.
تئوری دزدیدن چهره برخلاف چیزی که در نگاه اول به نظر میرسه، کاملاً بدون سابقه کمیکی نیست. توی داستان What If? Iron Man: Demon in an Armor، تونی و ویکتور در دوران دانشگاه با هم آشنا میشن و دووم با استفاده از یه دستگاه، ذهن خودش رو وارد بدن تونی میکنه. در نتیجه ویکتور با چهره و زندگی تونی به قدرت میرسه و تونی داخل بدن دووم گرفتار میشه. خود مارول هم این جابهجایی ذهن رو در فهرست رسمی داستانهای What If معرفی کرده.
پس از نظر کمیکی، امکان اینکه ویکتور بدن یا چهره تونی رو تصاحب کرده باشه وجود داره. شاید دووم بعد از مرگ تونی به بدن اون دسترسی پیدا کرده، شاید یه نسخه دیگه از تونی رو از جهانش بیرون کشیده یا حتی با ترکیب علم و جادو، ظاهر اون رو برای خودش ساخته. البته در این حالت یه سؤال مهم پیش میاد: چرا؟
جواب احتمالی میتونه انتقام باشه. دووم شاید تونی رو یکی از مسئولان نابودی خانواده یا جهانش بدونه و با دزدیدن چهره اون، عملاً هویتش رو هم تصاحب کرده باشه. یه احتمال دیگه اینه که ویکتور عمداً این صورت رو انتخاب کرده تا اعتماد اونجرز رو به هم بریزه. تصور کن قهرمانها برای چند ثانیه فکر کنن تونی برگشته و همین تردید کوتاه، فرصت حمله رو به دووم بده.
اما تئوری دوم میگه ماجرا برعکسه؛ شاید تونی استارک از اول یه واریانت از ویکتور وان دووم بوده. یعنی در بعضی دنیاها این نابغه با نام تونی استارک بزرگ شده و آیرون من شده، ولی در جهانهای دیگه با نام ویکتور وان دووم زندگی کرده و مسیر متفاوتی رفته.
این تئوری میتونه شباهت هوش، غرور، زرههای پیشرفته و میل هر دو شخصیت به حلکردن مشکلات به روش خودشون رو توضیح بده. تونی و ویکتور واقعاً شباهتهای زیادی دارن؛ هر دو فکر میکنن از بقیه باهوشترن، هر دو بهسختی اشتباه خودشون رو قبول میکنن و هر دو حاضرن برای نجات دنیا تصمیمهایی بگیرن که بقیه ازشون میترسن. تفاوت اصلی اینه که تونی در نهایت یاد گرفت خودش رو فدا کنه، ولی دووم معمولاً انتظار داره دنیا آزادی خودش رو فدای اون کنه.
بااینحال، «شبیهبودن» با «واریانتبودن» فرق داره. اگه مارول اعلام کنه تونی از اول نسخهای از دووم بوده، بخشی از داستان مستقل هر دو شخصیت رو خراب میکنه. زندگی تونی، رابطهاش با هاوارد و ماریا استارک و تمام مسیری که تا Endgame طی کرد، دیگه بهعنوان زندگی واقعی خودش دیده نمیشه و تبدیل میشه به مقدمهای برای معرفی دووم. بعیده مارول بخواد مهمترین قهرمان حماسه اول MCU رو اینطوری بازتعریف کنه.
یه شایعه دیگه هم از حضور دو دکتر دووم مختلف حرف میزنه؛ یکی ویکتور واقعی و دیگری یه تونی استارک شرور که لباس دووم رو پوشیده. این تئوری میتونه تمام اختلافها رو حل کنه، ولی خودش فیلم رو خیلی شلوغتر میکنه. وقتی داستان همین حالا هم چند گروه از قهرمانهای دنیاهای مختلف داره، معرفی دو نسخه متفاوت از شرور اصلی احتمالاً بیشتر باعث سردرگمی میشه.
از بین این احتمالها، جابهجایی ذهن و بدن حداقل یه داستان کمیکی مشخص پشت خودش داره، ولی هنوز هیچ نشونه محکمی نداریم که فیلم واقعاً از اون اقتباس کرده باشه. منطقیترین جواب همچنان اینه که با یه ویکتور وان دووم واقعی طرفیم که صورتش شبیه تونی استارکه؛ شباهتی که شاید بهخاطر قوانین عجیب مولتیورس به وجود اومده، نه اینکه یکی از این دو نفر مخفیانه همون شخصیت دیگه باشه.
آیا دووم برای انتقام مرگ خانوادهاش سراغ استیو و اونجرز آمده است؟

نقاشی بزرگ پوستر Avengers: Doomsday شاید مهمترین سرنخی باشه که درباره انگیزه دووم داریم. توی این نقاشی، یه زن و کودک بین چند پیکر فرشتهمانند دیده میشن و دووم هم پایین اون ایستاده؛ انگار داره به خانوادهای نگاه میکنه که دیگه بهشون دسترسی نداره. اما این زن و بچه دقیقاً چه کسانی هستن؟
اولین احتمال اینه که نقاشی به گذشته کمیکی ویکتور اشاره داشته باشه و زن داخل اون، مادرش سینتیا وان دووم باشه. سینتیا یه جادوگر قدرتمند بود که برای بهدستآوردن قدرت با مفیستو معامله کرد، اما سرنوشت وحشتناکی پیدا کرد و روحش داخل قلمرو مفیستو گرفتار شد. نجات روح مادرش هم برای سالها یکی از مهمترین هدفهای ویکتور بود.
این بخش از گذشته دووم فقط یه داستان فرعی کوچیک نیست و تأثیر خیلی زیادی روی شخصیت اون داره. ویکتور بارها تلاش کرد مادرش رو از جهنم بیرون بیاره و در نهایت برای انجام این کار از دکتر استرنج کمک گرفت. مارول در معرفی داستان Triumph and Torment هم توضیح میده که دووم برای نجات روح مادرش وارد قلمرو مفیستو شد. پس نقاشی پوستر میتونه سینتیا و ویکتورِ خردسال رو نشون بده و از همین حالا ریشه جادویی شخصیت دووم رو معرفی کنه.
ولی یه شایعه کاملاً متفاوت میگه زن و کودک داخل نقاشی، همسر و پسر دووم هستن. طبق این روایت، ویکتور در جهان خودش خانوادهای داشته که در جریان یه Incursion کشته شدن. دووم هم متوجه شده مداخلههای استیو راجرز و اونجرز در زمان، زنجیره اتفاقاتی رو شروع کرده که در نهایت باعث نابودی جهان و مرگ خانواده اون شده.
باید اینجا یه نکته مهم رو روشن کنیم: همسر و پسر کشتهشده جزو گذشته اصلی دووم در کمیکهای زمین ۶۱۶ نیستن. ویکتور در کمیکها رابطههای عاطفی و نسخههای خانوادگی متفاوتی داشته، ولی خانوادهای با این مشخصات که بهخاطر اونها دنبال انتقام از اونجرز بیفته، فعلاً مربوط به شایعههای فیلمه.
بااینحال، اضافهکردن چنین خانوادهای میتونه انگیزه دووم رو برای مخاطبی که کمیکها رو نخونده، خیلی سریع و قابلدرک کنه. اونجرز برای نجات زمین خودشون در زمان سفر کردن، سنگهای ابدیت رو از شاخههای مختلف برداشتن و بارها قوانین مولتیورس رو دستکاری کردن. شاید از نگاه خودشون قهرمان بودن، ولی ممکنه تصمیمهای اونها ناخواسته زندگی مردم یه جهان دیگه رو نابود کرده باشه.
استیو هم احتمالاً هدف اصلی دوومه چون در پایان Endgame تصمیم گرفت به گذشته برگرده و کنار پگی بمونه. اگه اون واقعاً سالها داخل خط زمانی یا جهان دیگهای زندگی کرده باشه، دووم میتونه حضورش رو عامل شروع یه Incursion بدونه. البته هنوز هیچچیز ثابت نمیکنه که زندگی استیو با پگی واقعاً باعث نابودی جهان دووم شده؛ این فقط یکی از توضیحهای شایعهشده برای دشمنی شخصی بین این دو نفره.
این انگیزه باعث میشه دووم فقط یه شرور تشنه قدرت نباشه. اون میتونه واقعاً باور داشته باشه اونجرز مسئول این آشفتگی هستن و خودش تنها کسیه که جرئت مجازاتکردنشون رو داره. مشکل اینجاست که دووم معمولاً فرق بین عدالت و انتقام رو وقتی پای خودش وسط باشه خیلی راحت فراموش میکنه!
یه تئوری خیلی ضعیفتر هم میگه بچه استیو و پگی در آینده به ویکتور وان دووم تبدیل میشه. یعنی فرزند استیو به هر دلیلی در زمان یا جهان دیگهای بزرگ شده، اسم ویکتور رو برای خودش انتخاب کرده و حالا برگشته تا با پدرش روبهرو بشه. ولی این تئوری تقریباً هیچ مدرک محکمی نداره، با معرفی رسمی شخصیت بهعنوان ویکتور وان دووم جور درنمیاد و برای توضیحش به چندین پیچش زمانی اضافی احتیاج داریم. پس فعلاً بهتره خیلی جدیش نگیریم.
احتمال مرگ خانواده دووم و نقش اون در انگیزه اصلی فیلم قابلباوره، اما هنوز معلوم نیست نقاشی پوستر همسر و فرزند اون رو نشون میده یا سینتیا و ویکتور خردسال رو. حتی ممکنه مارول عمداً تصویر رو مبهم ساخته باشه تا هر دو داستان رو همزمان یادآوری کنه؛ دوومی که از بچگی خانوادهاش رو از دست داده و حالا یک بار دیگه هم نتونسته عزیزان خودش رو نجات بده.
آیا دووم میخواهد با استفاده از فرانکلین ریچاردز خانوادهاش را برگرداند؟

حضور دووم کنار فرانکلین ریچاردز در صحنه پس از تیتراژ The Fantastic Four: First Steps از همون اول مشخص کرد که این بچه قراره نقش خیلی مهمی در نقشه ویکتور داشته باشه. شاید دووم فقط دنبال نابودکردن اونجرز نباشه و هدف اصلیش استفاده از قدرت فرانکلین برای برگردوندن خانوادهای باشه که از دست داده.
فرانکلین یه کبچه معمولی نیست. در کمیکها قدرت اون به حدیه که میتونه واقعیت رو تغییر بده، جهان تازه بسازه و حتی در بازسازی مولتیورس نقش داشته باشه. مارول در راهنمای رسمی چهار شگفتانگیز هم به نقش فرانکلین در بازنویسی مولتیورس بعد از Secret Wars اشاره کرده. پس اگه خانواده دووم همراه با جهانشون کاملاً نابود شده باشن، فرانکلین یکی از معدود موجوداتیه که شاید بتونه اونها رو واقعاً برگردونه.
این موضوع میتونه توضیح بده چرا دووم بهجای کشتن فرانکلین، به اون نزدیک میشه. احتمالاً ویکتور سعی میکنه بچه رو متقاعد کنه که خودش یه ناجیه. شاید به فرانکلین بگه جهانها در حال نابودی هستن، پدرش رید ریچاردز نمیتونه جلوش رو بگیره و فقط دووم میدونه چطور از قدرت اون برای نجات همه استفاده کنه. دروغ ترسناکیه، چون احتمالاً یه بخش مهمش حقیقت داره.
جالبتر اینکه ارتباط فرانکلین، دووم و مفیستو مستقیماً از کمیکها میاد. ویکتور در یکی از داستانها فرانکلین رو میدزده چون برای آزادکردن روح مادرش از قلمرو مفیستو به قدرت اون نیاز داره. این ماجرا حتی در معرفی رسمی فرانکلین ریچاردز هم ذکر شده. یعنی تئوری استفاده دووم از فرانکلین برای نجات خانوادهاش فقط یه حدس تصادفی نیست و پایه کمیکی خیلی مشخصی داره.
نسخه سینمایی میتونه همین داستان رو تغییر بده. شاید دووم اول بخواد سینتیا رو از قلمرو مفیستو آزاد کنه، شاید هم هدفش برگردوندن همسر و فرزندیه که در Incursion مردن. حتی ممکنه خانواده اون کاملاً از واقعیت پاک شده باشن و روحی باقی نمونده باشه که بشه با جادو احضارش کرد. در این حالت، دووم به کسی نیاز داره که بتونه واقعیت رو از نو بسازه و اون شخص فرانکلینه.
رابطه دووم با خانواده ریچاردز هم در کمیکها همیشه عجیب و پیچیده بوده. اون از رید متنفره و دائم سعی میکنه ثابت کنه ازش باهوشتره، ولی همزمان ارتباط خاصی با فرزندان رید داره. دووم هنگام تولد والریا به سو کمک کرد، با ترکیب علم و جادو جون بچه رو نجات داد و بعد هم اسم عشق قدیمی خودش رو روی اون گذاشت. مارول داستان این رابطه عجیب رو در مطلب رسمی دووم و والریا ریچاردز کاملتر توضیح داده.
در Secret Wars هم دووم دنیایی ساخت که در اون سو استورم همسرش بود و فرانکلین و والریا فرزندان اون به حساب میاومدن. این اتفاق بیشتر از اینکه نشون بده دووم واقعاً عاشق سوئه، حسادت عمیقش به زندگی رید رو نشون میده. ویکتور فقط هوش و موفقیت رید رو نمیخواد؛ اون خانوادهای رو هم میخواد که رید داره و خودش هیچوقت نتونسته حفظش کنه.
شاید نقشه نسخه MCU هم ترکیبی از همین داستانها باشه. دووم میخواد از فرانکلین برای برگردوندن خانواده خودش استفاده کنه، اما وقتی این کار شکست میخوره یا قدرت بیشتری به دست میاره، تصمیم میگیره خانواده رید رو هم تصاحب کنه و یه واقعیت تازه براساس خواسته خودش بسازه.
این تئوری از بقیه خیلی قویتره، چون هم صحنه فرانکلین و دووم رو توضیح میده، هم با گذشته سینتیا و مفیستو ارتباط داره و هم مستقیماً به Secret Wars وصل میشه. دووم شاید در شروع واقعاً فقط بخواد عزیزانش رو برگردونه، ولی وقتی قدرت ساختن دنیاها دستش بیفته، بعیده به زندهکردن چند نفر راضی بمونه. احتمالاً خیلی زود به این نتیجه میرسه که اگه میتونه یه خانواده رو برگردونه، پس چرا کل مولتیورس رو از اول و دقیقاً اونطوری که خودش میخواد نسازه؟
آیا فرانکلین ریچاردز جایگزین Molecule Man در MCU میشود؟

برای اینکه بفهمیم چرا فرانکلین ریچاردز ممکنه جای Molecule Man رو داخل MCU بگیره، اول باید بدونیم این شخصیت چه نقشی در نسخه کمیکی Secret Wars داشت. چون اوون ریس یا همون Molecule Man فقط یه آدم خیلی قدرتمند نبود؛ اون عملاً کلید نابودی و نجات مولتیورس بود.
در کمیکها، Beyonders داخل هر جهان یه نسخه از Molecule Man ساخته بودن. این نسخهها درواقع بمبهای زندهای بودن که قرار بود با انفجار همزمان خودشون، تمام مولتیورس رو نابود کنن. دووم وقتی متوجه این نقشه شد، با کمک دکتر استرنج و Molecule Man زمین اصلی، شروع به پیداکردن نسخههای مختلف اوون ریس کرد. بعد هم از قدرت همین Molecule Manها علیه Beyonders استفاده کرد و انرژی تقریباً بینهایت اونها رو به دست آورد. توضیح کاملتر این ماجرا رو میشه در راهنمای رسمی Secret Wars مارول دید.
مشکل اینجاست که Molecule Man هنوز وارد MCU نشده و معرفی کامل اون، توضیح نسخههای مختلفش و ارتباطش با Beyonders زمان زیادی میخواد. Avengers: Doomsday همین الان هم تعداد وحشتناکی شخصیت داره و اضافهکردن یه شخصیت کاملاً جدید که ناگهان کلید اصلی داستان باشه، ممکنه فیلم رو شلوغتر کنه.
در مقابل، فرانکلین ریچاردز از قبل معرفی شده و دووم هم در صحنه پس از تیتراژ The Fantastic Four: First Steps مستقیماً سراغ اون رفته. پس مارول میتونه بخشی از نقش Molecule Man رو به فرانکلین بده و بدون معرفی یه شخصیت تازه، همون داستان رو به شکل سادهتری تعریف کنه.
قدرت فرانکلین هم برای این کار کاملاً مناسبه. اون میتونه واقعیت رو تغییر بده، جهانهای جدید بسازه و حتی موجودات یا دنیاهایی رو که از بین رفتن دوباره خلق کنه. در کمیکها، فرانکلین و Molecule Man بعد از Secret Wars کنار هم قرار گرفتن و به بازسازی مولتیورس کمک کردن. مارول در معرفی رسمی Future Foundation هم به همکاری این دو برای ساخت جهانهای تازه اشاره کرده.
نسخه سینمایی میتونه این دو نقش رو با هم ترکیب کنه. فرانکلین همون منبع انرژی عظیمی میشه که دووم برای مقابله با نابودی مولتیورس لازم داره و هم کسیه که میتونه تکههای دنیاهای مختلف رو زنده نگه داره. شاید دووم نتونه Incursionها رو متوقف کنه، ولی با کمک قدرت فرانکلین میتونه بخشهایی از جهانهای در حال مرگ رو جدا کنه و داخل یه واقعیت موقت نگه داره.
حتی ممکنه وجود فرانکلین خودش روی Incursionها تأثیر گذاشته باشه. قدرت یه بچه که میتونه جهان بسازه، شاید مثل یه چراغ بزرگ بین دنیاها عمل کنه و توجه دووم، Beyonders یا هر نیروی دیگهای رو به جهان چهار شگفتانگیز جلب کنه. در این صورت، دووم از همون اول میدونه فرانکلین فقط یه بچه قدرتمند نیست؛ اون آخرین راه نجات چیزیه که از مولتیورس باقی میمونه.
البته فرانکلین و Molecule Man دقیقاً یه شخصیت نیستن. اوون ریس در کمیکها علاوهبر منبع قدرت، اطلاعات مهمی درباره نقشه Beyonders داشت و خودش آگاهانه با دووم همکاری کرد. فرانکلین فعلاً یه بچست و احتمالاً نمیتونه با درک کامل وارد چنین نقشهای بشه. برای همین دووم شاید بهجای همکاری واقعی، اون رو فریب بده یا قدرتش رو از طریق یه دستگاه کنترل کنه.
به نظرم احتمال اینکه فرانکلین بخشی از نقش Molecule Man رو بگیره خیلی بالاست، ولی ممکنه خود اوون ریس هم در آینده وارد داستان بشه. فرانکلین میتونه ابزار ساختن و نگهداشتن جهانهای تازه باشه و Molecule Man، اگه معرفی بشه، نقش انتقال قدرت یا مقابله با Beyonders رو داشته باشه. اما اگه مارول بخواد داستان رو سادهتر نگه داره، فرانکلین بهتنهایی تمام چیزهاییه که دووم برای اجرای نقشهاش نیاز داره.
آیا زره دووم انرژی جهانهای در حال نابودی را جذب میکند؟

یکی از عجیبترین لحظههای تریلر Avengers: Doomsday جاییه که ثور با Stormbreaker به دووم حمله میکنه، اما دووم ضربه اون رو تقریباً بدون هیچ زحمتی متوقف میکنه. این فقط یه دفاع ساده نیست؛ تریلر عمداً میخواد از همون اول بهمون نشون بده که قدرت دووم خیلی بیشتر از یه انسان نابغه داخل زره فلزیه.
سؤال اینجاست که اون چطور به چنین قدرتی رسیده؟ ویکتور در کمیکها هم دانشمند فوقالعادهایه، هم جادوگر قدرتمندیه و هم زرهی داره که میتونه با خیلی از قهرمانهای مارول مقابله کنه. زره اون فقط برای محافظت ساخته نشده و به سیستمهای پرواز، سلاحهای انرژی، میدان نیرو و انواع فناوریهای عجیب مجهزه. دووم هم استاد دزدیدن و استفادهکردن از قدرت بقیهست؛ از Silver Surfer گرفته تا Beyonder.
اما نسخه Doomsday ظاهراً حتی از دووم معمولی هم قویتره. به همین خاطر یه تئوری میگه زره اون میتونه انرژی آزادشده هنگام نابودی جهانها رو جذب کنه. هر Incursion مقدار وحشتناکی انرژی تولید میکنه و دووم شاید دستگاهی ساخته باشه که قبل از نابودی کامل هر دنیا، این انرژی رو جمع و داخل زرهش ذخیره کنه.
اگه این تئوری درست باشه، دووم با هر جهانی که نابود میشه قویتر میشه. این یعنی اون شاید واقعاً توانایی متوقفکردن Incursionها رو داشته باشه، ولی عمداً اجازه بده بعضی دنیاها از بین برن تا انرژی لازم برای نقشه بزرگترش رو به دست بیاره. اینجاست که مرز بین نجاتدادن مولتیورس و استفادهکردن از نابودیش خیلی ترسناک میشه.
حتی ظاهر زره هم میتونه بخشی از همین دستگاه باشه. شاید مدارها و نشانههای روی اون فقط تزئینی نباشن و مثل کانالهایی برای انتقال انرژی جادویی یا چندجهانی عمل کنن. ماسک دووم هم میتونه از ذهنش در برابر فشار این همه انرژی محافظت کنه؛ چون ویکتور قراره قدرتی رو مهار کنه که بدن یه انسان معمولی حتی چند ثانیه هم تحملش نمیکنه.
البته متوقفکردن Stormbreaker لزوماً ثابت نمیکنه دووم از نظر بدنی از ثور قویتره. ممکنه زره در لحظه برخورد انرژی سلاح رو جذب کرده باشه، شاید دووم از یه طلسم دفاعی استفاده کرده یا حتی صحنه طوری تدوین شده باشه که تمام مبارزه رو نبینیم. پس نمیشه فقط از روی چند ثانیه نتیجه گرفت که دووم همین الان قدرت God Emperor Doom رو داره.
یه احتمال دیگه اینه که بخش اصلی قدرتش اصلاً از خود زره نیاد و دووم قبل از این مبارزه انرژی فرانکلین یا یه موجود کیهانی رو دزدیده باشه. دووم در کمیکها بارها قدرت موجوداتی خیلی بزرگتر از خودش رو گرفته و علیه خودشون استفاده کرده. مارول هم در فهرست رسمی داستانهای دکتر دووم به جذب قدرت Beyonder توسط اون اشاره کرده.
در نتیجه ممکنه زره بیشتر شبیه یه مخزن و تنظیمکننده عمل کنه. یعنی انرژی جهانهای نابودشده، فرانکلین یا Beyonders رو جمع کنه و به شکلی تبدیلشون کنه که ویکتور بتونه بدون نابودشدن ازشون استفاده کنه. در این صورت قدرت اصلی دووم نه زور بازوی اون، بلکه توانایی ساختن دستگاهیه که حتی انرژی مرگ یه جهان رو هم به سلاح تبدیل میکنه.
خود ایده جذب انرژی Incursionها هنوز تأیید نشده، ولی توضیح خیلی خوبی برای قدرت غیرعادی دوومه و دوباره تفاوت اون با تانوس رو نشون میده. تانوس دنبال ابزارهای آمادهای مثل سنگهای ابدیت رفت، اما دووم ممکنه خودش دستگاهی ساخته باشه که پایان دنیاها رو تبدیل به سوخت میکنه. و خب راستش این خیلی بیشتر به شخصیت خودشیفته و نابغه ویکتور میخوره!
آیا Beyonders پشت Incursionها هستند و دووم واقعاً میخواهد مولتیورس را نجات دهد؟

تا اینجا تقریباً تمام شایعهها طوری درباره دووم حرف میزدن که انگار خودش عامل اصلی نابودی دنیاست. اما اگه اون واقعاً Incursionها رو شروع نکرده باشه چی؟ اگه دووم از یه تهدید بزرگتر خبر داشته باشه و تمام کارهای وحشتناکش رو به اسم نجات مولتیورس انجام بده چی؟
در کمیک Secret Wars، موجوداتی به اسم Beyonders پشت فروپاشی مولتیورس بودن. این موجودات بیرون از جهانهای معمولی زندگی میکردن و قدرتشون به حدی بود که حتی موجودات کیهانی مارول هم نمیتونستن بهراحتی جلوشون بایستن. اونها Molecule Manهای هر جهان رو بهعنوان بمبهای زنده ساخته بودن تا در زمان مشخصی منفجر بشن و همه واقعیتها رو همزمان از بین ببرن.
دووم نقشه اونها رو کشف کرد و برای متوقفکردنش دست به کار شد، اما روش اون خودش فاجعههای زیادی به وجود آورد. در نهایت هم از Molecule Manها مثل یه بمب علیه Beyonders استفاده کرد و قدرتشون رو دزدید. مارول در توضیح رسمی Secret Wars و Battleworld هم تأیید کرده که Beyonders پشت این نابودی چندجهانی بودن.
پس این احتمال وجود داره که فیلم هم همین پیچش رو تکرار کنه. شاید دووم وقتی میگه یه خطر بزرگ در راهه، دروغ نمیگه و واقعاً حضور Beyonders رو حس کرده. شاید جهان خودش یکی از اولین قربانیها بوده و بعد از مرگ خانوادهاش فهمیده این نابودی تصادفی نیست.
در این حالت، دووم سراغ فرانکلین میره چون میدونه بدون یه قدرت تغییردهنده واقعیت نمیشه مقابل Beyonders ایستاد. زرهش رو هم برای جذب انرژی جهانهای در حال مرگ میسازه و افرادی مثل رید ریچاردز و اونجرز رو کنار میزنه، چون مطمئنه اونها برای گرفتن تصمیمهای سخت بیشازحد احساسیان.
مشکل اینجاست که دووم حتی وقتی هدف درستی داره، باز هم فکر میکنه فقط خودش باید تصمیم بگیره. ممکنه واقعاً بخواد مولتیورس رو نجات بده، ولی برای رسیدن به این هدف حاضر باشه چند جهان رو قربانی کنه، قدرت فرانکلین رو به زور بگیره و هر قهرمانی رو که مخالفت میکنه از سر راهش برداره.
این دقیقاً چیزیه که دووم رو از یه شرور ساده جذابتر میکنه. اون احتمالاً به قهرمانها نمیگه «میخوام دنیا رو نابود کنم»؛ میگه «شما نتونستین دنیا رو نجات بدین، پس از اینجا به بعد من تصمیم میگیرم.» شاید حتی نتیجه کارش هم واقعاً باعث زندهماندن بخشی از مولتیورس بشه، اما دنیایی که میسازه آزادی نداره و همهچیزش براساس خواسته خودشه.
از طرف دیگه، معرفی Beyonders داخل فیلم ریسک بزرگیه. داستان همین حالا هم دووم، Incursionها، فرانکلین، اونجرز، چهار شگفتانگیز و مردان ایکس رو داره. اگه فیلم بخواد یه نژاد کیهانی تازه رو هم کامل معرفی کنه، ممکنه خود دووم زیر سایه دشمن اصلیتری قرار بگیره.
برای حل این مشکل، مارول میتونه Beyonders رو فعلاً نشون نده و فقط حضورشون رو حس کنیم. دووم ممکنه از موجوداتی بیرون مولتیورس حرف بزنه، ولی هویت واقعی اونها تا Secret Wars مخفی بمونه. حتی ممکنه فیلم همه Beyonders رو به یه شخصیت واحد به اسم Beyonder تبدیل کنه تا داستان سادهتر بشه.
احتمال دیگه هم اینه که هیچ Beyonderی در کار نباشه و دووم فقط از نابودی طبیعی مولتیورس برای توجیه نقشه خودش استفاده کنه. یعنی خطر واقعیه، اما ویکتور درباره علتش یا تنها راه نجاتش دروغ میگه تا بقیه قدرت کامل رو به اون بسپارن.
به نظرم دووم واقعاً میخواد مولتیورس رو نجات بده، ولی نه بهخاطر اینکه آدم فداکار و مهربونیه. اون میخواد ثابت کنه تنها کسیه که توانایی انجام این کار رو داره. نجات دنیا برای دووم از حکومت بر اون جدا نیست؛ چون از نگاه ویکتور، جهانی که خودش کنترلش نکنه دیر یا زود دوباره نابود میشه.
اگه تمام این تئوریها رو کنار هم بذاریم، محتملترین جواب اینه که شخصیت رابرت داونی جونیور واقعاً ویکتور وان دوومه، نه تونی استارکی که شرور شده. شباهت چهره اون به تونی احتمالاً برای ایجاد درگیری احساسی بین دووم و اونجرز استفاده میشه، ولی بعیده مارول هویت واقعی ویکتور رو کاملاً کنار بذاره. داستان دزدیدن چهره یا جابهجایی ذهن سابقه کمیکی داره، اما فعلاً مدرک محکمی برای استفاده فیلم از اون وجود نداره.
انگیزه دووم هم احتمالاً ترکیبی از انتقام، نجات و غروره. اون ممکنه خانوادهاش رو در جریان یه Incursion از دست داده باشه و اونجرز، مخصوصاً استیو راجرز، رو مسئول این اتفاق بدونه. در کنار اون، گذشته سینتیا و ارتباطش با مفیستو میتونه توضیح بده چرا نجات اعضای خانواده برای ویکتور به یه وسواس قدیمی تبدیل شده.
فرانکلین ریچاردز هم احتمالاً قلب نقشه دوومه. قدرت اون میتونه خانواده ازدسترفته ویکتور رو برگردونه، جهانهای در حال نابودی رو نگه داره و بخشی از نقشی رو که Molecule Man در کمیکها داشت، داخل MCU برعهده بگیره. دووم شاید اول به اسم نجات خانواده یا مولتیورس سراغش بره، ولی بهمحض اینکه چنین قدرتی در اختیارش قرار بگیره، هدفش خیلی بزرگتر میشه.
پس محتملترین نسخه دووم نه یه تونی استارک شروره و نه هیولاییه که فقط از نابودی لذت میبره. اون ویکتور وان دوومیه که یه خطر واقعی رو زودتر از همه دیده، عزیزانش رو از دست داده و حالا مطمئنه فقط خودش میتونه همهچیز رو درست کنه. شاید مشکل رو درست تشخیص داده باشه، اما راهحلش اینه که قدرت، آزادی و آینده تمام دنیاها رو در اختیار خودش بگیره؛ و دقیقاً همینجاست که ناجی احتمالی مولتیورس به بزرگترین دشمن اون تبدیل میشه.
حرف آخر
این تئوریها رو نوشتیم تا قبل از اکران Avengers: Doomsday باهم بفهمیم دووم واقعاً کیه، چرا چهره تونی استارک رو داره و چه نقشهای برای فرانکلین و مولتیورس کشیده. البته هنوز هیچکدوم قطعی نیستن و ممکنه مارول باز هم غافلگیرمون کنه.
قسمت سوم این مجموعه هم بهزودی منتشر میشه؛ پس منتظرش باشین و اگه این مطلب رو دوست داشتین، ویزاردورلد رو به دوستاتون هم معرفی کنین!😊🌟
Shiva
نویسنده ،جادوگر،جغد شب 🧙🏻🔮🦉✍🏻
عاشق دنیاهای فانتزی و کتاب!📚
سرگرمی؟گیم و سریال!📺🎮
شایدم یکم نقاشی و کاردستی یا حتی شکار اژدها 😁😊

