Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

انتخاب پاپا اسیدو چطور می‌تونه داستان اسنیپ رو در سریال هری پاتر HBO تغییر بده؟

فکر کن بعد از این همه سال دوباره وارد هاگوارتز شدیم، به کلاس معجون‌سازی رفتیم و منتظریم در باز بشه و استاد اسنیپ با همون ردای سیاه همیشگی وارد کلاس بشه؛ اما این بار خبری از نسخه‌ای که آلن ریکمن در ذهنمون ساخته بود نیست. پاپا اسیدو قراره نقش یکی از پیچیده‌ترین شخصیت‌های دنیای هری پاتر رو بازی کنه و همین انتخاب می‌تونه نگاه ما به تمام گذشته اسنیپ رو تغییر بده.

از وقتی HBO پاپا اسیدو رو برای نقش سوروس اسنیپ انتخاب کرد، واکنش‌ها کم نبودن. بعضی‌ها دوست دارن نسخه تازه‌ای از این شخصیت ببینن و بعضی‌ها هم نمی‌تونن اسنیپ رو جدا از چهره و صدای آلن ریکمن تصور کنن. متأسفانه بخشی از این واکنش‌ها هم از یک بحث معمولی درباره انتخاب بازیگر عبور کرد و به حمله‌های شخصی و نژادپرستانه علیه اسیدو رسید.

بااین‌حال، قبل از هر چیزی باید یک نکته مهم رو روشن کنیم: HBO تا این لحظه رسماً نگفته که قراره گذشته یا داستان اصلی اسنیپ رو تغییر بده. انتخاب یک بازیگر رنگین‌پوست هم به‌تنهایی به معنی بازنویسی داستان این شخصیت نیست. چیزی که داریم درباره‌اش حرف می‌زنیم، فرصتیه که این انتخاب می‌تونه در اختیار نویسنده‌ها بذاره؛ فرصتی برای اینکه فقر، تنهایی، قلدری و حس تعلق نداشتن اسنیپ رو از زاویه‌ای تازه و شاید ملموس‌تر نشون بدن.

اسنیپ جدید قرار نیست کپی آلن ریکمن باشه

بازی کردن نقش سوروس اسنیپ برای هر بازیگری کار سختیه، اما برای پاپا اسیدو این چالش چند برابر شده. آلن ریکمن فقط نقش اسنیپ رو بازی نکرد؛ اون با لحن حرف زدن، حرکت‌های کنترل‌شده، نگاه سرد و سکوت‌های سنگینش نسخه‌ای از این شخصیت ساخت که برای چند نسل از طرفدارهای هری پاتر تبدیل به تنها تصویر قابل‌قبول اسنیپ شده.

مشکل اینجاست که اگه پاپا اسیدو بخواد همون اجرا رو تقلید کنه، از همون اول بازنده‌ست. هیچ‌کس به نسخه ضعیف‌تر آلن ریکمن احتیاج نداره. سریال HBO باید اجازه بده اسیدو اسنیپ خودش رو بسازه؛ شخصیتی که همچنان تلخ، مرموز، باهوش و ترسناک باشه، اما رفتار و گذشته‌اش رو از زاویه متفاوتی ببینیم.

سریال تلویزیونی نسبت به فیلم‌ها زمان خیلی بیشتری برای پرداخت شخصیت‌ها داره. فیلم‌های هری پاتر مجبور بودن بخش بزرگی از کودکی اسنیپ، رابطه پیچیده‌اش با لیلی، دوران تحصیلش در هاگوارتز و حتی بعضی از دلایل رفتارهای بزرگسالی اون رو خلاصه کنن. یک سریال چندفصلی می‌تونه بدون عجله به سراغ این بخش‌ها بره و نشون بده اسنیپ چطور کم‌کم تبدیل به کسی شد که در داستان هری می‌بینیم.

این اتفاق به معنی قهرمان کردن اسنیپ یا پاک کردن اشتباهاتش نیست. اتفاقاً اگه گذشته اون با جزئیات بیشتری روایت بشه، تضادهای شخصیتش هم واضح‌تر می‌شن. مخاطب می‌تونه هم‌زمان برای کودک تنهایی که مورد آزار قرار گرفته ناراحت باشه و رفتارهای اشتباه همون کودک در بزرگسالی رو هم محکوم کنه.

فقر و تبعیض چه چیزی به گذشته اسنیپ اضافه می‌کنن؟

اسنیپ قبل از ورود به هاگوارتز هم زندگی راحتی نداشت. اون در منطقه صنعتی و فرسوده کوک‌ورث بزرگ شد و خانواده‌اش با مشکلات مالی و درگیری‌های جدی دست‌وپنجه نرم می‌کردن. مادرش، آیلین پرنس، یک جادوگر بود و پدر ماگلش، توبیاس اسنیپ، رابطه سالمی با خانواده نداشت. کتاب‌ها نشون می‌دن که خونه اسنیپ جای امن و آرامی نبوده و اون از همون کودکی با فقر، تنش و تنهایی آشنا شده بود.

لباس‌های نامرتب و ناهماهنگ اسنیپ فقط یک ویژگی ظاهری بامزه نبودن. اون قبل از ورود به هاگوارتز هم می‌دونست که با بچه‌های خانواده‌های ثروتمند فرق داره. وقتی وارد مدرسه شد، ناگهان خودش رو وسط جامعه‌ای دید که نام خانوادگی، ثروت، اصالت جادویی و جایگاه اجتماعی اهمیت زیادی داشتن.

در کتاب‌ها، این فاصله طبقاتی یکی از دلیل‌های مهم انزوای اسنیپه. اما انتخاب پاپا اسیدو می‌تونه لایه دیگری هم به این تجربه اضافه کنه؛ البته فقط در صورتی که نویسنده‌ها واقعاً بخوان این موضوع رو وارد داستان کنن و براش زمینه‌سازی درستی داشته باشن.

اسنیپ جدید می‌تونه شخصیتی باشه که علاوه بر فقر و دورگه بودن، از نظر ظاهری هم با بیشتر اعضای جامعه‌ای که واردش شده فرق داره. این تفاوت ممکنه حس «هیچ‌جا به من تعلق نداره» رو در اون شدیدتر کنه. در چنین روایتی، اسنیپ فقط پسری با لباس‌های کهنه نیست؛ اون نوجوان بااستعدادیه که هرچقدر تلاش می‌کنه، باز هم احساس می‌کنه جامعه اطرافش حاضر نیست کاملاً قبولش کنه.

اینجاست که لقب «شاهزاده دورگه» یا Half-Blood Prince اهمیت بیشتری پیدا می‌کنه. در داستان اصلی، این لقب از نام خانوادگی مادر اسنیپ، یعنی پرنس، و دورگه بودن خودش می‌آد. اما سریال می‌تونه این هویت رو چیزی بیشتر از یک اسم مستعار نشون بده؛ شخصیتی که اسنیپ برای خودش ساخته تا از کودک فقیر و آسیب‌پذیر کوک‌ورث فاصله بگیره.

البته کتاب‌ها هیچ‌وقت مستقیماً نمی‌گن که اسنیپ برای زنده موندن در محیط هاگوارتز این هویت رو ساخته. این یک برداشت تحلیلیه، اما برداشتی که با گذشته و رفتار شخصیت جور درمی‌آد. شاید اسنیپ نمی‌تونست شرایط زندگی خودش رو تغییر بده، ولی می‌تونست نام تازه‌ای برای خودش انتخاب کنه و دست‌کم در ذهن خودش به کسی قدرتمندتر تبدیل بشه.

هاگوارتز برای همه خونه امنی نبود

وقتی درباره هاگوارتز حرف می‌زنیم، معمولاً یاد شمع‌های شناور، راهروهای متحرک، ضیافت‌های بزرگ و ماجراجویی‌های هری و دوست‌هاش می‌افتیم. هاگوارتز برای هری جایی بود که بالاخره در اون دوست، خانواده و هدف پیدا کرد. رون، هرماینی، هاگرید و بقیه آدم‌های اطرافش باعث شدن مدرسه به اولین خونه واقعی زندگی اون تبدیل بشه.

اما هاگوارتز برای همه چنین جایی نبود.

جامعه جادوگری پر از سلسله‌مراتب و امتیازهای خانوادگیه. خانواده‌های خون‌پاک ثروتمند فقط پول ندارن؛ اون‌ها ارتباط، اعتبار و قدرت اجتماعی هم دارن. خانواده مالفوی نمونه واضح این ماجراست. لوسیوس مالفوی بارها تلاش می‌کنه با استفاده از ثروت و نفوذش روی اتفاقات هاگوارتز تأثیر بذاره و دراکو هم از همون روزهای اول یاد گرفته که نام خانوادگیش می‌تونه براش قدرت بیاره.

از طرف دیگه، همین خانواده‌ها و طرفدارهای برتری خون‌پاک‌ها، ویزلی‌ها رو به‌خاطر وضعیت مالی‌شون تحقیر می‌کنن و هرماینی رو به دلیل ماگل‌زاده بودن پایین‌تر از خودشون می‌دونن. پس هاگوارتز فقط یک مدرسه جادویی قشنگ نیست؛ نسخه کوچکی از جامعه‌ایه که تعصب‌های دنیای بیرون رو همراه خودش به داخل کلاس‌ها آورده.

اسنیپ در دهه ۱۹۷۰ میلادی (دهه ۱۳۵۰ شمسی) وارد چنین محیطی شد. اون نه ثروت داشت، نه خانواده بانفوذ و نه ظاهر آراسته‌ای که کمکش کنه راحت‌تر بین بقیه جا باز کنه. تنها چیزی که داشت، استعداد فوق‌العاده‌اش در جادو و مخصوصاً معجون‌سازی بود.

حالا اگه سریال بخواد تجربه نژادی اسنیپ رو هم وارد این فضا کنه، باید خیلی بااحتیاط جلو بره. صرفاً انتخاب یک بازیگر رنگین‌پوست کافی نیست. نویسنده‌ها باید مشخص کنن این تفاوت در جامعه جادوگری چه معنایی داره و آیا اصلاً قرار است روی روابط اسنیپ تأثیر بذاره یا نه.

اگه این موضوع درست نوشته بشه، می‌تونه حس انزوای اسنیپ رو ملموس‌تر کنه. اما اگه فقط در حد ظاهر باقی بمونه و هیچ تأثیری روی تجربه شخصیت نداشته باشه، ادعای «داستان تازه اسنیپ» معنای خاصی پیدا نمی‌کنه. همه‌چیز به این بستگی داره که سریال چقدر جرئت داشته باشه واقعاً وارد ذهن و تجربه این شخصیت بشه.

لیلی و غارتگران؛ دو روی نوجوانی اسنیپ

برای فهمیدن اسنیپ باید رابطه‌اش با لیلی ایوانز رو بشناسیم. لیلی فقط اولین عشق زندگی اون نبود؛ اولین کسی بود که اسنیپ رو واقعاً دید و پذیرفت. این دو قبل از ورود به هاگوارتز با هم آشنا شدن و اسنیپ بود که دنیای جادوگری رو به لیلی معرفی کرد.

برای پسری که در خونه امنیت نداشت و بین هم‌سن‌وسال‌هاش هم احساس غریبی می‌کرد، این دوستی خیلی بیشتر از یک رابطه معمولی بود. لیلی به اسنیپ ثابت کرد حداقل یک نفر هست که بدون توجه به لباس‌ها، خانواده یا جایگاه اجتماعیش دوستش داشته باشه.

اما در طرف دیگه ماجرا، غارتگران قرار داشتن؛ جیمز پاتر، سیریوس بلک، ریموس لوپین و پیتر پتی‌گرو. فیلم‌ها بخشی از رفتار اون‌ها با اسنیپ رو نشون دادن، اما هیچ‌وقت فرصت کافی نداشتن تا عمق این قلدری رو بررسی کنن.

در خاطره معروف اسنیپ که هری داخل قدح اندیشه می‌بینه، جیمز و سیریوس فقط دو نوجوان شیطون نیستن که یک شوخی از کنترلشون خارج شده باشه. اون‌ها در مقابل جمعیت، اسنیپ رو طلسم و تحقیر می‌کنن و از ناتوانی اون برای سرگرم کردن خودشون استفاده می‌کنن. جیمز از محبوبیت، مهارت و جایگاه اجتماعیش مطمئنه و می‌دونه احتمالاً بابت این رفتار مجازات جدی نمی‌شه.

سیریوس مستقیماً در آزار اسنیپ شرکت می‌کنه. ریموس با اینکه می‌فهمه کار دوست‌هاش اشتباهه، جلوی اون‌ها نمی‌ایسته و پیتر هم با خندیدن و تشویق کردن، به این رفتار قدرت بیشتری می‌ده. این صحنه نشون می‌ده قلدری فقط کار کسی نیست که طلسم رو اجرا می‌کنه؛ سکوت و همراهی بقیه هم بخشی از ماجراست.

حالا اگه اسنیپ سریال یک نوجوان رنگین‌پوست باشه، همین صحنه ممکنه معنای سنگین‌تری پیدا کنه. دیدن چند دانش‌آموز محبوب و قدرتمند که یک نوجوان فقیر و متفاوت رو در مقابل جمعیت تحقیر می‌کنن، دیگه به‌راحتی نمی‌تونه در قالب «شیطنت‌های دوران مدرسه» قرار بگیره. مخاطب مجبور می‌شه با بخش تاریک‌تری از گذشته جیمز و سیریوس روبه‌رو بشه.

این موضوع می‌تونه نگاه ما به قهرمان‌های داستان رو هم پیچیده‌تر کنه. جیمز بعدها تغییر کرد و به یکی از اعضای محفل ققنوس تبدیل شد، اما کارهای خوب بعدی اون رفتارهای نوجوانیش رو پاک نمی‌کنن. همین خاکستری بودن شخصیت‌ها یکی از جذاب‌ترین بخش‌های داستان هری پاتره؛ آدم‌های خوب می‌تونن کارهای وحشتناکی انجام بدن و آدم‌های آسیب‌دیده هم ممکنه بعدها خودشون به دیگران آسیب بزنن.

در مرکز تمام این اتفاقات، لیلی قرار داره. اون در خاطره قدح اندیشه تلاش می‌کنه جلوی جیمز رو بگیره و از اسنیپ دفاع کنه، اما اسنیپ در اوج خشم و تحقیر، لیلی رو «خون‌لجن» صدا می‌زنه. همین کلمه ضربه‌ای جدی به رابطه اون‌ها می‌زنه.

مهمه که سریال این جدایی رو فقط به شکل «لیلی، اسنیپ رو رها کرد و سراغ بچه‌های محبوب رفت» نشون نده. لیلی مدت‌ها درباره ارتباط اسنیپ با جادوهای سیاه و دوستی اون با کسانی که بعدها به مرگ‌خوارها پیوستن نگران بود. اسنیپ خودش هم با انتخاب‌ها و حرف‌هاش در نابودی این رابطه نقش داشت.

همین موضوع تراژدی رابطه‌شون رو قوی‌تر می‌کنه. لیلی تنها پناه عاطفی اسنیپ بود، اما اسنیپ در یکی از بدترین لحظات زندگیش همون پناه رو با دست خودش از بین برد. بعد از اون هم به‌جای فاصله گرفتن از کسانی که افکار برتری‌طلبانه داشتن، بیشتر به سمتشون کشیده شد.

سریال HBO می‌تونه این رابطه رو با جزئیاتی نشون بده که فیلم‌ها فرصت پرداختنش رو نداشتن؛ از روزهای کودکی در کوک‌ورث گرفته تا اولین سال‌های هاگوارتز و فاصله‌ای که کم‌کم بینشون شکل گرفت. اگه این مسیر درست نوشته بشه، از دست رفتن لیلی فقط یک شکست عاشقانه نیست؛ فروپاشی تنها رابطه سالم زندگی نوجوانی اسنیپه.

گذشته تلخ اسنیپ، اشتباهاتش رو توجیه می‌کنه؟

اینجا به سخت‌ترین بخش تحلیل اسنیپ می‌رسیم. نشون دادن فقر، تبعیض، تنهایی و قلدری‌هایی که اون تجربه کرده، قرار نیست تمام کارهای بعدیش رو توجیه کنه.

اسنیپ در مقطعی از زندگیش به مرگ‌خوارها پیوست. اون اطلاعات مربوط به پیشگویی رو در اختیار ولدمورت گذاشت و همین تصمیم باعث شد خانواده پاتر هدف قرار بگیرن. وقتی هم به‌عنوان استاد وارد هاگوارتز شد، بارها با دانش‌آموزها رفتار آزاردهنده‌ای داشت. تحقیر هرماینی، رفتار ناعادلانه با هری و تبدیل شدن به بزرگ‌ترین ترس نویل چیزهایی نیستن که بشه فقط با اشاره به کودکی سخت اسنیپ نادیده‌شون گرفت.

از طرف دیگه، اسنیپ بعد از فهمیدن خطری که لیلی رو تهدید می‌کرد، مسیرش رو تغییر داد. اون سال‌ها برای دامبلدور جاسوسی کرد، از هری محافظت کرد و در نهایت جان خودش رو در این راه از دست داد. همین تضاد باعث شده هنوز هم طرفدارها درباره قهرمان یا شرور بودنش بحث کنن.

واقعیت اینه که اسنیپ هیچ‌کدوم از این دو به‌تنهایی نیست. اون نه قهرمانی بی‌نقصه و نه شروریه که هیچ ویژگی قابل‌درکی نداشته باشه. اسنیپ آدمی آسیب‌دیده‌ست که خودش هم به دیگران آسیب زده، تصمیم‌های وحشتناکی گرفته و درعین‌حال برای جبران بخشی از اون‌ها بهای سنگینی پرداخت کرده.

اگه سریال HBO از انتخاب پاپا اسیدو استفاده کنه تا گذشته اسنیپ رو عمیق‌تر نشون بده، می‌تونه یکی از کامل‌ترین نسخه‌های این شخصیت رو بسازه. اما خطر بزرگی هم وجود داره. سریال نباید اسنیپ رو فقط به قربانی تبعیض تبدیل کنه و همه انتخاب‌های تاریکش رو نتیجه رفتار دیگران بدونه. این کار به‌جای پیچیده‌تر کردن شخصیت، اون رو ساده‌تر می‌کنه.

تغییر ظاهر اسنیپ فقط زمانی ارزش روایی پیدا می‌کنه که نویسنده‌ها بدون شعار دادن، تجربه اون رو وارد داستان کنن. باید بفهمیم اسنیپ چه چیزی دیده، چه حسی داشته و چرا بعضی مسیرها رو انتخاب کرده؛ اما در نهایت مسئولیت انتخاب‌هاش هم باید روی دوش خودش باقی بمونه.

پاپا اسیدو با وجود تمام حمله‌ها و واکنش‌های منفی، همچنان قراره این نقش رو بازی کنه و حالا بزرگ‌ترین وظیفه روی دوش نویسنده‌های سریاله. اون‌ها باید شخصیتی بسازن که هم به سوروس اسنیپ کتاب‌ها وفادار باشه(نه چندان وفادار!!!از همین اول معلومه دیگه) و هم به بازیگر جدید اجازه بده چیزی تازه به این نقش اضافه کنه.

شاید این اسنیپ جدید همون گذشته‌ای رو داشته باشه که از کتاب‌ها می‌شناسیم و فقط با چهره متفاوتی ظاهر بشه. شاید هم HBO واقعاً تصمیم گرفته باشه تجربه اون از فقر، تبعیض و طرد شدن رو گسترش بده. هنوز هیچ‌کدوم از این تغییرات رسماً تأیید نشده، اما انتخاب پاپا اسیدو فرصتی ساخته که نمی‌شه نادیده‌اش گرفت.

حالا باید دید سریال هری پاتر از این فرصت برای عمیق‌تر کردن یکی از پیچیده‌ترین شخصیت‌های دنیای جادوگری استفاده می‌کنه یا فقط داستان آشنایی رو با بازیگری تازه دوباره جلوی دوربین می‌بره.

حرف آخر

انتخاب پاپا اسیدو برای نقش سوروس اسنیپ، بدون شک یکی از جسورانه‌ترین تصمیم‌های سریال هری پاتره(البته به نظر من احمقانه). این انتخاب می‌تونه کمک کنه گذشته اسنیپ، حس طرد شدنش و مسیری که اون رو به سمت مرگ‌خوارها برد، از زاویه‌ای تازه بررسی بشه؛ اما تغییر چهره شخصیت به‌تنهایی برای ساختن یک روایت تازه کافی نیست.

همه‌چیز به فیلمنامه و نوع پرداخت سریال برمی‌گرده. HBO باید بدون پاک کردن اشتباهات اسنیپ، نشون بده چه اتفاقاتی از اون پسربچه فقیر و تنها، شخصیتی تا این اندازه تلخ و پیچیده ساختن. اگه این تعادل درست رعایت بشه، پاپا اسیدو می‌تونه نسخه‌ای از اسنیپ رو به ما نشون بده که قرار نیست جای آلن ریکمن رو بگیره، بلکه قراره در کنار اون هویت مستقل خودش رو داشته باشه.

حالا باید صبر کنیم و ببینیم این انتخاب واقعاً به یکی از جذاب‌ترین تغییرات سریال تبدیل می‌شه یا فقط بحثی جنجالی باقی می‌مونه که قبل از پخش سریال حسابی طرفدارها رو به جون هم انداخته. نظر تو چیه؟ فکر می‌کنی پاپا اسیدو می‌تونه اسنیپ متفاوت اما قابل‌قبولی برای نسل جدید بسازه؟

Leave a comment