اسم اگان تو خاندان تارگرین زیاد تکرار شده، ولی همهی اگانها قرار نبوده به یه سرنوشت برسن. بعضیهاشون واقعاً شاه شدن و روی تخت آهنین نشستن، بعضیها فقط وارث یا مدعی تاجوتخت بودن، بعضیها خیلی زود مردن و بعضیها هم مثل اگان ششم احتمالی، هنوز یه علامت سؤال بزرگ تو دنیای نغمه یخ و آتش هستن.
وقتی میگیم اگان تارگرین، احتمالاً اولین کسی که یادمون میاد اگان فاتحه؛ همون کسی که با خواهرهاش و اژدهایانش اومد وستروس رو فتح کرد و تاریخ این قاره رو برای همیشه تغییر داد. اما بعد از اون، اگانهای دیگهای هم تو این خاندان به دنیا اومدن که هرکدوم یه جور با قدرت، جنگ، مرگ، ادعای پادشاهی یا سقوط تارگرینها گره خوردن.
تو این مقاله میریم سراغ همهی اگانهای شناختهشدهی خاندان تارگرین؛ از اگانهای قدیمی و کمترشناختهشده گرفته تا شاههای رسمی، وارثهای ناکام و مدعیهای مرموز. میبینیم هرکدوم کی بودن، شاه شدن یا نه، و آخرش سرنوشتشون به کجا رسید.
همه اگانهای تاریخ تارگرین در یک نگاه
قبل از اینکه یکییکی بریم سراغ اگانهای خاندان تارگرین، بهتره اول یه نگاه کلی بهشون بندازیم. چون اسم اگان تو نسلهای مختلف این خاندان چندین بار تکرار شده و اگه ترتیب زمانیشون رو نداشته باشیم، خیلی راحت ممکنه قاطی بشن؛ مخصوصاً وقتی بعضیها شاه شدن، بعضیها فقط وارث بودن و بعضیها هم حتی فرصت نکردن وارد بازی قدرت بشن.
جدولی که پایین میبینید، اگانهای شناختهشدهی خاندان تارگرین رو به ترتیب تاریخی نشون میده؛ از اگانهای قدیمیِ قبل از فتح وستروس گرفته تا اگانهای معروفتر دوران تخت آهنین و مدعیهای مرموز بعدی. بعد از این جدول، میریم سراغ بررسی کوتاه هرکدوم و میبینیم کی بودن، چه نسبتی با خاندان تارگرین داشتن، شاه شدن یا نه، و آخرش چه سرنوشتی پیدا کردن.
| ردیف | نام | نسبت / دوره | شاه شد؟ | توضیح کوتاه |
|---|---|---|---|---|
| ۱ | اگان تارگرین، پسر گیمون و دنیس Aegon Targaryen | پیش از فتح وستروس / لرد دراگوناستون | نه | از تارگرینهای قدیمیِ قبل از فتح وستروس بود. همراه خواهر و همسرش، الینا، بر دراگوناستون حکومت کرد، اما پادشاه وستروس نبود. |
| ۲ | اگان اول تارگرین / اگان فاتح Aegon I Targaryen / Aegon the Conqueror | فاتح وستروس | بله | اولین شاه تارگرین روی تخت آهنین بود. از سال ۱ تا ۳۷ بعد از فتح حکومت کرد و پایهگذار سلطنت تارگرینها در وستروس شد. |
| ۳ | اگان بیتاج Aegon the Uncrowned | پسر اِنیس اول | نه، فقط مدعی بود | وارث قانونی پدرش به حساب میاومد، اما عمویش، میگور، تخت آهنین رو گرفت. اگان هیچوقت واقعاً تاجگذاری نکرد و برای همین به «بیتاج» معروف شد. |
| ۴ | اگان تارگرین، پسر جهیریس اول و آلیسان Aegon Targaryen | دوران جهیریس اول | نه | اولین فرزند جهیریس اول و آلیسان بود، اما فقط سه روز بعد از تولد از دنیا رفت. |
| ۵ | اگان تارگرین، پسر بیلون و آلیسا Aegon Targaryen | برادر کوچک ویسریس اول و دیمون | نه | برادر کوچیک ویسریس اول و دیمون تارگرین بود. در سال ۸۴ بعد از فتح به دنیا اومد، اما قبل از اینکه یکساله بشه از دنیا رفت. |
| ۶ | اگان دوم تارگرین Aegon II Targaryen | پسر ویسریس اول و آلیسنت هایتاور | بله | ششمین شاه تارگرین روی تخت آهنین بود. از سال ۱۲۹ تا ۱۳۱ بعد از فتح حکومت کرد و سلطنتش با ادعای رینیرا، جنگ داخلی رقص اژدهایان رو شعلهور کرد. |
| ۷ | اگان سوم تارگرین / اژدهاکش Aegon III Targaryen / Dragonbane | پسر رینیرا و دیمون تارگرین | بله | هفتمین شاه تارگرین بود. بعد از پایان رقص اژدهایان به تخت رسید و از سال ۱۳۱ تا ۱۵۷ بعد از فتح حکومت کرد. |
| ۸ | اگان چهارم تارگرین / نالایق Aegon IV Targaryen / The Unworthy | پسر ویسریس دوم | بله | یازدهمین شاه تارگرین بود. از سال ۱۷۲ تا ۱۸۴ بعد از فتح حکومت کرد و با مشروع کردن حرامزادههاش، زمینهی شورشهای بلکفایر رو ساخت. |
| ۹ | اگان پنجم تارگرین / اِگ / شاه بعید Aegon V Targaryen / Egg / The Unlikely | پسر میکار اول | بله | پانزدهمین شاه تارگرین روی تخت آهنین بود. همون اِگ معروف داستانهای دانک و اِگ بود و از سال ۲۳۳ تا ۲۵۹ بعد از فتح حکومت کرد. |
| ۱۰ | اگان تارگرین، پسر ایریس دوم و ریلا Aegon Targaryen | نسل ایریس دوم / برادر از دسترفتهی ویسریس و دنریس | نه | در سال ۲۷۲ بعد از فتح، زودتر از موعد به دنیا اومد و سال بعد از دنیا رفت. اصلاً به سنی نرسید که وارد ماجرای جانشینی یا ادعای تاجوتخت بشه. |
| ۱۱ | اگان تارگرین، پسر ریگار و الیا مارتل Aegon Targaryen | پسر ریگار تارگرین و الیا مارتل | نه | طبق روایت رسمی، در زمان غارت کینگز لندینگ کشته شد. البته ماجرای یانگ گریف در کتابها باعث شده سرنوشت واقعی این اگان هنوز محل بحث باشه. |
| ۱۲ | یانگ گریف / اگان ششم احتمالی Young Griff / Aegon VI Targaryen | مدعی زنده بودن پسر ریگار | نه، فعلاً فقط مدعی است | خودش رو اگان تارگرین، پسر ریگار و الیا مارتل معرفی میکنه و برای همین به عنوان اگان ششم احتمالی شناخته میشه؛ اما در کتابهای منتشرشده هنوز شاه رسمی نشده و هویتش هم قطعی نیست. |
| ۱۳ | جان اسنو / اگان تارگرین Jon Snow / Aegon Targaryen | پسر ریگار تارگرین و لیانا استارک | نه | در سریال Game of Thrones مشخص شد که جان اسنو در اصل اگان تارگرین، پسر ریگار و لیاناست. با اینکه از نظر نسب میتونست ادعای مهمی روی تخت آهنین داشته باشه، هیچوقت شاه نشد و سرنوشتش در نهایت به شمال گره خورد. |
اگان تارگرین، پسر گیمون و دنیس؛ قدیمیترین اگان شناختهشده

بررسی اگانهای تارگرین رو از قدیمیترین اگانی شروع میکنیم که در تاریخ این خاندان میشناسیم؛ کسی که نه میتونیم جزو شاههای تارگرین حسابش کنیم، نه جزو مدعیهای تخت آهنین و نه حتی جزو اون اگانهایی که به جنگهای بزرگ وستروس وصل میشن. چون این اگان اصلاً مربوط به دوران قبل از فتح وستروسه؛ زمانی که تارگرینها هنوز پادشاه هفت پادشاهی نبودن و فقط به عنوان یکی از خاندانهای والیریایی، در دراگوناستون قدرت داشتن.
این اگان، پسر گیمون و دنیس تارگرین بود و همراه خواهر و همسرش، الینا، بر دراگوناستون حکومت میکرد. از زندگی خودش اطلاعات زیادی نداریم، اما اهمیتش از اینجاست که به نسلهای قدیمی خاندان تارگرین تعلق داشت؛ همون نسلهایی که قبل از اگان فاتح، پایههای حضور تارگرینها در دراگوناستون رو ساختن.
پس این اگان هیچوقت شاه وستروس نشد و روی تخت آهنین ننشست، چون اصلاً تخت آهنینی در کار نبود. با این حال، اسمش برای شروع این لیست مهمه؛ چون قبل از تمام اگانهای معروفتر، قبل از اگان فاتح، قبل از رقص اژدهایان و قبل از سقوط تارگرینها، یک اگان دیگر هم در تاریخ این خاندان وجود داشت که بیشتر از هر چیز، نمایندهی دوران قدیمی و کمترشناختهشدهی تارگرینهاست.
اگانهایی که واقعاً شاه شدن
حالا که از قدیمیترین اگان تارگرین شروع کردیم، میرسیم به اون اگانهایی که فقط اسمشون تو تاریخ خاندان تارگرین نیومده، بلکه واقعاً روی تخت آهنین نشستن و شاه وستروس شدن.
بین همهی اگانهای تارگرین، فقط پنج نفر واقعاً شاه شدن. بعضیها مثل اگان فاتح، کل مسیر وستروس رو عوض کردن. بعضیها مثل اگان دوم، اسمشون با جنگ داخلی، دعوای خانوادگی و نابودی اژدهایان گره خورد. بعضیها هم بعداً با تصمیمها و اشتباهاتشون، دردسرهایی ساختن که چند نسل بعد هم ولکن خاندان تارگرین نبود.
اگان اول تارگرین؛ فاتح وستروس

وقتی اسم اگان تارگرین میاد، معمولاً اولین کسی که یادمون میاد اگان اوله؛ همون اگان فاتح معروف که پایهگذار سلطنت تارگرینها تو وستروس شد. قبل از اون، تارگرینها دراگوناستون رو داشتن، اما هنوز خبری از تخت آهنین و پادشاهی هفت پادشاهی نبود.
اگان همراه دو خواهر و همسرش، ویسنیا و رینیس، با سه اژدهای بزرگشون وارد وستروس شد. خودش سوار بر بالریون وحشت سیاه بود، ویسنیا و رینیس هم با اژدهایان خودشون کنارش بودن. همین ترکیب باعث شد اگان بتونه بیشتر سرزمینهای وستروس رو یکییکی زیر فرمان خودش بیاره و چیزی رو بسازه که بعدها به عنوان پادشاهی تارگرینها شناخته شد.
اهمیت اگان اول فقط این نیست که اولین شاه تارگرین بود. مهمتر از اون، اینه که تقریباً همهچیز بعد از اون با تصمیمها و فتحهای خودش شروع شد؛ از تخت آهنین گرفته تا پایتختی کینگز لندینگ و حتی سالشماری «بعد از فتح». اگان از سال ۱ تا ۳۷ بعد از فتح حکومت کرد و در نهایت بعد از مرگش، سلطنت به پسرش اِنِیس رسید.
اگان دوم تارگرین؛ شاهی که رقص اژدهایان رو شعلهور کرد

اگان دوم یکی از جنجالیترین اگانهای تارگرینه؛ مخصوصاً برای کسایی که House of the Dragon رو دیدن. اون پسر ویسریس اول و آلیسنت هایتاور بود و بعد از مرگ ویسریس، طرفدارهاش اونو روی تخت آهنین نشوندن. مشکل اینجا بود که ویسریس قبل از مرگش، رینیرا رو به عنوان وارث خودش معرفی کرده بود.
همین شد شروع یکی از خونینترین دعواهای خانوادگی تاریخ تارگرینها؛ جنگی که به اسم رقص اژدهایان شناخته میشه. از یه طرف اگان دوم و سبزها بودن، از یه طرف رینیرا و سیاهها. هر دو طرف هم خودشون رو صاحب واقعی تخت آهنین میدونستن و همین دعوا، خاندان تارگرین رو از داخل تیکهتیکه کرد.
اگان دوم از سال ۱۲۹ تا ۱۳۱ بعد از فتح حکومت کرد، اما سلطنتش بیشتر از اینکه شبیه یه پادشاهی محکم و باثبات باشه، وسط جنگ، خیانت، مرگ و اژدهاسوزی گذشت. آخرش هم خودش زنده از این آشوب بیرون نیومد و بعد از مرگش، اگان سوم، پسر رینیرا، روی تخت نشست.
اگان سوم تارگرین؛ شاه شکسته بعد از جنگ

بعد از اون همه خونریزی و نابودی که رقص اژدهایان به جا گذاشت، تخت آهنین در نهایت به اگان سوم رسید؛ پسری که خودش هم یکی از قربانیهای همون جنگ بود. اگان سوم پسر رینیرا و دیمون تارگرین بود، یعنی از همون شاخهای میاومد که تو جنگ داخلی مقابل اگان دوم ایستاده بود. اما وقتی جنگ تموم شد، دیگه تقریباً چیزی از اون شکوه قدیمی تارگرینها باقی نمونده بود.
اگان سوم در کودکی چیزهایی دید که برای همیشه روش اثر گذاشت. جنگ، مرگ، خیانت و نابودی اژدهایان باعث شد پادشاهی اون اصلاً شبیه دوران پرزرقوبرق تارگرینهای قبلی نباشه. برای همین هم معمولاً ازش به عنوان یه شاه غمگین و شکسته یاد میشه؛ پادشاهی که بیشتر از اینکه با قدرت و فتح شناخته بشه، با زخمهای بعد از جنگ شناخته میشه.
لقب معروف اگان سوم، Dragonbane یا «اژدهاکش» بود. البته این لقب به این معنی نیست که خودش شخصاً رفته باشه اژدها بکشه؛ بیشتر به این خاطر بهش داده شد که در دوران حکومت اون، آخرین اژدهایان تارگرین هم از بین رفتن. همین اتفاق ضربهی بزرگی به قدرت خاندان تارگرین زد، چون اژدهاها همیشه مهمترین نشونهی قدرت و برتری این خاندان بودن.
اگان سوم از سال ۱۳۱ تا ۱۵۷ بعد از فتح حکومت کرد. سلطنتش بعد از رقص اژدهایان شروع شد، اما سایهی اون جنگ تا آخر روی پادشاهی و حتی شخصیت خودش موند.
اگان چهارم تارگرین؛ نالایقترین اگان؟

اگان چهارم یکی از اون شاههایی بود که لازم نبود حتماً یه جنگ بزرگ رو شروع کنه تا خاندان تارگرین رو به دردسر بندازه؛ تصمیمها و رفتارهای خودش به اندازهی کافی برای ساختن یه فاجعهی چندنسلی کافی بود. اون پسر ویسریس دوم بود و بعد از مرگ پدرش روی تخت آهنین نشست، اما چیزی که از خودش به جا گذاشت، بیشتر از اینکه میراث یه شاه قدرتمند باشه، میراث آشوب و دردسر بود.
لقب معروف اگان چهارم، The Unworthy یا «نالایق» بود؛ لقبی که واقعاً بیدلیل بهش ندادن. اگان چهارم به خاطر ولخرجی، هوسبازی، بیمسئولیتی و تصمیمهای عجیبش بین پادشاهان تارگرین بدنام شد. اما مهمترین کاری که کرد، مربوط به آخرین روزهای عمرش بود؛ وقتی که حرامزادههای خودش رو مشروع اعلام کرد.
همین تصمیم ساده به نظر میرسید، اما نتیجهاش اصلاً ساده نبود. با مشروع شدن فرزندان نامشروع اگان چهارم، مخصوصاً دیمون بلکفایر، مسیر برای شورشهای بلکفایر باز شد؛ شورشهایی که چند نسل خاندان تارگرین و کل وستروس رو درگیر خودش کرد. یعنی اگان چهارم حتی بعد از مرگش هم دست از سر تارگرینها برنداشت و تصمیمش مثل یه زخم قدیمی، سالها تو تاریخ این خاندان باقی موند.
اگان چهارم از سال ۱۷۲ تا ۱۸۴ بعد از فتح حکومت کرد. شاید از نظر مدت حکومت، پادشاه خیلی طولانیمدتی نبود، اما از نظر خرابکاری سیاسی، یکی از مهمترین و دردسرسازترین اگانهای تاریخه.
اگان پنجم تارگرین؛ همون «اِگ» معروف داستان سر دانکن بلند قامت

اگان پنجم با بقیهی اگانهای شاه فرق داشت، چون از اول قرار نبود یکی از گزینههای اصلی تخت آهنین باشه. برای همین هم بهش لقب The Unlikely یا «بعید» داده بودن؛ یعنی کسی که رسیدنش به پادشاهی اصلاً قابل پیشبینی نبود. اما اتفاقات مختلف، مرگها و تغییر مسیر جانشینی باعث شد در نهایت همین شاهزادهی بعید، تبدیل به پانزدهمین شاه تارگرین بشه.
طرفدارهای جدیتر دنیای جرج آر. آر. مارتین، اگان پنجم رو بیشتر با اسم «اِگ» میشناسن؛ همون پسربچهی بامزه و کلهشقی که تو داستانهای Dunk & Egg کنار سر دانکن بلندقد سفر میکنه. همین گذشته باعث میشه اگان پنجم برای خیلیها شخصیت جذابتری باشه، چون قبل از اینکه شاه بشه، دنیا رو از نزدیکتر و بین مردم عادیتر دیده بود.
وقتی اگان پنجم به تخت رسید، سعی کرد فقط شاه اشراف و لردها نباشه و بیشتر به فکر مردم معمولی هم باشه. همین نگاهش باعث شد با بعضی از خاندانهای بزرگ به مشکل بخوره، چون خیلی از لردها خوششون نمیاومد پادشاه بخواد قدرت و امتیازهاشون رو محدود کنه.
اما سرنوشت اگان پنجم هم مثل خیلی از تارگرینها به اژدها و آتش گره خورد. اون در نهایت در فاجعهی سامرهال از دنیا رفت؛ حادثهای مرموز و تلخ که به تلاش برای برگردوندن اژدهاها ربط داده میشه. اگان پنجم از سال ۲۳۳ تا ۲۵۹ بعد از فتح حکومت کرد و با اینکه به اندازهی اگان فاتح پرهیبت یا به اندازهی اگان چهارم بدنام نبود، یکی از خاصترین اگانهای تارگرین باقی موند.
اگانهایی که شاه نشدن، ولی مهم بودن
همهی اگانهای مهم تارگرین قرار نبود حتماً روی تخت آهنین بشینن. بعضیهاشون هیچوقت شاه نشدن، اما سرنوشتشون اونقدر مهم بود که نمیشه از کنار اسمشون راحت رد شد. یکی وارثی بود که تاج از دستش پرید، یکی بچهای بود که مرگش به سقوط تارگرینها گره خورد، و یکی هم هنوز یکی از مرموزترین چهرههای کتابهای نغمه یخ و آتشه.
اگان بیتاج؛ وارثی که میگور تاج رو ازش گرفت

اگان بیتاج یکی از اون شخصیتهاییه که اسمش خودش همهچیز رو توضیح میده. اون پسر اِنیس اول تارگرین بود و بعد از مرگ پدرش، از نظر خط جانشینی میتونست وارث تخت آهنین باشه. اما مشکل اینجا بود که وسط این ماجرا، میگور تارگرین وارد شد؛ عموی قدرتمند و ترسناکی که قرار نبود بذاره تاج به همین راحتی به اگان برسه.
میگور تاج رو از مسیر اگان کنار زد و خودش قدرت رو گرفت. اگان هم در برابرش ایستاد و ادعای خودش رو روی تخت آهنین مطرح کرد، اما هیچوقت فرصت نکرد واقعاً به عنوان شاه تاجگذاری کنه. برای همین هم در تاریخ خاندان تارگرین به اسم «اگان بیتاج» شناخته میشه؛ کسی که به تاج نزدیک بود، اما هیچوقت بهش نرسید.
اهمیت اگان بیتاج اینه که داستانش فقط داستان یه شاهزاده ناکام نیست. ماجرای اون نشون میده که حتی تو نسلهای اولیهی تارگرینها هم جانشینی همیشه ساده و تمیز پیش نمیرفته. تخت آهنین از همون اول جایی نبود که فقط با حق قانونی بشه بهش رسید؛ قدرت، اژدها، ترس و سیاست هم همیشه وسط بازی بودن.
اگان تارگرین؛ پسر ریگار و الیا مارتل
اگان، پسر ریگار تارگرین و الیا مارتل، یکی از تلخترین سرنوشتها رو بین اگانهای این خاندان داره. اون پسر ولیعهد تارگرین بود و اگه همهچیز طبق مسیر عادی جلو میرفت، میتونست یکی از مهمترین وارثهای تخت آهنین باشه. اما زندگی اون درست وسط سقوط خاندان تارگرین تموم شد.
در زمان شورش رابرت و غارت کینگز لندینگ، خاندان سلطنتی تارگرین عملاً به آخر خط رسیده بود. طبق روایت رسمی، اگانِ کوچک همراه مادرش الیا مارتل و خواهرش رینیس کشته شد؛ اتفاقی که یکی از تاریکترین بخشهای سقوط تارگرینها به حساب میاد. مرگ اون فقط مرگ یه شاهزاده نبود، بلکه نشونهای از پایان وحشتناک قدرت تارگرینها در کینگز لندینگ بود.
چیزی که این اگان رو مهمتر میکنه، اینه که سرنوشتش بعدها دوباره محل بحث شد. چون در کتابها شخصیتی به اسم یانگ گریف پیدا میشه که ادعا میکنه همون اگان، پسر ریگار و الیاست. برای همین، این شاهزادهی کشتهشده فقط یه شخصیت تراژیک نیست؛ اسمش به یکی از بزرگترین سؤالهای کتابها هم وصل شده.
یانگ گریف؛ اگان ششم احتمالی کیه؟

یانگ گریف یکی از مرموزترین شخصیتهای کتابهای نغمه یخ و آتشه. اون خودش رو اگان تارگرین، پسر ریگار و الیا مارتل معرفی میکنه؛ یعنی همون شاهزادهای که همه فکر میکردن در زمان غارت کینگز لندینگ کشته شده. اگه حرفش درست باشه، اون میتونه یکی از جدیترین مدعیهای زندهی تخت آهنین باشه.
اما ماجرا به همین سادگی نیست. هویت یانگ گریف هنوز قطعی نشده و کتابها عمداً این موضوع رو مبهم نگه داشتن. ممکنه واقعاً همون اگانِ پسر ریگار باشه، ممکنه هم نقشهای سیاسی پشت ماجرا باشه و اون اصلاً تارگرین واقعی نباشه. برای همین هم وقتی ازش حرف میزنیم، بهتره با احتیاط بگیم «اگان ششم احتمالی»، نه اگان ششم قطعی.
اهمیت یانگ گریف از اینجاست که حضورش میتونه کل معادلهی قدرت در وستروس رو به هم بزنه. چون اگه واقعاً پسر ریگار باشه، ادعای اون روی تخت آهنین از خیلیها جدیتره. از طرفی، حتی اگه هویتش جعلی باشه، باز هم اسم اگان و خون تارگرین اونقدر وزن داره که بتونه مردم، لردها و ارتشها رو دور خودش جمع کنه.
پس یانگ گریف هنوز شاه نشده و در کتابهای منتشرشده فقط یه مدعیه؛ اما بین همهی اگانهایی که به تخت نرسیدن، بدون شک یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترینهاست.
جان اسنو؛ آخرین اگان تارگرین یا وارثی که تاج رو نخواست؟

جان اسنو هم یکی از مهمترین اگانهای تارگرینه، حتی اگه بخش بزرگی از عمرش خودش هم از این موضوع خبر نداشت. اون سالها به عنوان پسر نامشروع ند استارک بزرگ شد، اما بعداً مشخص شد که در واقع پسر ریگار تارگرین و لیانا استارکه؛ یعنی از نظر خون و نسب، هم به خاندان تارگرین وصل میشه، هم به خاندان استارک.
در سریال Game of Thrones، اسم اصلی جان «اگان تارگرین» معرفی میشه. این موضوع باعث میشه ادعای اون روی تخت آهنین از دنریس هم جدیتر باشه، چون پسر ریگار بود و از خط مستقیمتری به خاندان سلطنتی تارگرین میرسید. با این حال، جان هیچوقت شاه وستروس نشد و حتی خودش هم دنبال تاجوتخت نبود.
سرنوشت جان بیشتر از اینکه به تخت آهنین گره بخوره، به شمال، نگهبانان شب و آنسوی دیوار وصل شد. در پایان سریال، اون دوباره به شمال برمیگرده و مسیرش از بازی تاجوتخت جدا میشه. پس اگه جان رو هم در فهرست اگانهای تارگرین حساب کنیم، باید بگیم اون یکی از مهمترین اگانها بود؛ اما نه شاه شد، نه واقعاً تاج رو انتخاب کرد.
اگانهای فراموششده؛ بچههایی که هیچوقت به تاج نرسیدن
حالا میرسیم به اگانهایی که معمولاً کمتر کسی سراغشون میره. اینا نه شاه شدن، نه مدعی جدی تخت آهنین بودن، نه نقش بزرگی تو جنگهای معروف وستروس داشتن؛ اما چون اسم اگان رو داشتن و بخشی از شجرهی تارگرینها بودن، برای کامل شدن این لیست نباید ازشون رد شد.
اگان تارگرین؛ پسر جهیریس اول و آلیسان
این اگان اولین فرزند جهیریس اول و آلیسان تارگرین بود، اما زندگی خیلی کوتاهی داشت. فقط چند روز بعد از تولد از دنیا رفت و برای همین هیچوقت فرصت نکرد وارد ماجراهای جانشینی، سیاست یا قدرت بشه.
اهمیتش بیشتر از این جهتـه که یکی از اگانهای خیلی قدیمی خاندان تارگرینه؛ اسمی که فقط چند روز تو تاریخ این خاندان دوام آورد، اما همچنان بخشی از لیست اگانهای تارگرین حساب میشه.
اگان تارگرین؛ پسر بیلون و آلیسا
اگان بعدی، پسر بیلون و آلیسا تارگرین بود؛ یعنی برادر کوچیکتر ویسریس اول و دیمون تارگرین. همین نسبت خانوادگی باعث میشه اسمش برای طرفدارهای House of the Dragon آشنا و مهمتر به نظر بیاد، چون ویسریس و دیمون هر دو از شخصیتهای خیلی مهم تاریخ تارگرینها بودن.
اما خود این اگان هم مثل مورد قبلی، زندگی کوتاهی داشت. در کودکی از دنیا رفت و هیچوقت به سنی نرسید که وارد مسیر جانشینی یا رقابتهای خانوادگی بشه.
اگان تارگرین؛ پسر ایریس دوم و ریلا
یکی دیگه از اگانهای کمترشناختهشده، پسر ایریس دوم و ریلا تارگرینه؛ یعنی از نسل نزدیک به ویسریس و دنریس. این اگان زودتر از موعد به دنیا اومد و خیلی زود هم از دنیا رفت.
برای همین، هیچ نقشی تو سقوط تارگرینها، شورش رابرت یا ماجرای جانشینی بعدی نداشت. با این حال، وجودش نشون میده که اسم اگان تا آخرین نسلهای خاندان تارگرین هم همچنان برای این خانواده مهم بوده و بارها دوباره انتخاب شده.
حرف آخر
خب اینم از معرفی اگانها؛ اسمی که تو خاندان تارگرین تقریباً شبیه «ممد» تو ایرانه! هر چند نسل یه بار یکی پیدا شده که اسمش اگان بوده، ولی نکتهی جالب اینجاست که هیچکدومشون دقیقاً سرنوشت شبیه هم نداشتن.
یکی مثل اگان فاتح اومد و کل وستروس رو زیر و رو کرد، یکی مثل اگان دوم وسط دعوای خانوادگی و رقص اژدهایان گیر افتاد، یکی مثل اگان سوم با زخمهای همون جنگ به تخت رسید، یکی مثل اگان چهارم با تصمیمهاش چند نسل بعد رو هم بدبخت کرد، و یکی مثل اگان پنجم از یه شاهزادهی بعید تبدیل شد به پادشاهی که پایانش با فاجعهی سامرهال گره خورد.
اون وسط چندتا اگان هم بودن که اصلاً فرصت نکردن بزرگ بشن، چندتا به تاج نزدیک شدن ولی بهش نرسیدن، و چندتا هم مثل یانگ گریف و جان اسنو، ماجراشون هنوز برای طرفدارها بحثبرانگیزه. خلاصه اگه بخوایم خیلی ساده بگیم، اسم اگان برای تارگرینها فقط یه اسم تکراری نبود؛ هر بار که این اسم دوباره تو خاندان ظاهر شد، یه تیکهی تازه از تاریخ پر از آتش، خون، تاج و بدبختی تارگرینها هم باهاش اومد.

