Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

Prison World در The Vampire Diaries|کابوسی که یک روز را تا ابد تکرار می‌کنند

تصور کن یک روز صبح از خواب بیدار می‌شی، از خونه می‌زنی بیرون و خیلی زود می‌فهمی یک جای کار حسابی می‌لنگه. خیابون‌ها سر جاشونن، ماشین‌ها هنوز پارک شدن، فروشگاه‌ها پر از جنس هستن و حتی تلویزیون و روزنامه هم کار می‌کنن، ولی هیچ آدمی وجود نداره. بدتر از همه اینکه وقتی شب تموم می‌شه و فردا از راه می‌رسه، درواقع هیچ «فردایی» در کار نیست و دوباره دقیقاً همون روز قبلی شروع می‌شه.

این تقریباً همون شرایطیه که Damon و Bonnie در شروع فصل ششم The Vampire Diaries باهاش روبه‌رو می‌شن. بعد از فروپاشی Other Side، هر دو خودشون رو در Mystic Falls می‌بینن، اما خیلی زود متوجه می‌شن این Mystic Falls با شهری که می‌شناختن فرق داره. هیچ انسانی اونجا نیست، تقویم هر بار به ۱۰ مه ۱۹۹۴ برمی‌گرده و حتی خورشیدگرفتگی هم روز بعد دوباره تکرار می‌شه. کمی بعد سروکله مردی به اسم Kai Parker پیدا می‌شه و تازه مشخص می‌شه این دنیا نه یک برزخ تصادفیه و نه جهنم شخصی Damon؛ آن‌ها وارد چیزی شدن که Gemini Coven بهش Prison World می‌گه.

Prison Worldها یکی از عجیب‌ترین شکل‌های جادو در دنیای The Vampire Diaries هستن؛ زندان‌هایی که به‌جای چند دیوار و یک در آهنی، یک نسخه کامل از دنیا رو دور زندانی می‌کشن. اما دقیقاً چطور ساخته می‌شن؟ چرا یک روز در اون‌ها مدام تکرار می‌شه؟ Ascendant چه کاری انجام می‌ده؟ چرا خون خاندان Bennett برای باز کردن این دنیاها مهمه و چه فرقی بین Prison World سال ۱۹۹۴ و زندان سال ۱۹۰۳ وجود داره؟ برای فهمیدن همه این‌ها اول باید ببینیم Gemini Coven اصلاً چه جور زندانی ساخته بود.

Prison World چیست و چطور کار می‌کند؟

Prison World در ساده‌ترین تعریف، یک بعد جادویی جدا از دنیای اصلیه که به‌عنوان زندان ساخته می‌شه. وقتی Gemini Coven کسی رو به چنین جایی تبعید می‌کنه، قرار نیست اون فرد داخل یک اتاق، قلعه یا ساختمان مشخص زندانی بشه؛ در عوض تقریباً یک نسخه از کل جهان در اختیارش قرار می‌گیره، با این تفاوت که آدم‌های عادی از اون دنیا حذف شدن.

به همین دلیل وقتی Damon و Bonnie وارد Prison World سال ۱۹۹۴ می‌شن، در نگاه اول تقریباً همه‌چیز طبیعی به نظر می‌رسه. Mystic Falls سر جاشه، خونه Salvatore وجود داره، فروشگاه‌ها هنوز جنس دارن و ماشین‌ها و وسایل مختلف هم ناپدید نشدن. چیزی که وجود نداره جمعیت انسانیه. Prison World رو می‌شه تا حدی شبیه یک Snapshot جادویی از دنیا در یک لحظه مشخص در نظر گرفت؛ محیط، ساختمان‌ها و اشیای اون زمان در نسخه زندان وجود دارن، اما مردم عادی همراهش کپی نمی‌شن.

همین موضوع Prison World رو از یک زندان معمولی خیلی بی‌رحمانه‌تر می‌کنه. زندانی از نظر جغرافیایی تقریباً آزاده؛ می‌تونه هر جا که می‌خواد بره، وارد هر خونه‌ای بشه، هر ماشینی رو برداره یا از هر چیزی که پیدا می‌کنه استفاده کنه، اما هیچ‌کس اونجا نیست که باهاش حرف بزنه یا حتی حضورش رو احساس کنه. Kai نزدیک به دو دهه چنین شرایطی رو تحمل کرد و Prison World سال ۱۹۹۴ عملاً طوری طراحی شده بود که اون رو برای همیشه در یک دنیای خالی نگه داره. البته خالی بودن دنیا تنها بخش مجازات نبود، چون مهم‌ترین ویژگی Prison World اینه که زمان داخلش هم به شکل طبیعی جلو نمی‌ره.

چرا یک روز در Prison World تا ابد تکرار می‌شود؟

در Prison World سال ۱۹۹۴، Kai و بعدتر Damon و Bonnie دائماً ۱۰ مه ۱۹۹۴ رو تجربه می‌کنن. وقتی اون روز به پایان می‌رسه، تاریخ جلو نمی‌ره و دوباره همون روز شروع می‌شه؛ حتی خورشیدگرفتگی‌ای که در اون تاریخ اتفاق افتاده هم دوباره در آسمان ظاهر می‌شه.

این تکرار بخشی از ساختار جادویی Prison Worldه. دنیا روی یک نقطه مشخص از زمان قفل می‌شه و رویداد نجومی مرتبط با همون زمان هم وارد چرخه می‌شه. به همین دلیل خورشیدگرفتگی سال ۱۹۹۴ هیچ‌وقت برای همیشه تمام نمی‌شه و هر بار که چرخه روز از نو شروع می‌شه، اون رویداد هم دوباره قابل مشاهده است.

از نظر مجازات هم چنین طراحی‌ای کاملاً منطقیه. اگر Kai فقط به نسخه‌ای خالی از جهان فرستاده می‌شد که زمان داخلش مثل دنیای اصلی حرکت می‌کرد، بالاخره سال‌ها و دهه‌ها می‌گذشت و مفهوم زندان ابدی تا حدی از بین می‌رفت. Gemini Coven در عوض جهانی ساخت که حتی زمان هم داخلش زندانی شده بود و Kai قرار بود هرچقدر که اونجا می‌مونه، همیشه در همون تاریخ باقی بمونه.

البته سریال هیچ‌وقت یک توضیح فنی و کاملاً دقیق درباره اینکه جادوی Prison World چرا زمان رو به این شکل Reset می‌کنه ارائه نمی‌ده. چیزی که از اتفاقات داستان می‌دونیم اینه که Temporal Loop یکی از اجزای اساسی این نوع زندانه و تاریخ و رویداد آسمانی مربوط به اون هم دائماً تکرار می‌شن. با این حال، «Reset شدن زمان» رو نباید با «Reset شدن کامل دنیا» یکی بدونیم، چون این دو تا دقیقاً یک چیز نیستن.

آیا با Reset شدن روز همه‌چیز دوباره به حالت اول برمی‌گردد؟

Prison World شبیه یک Save Game نیست که هر شب تمام اتفاقات روز پاک بشن و صبح همه‌چیز دقیقاً به شرایط اولیه خودش برگرده. واضح‌ترین نشونه این مسئله حافظه کسانیه که داخل این دنیاها زندگی می‌کنن. Kai سال‌های زندانش رو فراموش نمی‌کنه و کاملاً از مدت زمانی که در اونجا گذرونده آگاهه. Damon و Bonnie هم وقتی روز دوباره شروع می‌شه، اتفاقات چرخه قبلی رو به خاطر دارن.

مدرک مهم‌تر رو در Prison World سال ۱۹۰۳ می‌بینیم. Lily Salvatore و همراهانش برای زنده موندن به خون احتیاج داشتن، اما منابع خونی که داخل اون دنیا پیدا می‌کردن کم‌کم مصرف شد و به پایان رسید. اگر تمام اشیا و منابع Prison World با شروع هر چرخه دوباره به حالت اول برمی‌گشتن، خون مصرف‌شده هم باید هر روز دوباره ظاهر می‌شد و Lily و Heretics هیچ‌وقت با کمبود خون مواجه نمی‌شدن.

بنابراین توصیف دقیق‌تر اینه که تاریخ و چرخه زمانی Prison World Reset می‌شه، اما تمام تغییرات فیزیکی ایجادشده در دنیا الزاماً پاک نمی‌شن. آدم‌ها خاطراتشون رو حفظ می‌کنن، منابع می‌تونن مصرف بشن و اتفاقاتی که روی محیط تأثیر گذاشتن همیشه با شروع روز بعد به شکل جادویی خنثی نمی‌شن. همین قانون بعداً در Prison World سال ۱۹۰۳ تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین مشکلات Lily و Heretics می‌شه.

Prison World سال ۱۹۹۴؛ زندانی که برای Kai Parker ساخته شد

مهم‌ترین Prison World سریال همون دنیاییه که در فصل ششم باهاش آشنا می‌شیم. Damon در ابتدا تصور می‌کنه شاید این مکان نوعی جهنم شخصی برای خودشه، مخصوصاً اینکه تاریخ ۱۰ مه ۱۹۹۴ برای خودش هم خاطرات ناخوشایندی داره، اما با ظاهر شدن Kai کم‌کم مشخص می‌شه این دنیا اصلاً برای Damon ساخته نشده و زندانی واقعی اون Malachai Parker بوده.

Kai یکی از اعضای خانواده Parker و Gemini Coven بود و برخلاف جادوگران معمولی نمی‌تونست به‌تنهایی جادو تولید کنه. او یک Siphoner بود؛ یعنی برای استفاده از جادو باید انرژی جادویی یک شخص، طلسم یا شیء جادویی رو جذب می‌کرد. Siphoner بودن Kai باعث شده بود از کودکی در خانواده خودش با نگاه متفاوتی روبه‌رو بشه و در کنار شخصیت خطرناک و خشونت‌آمیزش، همین مسئله یکی از عوامل اتفاقاتی شد که سرانجام در سال ۱۹۹۴ او رو به Prison World رسوند.

Kai Parker چه کاری کرده بود که Gemini Coven او را زندانی کرد؟

برای فهمیدن ماجرای Kai باید اول مراسم Merge خاندان Gemini رو بشناسیم. در این Coven، دوقلوها جایگاه بسیار مهمی داشتن و در هر نسل یک جفت دوقلو باید مراسم Merge رو انجام می‌دادن. در جریان این مراسم، دوقلوی قوی‌تر قدرت دوقلوی ضعیف‌تر رو جذب می‌کرد و دوقلوی بازنده از بین می‌رفت. فردی که زنده می‌موند هم به رهبر جدید Gemini Coven تبدیل می‌شد.

Kai و خواهر دوقلویش Josette که بیشتر با نام Jo می‌شناسیم قرار بود این مراسم رو با هم انجام بدن، اما خانواده Parker به دلایل مختلف نمی‌خواستن Kai رهبر آینده Coven بشه. چون کای یک Siphoner بود و رفتارهای خطرناک و بی‌رحمانه‌اش هم نگرانی خانواده رو بیشتر می‌کرد. به همین دلیل با تولد Liv و Luke، یک جفت دوقلوی جدید به وجود اومد که می‌تونستن در آینده به‌جای Kai و Jo مراسم Merge رو انجام بدن.

وقتی Kai فهمید خانواده قصد دارن او رو از مسیر رهبری کنار بذارن، تصمیم گرفت Liv و Luke رو بکشه تا هیچ جایگزینی برای Merge خودش و Jo باقی نمونه. او در جریان حمله به خانواده‌اش چهار نفر از خواهر و برادرهاش رو کشت و Jo رو هم به‌شدت زخمی کرد، اما نتونست Liv و Luke رو پیدا کنه. Jo در ادامه وانمود کرد حاضر شده مراسم Merge رو با Kai انجام بده، در حالی که قبل از اون جادوی خودش رو داخل یک چاقو قرار داده بود. به این ترتیب Kai چیزی برای جذب کردن از Jo نداشت و فرصت کافی برای اعضای Gemini Coven فراهم شد تا او رو به Prison World تبعید کنن.

به این شکل ۱۰ مه ۱۹۹۴، روزی که Kai تصور می‌کرد می‌تونه با انجام Merge مسیر رسیدنش به رهبری Gemini Coven رو کامل کنه، تبدیل به تاریخی شد که خودش مجبور بود بارها و بارها در اون زندگی کنه.

چرا Kai در Prison World نمی‌توانست برای همیشه بمیرد؟

وقتی قراره کسی تا ابد در یک دنیای خالی زندانی بمونه، مرگ می‌تونه ساده‌ترین راه فرار به نظر برسه. Gemini Coven اما Prison World رو طوری ساخته بود که Kai نتونه از این راه مجازاتش رو تمام کنه. او بعدها توضیح می‌ده که در طول سال‌های زندان بارها تلاش کرده خودش رو بکشه و روش‌های مختلفی رو امتحان کرده، اما هر بار دوباره به زندگی برگشته.

این نکته نشون می‌ده جاودانگی اجباری Kai بخشی از مجازات مخصوص خودش بوده، اما نباید نتیجه بگیریم هر کسی که پا به Prison World می‌ذاره به‌طور خودکار نمی‌تونه بمیره. ماجرای Bonnie دقیقاً همین تفاوت رو روشن می‌کنه. زمانی که Bonnie بعداً به‌تنهایی در Prison World باقی می‌مونه و شرایطش به جایی می‌رسه که قصد خودکشی داره، حتی Kai هم مطمئن نیست که او بعد از مرگ مثل خودش برگرده. حرف‌های Kai بیشتر نشون می‌دن خود او به‌عنوان زندانی اصلی این دنیا قادر به مردن دائمی نبوده، نه اینکه Prison World به هر بازدیدکننده‌ای جاودانگی بده.

پس بین کسی که Prison World مشخصاً برای زندانی کردنش ساخته شده و افرادی که بعدها با جادو وارد اون دنیا می‌شن تفاوت مهمی وجود داره؛ تفاوتی که مشخص می‌کنه چرا مرگ برای Kai راه فرار نبود، اما برای Bonnie می‌تونست خطری واقعی باشه.

Ascendant چیست و چرا بدون آن نمی‌شود از Prison World فرار کرد؟

اگر Prison World رو یک زندان بین‌بعدی در نظر بگیریم، Ascendant تقریباً نقش کلید اون زندان رو داره. این وسیله جادویی که ظاهرش ترکیبی از یک ابزار مکانیکی و دستگاه نجومیه، برای ایجاد ارتباط بین جهان اصلی و Prison World استفاده می‌شه و هنگام فعال شدن بخش‌های مختلفش حرکت می‌کنن.

در Prison World سال ۱۹۹۴، Kai به Bonnie و Damon توضیح می‌ده که برای فعال کردن Ascendant باید شرایط مشخصی فراهم بشه. اون‌ها باید هنگام خورشیدگرفتگی در موقعیت درستی قرار بگیرن تا انرژی رویداد آسمانی در اختیار طلسم قرار بگیره و بعد جادوگر بتونه با استفاده از Ascendant مسیر بین دو دنیا رو باز کنه.

با این حال، خود Ascendant به‌تنهایی کلید آماده‌ای نیست که فقط با فشار دادن یا چرخوندنش یک در باز بشه. فعال کردن اون به چند جزء جادویی مختلف نیاز داره و یکی از مهم‌ترین اجزای این فرایند ارتباط طلسم Prison World با خاندان Bennettه.

Bennett Blood چه نقشی در باز کردن Prison World دارد؟

وقتی Bonnie شروع به بررسی Grimoire مادربزرگش می‌کنه، متوجه می‌شه طلسم مربوط به Prison World ریشه‌ای در جادوی خاندان Bennett داره و Gemini Coven برای ساخت یا فعال کردن این سیستم از یک Bennett spell استفاده کرده. بعداً هم مشخص می‌شه Sheila Bennett، مادربزرگ Bonnie، با خانواده Parker ارتباط داشته و در ماجرای زندانی کردن Kai نقش داشته.

همین ارتباط باعث می‌شه حضور Bonnie در Prison World برای Kai اهمیت زیادی پیدا کنه. او می‌دونه برای باز کردن راه خروج به بخشی از جادوی Bennett احتیاج داره و در ابتدا تصور می‌شه خود Bonnie باید طلسم رو اجرا کنه. بعدتر Kai متوجه می‌شه لازم نیست حتماً یک جادوگر Bennett شخصاً اونجا حضور داشته باشه و خون Bennett می‌تونه بخشی از نیاز طلسم رو تأمین کنه.

این کشف برای Kai بسیار مهمه، چون از اون لحظه به بعد Bonnie فقط کسی نیست که قادر به اجرای جادو باشه؛ خون او هم تبدیل به یکی از اجزای لازم برای باز کردن Prison World می‌شه و همین موضوع در نهایت نقش مستقیمی در فرار Kai پیدا می‌کنه.

خورشیدگرفتگی سال ۱۹۹۴ چه ارتباطی با Prison World داشت؟

Ascendant برای فعال شدن به یک منبع انرژی جادویی قدرتمند احتیاج داره و در Prison World سال ۱۹۹۴ این منبع Solar Eclipse یا خورشیدگرفتگیه. از اونجایی که خود Prison World روی روز ۱۰ مه ۱۹۹۴ قفل شده، خورشیدگرفتگی اون روز هم همراه تاریخ دائماً تکرار می‌شه و در هر چرخه دوباره فرصتی برای فعال کردن Ascendant فراهم می‌کنه.

Kai توضیح می‌ده که موقعیت خورشیدگرفتگی و ارتباطش با صورت فلکی Gemini در این فرایند اهمیت داره و Bonnie هم با کنار هم قرار دادن Ascendant، انرژی رویداد آسمانی و جادو موفق می‌شه دستگاه رو فعال کنه.

اینجاست که طراحی Prison World سال ۱۹۹۴ کمی طعنه‌آمیز می‌شه. همون رویداد آسمانی‌ای که همراه روز زندانی شدن Kai برای همیشه داخل چرخه قرار گرفته، در صورت فراهم بودن شرایط می‌تونه انرژی لازم برای خروج از زندان رو هم تأمین کنه. البته این به معنی ساده بودن فرار نیست، چون داشتن خورشیدگرفتگی به‌تنهایی هیچ فایده‌ای نداره و زندانی همچنان به Ascendant، جادو و ارتباط لازم با خون Bennett احتیاج داره.

Kai چطور بالاخره از Prison World سال ۱۹۹۴ فرار کرد؟

اولین تلاش Bonnie و Damon برای خروج از Prison World طبق نقشه پیش نمی‌ره. آن‌ها قصد دارن Kai رو پشت سر بذارن و بدون او فرار کنن، اما Kai خودش رو به موقع می‌رسونه و به Bonnie شلیک می‌کنه. در نهایت Bonnie با وجود زخمی بودن موفق می‌شه Damon رو به محدوده طلسم بفرسته و او به دنیای واقعی برمی‌گرده، در حالی که خودش همراه Kai در سال ۱۹۹۴ باقی می‌مونه.

بعد از این اتفاق، Bonnie برای اینکه Kai نتونه از جادوی او استفاده کنه، قدرت خودش رو داخل Ms. Cuddles قرار می‌ده و اون رو به دنیای واقعی می‌فرسته. با این حال همین کار سرنخی در اختیار Kai می‌ذاره و او به یاد میاره Jo هم در سال ۱۹۹۴ کار مشابهی انجام داده و جادوی خودش رو داخل یک چاقو مخفی کرده بوده.

Kai به خانه خانواده Parker در Portland می‌ره، چاقو رو پیدا می‌کنه و جادوی ذخیره‌شده Jo رو از داخلش جذب می‌کنه. بعد هم با زخمی کردن Bonnie به خون Bennett دسترسی پیدا می‌کنه. حالا دیگه تمام اجزای لازم رو در اختیار داره: قدرت جادویی، خون Bennett و Ascendant. همین ترکیب در نهایت به Kai اجازه می‌ده بعد از نزدیک به دو دهه زندان از Prison World سال ۱۹۹۴ فرار کنه.

Bonnie اما پشت سر او تنها باقی می‌مونه و همین بخش از داستان باعث می‌شه مفهوم Prison World از یک ایده جادویی جذاب فراتر بره. تنهایی طولانی، تکرار بی‌پایان یک روز و نداشتن هیچ راه مشخصی برای خروج کم‌کم فشار روانی شدیدی روی Bonnie می‌ذاره و به ما نشون می‌ده Kai تمام اون سال‌ها در چه شرایطی زندگی کرده بوده. با این حال، Prison World سال ۱۹۹۴ تنها زندان از این نوع نبود و Bonnie خیلی زود متوجه وجود دنیای دیگری می‌شه که تاریخچه‌اش حتی قدیمی‌تره.

Prison World سال ۱۹۰۳؛ زندان Lily Salvatore و Heretics

Bonnie زمانی از وجود Prison World سال ۱۹۰۳ باخبر می‌شه که شرایط جادویی مرتبط با Kai و Gemini Coven باعث می‌شه برای لحظاتی بین دنیاهای مختلف جابه‌جا بشه. در یکی از این جابه‌جایی‌ها خودش رو در نسخه‌ای برفی از دنیا می‌بینه، شفق قطبی رو در آسمان مشاهده می‌کنه و با پیدا کردن یک Journal متوجه می‌شه این بار وارد Prison World مربوط به سال ۱۹۰۳ شده.

ماجرا وقتی عجیب‌تر می‌شه که Bonnie در خانه Salvatore عکس‌هایی از Damon و Stefan پیدا می‌کنه و زنی رو می‌بینه که بعداً مشخص می‌شه Lily Salvatore، مادر Damon و Stefanه. Damon و Stefan سال‌ها تصور می‌کردن مادرشون در قرن نوزدهم بر اثر بیماری از دنیا رفته، در حالی که Lily درواقع تبدیل به Vampire شده و سال‌ها بعد به یک Prison World فرستاده شده بود.

برخلاف Kai، Lily هم در این دنیا تنها زندانی نبود و گروهی از موجودات بسیار خطرناک همراهش به سال ۱۹۰۳ تبعید شده بودن؛ گروهی که بعدها اون‌ها رو با نام Heretics می‌شناسیم.

Lily Salvatore و Heretics چرا به Prison World فرستاده شدند؟

Lily بعد از تبدیل شدن به Vampire مدتی به یک Ripper بسیار خطرناک تبدیل شده بود، اما در ادامه با گروهی از Siphonerهای طردشده از Gemini Coven آشنا شد و رابطه عمیقی با اون‌ها پیدا کرد. این Siphonerها مثل Kai قادر نبودن جادوی خودشون رو تولید کنن و برای استفاده از قدرت جادویی باید اون رو از منابع دیگه جذب می‌کردن.

زمانی که Lily اون‌ها رو به Vampire تبدیل کرد، اتفاق بسیار مهمی افتاد. در حالت معمول یک Witch بعد از تبدیل شدن به Vampire ارتباطش با جادو رو از دست می‌ده، اما Siphonerها از ابتدا منبع جادویی شخصی نداشتن و توانایی اصلی‌شون جذب جادو بود. بدن یک Vampire هم خودش با جادو زنده نگه داشته می‌شه و در نتیجه این افراد بعد از تبدیل شدن می‌تونستن از جادوی موجود در بدن خودشون Siphon کنن.

به این ترتیب گروهی به وجود اومد که هم قدرت‌ها و نیازهای یک Vampire رو داشت و هم همچنان قادر بود از Witchcraft استفاده کنه. این موجودات که بعدها Heretics نامیده شدن شامل Valerie، Nora، Mary Louise، Beau، Oscar و Malcolm بودن و Lily اون‌ها رو خانواده واقعی خودش می‌دونست.

وجود شش Vampire-Witch قدرتمند طبیعتاً برای Gemini Coven تهدید بزرگی محسوب می‌شد، مخصوصاً اینکه Heretics با این خاندان دشمنی داشتن. در نهایت Gemini Coven پیش از اینکه اون‌ها بتونن انتقام خودشون رو عملی کنن، Lily و شش Heretic رو داخل Prison World سال ۱۹۰۳ زندانی کرد.

Prison World سال ۱۹۰۳ چه فرقی با زندان Kai داشت؟

اساس کار هر دو Prison World تقریباً یکسان بود: نسخه‌ای خالی از دنیا، زمانی که در یک چرخه گرفتار شده و زندانیانی که قرار نبود دوباره به جهان اصلی برگردن. با این حال شرایط زندگی داخل این دو زندان تفاوت بزرگی داشت.

Kai در Prison World سال ۱۹۹۴ کاملاً تنها بود و بخش عمده مجازاتش از همین انزوای مطلق می‌اومد، اما Lily همراه شش Heretic وارد دنیای ۱۹۰۳ شده بود. بنابراین اون‌ها مشکل تنهایی Kai رو نداشتن، ولی خیلی زود با مشکل متفاوتی روبه‌رو شدن که برای موجودات خون‌آشام به‌مراتب خطرناک‌تر بود: کمبود خون.

هیچ انسان زنده‌ای داخل Prison World وجود نداشت که Vampireها بتونن ازش تغذیه کنن. در ابتدا خون موجود در قصابی‌ها و منابع مشابه می‌تونست نیاز Lily و Heretics رو تأمین کنه، اما این منابع نامحدود نبودن و به مرور زمان مصرف شدن. مهم‌تر اینکه شروع دوباره روز باعث نمی‌شد خون مصرف‌شده هم دوباره ظاهر بشه و در نتیجه گروه کم‌کم با گرسنگی شدید روبه‌رو شد.

چرا Heretics داخل Prison World خشک و بی‌حرکت شدند؟

زمانی که Damon و Elena همراه Bonnie و Kai وارد Prison World سال ۱۹۰۳ می‌شن، Lily اون‌ها رو به اتاقی می‌بره که همراهانش داخلش قرار دارن. شش Heretic هنوز اونجا هستن، اما بیشترشون کاملاً بی‌حرکت شدن. آن‌ها نمرده بودن و درواقع به دلیل گرسنگی شدید وارد حالت Desiccation شده بودن.

Lily توضیح می‌ده که بعد از کم شدن ذخیره خون، همراهانش سهم خودشون رو به او دادن تا حداقل یکی از اون‌ها بتونه هوشیار باقی بمونه و شاید روزی راهی برای خروج پیدا کنه. خود Lily هم میزان مصرف خونش رو تا جای ممکن پایین آورده بود و سعی می‌کرد بخشی از ذخیره باقی‌مونده رو برای زمانی نگه داره که بتونه خانواده‌اش رو دوباره بیدار کنه.

این ماجرا یکی از بهترین مثال‌ها برای فهمیدن قوانین Prison Worldه. اگر تمام جهان همراه تکرار روز به شرایط اولیه برمی‌گشت، خون مصرف‌شده هم باید هر روز دوباره ظاهر می‌شد و Heretics هیچ‌وقت به مرحله Desiccation نمی‌رسیدن. بنابراین Prison World بیشتر زمان رو در یک Loop نگه می‌داره تا اینکه کل جهان رو هر روز از صفر بازسازی کنه.

شفق قطبی چه نقشی در Prison World سال ۱۹۰۳ داشت؟

Prison World سال ۱۹۹۴ با خورشیدگرفتگی ارتباط داشت، اما این مسئله به معنی اون نیست که همه Prison Worldها برای ورود یا خروج به Eclipse وابسته‌ان. در دنیای ۱۹۰۳، رویداد آسمانی تکرارشونده Aurora Borealis یا شفق قطبیه.

Bonnie در اولین برخوردش با این دنیا متوجه شفق قطبی می‌شه و بعدتر زمانی که گروه برای نجات Lily وارد سال ۱۹۰۳ می‌شن، همین رویداد دوباره اهمیت پیدا می‌کنه. بنابراین بهتره قانون Prison Worldها رو این‌طور تعریف کنیم که Ascendant در حالت معمول برای باز کردن مسیر بین دو دنیا به انرژی یک Celestial Event قدرتمند احتیاج داره و نوع این رویداد لزوماً در همه Prison Worldها یکسان نیست.

در سال ۱۹۹۴ این منبع انرژی خورشیدگرفتگیه و در سال ۱۹۰۳ شفق قطبی این نقش رو ایفا می‌کنه. البته Kai بعد از انجام Merge و تبدیل شدن به رهبر Gemini Coven به استثنای مهمی تبدیل می‌شه، چون توضیح می‌ده قدرتی که به‌عنوان رهبر Coven در اختیار داره به او اجازه می‌ده بدون منتظر موندن برای یک رویداد آسمانی هم مسیر ورود به Prison World رو باز کنه.

Bonnie چرا Kai را داخل Prison World سال ۱۹۰۳ جا گذاشت؟

برای Bonnie، Prison World فقط یک پدیده جادویی عجیب نبود. زمانی که او همراه Kai در سال ۱۹۹۴ گیر افتاده بود، Kai بارها بهش حمله کرده، شکنجه‌اش کرده و در نهایت هم زخمی رهاش کرده بود تا خودش فرار کنه. تجربه تنهایی بعد از فرار Kai تأثیر عمیقی روی Bonnie گذاشت و باعث شد حتی بعد از تغییرات رفتاری Kai بعد از Merge هم نتونه به‌راحتی او رو ببخشه.

وقتی Bonnie دوباره همراه Kai، Damon و Elena وارد Prison World سال ۱۹۰۳ می‌شه، فرصتی پیدا می‌کنه تا همون مجازاتی رو که خودش تجربه کرده بود به Kai برگردونه. در حالی که Damon و Elena دنبال Lily می‌رن، Bonnie همراه Kai به دنبال Ascendant داخل Prison World می‌گرده و در نهایت علیه او برمی‌گرده. Bonnie، Kai رو زخمی می‌کنه و زمانی که بقیه همراه Lily به دنیای اصلی برمی‌گردن، او رو در سال ۱۹۰۳ جا می‌ذاره.

از دید Bonnie این مجازات کاملاً حساب‌شده بود؛ Kai باید دوباره داخل یک Prison World گیر می‌افتاد و طعم همون تنهایی‌ای رو می‌چشید که قبلاً به او تحمیل کرده بود. مشکل این بود که Prison World سال ۱۹۰۳ مثل زندان ۱۹۹۴ خالی نبود و Kai خیلی زود متوجه شد چند طبقه بالاتر شش Heretic گرسنه وجود دارن.

Kai چطور Heretics را از Prison World آزاد کرد؟

بعد از رفتن Lily و بقیه، Kai خودش رو به خانه Salvatore می‌رسونه و با Hereticهایی روبه‌رو می‌شه که بیشترشون مدت‌هاست در حالت Desiccation قرار دارن. Lily قبل از خروج مقداری خون در اختیار یکی از اون‌ها گذاشته بود و همین باعث شده بود حداقل یکی از اعضای گروه توانایی حرکت داشته باشه.

حضور Kai وضعیت رو کاملاً عوض می‌کنه. او یک انسان زنده با خون تازه است و Heretics می‌تونن از خونش تغذیه کنن و به‌تدریج از حالت Desiccation خارج بشن. از طرف دیگه Kai حالا رهبر Gemini Covenه و هم دانش و هم قدرت لازم برای کار کردن با Prison Worldها رو داره. در نتیجه تصمیم Bonnie برای رها کردن Kai در سال ۱۹۰۳ ناخواسته باعث می‌شه او با خطرناک‌ترین گروه موجود در اون دنیا روبه‌رو بشه و زمینه آزادی Heretics هم فراهم بشه.

Kai در ادامه دوباره از Prison World خارج می‌شه و Heretics هم سرانجام راه خودشون رو به جهان اصلی باز می‌کنن؛ اتفاقی که داستان Lily و خانواده جدیدش رو به یکی از محورهای مهم ادامه سریال تبدیل می‌کنه.

آیا هر Prison World یک Ascendant جداگانه دارد؟

یکی از نکات جالب درباره Ascendant اینه که وسیله‌ای که برای ورود به Prison World استفاده می‌شه همراه مسافران وارد اون دنیا نمی‌شه. وقتی Bonnie، Kai، Damon و Elena وارد سال ۱۹۰۳ می‌شن و دوباره به Ascendant احتیاج پیدا می‌کنن، Kai توضیح می‌ده که Ascendant نمی‌تونه همراه اون‌ها بین دنیاها جابه‌جا بشه.

یعنی برای خروج باید Ascendant مربوط به داخل همون Prison World رو پیدا کنن. به همین خاطر داشتن کلید ورود به معنی داشتن کلید خروج نیست و هر طرف از مسیر عملاً ابزار خودش رو داره.

این قانون یکی از جزئیاتی‌ه که طراحی Prison World رو منطقی‌تر می‌کنه. اگر زندانی می‌تونست Ascendant دنیای اصلی رو همراه خودش وارد زندان کنه، کسی که راه ورود رو در اختیار داشت تقریباً همون لحظه راه خروج رو هم به دست می‌آورد. جدا بودن Ascendantها باعث می‌شه فرار همچنان نیازمند پیدا کردن ابزار مناسب داخل خود زندان باشه.

قوانین اصلی Prison World در یک نگاه

اگر تمام چیزهایی که در فصل ششم درباره این دنیاها می‌بینیم کنار هم قرار بدیم، Prison World رو می‌شه یک بعد جادویی جدا از جهان اصلی تعریف کرد که نسخه‌ای از دنیا رو در یک تاریخ مشخص در خودش نگه می‌داره. مردم عادی همراه این نسخه کپی نمی‌شن و به همین دلیل زندانی‌ها در جهانی تقریباً خالی قرار می‌گیرن. تاریخ داخل این بعد در یک Temporal Loop گرفتار می‌شه و رویداد آسمانی مرتبط با اون زمان هم دوباره و دوباره تکرار می‌شه، اما این Reset به معنی پاک شدن تمام اتفاقات نیست؛ حافظه افراد باقی می‌مونه و منابعی که مصرف می‌شن می‌تونن واقعاً تمام بشن.

برای عبور بین Prison World و جهان اصلی، Ascendant نقش کلید جادویی رو بازی می‌کنه و طلسم‌های مربوط به این زندان‌ها ارتباط مهمی با جادوی خاندان Bennett دارن. خون Bennett یکی از اجزای لازم برای فعال کردن مسیر خروجه و در حالت معمول یک Celestial Event قدرتمند مثل خورشیدگرفتگی سال ۱۹۹۴ یا شفق قطبی سال ۱۹۰۳ انرژی مورد نیاز رو فراهم می‌کنه. رهبر Gemini Coven البته می‌تونه در بعضی شرایط با استفاده از قدرت بیشتر خودش بخشی از این محدودیت‌ها رو دور بزنه.

از همه مهم‌تر، Prison World برای زندانی اصلی طوری طراحی می‌شه که حتی مرگ هم به راه فرار تبدیل نشه. Kai بارها تلاش کرده بود خودش رو بکشه، اما هر بار دوباره برمی‌گشت. کنار هم گذاشتن تمام این قوانین نشون می‌ده Prison World صرفاً یک جهان موازی یا یک تایم‌لوپ عجیب نیست؛ تمام اجزای جادویی اون با یک هدف ساخته شدن و اون هدف اینه که زندانی داخل زندان باقی بمونه.

حرف آخر

در نگاه اول شاید Prison World حتی از یک زندان واقعی بهتر به نظر برسه. خبری از نگهبان، سلول و میله‌های آهنی نیست و تقریباً کل دنیا در اختیار زندانی قرار داره. می‌تونه داخل هر خونه‌ای بره، هر ماشینی که می‌خواد برداره و هر جای دنیا که دوست داره زندگی کنه، اما همین آزادی ظاهری چیزیه که Prison World رو ترسناک‌تر می‌کنه.

در این دنیا آزادی جغرافیایی داری، ولی عملاً هیچ مقصد واقعی‌ای وجود نداره. هرچقدر حرکت کنی کسی منتظرت نیست، هیچ نسل جدیدی متولد نمی‌شه، جامعه‌ای وجود نداره که تغییر کنه و هیچ اتفاق تازه‌ای در جهان رخ نمی‌ده. فردا هم هیچ‌وقت به معنای واقعی از راه نمی‌رسه، چون وقتی روز تموم می‌شه دوباره همون تاریخ قبلی شروع می‌شه. برای زندانی اصلی حتی مرگ هم راه خروج نیست و Prison World دوباره او رو به همون زندگی برمی‌گردونه.

Kai نزدیک به دو دهه در چنین شرایطی زندگی کرد و Lily و Heretics شکل متفاوتی از همین زندان رو برای بیشتر از یک قرن تجربه کردن. ماجرای این دو Prison World نشون می‌ده Gemini Coven برای مجازات دشمنانش فقط اون‌ها رو به یک بعد دیگه نمی‌فرستاد؛ یک لحظه مشخص از دنیا رو جدا می‌کرد، زمان رو دور اون می‌بست و همون لحظه رو به قفسی تبدیل می‌کرد که زندانی باید بارها و بارها داخلش زندگی می‌کرد.

برای همین شاید بهترین توصیف Prison World این باشه: زندانی که دیوار نداره، چون تمام دنیا خودش دیواره.

Leave a comment