سریال Merlin بیبیسی خیلی زود تبدیل به یکی از محبوبترین فانتزیهای تلویزیون شد، اما نه فقط بهخاطر برداشت متفاوتش از افسانهی مرلین و شاه آرتور که اینبار هر دو جوون بودن؛ چیزی که واقعاً دل مخاطبا رو برد، شیمی عجیبوغریب بین کالین مورگان و بردلی جیمز بود. ترکیبی که طرفدارها اسمش رو گذاشته بودن «مرثور» و با اینکه هیچوقت تو داستان رسمی به رابطهی عاشقانه نرسید، ولی باعث شد موج عظیمی از فنفیکشن، ویدیو و ادیت حتی سالها بعد از پایان سریال ادامه پیدا کنه.
حالا بعد از ۱۳ سال، یکی از خالقان سریال بالاخره بهصورت رسمی دربارهی این موضوع حرف زده. جیک میچی، یکی از سازندههای Merlin، توی یه پادکست بازبینی سریال، برگشته به آخرین فصل و دربارهی قسمت پایانی که خودش نوشته بود صحبت کرده؛ همون قسمتی که ۲۲ دسامبر ۲۰۱۲ پخش شد. اونجا رسماً تأیید کرده که نویسندهها کاملاً از محبوبیت مرثور خبر داشتن، ولی عمداً نخواستن مسیر داستان رو از افسانهی اصلی دور کنن.
میچی توضیح داده که رابطهی مرلین و آرتور توی طول سریال از یه رابطهی ارباب و خدمتکار، تبدیل شد به یه دوستی عمیق و وفادارانه؛ چیزی که از نظر داستانی خیلی مهم بود. اما از نظر نویسندهها، بعضی چیزها غیرقابلتغییر بودن. به گفتهی خودش، آرتور حتماً باید با گوئن ازدواج میکرد و این اصلاً جای بحث نداشت. اضافه کردن یه رابطهی عاشقانهی دیگه، فقط داستان رو شلوغ و پیچیده میکرد.
اون حتی رکتر هم حرف زده و گفته Merlin اساساً سریالی دربارهی روابط جنسی یا عشقهای نوجوانانه نبوده. به گفتهی خودش، سریال میتونست دربارهی عشق، وفاداری و احساس باشه، اما قرار نبود وارد فضای «هیجانهای جنسی» بشه. تمرکز اصلی همیشه روی شرافت، جوانمردی و مفاهیم کلاسیک بوده.
با این حال، میچی کاملاً قبول کرده که سازندهها از محبوبیت این زوج خیالی خبر داشتن. حتی گفته اگر طرفدارها پنج فصل کامل نشستن و از نگاهها و لحظههای بین مرلین و آرتور ویدیوهای داغ ساختن، این اصلاً ناراحتکننده نبوده؛ برعکس، خوشحالکننده هم بوده. ولی در نهایت، وظیفهی تیم نویسندگی تعریف یه داستان مشخص با چارچوب مشخص بوده، نه دنبال کردن هیجانهای لحظهای.
جالبه که بدونی رابطهی این دو کاراکتر از همون اول هم خیلی پرتنش شروع شد. مرلین وقتی وارد کمِلات شد، بلافاصله با آرتور به مشکل خورد. آرتور مغرور و خودرأی بود و مرلین هم فکر میکرد اون نماد همهی ایرادهای قدرته. یکی اون یکی رو اعصابخردکن و بیعرضه میدید، اون یکی هم آرتور رو یه اشرافزادهی لوس.
اما با گذشت زمان، هر دو فهمیدن قضاوتهای اولیهشون اشتباه بوده. کمکم به هم اعتماد کردن، جون همدیگه رو نجات دادن و کنار هم ایستادن؛ آرتور با شمشیرش و مرلین با جادویی که مجبور بود پنهانش کنه. همین مسیر رشد رابطه و شوخیها و دیالوگهاشون باعث شد خیلیها آرزو کنن این دوستی یه قدم جلوتر بره، حتی اگه هیچوقت تو داستان رسمی اتفاق نیفتاد.
حالا بعد از این همه سال، تأیید سازندهی سریال نشون میده مرثور اتفاقی نبوده که از چشم نویسندهها دور مونده باشه؛ فقط انتخاب آگاهانهای بوده که سریال همون افسانهای بمونه که قرار بوده تعریف کنه، نه چیزی فراتر از اون.

