فصل سوم House of the Dragon هنوز تازه شروع شده، اما از همین قسمت اول یه چیز رو خیلی واضح نشون داد؛ آلیسنت هایتاور سریال دیگه اون آلیسنتی نیست که توی کتاب Fire & Blood دیده بودیم.
اگر تا قبل از این میشد بعضی تغییرهای سریال رو با برداشت متفاوت از منبع اصلی توضیح داد، حالا دیگه داستان کمی جدیتر شده. سریال انگار تصمیم گرفته مسیر آلیسنت رو از نسخه کتاب جدا کنه و این تغییر میتونه روی ادامه داستان تأثیر زیادی بذاره.
بازگشت مستقیم به دل جنگ
قسمت اول فصل سوم با عنوان Salt and Sea, Fire and Blood بعد از فصل دوم نسبتاً کند و پر از توضیح، خیلی سریع وارد فضای جنگ میشه. نبرد Gullet بالاخره از راه میرسه و همونطور که انتظار میرفت، این نبرد برای هر دو طرف قربانی میگیره.
رینیرا که بعد از دیدار مخفیانه با آلیسنت در فصل دوم کمی امیدوار شده بود بتونه King’s Landing رو به دست بیاره، حالا دوباره با یه ضربه سنگین روبهرو میشه. او یکی دیگه از بچههاش رو از دست میده و همین اتفاق شرایط جنگ رو براش کاملاً عوض میکنه.
اما نکته مهم اینجاست که آلیسنت از ویرانی این نبرد دور مونده و دقیقاً همینجا تغییر بزرگ شخصیتش خودش رو نشون میده. او قبلاً به رینیرا قول داده بود راه ورود به Red Keep رو براش باز کنه. حالا برای اینکه به این قول عمل کنه، مجبور میشه پسر خودش یعنی Aemond رو فریب بده و کاری کنه از King’s Landing خارج بشه.
تغییر بزرگ آلیسنت نسبت به کتاب
این اتفاق برای شخصیت آلیسنت اصلاً تغییر کوچیکی نیست. توی کتاب Fire & Blood ماجرا به این شکل پیش نمیره. البته خود کتاب هم یه روایت کاملاً قطعی و صد درصد قابل اعتماد از جنگ داخلی تارگرینها نیست. Fire & Blood بیشتر شبیه یه متن تاریخی داخل دنیای وستروسه که از روایتهای مختلف ساخته شده و همیشه هم نمیشه به حرف راویهاش اعتماد کرد.
برای همین سریال از همون اول دستش برای تغییر بعضی اتفاقها باز بود. اما خیانت مستقیم آلیسنت به سبزها دیگه یه تغییر معمولی حساب نمیشه.
توی کتاب، وقتی رینیرا با اژدهاهاش و ناوگان Corlys Velaryon به King’s Landing میرسه، گرفتن شهر خیلی سخت نیست. Aemond، سر Criston Cole و نیروهای سبزها به سمت Riverlands رفتن و Red Keep تقریباً بیدفاع مونده. یعنی سیاهها اصلاً نیازی به کمک آلیسنت ندارن.
اما توی سریال، آلیسنت خودش وارد بازی میشه. او یه یادداشت جعلی برای Lord Ormund Hightower میفرسته و بعد هم Aemond رو گول میزنه تا به سمت Harrenhal بره؛ جایی که قراره یه تله غافلگیرکننده در انتظارش باشه.
آلیسنت دیگر فقط یک مهره از سبزها نیست
با این تصمیم، آلیسنت دیگه فقط یه مادر خسته و پشیمون نیست که وسط جنگ گیر افتاده. او حالا عملاً داره به رینیرا و سیاهها کمک میکنه. این موضوع مخصوصاً وقتی عجیبتر میشه که به نظر میرسه به جز Helaena و نوهاش Jaehaera، جان بقیه بچههاش دیگه مثل قبل براش اولویت نداره.
همینجاست که سریال فاصله جدیتری از کتاب میگیره. آلیسنت کتاب تا آخر به سبزها گره خورده، اما آلیسنت سریال کمکم تبدیل شده به زنی که میخواد خودش رو از این جنگ، این خانواده و اشتباههای گذشته جدا کنه.
این تغییر از یه طرف جذابه، چون آلیسنت رو از حالت یه شخصیت ساده و منفی بیرون میاره. او توی سریال فقط یه زن قدرتطلب نیست. کسیه که اشتباه کرده، پشیمون شده و حالا میخواد یه راه دیگه پیدا کنه.
پایان آلیسنت سختتر از قبل شده
مشکل اینجاست که این مسیر تازه، پایان داستان آلیسنت رو هم سختتر میکنه. توی کتاب، وقتی رینیرا King’s Landing رو میگیره، آلیسنت زنده میمونه و بعدتر در تنهایی و اسارت باید مرگ بچههاش رو یکییکی تحمل کنه. این پایان برای نسخه کتابی آلیسنت یه جور مجازات تلخه.
اما برای آلیسنت سریال، این پایان شاید دیگه به همون اندازه جواب نده. چون سریال بارها نشون داده که آلیسنت از تصمیمهای گذشتهاش پشیمونه و حتی تلاش میکنه بعضی چیزها رو جبران کنه.
البته هنوز ممکنه نقشه آلیسنت خراب بشه. ممکنه رینیرا حس کنه فریب خورده، یا Aegon و Aemond بفهمن مادرشون چه کاری کرده. اگر این اتفاق بیفته، خیانت آلیسنت میتونه دوباره همهچیز رو به هم بریزه.
با این حال، حتی اگر نقشهاش شکست بخوره، یه چیز مشخصه؛ آلیسنت دیگه فقط یکی از مهرههای سبزها نیست. او حالا خودش داره مسیر جنگ رو تغییر میده.
سؤال اصلی اینه که House of the Dragon میتونه این مسیر تازه رو درست جمع کنه یا نه. چون وقتی سریال یه شخصیت مهم رو تا این اندازه از نسخه کتاب جدا میکنه، دیگه نمیتونه خیلی راحت همون پایان قبلی رو براش نگه داره.
آلیسنت فصل سوم وارد مسیر تازهای شده؛ مسیری که هم میتونه داستانش رو قویتر کنه، هم اگر درست مدیریت نشه، پایان شخصیتش رو با مشکل روبهرو میکنه.

