هشدار اسپویل برای Enola Holmes 3

Enola Holmes 3 بالاخره روی نتفلیکس اومده و این بار انولا وارد مسیری شده که شاید خودش هم هیچوقت فکر نمیکرد جدی بهش برسه؛ ازدواج. داستان از جایی شروع میشه که اطرافیانش برای مراسم عروسی او و لرد توکسبری راهی مالت میشن، اما وسط این جمع خانوادگی و شلوغ، یه جای خالی خیلی واضح توی ذوق میزنه: مایکرافت هولمز.
نبود مایکرافت توی Enola Holmes 3 از یه طرف خیلی عجیب نیست، چون سم کلفلین توی قسمت دوم هم حضور نداشت. ولی از طرف دیگه، این بار ماجرا فرق داره. بالاخره بحث عروسی خواهر کوچیکشه و حتی اگه رابطهشون همیشه پرتنش بوده، باز هم انتظار میرفت فیلم حداقل یه توضیح کوچیک بده که چرا مایکرافت اصلاً پیداش نیست.
مشکل دقیقاً همینجاست. فیلم نه فقط مایکرافت رو برنمیگردونه، بلکه تقریباً هیچ زحمتی هم به خودش نمیده تا بگه این برادر بزرگتر کجاست. برای فرنچایزی که رابطه خانوادگی هولمزها همیشه یکی از بخشهای مهمش بوده، این سکوت یه کم زیادی عجیبه.
رابطه انولا و مایکرافت از همون فیلم اول خوب نبود. مایکرافت بیشتر از اینکه خواهرش رو بفهمه، میخواست ازش یه دختر کاملاً مطابق قواعد جامعه بسازه. همون آدمی بود که دلش میخواست انولا مؤدب، ساکت، خانومانه و طبق استانداردهای طبقه اشراف رفتار کنه. وقتی هم انولا از مدرسه مخصوص دخترها فرار کرد، مایکرافت عملاً از زیر مسئولیتش شونه خالی کرد و گذاشت شرلوک سرپرستش بشه.
برای همین نبودنش توی Enola Holmes 2 یه جورایی با مسیر داستان جور درمیاومد. اون فیلم درباره انولایی بود که میخواست مستقل بشه، توی لندن برای خودش کارآگاهی راه بندازه و از سایه برادرهاش بیاد بیرون. مایکرافت هم از آن دسته آدمهایی نبود که راحت چنین انتخابی رو بپذیره، پس غیبتش خیلی توی ذوق نمیزد.
اما Enola Holmes 3 یه فرصت طلایی داشت که بالاخره این رابطه رو یه قدم جلو ببره. مخصوصاً چون ماجرا درباره عروسی انولا و توکسبریه؛ چیزی که خود مایکرافت احتمالاً از نگاه قدیمی و محافظهکارانهاش باهاش بیشتر کنار میاومد. حتی اگر نمیخواست به مالت بره، حداقل یه پیام تبریک، یه اشاره کوتاه یا یه توضیح ساده میتونست نبودش رو منطقیتر کنه.
فیلم حتی میتونست از مایکرافت استفاده خیلی جالبتری بکنه. شرلوک از یه طرف نسبت به تصمیم انولا برای ازدواج و کنار گذاشتن نام هولمز نگاه انتقادی داره، یودوریا از طرف دیگه از انتخاب دخترش برای ازدواج از روی عشق حمایت میکنه. مایکرافت میتونست وسط این دو نگاه، یه تضاد متفاوت بسازه؛ کسی که شاید از ازدواج انولا خوشحال بشه، اما به دلایل کاملاً اشتباه.
برای مایکرافت، ازدواج انولا با توکسبری احتمالاً یعنی خواهر سرکش و غیرقابلکنترلش بالاخره داره وارد همون مسیری میشه که جامعه ازش انتظار داره. همین میتونست یه درگیری جذاب بسازه؛ چون انولا حتی وقتی عاشق میشه و ازدواج میکنه، باز هم قرار نیست تبدیل به نسخه مطیع و بیصدایی بشه که مایکرافت همیشه میخواست.
از آن طرف، مایکرافت فقط یه برادر خشک و زورگو نیست. توی داستانهای اصلی شرلوک هولمز، او حتی از شرلوک هم باهوشتر معرفی میشه، هرچند معمولاً اهل دویدن وسط خیابون و تعقیب مجرمها نیست. Enola Holmes 3 میتونست از همین ویژگی استفاده کنه و مایکرافت رو وارد پرونده ناپدید شدن شرلوک کنه. اینطوری هم نقش مفیدی توی قصه داشت، هم بالاخره میدید انولا واقعاً چه کارآگاه قابلی شده.
این دقیقاً همون فرصتیه که فیلم از دست میده. چون مایکرافت تا الان بیشتر نقش یه مانع رو توی زندگی انولا داشته، نه یه عضو واقعی از خانواده که فرصت تغییر پیدا کنه. Enola Holmes 3 میتونست بالاخره اون رو برگردونه، مجبورش کنه انولا رو جدی بگیره و شاید حتی یه آشتی نصفهنیمه بینشون بسازه.
فعلاً اما بزرگترین سؤال فرنچایز بیجواب مونده: مایکرافت کجاست؟ نه مشخصه چرا به عروسی نیومده، نه معلومه هنوز با خانوادهاش در ارتباطه یا نه، نه حتی فیلم خیلی دلش میخواد دربارهاش حرف بزنه. فقط یه جای خالی مونده که هرچی داستان جلوتر میره، بیشتر خودش رو نشان میده.
اگه Enola Holmes 4 ساخته بشه، برگشت مایکرافت میتونه یکی از بهترین راهها برای کاملتر کردن خانواده هولمز باشه. انولا حالا مستقلتر، پختهتر و مطمئنتر از همیشهست. شرلوک هم کمکم یاد گرفته خواهرش رو جدی بگیره. حالا شاید وقتشه مایکرافت هم بالاخره برگرده و بفهمه انولا هیچوقت قرار نبود به مدل دلخواه او تبدیل بشه.

