دنیای جدید دیسی قراره با ۲۰۲۶ خودش رو جدی معرفی کنه. بعد از اینکه Superman جیمز گان تونست لحن و اعتماد اولیه رو بسازه،(هر چند که خیلیا باهاش مخالف بودن !) حالا نوبت شخصیتهاییه که قراره به این جهان جون دوباره بدن ؛ نه فقط با قدرت، بلکه با داستان، زخم، ایدئولوژی و تضاد.
۲۰۲۶ سالیه که DCU بهجای عجله برای تیمآپ و شوآف، میره سراغ معرفی حسابشدهی کاراکترها؛ از کریپتون و سرنوشت سوپرگرل گرفته تا لنتـرنها، شرورهای ایدئولوژیک و ضدقهرمانهای غیرقابلکنترل. این شخصیتها قرار نیست فقط وارد صحنه بشن؛ قراره آیندهی روایت دیسی رو تعریف کنن.
Alura In-Ze
Alura، مادر سوپرگرل، از اون شخصیتهاییه که شاید زمان حضورش کوتاه باشه، اما اثرش عمیقه. این نسخه از کاراکتر بر اساس کمیک Woman of Tomorrow ساخته شده؛ جایی که سرنوشت کریپتون، خانوادهی سوپرگرل و خود کارا کاملاً متفاوت روایت میشن.
تریلر فیلم Supergirl: Woman of Tomorrow نشون میده Argo City از کریپتون جدا شده و روی تکهای از سیارهی در حال انفجار شناوره. کارا سالها اونجا میمونه و شاهد مرگ تدریجی مردمشه. Alura یکی از اولین قربانیهاست و دقیقاً همین، بار احساسی سنگینی به داستان میده.
نقش Alura قراره قلب داستان سوپرگرل باشه؛ نه یه کاراکتر اکشن، بلکه ریشهی روانی شخصیتی که قراره بعداً به قهرمان تبدیل بشه.
Zor-El
اگه مادر تو داستان باشه، پدر نمیتونه نباشه. Zor-El، پدر کارا، نقشش خیلی فعالتر از Aluraست. کسی که Argo City رو نجات میده، راه زندهموندن مردمش رو پیدا میکنه و بعد از مرگ همسرش، تنها تکیهگاه سوپرگرل میشه.
مقایسهی Zor-El با برادرش Jor-El (پدر سوپرمن) از جذابترین بخشهای داستانه. Jor-El پسرش رو برای رهبری زمین فرستاد، اما Zor-El ترجیح داد کنار دخترش بمونه و آخرین لحظهها رو باهاش بسازه.
همین تفاوت دیدگاه، میتونه یکی از تمهای پنهان و عمیق فیلم باشه: قهرمان از کجا میاد؟ از وظیفه… یا از عشق؟
Krem of the Yellow Hills
Krem همون دشمن اصلی داستان سوپرگرله؛ قاتل پدر Ruthye و ماشهای که کل ماجراجویی رو شروع میکنه. از نظر مفهومی، کاراکتر خیلی پتانسیل داره: یه قاتل بیرحم، زمینی، بدون اغراقهای کیهانی.
اما طراحی سینماییش یه کم بحثبرانگیزه. توی کمیکها، Krem ظاهری کاملاً متمایز و ترسناک داره، ولی نسخهی فیلم بیشتر به یه شرور علمیتخیلی جنرالیزهشده شبیهه. این انتخاب میتونه یا عمداً برای واقعگرایی باشه، یا یه فرصت از دسترفته.
با این حال، نقش Krem تو داستان مهمه؛ نه فقط بهعنوان دشمن، بلکه بهعنوان آینهای که خشم، انتقام و بلوغ سوپرگرل رو شکل میده.
William Macon
William Macon از اون کاراکترهاییه که فعلاً دیسی خیلی عمداً داره مبهم نگهش میداره. در ظاهر یه شخصیت جدیده، اما شایعهها چیز دیگهای میگن. خیلیها معتقدن این اسم فقط یه پوششه و پشتش Black Hand خوابیده؛ یکی از خطرناکترین مهرههای دنیای Green Lantern.
اگه این حدس درست باشه، یعنی DCU داره خیلی زود بذر یکی از بزرگترین رویدادهاش رو میکاره: Blackest Night. مخصوصاً با توجه به اینکه سریال Lanterns قراره از همون اول فضای تیره، جنایی و رازآلود داشته باشه.
حتی اگه Macon واقعاً یه کاراکتر اورجینال باشه، انتخاب بازیگری مثل Garret Dillahunt نشون میده با یه شخصیت معمولی طرف نیستیم. این یکی یا یه غافلگیری بزرگه، یا شروع یه فاجعهی کیهانی.
Ruthye Marye Knoll
Ruthye قلب انسانی داستان Supergirl ـه. توی کمیک Woman of Tomorrow، روایت داستان عملاً از نگاه اونه و همین باعث میشه مخاطب خیلی زود باهاش همذاتپنداری کنه.
پدر Ruthye توسط Krem کشته میشه و همین اتفاق، جرقهی سفر انتقامیای میشه که سوپرگرل رو هم با خودش میکشونه. اما Ruthye فقط یه قربانی نیست؛ شخصیتش بهمرور رشد میکنه، سخت میشه و حتی نگاه سوپرگرل به عدالت رو تغییر میده.
اگه فیلم وفادار به منبع باشه، Ruthye میتونه یکی از تاثیرگذارترین کاراکترهای غیرابرقهرمانی DCU بشه؛ کسی که بدون قدرت، مسیر قهرمان رو عوض میکنه.
Clayface
Clayface یه مورد خاصه. این شخصیت قبلاً توی انیمیشن Creature Commandos حضور داشته، اما ۲۰۲۶ اولین باره که نسخهی لایو اکشن رسمی DCU ازش میبینیم.
نسخهای که قراره معرفی بشه، Matt Hagen ـه؛ یه بازیگر که بعد از یه فاجعهی وحشتناک، تبدیل به هیولایی از گل و خمیر میشه. این روایت بیشتر از اینکه اکشنمحور باشه، تراژدیه؛ داستان فروپاشی یه آدم.
اگه دیسی درست بازی کنه، Clayface میتونه هم ترسناک باشه، هم دردناک، هم بهشدت انسانی. علاوه بر این، این فیلم اولین نگاه جدی ما به Gotham در DCU جدیده؛ شهری که احتمالاً خیلی تاریکتر از قبل خواهد بود.
Sinestro
Sinestro بالاخره داره وارد لایواکشن جدی دیسی میشه؛ اون هم نه توی یه فیلم شلوغ، بلکه توی سریال Lanterns با حالوهوای جنایی و تاریک. همین انتخاب فضا، بهشدت به نفع این کاراکتره.
Sinestro ذاتاً یه شرور کارتونی نیست؛ ایدئولوژیکه. کسی که واقعاً باور داره ترس از اراده قویتره. سریال این فرصت رو داره که گذشتهی رابطهی Sinestro و Hal Jordan رو نشون بده؛ جایی که مرز بین قهرمان و ضدقهرمان خیلی باریکه.
اگه دیسی جرئت کنه و Yellow Lantern Corps رو درست بسازه، Sinestro میتونه تبدیل بشه به یکی از ماندگارترین ویلنهای DCU، نه فقط یه دشمن فصلی.
Lobo
Lobo دقیقاً همون کاراکتریه که دیسی سالها جرئت آوردنش رو نداشت. خشن، بیادب، اغراقآمیز و کاملاً خارج از چارچوب قهرمانبازی. و بله، Jason Momoa برای این نقش بیشازحد مناسبه.
اولین نگاه به Lobo توی تریلر Supergirl نشون داد طراحی کاراکتر کاملاً وفادار به کمیکه؛ بدون سانسور، بدون نرمکردن. نکتهی جذابتر اینه که Lobo اصلاً تو منبع اصلی Woman of Tomorrow نبود، یعنی نقش و مسیرش کاملاً غیرقابلپیشبینیه.
Lobo میتونه هم عنصر هرجومرج DCU باشه، هم یه کارت وحشی که هرجا انداخته بشه، داستان رو منفجر کنه.
John Stewart
John Stewart بهوضوح داره برای تبدیلشدن به Green Lantern اصلی DCU آماده میشه. توی Lanterns، اون یه نیروی تازهوارده؛ آموزشدیدهی Hal Jordan، اما با نگاه، اخلاق و مسیر کاملاً متفاوت.
John شخصیتیه که نظم، مسئولیت و واقعگرایی براش مهمتر از شهرت و ماجراجوییه. این تضادش با Hal، موتور اصلی سریال میشه. بهخصوص وقتی پای تهدیدهای قدیمی و «وحشت باستانی» وسط میاد.
اگه Lanterns درست پیش بره، John Stewart میتونه هم ستون احساسی DCU باشه، هم رهبر آیندهی Justice League.
Hal Jordan
و بالاخره Hal Jordan؛ کاراکتری که سالها توی لایواکشن بدشانسی آورد. حالا DCU نسخهای رو معرفی میکنه که دیگه تازهکار نیست؛ یه افسانهی زندهست.
Hal توی Lanterns نقش استاد، شریک و گاهی دردسر رو بازی میکنه. با روشهای خاص، شوخطبعی خطرناک و اعتمادبهنفس بیشازحد. این نسخه قراره هم جذاب باشه، هم مسئلهدار؛ دقیقاً همونی که Hal باید باشه.
اگه این تصویر درست از آب دربیاد، Green Lantern بالاخره میتونه جایگاهی رو بگیره که سالها حقش بوده.

