خیلی از ما با دیدن Arcane عاشق دنیای League of Legends شدیم. یه سریال انیمیشنی با کیفیت سینمایی، شخصیتهایی مثل وای (Vi)، جینکس (Jinx)، کیتلین (Caitlyn) و جیسی (Jayce)، و جهانی که پر بود از درگیریهای سیاسی، نبوغ علمی، و جادوی تاریک. اما درست وقتی که سریال تموم شد، خیلیهامون یه حس مشترک داشتیم:
“الان چی شد؟ بقیه داستان چیه؟ چرا انقدر دنیاش گستردهست ولی ما فقط یه گوشهشو دیدیم؟”
واقعیت اینه که Arcane فقط نوک کوهیخ بود. دنیای League of Legends، که بهش رونترا (Runeterra) میگن، یه جهان فانتزی بزرگه با بیش از ۱۵ منطقه، دهها نژاد مختلف، جنگهای باستانی، خدایان و هیولاها، و داستانهایی که بعضیهاشون از Game of Thrones هم پیچیدهترن.
Arcane برای خیلیها دروازهی ورود بود، ولی بلافاصله متوجه میشی که اطلاعات رسمی دربارهی Lore (داستانها و تاریخ دنیای بازی) خیلی پخش و گموگوره. حتی گیمرهایی که سالها League of Legends بازی کردن، ممکنه هنوز ندونن که شخصیت مورد علاقهشون از کجا اومده یا تو کدوم منطقه زندگی میکنه.
چرا آشنایی با دنیای League مهمه؟

اگه Riot Games تصمیم بگیره فصل دوم Arcane رو مثلاً در Ionia بسازه، اونایی که Lore رو میدونن، سریع از شدت هیجان منفجر میشن! ولی بقیه فقط میگن: “آره، اوکیه، یه جای جدید داره اتفاق میافته…”
شناختن Lore بهت کمک میکنه:
-
بفهمی پشت هر شخصیت چی گذشته.
-
متوجه شی چرا کشورها یا گروهها با هم دشمنن.
-
تئوریپردازی کنی که فصل بعد Arcane چی میتونه باشه.
-
و از همه مهمتر، تجربهی بازی، کمیک یا انیمیشنهای آیندهی Riot رو با عمق بیشتری درک کنی.
Riot اخیراً قول داده که داستانهای آینده رو بهجای دستکاری گذشته، توی آینده روایت کنه (برخلاف بعضی Redconها تو Arcane). پس این بهترین زمانه که با دنیای اصلی آشنا شی، چون اتفاقهای بزرگتری قراره بیافته.
دنیای Runeterra؛ یه جهان فانتزی با سه قارهی اصلی

دنیای League of Legends یا همون Runeterra، یه سیارهی خیالیه که از سه قارهی بزرگ تشکیل شده:
-
ولوران (Valoran) – قارهی شمالی، خونهی مناطقی مثل نکسوس و دمسیا
-
شورما (Shurima) – قارهی جنوبی، شامل ایشارا، شوریمای باستانی و جنگلهای ایشا
-
ایونیا (Ionia) – یه قارهی جدا افتاده در شرق، پر از جادو و طبیعت بیدار
-
(و یه قارهی مرموز به نام کاماور (Camavor) که فعلاً روی نقشه نیست ولی تو داستانها نقش بزرگی داره)
روی نقشه رسمی Riot، اکثر این مناطق قابل کلیک و گشتوگذار هستن. یه نقشهی تعاملی که پر از اطلاعات پنهانه؛ از بیوگرافی شخصیتها گرفته تا صداگذاری و داستانهای منطقهای.
حالا با اجازهت، شروع کنیم به گشتوگذار تو این قارهها. هر منطقه نهتنها یه فضای متفاوت داره، بلکه یه فلسفه، فرهنگ، سبک مبارزه و نوع خاصی از جادو رو هم با خودش آورده.
نکسوس (Noxus) – امپراتوری جنگطلب

همونطور که تو Arcane شنیدیم، نکسوس یه اسم ترسناک برای خیلیهاست.
ولی واقعاً نکسوس فقط یه کشور شیطانصفت نیست؛ یه امپراتوریه که بهخاطر بقا میجنگه.
ریشهها:
نکسوس در ابتدا یه قبیلهی کوچیک بود به رهبری سایون اوزال، یه جنگجوی افسانهای که بعد از مرگ… نمرد!
اونقدر از نبودن جهان پس از مرگ عصبانی شد که با یادگیری زبان مردگان، خودش رو زنده کرد و تبدیل شد به مرد مرگناپذیر: مارد کایزر (Mordekaiser).
این شخصیت تبدیل شد به یکی از تهدیدهای اصلی دنیای رونترا و با ساخت قلعهی جاودانگی (Immortal Bastion)، پایهگذار نکسوس مدرن شد.
دلایل جنگطلبی نکسوس:
-
خاکهای نکسوس حاصلخیز نیستن.
-
منابع ندارن، پس باید بجنگن.
-
باور دارن قدرت واقعی توی جنگ بهدست میاد.
برای همین شعارشون اینه:
“اونا رو بکش… تا وقتی که خانوادهت بشن!”
تو Arcane، امبسا مدورا اشاره میکنه که تو نبردهایی از خونصخرهها تا دشتهای دالمور شرکت کرده. این نشون میده نکسوس یه ابرقدرته که حتی تو شرق و غرب هم نفوذ داره.
ایونیا (Ionia) – سرزمین صلح و جادوی زنده

برخلاف نکسوس، ایونیا یه سرزمین متعادل، آروم و معنویه.
در واقع، مردم ایونیا اصلاً خونریزی نمیخوان، تا وقتی که…
تجاوز نکسوس به ایونیا:
به تحریک لبلانک (LeBlanc)، یکی از رهبران مخفی نکسوس، گرند ژنرال بورام دارکویل تصمیم گرفت به ایونیا حمله کنه، به امید پیدا کردن چیزی که جاودانش کنه.
ایونیا یه سرزمین جادوییه.
درختها خونه میشن، رودخونهها جون دارن، روحها قابل حس و صحبت هستن.
ولی وقتی نکسوس با بمبهای شیمیایی و بچههای جنگی حمله کرد، حتی طبیعت هم عصبانی شد.
جنگ جادویی:
-
زمین خودش با سربازها میجنگید.
-
رودخونهها دشمنارو غرق میکردن.
-
درختها مهاجما رو خفه میکردن.
اینجاست که شخصیتهایی مثل ریون، یاسو، زِد و شِن وارد داستان میشن.
حتی واستایاها (Vastaya) – نژاد نیمهانسان/نیمهحیوان – هم درگیر شدن.
دمسیا (Demacia) – سرزمین ضد جادو و نظم آهنین

دمسیا برخلاف بیشتر مناطق رونترا، بر پایهی نظم، شرافت و نفرت از جادو ساخته شده.
یه پادشاهی کلاسیک، با قلعههای سفید، زرههای درخشان، و مردمی که با دیدن یه جادوگر ترجیح میدن اعدامش کنن تا همکاری.
منشأ دمسیا:
در دوران «جنگهای رون» که جادو توش مثل بمب هستهای عمل میکرد، یه عده از مردم فرار کردن به دل یه جنگل عجیب با درختهای سفید.
این درختها قدرت عجیبی داشتن: جذب جادو.
با استفاده از چوب این درختها، مردم شروع کردن به ساخت سلاح، زره و حتی ساختمانهایی که جادو رو خنثی میکردن.
به این ماده گفتن: پتراسایت (Petricite) – سنگ جادوخوار!
فرهنگ ضد جادویی:
دمسیا از اول بر پایهی ترس از جادو ساخته شد.
جادوگرها تو پایتخت شکنجه میشن.
حتی دارویی دارن که مجبورت میکنه پتراسایت بخوری (که معمولاً میکشتت).
با اینحال، این سیستم ضدجادو باعث جنگ داخلی هم شد. چون خیلی از مردم، جادو رو قبول دارن یا خودشون جادوگرن، مثل لاکس (Lux) که یه جادوگر مخفیه ولی خواهرش گریورن (Garen) از فرماندههای ارشد ارتشه و از جادو متنفره.
داستانهای شخصی:
-
لاکس: جادوگریه که با ترس زندگی میکنه، چون اگه لو بره اعدام میشه.
-
شایانا (Shyvana): یه هیبرید انسان/اژدها که با جاروان چهارم رابطه داره، ولی مردم دمسیا با نژادهای جادویی دشمنان.
-
سایلاس (Sylas): یه جادوگر زندانیشده که قدرت جذب جادوی بقیه رو داره. بعد از فرار، تبدیل به رهبر شورشیها شد (اگه Mage Seeker بازی کرده باشی، این داستانو دیدی).
کوه تارگون (Mount Targon) – راه رسیدن به خدایان آسمانی

تارگون فقط یه کوه معمولی نیست…
یه پرتاله به دنیای موجودات آسمانیه!
داستان تارگون:
مردم معتقد بودن که در قلهی کوه، ارتباط مستقیم با آسمان و خدایان Celestial وجود داره.
هرکی صعود میکرد، اگه لایق بود، تبدیل میشد به میزبان یک بُعد الهی یا همون “Aspect”.
میزبانها:
-
Pantheon: جنگجویی که توسط Aspect جنگ تسخیر شد.
-
Leona: میزبان خورشید.
-
Diana: میزبان ماه.
-
Zoe: میزبان Twilight.
-
Taric: محافظ زیبایی و نظم کیهانی.
ارتباط با دمسیا:
در گذشته، زنی که میزبان «عدالت» بود، دو دختر به دنیا آورد: کِیل (Kayle) و مورگانا (Morgana)
بعدها این خانواده به دمسیا فرار کردن، جایی که دو خواهر با قدرتهای متفاوتشون به دو قطب مقابل تبدیل شدن:
-
کیِل: طرفدار قانون و مجازات.
-
مورگانا: مدافع احساس و آزادی.
این جنگ بین خواهرها، پایهگذار خیلی از درگیریهای دمسیاست.
شوریما (Shurima) – امپراتوری طلایی و ظهور خدایان جنگ

شوریما یه تمدن باستانی وسط صحراست که به خاطر یه تکنولوژی خارقالعاده، قویترین ارتش تاریخ رو ساخت.
وسط پایتخت یه سازه عظیم هست به نام خورشیددیسک (Sun Disc)، یه دستگاه طلایی که با جادوی آسمانی میتونه انسانها رو به نیمهخدا تبدیل کنه — بهشون میگفتن: Asended یا خدایان جنگ.
دورهی طلایی:
-
در زمان امپراتور آزیر (Azir)، شوریما تبدیل شد به مرکز علم، جادو و ارتش بیرقیب.
-
ارتش طلاییشون همهجا رو فتح کرد، چون هر جنگجو مثل یه خدا بود: قدرتمند، حیوانصفت، جاودانه.
سقوط شوریما:
اما امپراطور فریب خورد. مشاورش زراس (Xerath) که یه بردهی سابق بود، تو لحظهی اوج تاجگذاری، بهش خیانت کرد و همهچیز رو نابود کرد.
خورشیددیسک منفجر شد، پایتخت فرو ریخت، و خدایان طلایی دیوانه و بدون رهبر شدن.
اونا به جای محافظت از مردم، شروع کردن به نابودی دنیا و شدن موجوداتی بهنام دارکین (Darkin) — جنگافزارهای جاندار با عطش پایان دنیا.
Void – تاریکی مطلق، دشمن واقعیت

خب حالا برگردیم یه قدم عقب…
یه نیرویی در اعماق جهان وجود داره که حتی از دارکین هم بدتره: Void (خلا).
دنیاییه پر از هیچ.
نه ماده، نه نور، نه زندگی.
و موجوداتی به نام Watchers (نگاهکنندگان) اونجا زندگی میکنن که تنها آرزوشون اینه: واقعیت رو خاموش کنن.
چرا؟ چون واقعیت مثه نوره… و نور بیدارشون میکنه.
آغاز فاجعه:
-
یه تمدن کوچیک به اسم ایکاθیا (Icathia) وقتی فهمید که نمیتونه جلوی شوریما مقاومت کنه، با نیروی Void پیمان بست.
-
نتیجه؟ Void بخشی از دنیا رو بلعید، ایکاثیا رو نابود کرد، و یه شکاف همیشگی به دنیای خلا باز شد.
حالا تو دنیای رونترا، شکافهای Void همچنان دارن گسترش پیدا میکنن.
موجوداتی مثل Kha’Zix، Vel’Koz، Cho’Gath و Bel’Veth فرستادههای Voidن که ماموریتشون نابود کردن دنیاست.
ایشتال (Ixtal) – سرزمین مخفی جادوهای عنصری

در شرق شوریما، یه منطقهی جنگلی وجود داره به اسم ایشتال، جایی که توسط مردم خودش از بقیهی دنیا مخفی شده.
اونا استاد جادوی طبیعتان: آتش، آب، باد، زمین.
مثل قوم آواتار، فقط با جدیت بیشتر و اعتماد کمتر به بقیه.
چرا مخفیان؟
-
وقتی دیدن بقیهی دنیا داره توسط Void، دارکین یا نکسوس نابود میشه، دیوارهای غولپیکری از درخت و جادو ساختن تا خودشونو جدا کنن.
-
اونقدر جدا شدن که حتی باورشون شد دنیای بیرون نابود شده.
داستان کیانا:
یه دختر جاهطلب به اسم کیانا (Qiyana) فهمید که دنیا هنوز وجود داره و شروع کرد به ماجراجویی بیرون از ایشتال.
اون معتقد بود ایشتال باید به دنیا حمله کنه و خودش امپراتریس بشه.
اگه در Arcane لوگوی ایشتالو دیده باشی، بدون از همینجا میاد!
فرییورد (Freljord) – سرزمین یخ، جنگ، و خدایان فراموششده

فرییورد یه سرزمین یخزدهست، جاییکه فقط قویترینها زنده میمونن. زندگی اینجا سخته، اما مردمش تسلیم نمیشن. جنگ، ایمان، و افسانههای باستانی ستونهای اصلی فرهنگ این منطقهن.
سه خواهر افسانهای
در قلب داستان فرییورد، سه خواهر قرار دارن:
-
آواروسا (Avarosa) – نماد اتحاد، رهبر مهربون و صلحطلب.
-
سریلدا (Serylda) – فرماندهی جنگ، خشن و قوی.
-
لیساندرا (Lissandra) – خواهر مرموزی که به نیروهای تاریک و باستانی روی آورد.
در ابتدا این سه خواهر سعی داشتن مردم رو متحد کنن… اما همهچی با خیانت لیساندرا تغییر کرد.
خیانت یخزده
لیساندرا با موجوداتی به نام Watchers (از Void) ارتباط برقرار کرد. اونا بهش قول جاودانگی دادن، اما هدفشون چیز دیگهای بود: نابودی واقعیت.
وقتی Watcherها بالاخره به فرییورد رسیدن، لیساندرا متوجه اشتباهش شد، اما دیگه دیر شده بود.
اون مجبور شد تموم یخزادهها (Iceborn) — ارتش خودش — رو فدا کنه تا Watcherها رو با جادوی یخ در اعماق زمین حبس کنه.
و از اون روز، لیساندرا داره شبانهروز تلاش میکنه اونا رو تو خواب نگهداره. حتی بعضی از یخزادهها رو منجمد میکنه و رویاهاشونو به Watcherها میفرسته که خواب بمونن. creepy، نه؟
بایلواتر (Bilgewater) – دنیای دزدا، هیولاها و خدایان دریا

پایینتر از آیونیا، به منطقهای میرسیم که کاملاً فضای دزدان دریایی و ماجراجویی داره: Bilgewater!
چند تا اسم معروف:
-
Gangplank – پادشاه قبلی دزدا، بیرحم و وحشی.
-
Miss Fortune – کسی که گنگپلنک رو شکست داد و حالا خودش تو درگیریه با بقیهی دزدها.
-
Illaoi – کشیش قدرتمند خدای حرکت، Nagakabouros. اگه بیکار باشی، از نظر خدای اون، لیاقت زندگی نداری!
خطر بزرگ:
-
Shadow Isles (جزایر سایه) همیشه دارن نیروهای مردهشونو میفرستن سمت بایلواتر.
-
مردم اینجا باید هم با دزدای دیگه بجنگن، هم با موجودات ترسناک زیر آب، هم با روحهای نفرینشده.
Shadow Isles – سقوط سرزمین مقدس

زمانی اینجا بهش میگفتن Blessed Isles — سرزمین مقدس، پر از جادوگران بزرگ، کتابهای اسرارآمیز، و معابد کهن.
تا اینکه یه شاه دیوانه به نام Viego برای زنده کردن همسر مردهش، Isolde، همهچی رو نابود کرد.
طلسم شکستخوردهی عشق:
-
ویگو سعی کرد عشقشو با جادوی تاریکی زنده کنه.
-
جادوی مرگ از کنترل خارج شد و کل جزیرهها رو نابود کرد.
-
مردمش تبدیل شدن به ارواح نفرینشده، دنیاشون شد Shadow Isles.
الآن این سرزمین پر از نفرین، ارواح، و موجوداتیه که فقط دنبال مرگ بیشترن.
کاماوور (Camavor) – امپراتوری گمشده، شمشیر نفرینشده، و تولد وِیگو

کاماوور آخرین قطعه از این پازل عظیمه؛ جاییکه داستان Viego، Isolde، و شمشیر سیاه نفرینشده شروع میشه.
هرچند هنوز تو نقشهی رسمی جهان Runeterra نیست، ولی ما به لطف کتاب “Ruination” میدونیم که واقعیه و حتی پر از اژدها، شوالیه، و موجودات اسطورهای بوده.
ظهور یک پادشاه تراژیک
ویگو، پادشاه جوون امپراتوری کاماوور، عاشق ملکهای به نام ایزولد بود. اما این عشق تبدیل شد به بزرگترین فاجعهی تاریخ دنیا:
-
ایزولد مریض شد و مُرد.
-
ویگو که دیوونهی عشق بود، از هر جادوی ممنوعهای استفاده کرد تا اونرو زنده کنه.
-
در جریان یکی از این جادوها، شمشیر سیاه Ruined Blade ساخته شد؛ شمشیری که روحها رو میبلعه.
نتیجه؟
طلسم شکست خورد. جزایر مقدس منفجر شدن و تبدیل شدن به Shadow Isles.
ویگو حالا تبدیل به یه پادشاه نفرینشدهست که دنبال زندهکردن همسرشه، حتی اگه لازم باشه کل دنیا رو نابود کنه.
پیشنهاد ویژه: بعد از Arcane، چی ببینی یا بازی کنی؟

🎮 بازیها:
-
Mage Seeker (برای دیدن دماسیای ضد جادو)
-
Ruined King (روایت داستان Shadow Isles)
-
Legends of Runeterra (برای دیدن داستانها در قالب کارت)
📚 کتابها:
-
Ruination – داستان کامل Viego و Camavor
-
Garen: First Shield – دنیای داخلی دماسیای نظامی
-
Realms of Runeterra – ویکی رسمی، همراه با نقشه و تصویر و توضیح lore
حرف آخر: از آرکین تا رونا – حالا چی میدونیم؟
اگه تا اینجا رو خوندی، تبریک میگم:
تو الان جزو اون ده درصد از فنهای Arcane هستی که واقعاً دنیای League of Legends رو میشناسن.
از فرییورد یخی تا بیلبواتر دزدها، از امپراتوری خورشیدی شوریما تا تاریکی خالص Void، از صعود کوه تارگون تا نقشههای مخفی بلک رز…
دنیای Runeterra یه کهکشان از افسانهها و جنگهاست، که حالا حالاها قراره بهمون داستان بده.
حالا نوبت توئه!
اگه از Arcane خوشت اومده و دوست داری قبل از فصل دوم، بیشتر با دنیای لیگ آشنا بشی، حتماً این مقاله رو با دوستات به اشتراک بذار.
🎯منطقه یا شخصیت خاصی تو League هست که دوست داری بیشتر راجعبهش بدونی؟ برامون کامنت بذار یا پیام بده تا تو مقاله بعدی بررسیش کنیم!
🌟راستی ما تو WizardWorld.ir کلی مقاله و تحلیل جذاب از دنیاهای فانتزی داریم،حتما یه سری به همه ی بخشامون بزن!

