بین اون همه کاراکتر توی Star Wars، یکی بود که از همون اولین تریلر دل همه رو برد: «کاپیتان فازما».
زره کرومی براق که تو نور میدرخشید، قد و قامت نظامی، اون حالت فرماندهی که آدم رو یاد رئیس نهایی بازیها مینداخت، و از همه مهمتر… اولین زن شرور تو تاریخ سینمایی جنگ ستارگان.
بازیگرش هم که دیگه گفتن نداره، گوئندولین کریستی، همون بریین خودمون تو Game of Thrones که همه میدونیم چقدر میتونه خفن باشه.
همه منتظر بودیم یه شخصیت مرگبار، باهوش و پر از صحنههای ماندگار ببینیم. ولی چی شد؟ تو فیلم بیشتر از اینکه ترسناک باشه، تبدیل شد به یکی از بیاثرترین فرماندههای کهکشان!
اما راستش رو بخوای، یه جاهایی از فیلم که دقیق نگاه کنی، حس میکنی این «بیخاصیت بودن» شاید تصادفی نبوده.
انگار هر حرکتش، هر حرفش، و حتی بعضی تصمیمهاش… داشت یه جورایی به نفع مقاومت تموم میشد.
حالا سؤال اینه: کاپیتان فازما واقعاً یه فرمانده بیعرضه بود یا از اول تا آخر داشت زیر دماغ فرست اوردر، برای مقاومت جاسوسی میکرد؟
پیشزمینه و انتظارات از شخصیت
قبل از اینکه Star Wars: The Force Awakens اکران بشه، یکی از کاراکترهایی که حسابی همه رو هایپ کرده بود، «کاپیتان فازما» بود. دلیلش هم کاملاً واضح بود:
برای اولین بار قرار بود یک زن شرور تو دنیای سینمایی جنگ ستارگان نقش کلیدی داشته باشه. این خودش برای طرفدارها یک اتفاق تاریخی بود.
از اون طرف، بازیگر نقش فازما هم کسی نبود جز گوئندولین کریستی، همون بریین آو تارث محبوب تو Game of Thrones که همه میدونستیم چهقدر میتونه نقش یک جنگجوی قوی و کاریزماتیک رو عالی بازی کنه.
ظاهرش هم که حرف نداشت: زره کرومی براق، کلاهخود خاص، و استایل یک فرمانده جدی که به راحتی میتونست از نظر بصری، یکی از بهیادماندنیترین شخصیتهای جدید جنگ ستارگان باشه.
همه اینها باعث شده بود که انتظار داشته باشیم با یک شخصیت مرگبار و بیرحم روبهرو بشیم؛ کسی که هر جا پا بذاره، همه بترسن.
اما… وقتی فیلم اومد، واقعیت یک چیز دیگه بود. حضور فازما به طرز عجیبی کوتاه و بیاثر بود، و تقریباً هیچ کاری نکرد که ما رو تحت تأثیر قرار بده. حتی صحنههایی که داشت، بیشتر از اینکه قدرتش رو نشون بده، باعث شد خیلیها از خودشون بپرسن «واقعاً این همون کاراکتریه که این همه براش تبلیغ شد؟»
کارهایی که در فیلم انجام داد، در یک نگاه کلی، اینها بودن:
-
دستور شلیک به روستاییان: وقتی کایلو رن گفت همه رو بکشید، فازما بدون مکث این دستور رو اجرا کرد. (حداقل ظاهراً بدون تردید.)
-
اجازه فرار به یک زندانی مهم: پو دامرون، یکی از کلیدیترین خلبانهای مقاومت، از اسارت فرست اوردر فرار کرد… و نقش فازما در این ماجرا سوالبرانگیزه.
-
صرفاً ایستادن کنار جنرال هاکس در سخنرانی بزرگش، بدون اینکه خودش نقش خاصی تو داستان داشته باشه.
-
پایین آوردن سپرهای محافظ استارکیلر بیس: حرکتی که عملاً باعث شد پایگاه اصلی فرست اوردر نابود بشه.
برای یک شخصیت با اون همه هایپ و ظاهر خفن، این کارنامه خیلی ناامیدکننده بود. و همین تضاد بین انتظار و واقعیت، باعث شد کلی از طرفدارها و تحلیلگرها شروع کنن به زیر سؤال بردن نقش واقعی فازما در داستان.
شاید فازما واقعاً طرف مقاومته
اینجاست که ماجرا جالب میشه. چون اگه دقیق به کارهای فازما تو The Force Awakens نگاه کنیم، میبینیم تقریباً همهشون – چه مستقیم، چه غیرمستقیم – به نفع مقاومت تموم میشن.
نه اینکه فقط یک یا دو اتفاق کوچیک باشه، نه… تقریباً هر حرکتی که انجام میده، یه جوری مسیر داستان رو به سمت پیروزی قهرمانها هل میده.
از یک زاویه، ممکنه فکر کنیم این اتفاقها فقط نتیجه یک فیلمنامه ضعیف یا استفاده اشتباه از شخصیت بوده. ولی از یه زاویه دیگه، اگه بخوایم کمی توطئهمحور بهش نگاه کنیم، یه احتمال دیوونهکننده شکل میگیره:
شاید فازما اصلاً از اول تا آخر داشته زیر دماغ فرست اوردر برای مقاومت کار میکرده.
حتی اگه دیالوگهاش رو با این دید دوباره گوش بدیم، معنیشون کاملاً عوض میشه. جملاتی که اولش به نظر تهدید یا توبیخ میاومدن، میتونن تفسیر بشن به عنوان هشدارهای زیرپوستی؛ یه جور پیام رمزی که طرف مقابلش شاید حتی خودش هم متوجهش نمیشده.
مثلاً وقتی به فین میگه «کی بهت اجازه داد کلاهتو برداری؟»… تو برداشت اول، این جمله یعنی «داری مقررات رو میشکنی».
ولی با عینک این نظریه، ممکنه معنیش این باشه که «سرت رو پایین بنداز، جلب توجه نکن، لو میری».
همین تغییر زاویه دید، باعث میشه کل عملکرد فازما تو فیلم یک لایه مخفی پیدا کنه که قبلاً بهش فکر نکرده بودیم.
بررسی صحنهها و شواهد
دستور قتل روستاییان
اولین باری که فازما رو میبینیم، بعد از بازجویی کایلو رن از پو دامرون، میاد جلو و میپرسه: «با روستاییان چه کنیم؟»
سؤال اینجاست: چرا اصلاً باید این رو بپرسه؟ همون لحظه که نیروهای فرست اوردر از شاتلها پیاده شدن، شروع کردن به شلیک به همه چیز و همه کس. برای اونها مهم نبود کی مقاومت هست و کی نیست، همه رو میزدن.
پس پرسیدن این سؤال منطقی به نظر نمیاد… مگر اینکه هدفش این بوده که فرصتی برای تغییر تصمیم ایجاد کنه. اگه کایلو رن میگفت «بیخیالشون شید»، روستاییها زنده میموندن. بهنوعی، این سؤال مثل یک «امتحان اخلاقی» وسط میدان جنگ بود، حتی اگه در نهایت جوابش منفی شد.
برخورد با فین
یکم بعد، فازما میبینه فین کلاهخودش رو برداشته و با لحن جدی میگه: «کی بهت اجازه داده کلاهتو برداری؟»
در نگاه اول، این فقط یک توبیخ سادهست. ولی اگه با ذهنیت «فازما جاسوس مقاومت» بهش نگاه کنیم، این جمله میتونه معنی دیگهای بده: «زود کلاهتو بذار، قبل از اینکه کسی بفهمه داری عجیب رفتار میکنی.»
بعد هم دستور میده: «به واحد من گزارش بده.» این میتونه صرفاً یک حرکت انضباطی باشه… یا شاید هم راهی بوده برای اینکه بعداً بتونه با فین ارتباط بگیره و ازش استفاده کنه.
ماجرای فرار پو دامرون
یکی از عجیبترین قسمتها اینه که پو دامرون – یکی از مهمترین زندانیهای مقاومت – تقریباً بیدردسر فرار میکنه.
در یک سازمان به شدت سختگیر مثل فرست اوردر، انتقال یا حتی جابهجایی یک زندانی مهم باید با کلی تأییدیه و امنیت بالا انجام بشه. ولی اینجا نه خبری از کنترل هست، نه از بازجویی اضافه.
این بیتوجهی غیرعادی میتونه یک نشونه باشه: شاید کسی از داخل – مثلاً فازما – عمداً این راه رو باز گذاشته تا فرار ممکن بشه.
رویارویی در استارکیلر بیس
وقتی فین، هان و چوباکا، فازما رو گیر میاندازن و تهدید میکنن که سپرهای محافظ استارکیلر بیس رو پایین بیاره، فازما بهش میگه: «داری اشتباه بزرگی میکنی.»
برداشت عادی اینه که این یک تهدیده: «به زودی پشیمون میشی.»
ولی برداشت دوم میتونه این باشه که در واقع داشت هشدار میداد: «من دشمنت نیستم، اشتباه نکن.»
عجیبتر اینجاست که فازما بدون هیچ مقاومتی سپرها رو غیرفعال میکنه. برای یک افسر وفادار به فرست اوردر، این حرکت حکم خیانت کامل داره. منطقی نیست که چنین کاری رو انجام بده، مگر اینکه از اول هم قصدش نابود کردن پایگاه بوده.
آخرین هشدار
در آخرین حضورش تو فیلم، فازما میگه: «سربازانم اینجا رو محاصره میکنن و همهتون رو میکشن.»
تو برداشت معمول، این یک تهدید مستقیمه.
اما اگه دوباره با زاویه «عامل مخفی» نگاه کنیم، این جمله بیشتر شبیه یک اخطاره: «بچهها، بیگدار به آب نزنید، کار راحتی نیست، همه جا پر از نیروهای ماست.»
انگار داشت بهشون میگفت قبل از هر حرکت، حسابی حواسشون رو جمع کنن.
نشانههای فراتر از فیلم
ماجرا فقط به اتفاقهای داخل The Force Awakens ختم نمیشه. چند نکته بیرون از فیلم هم هست که این نظریه «فازما عامل مقاومت» رو جالبتر میکنه.
اول از همه، آخرین باری که تو فیلم میبینیمش، وقتی هان، چویی و فین کارش رو میسازن، مستقیم میندازنش تو زبالهدان.
حالا نکته باحال اینه که آخرین باری هم که ما تو جنگ ستارگان صحنه زبالهدان دیدیم، «خوبها» بودن که لباس استورمتروپر پوشیده بودن و مخفیانه تو دل دشمن بودن. یه جور حس تکرار تاریخ، ولی برعکس.
دوم اینکه خبر رسمی اومده بود که فازما تو اپیزود ۸ برمیگرده. یعنی برخلاف برداشت اولیه، مرگش قطعی نبوده. این خودش یه پنجره باز میکنه برای اینکه در قسمت بعد، راز واقعی شخصیتش رو ببینیم.
و در نهایت، فراموش نکنیم که «هویت دوگانه» تو دنیای Star Wars اصلاً چیز جدیدی نیست. از آنکین/دارث ویدر گرفته تا اوبیوان/بن کنوبی، از پادمه و بدلهاش گرفته تا کل ارتش کلونها… این که یک شخصیت دو چهره یا هویت مخفی داشته باشه، تقریباً یک سنت تو این کهکشانه. پس چرا فازما نتونه یکی از همین موارد باشه؟
حرف آخر
شاید تمام اون صحنههایی که باعث شد فکر کنیم فازما یک فرمانده بیعرضه و بیاثر هست، در واقع طراحی شده بودن تا هویت واقعیش رو مخفی کنن.
شاید از همون اول تا آخر The Force Awakens، زیر زره کرومی، یک مأمور مخفی مقاومت مشغول انجام وظیفه بوده.
و اگه این نظریه درست باشه، قسمت بعدی جاییه که وفاداری واقعیش رو خواهیم فهمید.
حالا توپ تو زمین شماست:
به نظرتون فازما واقعاً از اول برای مقاومت کار میکرده یا فقط یک شخصیت ضعیف و هدررفته تو فیلمنامه بوده؟
نظرتون رو تو بخش کامنتها بگید، چون این بحث هنوز داغه و مطمئنم کلی نظر متفاوت وجود داره.

