چندین سال از صحنه ی مرگ ناتاشا رومانوف در Avengers: Endgame گذشته و ما مارول فن ها هنوز هم باهاش کنار نیومدیم. ناتاشا و کلینت بارتون برای بهدستآوردن سنگ روح راهی ورمیر شدن، اما خیلی زود فهمیدن این سفر قرار نیست برای هردوشون بلیت برگشت داشته باشه. یکی از اونها باید چیزی رو که بیشتر از همه دوست داشت قربانی میکرد و خب، نتیجه همون چیزی شد که هیچکدوممون دوست نداشتیم ببینیم.
ناتاشا خودش رو از صخره پایین انداخت تا کلینت بتونه سنگ روح رو بهدست بیاره و خانوادهاش رو برگردونه. بعدتر هم بروس بنر موقع استفاده از دستکش ابدیت تلاش کرد ناتاشا رو همراه بقیه برگردونه، اما موفق نشد. در نگاه اول، همهچیز کاملاً مشخصه؛ بلک ویدو مرده و حتی قدرت شش سنگ ابدیت هم نتونسته نجاتش بده.
اما اگه قوانین سنگ روح رو کمی دقیقتر بررسی کنیم، ماجرا به همین سادگی نیست. یه نظریه جذاب میگه ناتاشا واقعاً نابود نشده و روحش هنوز داخل دنیای مخصوص سنگ روح گرفتار شده. مهمتر از اون، شاید مأموریت پایانی کاپیتان آمریکا ناخواسته معامله ورمیر رو باطل کرده و راهی برای بازگشت ناتاشا باز گذاشته باشه.
نظریه ی باحالیه ..نه؟پس بیاید بریم باهم بررسیش کنیم 😁😁😁
معامله ورمیر دقیقاً چطور کار میکنه؟

ناتاشا و کلینت در جریان سرقت زمانی انتقامجویان به سال ۲۰۱۴ سفر کردن تا قبل از رسیدن تانوس، سنگ روح رو از ورمیر بردارن. اونجا رد اسکال منتظرشون بود؛ البته نه بهعنوان صاحب سنگ، بلکه بهشکل نگهبان یا راهنمای نفرینشدهای که وظیفه داشت قانون رسیدن به سنگ رو برای مسافرهای بدبخت بعدی توضیح بده.
قانون ظاهراً ساده بود: برای بهدستآوردن سنگ روح باید چیزی رو که دوست داری از دست بدی؛ یک روح در برابر یک روح.
اولین نکتهای که این نظریه روش دست میذاره، نحوه بیان همین قانونه. رد اسکال میگه باید یک روح قربانی بشه، اما هیچوقت دقیقاً توضیح نمیده بعد از قربانیشدن چه اتفاقی برای اون روح میافته. آیا برای همیشه نابود میشه؟ وارد دنیای مردگان میشه؟ داخل سنگ باقی میمونه؟ یا فقط تا زمانی که صاحب جدید از سنگ استفاده میکنه، در یک بُعد جداگانه زندانی میشه؟
فیلم جواب روشنی به هیچکدوم از این سؤالها نمیده. ما فقط میبینیم ناتاشا سقوط میکنه، کلینت در مکانی ناشناخته از خواب بیدار میشه و سنگ روح رو در دستش میبینه. از اینجا به بعد، تقریباً هر چیزی که درباره سرنوشت روح ناتاشا گفته میشه، ترکیبی از سرنخهای فیلم و نظریهپردازی طرفدارهاست.
آیا اصلاً میشه به حرفهای رد اسکال اعتماد کرد؟

یکی از پایههای اصلی این نظریه اینه که رد اسکال آدم قابلاعتمادی نیست. بالاخره داریم درباره همون شخصیت شروری حرف میزنیم که زمانی برای تصاحب تسراکت و سلطه بر دنیا حاضر بود هر کاری انجام بده. بنابراین عجیب نیست اگه بخشی از حقیقت رو مخفی کرده باشه یا قانون سنگ روح رو جوری توضیح داده باشه که کسی نتونه راه فراری ازش پیدا کنه.
مشکل اینجاست که رد اسکال در ورمیر دیگه دقیقاً همون رهبر هایدرا در Captain America: The First Avenger نیست. تسراکت اون رو به ورمیر فرستاده و مجبورش کرده به راهنمای کسانی تبدیل بشه که دنبال سنگ روح میان. به نظر نمیرسه خودش از مرگ گامورا یا ناتاشا سودی برده باشه و مهمتر از همه، قانونی که توضیح میده واقعاً کار میکنه. تانوس گامورا رو قربانی کرد و سنگ رو گرفت؛ ناتاشا هم خودش رو فدا کرد و سنگ به کلینت رسید.
پس نمیشه خیلی راحت گفت رد اسکال دروغ گفته. بااینحال، هنوز ممکنه تمام حقیقت رو نگفته باشه. توضیح اون فقط درباره نحوه بهدستآوردن سنگه، نه درباره سرنوشت قربانی یا اتفاقی که هنگام برگرداندن سنگ میافته. درست همین فضای خالیه که اجازه میده نظریه زندهبودن بلک ویدو شکل بگیره.
دنیای نارنجی سنگ روح؛ جایی که مردهها کاملاً نابود نمیشن

مهمترین مدرک این نظریه نه در Endgame، بلکه در پایان Avengers: Infinity War دیده میشه. تانوس بعد از بشکن معروفش برای لحظاتی وارد فضایی نارنجیرنگ میشه و گامورا رو در دوران کودکی میبینه. گامورا ازش میپرسه آیا موفق شده و وقتی میفهمه جواب مثبته، درباره بهایی که برای پیروزی پرداخته سؤال میکنه.
این مکان معمولاً با نام Soul World یا دنیای روح شناخته میشه؛ بُعدی که احتمالاً به سنگ روح ارتباط داره. حضور گامورا در اون فضا میتونه نشون بده قربانیان ورمیر کاملاً از هستی پاک نمیشن و حداقل بخشی از وجود یا آگاهی اونها داخل قلمرو سنگ باقی میمونه.
اگه این برداشت درست باشه، پس احتمالاً ناتاشا هم بعد از سقوط از صخره وارد همین دنیا شده. بدنش مرده، اما روحش همچنان وجود داره و شاید در بُعدی گرفتار شده که فقط از طریق سنگ روح میشه بهش دسترسی پیدا کرد.
البته حضور گامورا در اون صحنه بهتنهایی ثابت نمیکنه که اون واقعاً زنده بوده. چیزی که تانوس میبینه ممکنه روح گامورا، تصویری ساختهشده توسط سنگ یا حتی تجسم عذاب وجدان خودش باشه. بااینحال، انتخاب گامورا و ارتباط مستقیم صحنه با رنگ نارنجی سنگ روح باعث شده سخت بشه اون لحظه رو صرفاً یک توهم ساده در نظر گرفت.
چرا هالک نتونست ناتاشا را برگردونه؟

بروس بنر هنگام استفاده از دستکش ابدیت فقط به بازگرداندن قربانیان بشکن تانوس فکر نمیکرد. اون بعداً به استیو راجرز میگه واقعاً تلاش کرده ناتاشا رو هم برگردونه، اما موفق نشده. این اتفاق معمولاً بهعنوان مدرکی برای قطعیبودن مرگ بلک ویدو در نظر گرفته میشه، ولی نظریه سنگ روح برداشت کاملاً متفاوتی ازش داره.
افرادی که در بشکن تانوس ناپدید شدن، مستقیماً توسط قدرت سنگهای ابدیت از بین رفته بودن. به همین دلیل هالک تونست با استفاده دوباره از همون سنگها اثر بشکن رو خنثی کنه و همه رو برگردونه. ناتاشا اما قربانی بشکن نبود؛ مرگ اون بهایی بود که برای مالکیت سنگ روح پرداخت شده بود.
اگه روح ناتاشا بهخاطر معامله ورمیر به سنگ متصل شده باشه، حتی استفاده همزمان از تمام سنگها هم ممکنه نتونه اون معامله رو لغو کنه. شاید هالک نمیتونست ناتاشا رو برگردونه، چون روحش طبق قوانین کیهانی سنگ در اختیار دنیای روح قرار گرفته بود. به زبان ساده، ناتاشا در فهرست قربانیان بشکن نبود که با یک بشکن معکوس برگرده؛ پرونده اون در بخش دیگری از بایگانی عجیبوغریب سنگهای ابدیت نگهداری میشد!
از طرف دیگه، شکست هالک میتونه دقیقاً نتیجه مخالف رو هم ثابت کنه. شاید قربانی ورمیر واقعاً برای همیشه از دست میره و حتی قدرت شش سنگ هم نمیتونه قانون «یک روح در برابر یک روح» رو دور بزنه. فیلم عمداً مشخص نمیکنه کدوم برداشت درسته و همین ابهام سوخت اصلی این نظریه شده.
بازگرداندن سنگ روح توسط کاپیتان آمریکا چه معنایی داشت؟

جذابترین بخش نظریه در پایان Endgame اتفاق میافته. استیو راجرز مأمور میشه تمام سنگها رو دقیقاً به لحظهای برگردونه که انتقامجویان اونها رو از خطوط زمانی مختلف برداشته بودن. یکی از اونها هم سنگ روح بود؛ یعنی استیو باید به ورمیر برمیگشت و احتمالاً با رد اسکال روبهرو میشد. حیف که مارول این ملاقات را از ما دریغ کرد، چون تماشای برخورد کاپیتان آمریکا با دشمن قدیمیاش بعد از این همه سال میتونست بهتنهایی نصف یک فیلم رو جذاب کنه.
نظریه میگه وقتی کلینت سنگ روح رو گرفت، معاملهای شکل گرفت: جان ناتاشا در برابر سنگ. بنابراین وقتی استیو سنگ رو پس داد، دیگه دلیلی برای ادامه معامله وجود نداشت. اگه چیزی که در ازای یک روح دریافت شده پس داده بشه، منطقاً باید روح قربانی هم آزاد بشه.
این برداشت روی کاغذ منطقی به نظر میرسه. سنگ تحویل داده شده، پس معامله باید لغو بشه و ناتاشا به زندگی برگرده یا حداقل روحش از دنیای سنگ آزاد بشه. شاید به همین دلیله که صحنه بازگرداندن سنگ روح هیچوقت در فیلم نمایش داده نشد؛ چون مارول میخواست سرنوشت واقعی ناتاشا و نتیجه ملاقات استیو با رد اسکال رو برای داستان دیگری نگه دارد.
اما یک مشکل نسبتاً بزرگ وجود داره: هیچجا گفته نشده سنگ روح امکان پسدادن یا پسگرفتن قربانی رو داره. شاید مرگ ناتاشا هزینه استفاده موقت از سنگ نبوده و صرفاً شرط رسیدن به اونه. درست مثل بلیت ورودی که بعد از خارجشدن از مجموعه پولش رو پس نمیدن؛ هرچند قبول دارم مقایسه مرگ بلک ویدو با بلیت شهربازی کمی بیرحمانه شد!
از طرف دیگه، اگه بازگرداندن سنگ به ورمیر واقعاً ناتاشا رو زنده کرده بود، انتظار میرفت استیو یا کلینت بالاخره متوجه این اتفاق بشن. مگر اینکه ناتاشا در همون خط زمانی سال ۲۰۱۴ برگشته باشه و استیو برای جلوگیری از ایجاد مشکلات بیشتر مجبور شده باشه اون رو همونجا رها کنه. این احتمال کمی پیچیدهست، اما وقتی پای سفر در زمان و MCU وسط باشه، پیچیدگی دیگر بخشی از وسایل صحنه محسوب میشه.
بزرگترین ایراد نظریه زندهبودن بلک ویدو

این نظریه چند سرنخ جالب رو به هم متصل میکنه، اما هیچکدوم بهتنهایی ثابت نمیکنن ناتاشا زنده است. وجود احتمالی دنیای روح فقط نشون میده روح قربانی ممکنه بهطور کامل نابود نشده باشه. باقیماندن روح هم لزوماً به معنای زندهبودن یا امکان بازگشت به بدن نیست.
از طرف دیگه، رد اسکال نگفت قربانی برای همیشه مرده باقی میمونه، اما نگفت با پسدادن سنگ هم برمیگرده. این بخش مهم نظریه کاملاً بر پایه منطق معامله ساخته شده، درحالیکه قوانین سنگهای ابدیت الزاماً قرار نیست مثل قرارداد خریدوفروش عمل کنن.
شکست هالک هم دو برداشت مختلف داره. از یه طرف میشه گفت نتونست ناتاشا رو برگردونه چون روح اون در بُعد دیگری گرفتار شده بود؛ از طرف دیگه میشه گفت حتی دستکش ابدیت هم نتونست مرگش رو خنثی کنه، چون قربانی ورمیر بازگشتناپذیره. تا وقتی مارول اطلاعات بیشتری درباره ماهیت سنگ روح نده، نمیشه یکی از این دو برداشت رو با قطعیت انتخاب کرد.
اصلاً شاید دلیل نمایشندادن مأموریت استیو در ورمیر این نبوده که مارول رازی بزرگ برای آینده نگه داشته؛ شاید سازندگان فقط نمیخواستن پایان احساسی فیلم رو با چند سفر دیگر و توضیح قوانین تحویل سنگها طولانیتر کنن. گاهی یک صحنه حذفشده فقط یک صحنه حذفشدهست، نه نقشهای دهساله برای بازگرداندن بلک ویدو.
آیا بلک ویدو میتونه دوباره به MCU برگرده؟

اگه مارول بخواد ناتاشای اصلی رو برگردونه، دنیای روح یکی از معدود راههاییه که میتونه مرگ اون رو بدون پاککردن کامل فداکاریاش توضیح بده. در چنین داستانی، ناتاشا واقعاً مرده، اما روحش نابود نشده و پسدادن سنگ یا دخالت یک نیروی کیهانی میتونه فرصت بازگشت رو فراهم کنه.
راه سادهتر، استفاده از مولتیورس و معرفی نسخه دیگهای از ناتاشاست. این روش دردسر کمتری داره، اما از نظر احساسی هم بهاندازه بازگشت همون بلک ویدویی که سالها کنار انتقامجویان جنگید تأثیرگذار نیست. ما نسخههای جایگزین زیادی از شخصیتهای مارول دیدیم، ولی نسخه دیگر هرچقدر هم شبیه باشه، نمیتونه دقیقاً جای ناتاشای اصلی رو بگیره.
مارول برای بازگرداندن اون باید دلیل محکمی داشته باشه؛ چون مرگ ناتاشا فقط راهی برای خارجکردن یک شخصیت از داستان نبود. اون با فداکاری خودش ثابت کرد خانوادهای که در انتقامجویان پیدا کرده، مهمترین بخش زندگیاش بوده. اگه قرار باشه بدون هزینه و توضیح درست برگرده، تمام وزن احساسی اون صحنه از بین میره.
اما اگه معلوم بشه روح ناتاشا سالها داخل سنگ گرفتار بوده و بازگشتش پیامدهای بزرگی داره، اونوقت میشه داستانی ساخت که هم به فداکاریاش احترام بذاره و هم یکی از مبهمترین بخشهای سنگهای ابدیت رو بالاخره توضیح بده.
حرف آخر؛ ناتاشا زنده است یا فقط کاملاً نابود نشده؟
اگه بخوایم سختگیرانه قضاوت کنیم، این نظریه ثابت نمیکنه بلک ویدو هنوز زنده است. چیزی که از دل سرنخها درمیاد، بیشتر اینه که شاید روح ناتاشا بعد از مرگ نابود نشده و داخل دنیای سنگ روح باقی مونده باشه. تفاوت زیادی بین «زندهبودن» و «باقیماندن روح» وجود داره، مخصوصاً در جهانی که ارواح، جادو، سفر در زمان و نسخههای چندجهانی همگی بخشی از زندگی روزمرهان.
برگرداندون سنگ روح توسط کاپیتان آمریکا جذابترین راه فرار این نظریهست. اگه پسدادن سنگ واقعاً معامله ورمیر رو باطل کرده باشه، ناتاشا میتونه جایی در سال ۲۰۱۴ یا داخل دنیای روح منتظر پیداشدن راه بازگشتش باشه. ولی تا وقتی چیزی درباره نتیجه سفر استیو به ورمیر نبینیم، این بخش فقط یک احتمال هیجانانگیز باقی میمونه.
شما چی فکر میکنین؟برام تو کامنتا بنویسید

