قسمت هفتم فصل دوم Peacemaker مثل یک انفجار پر از اتفاقات غیرمنتظره بود؛ هم روایت را به مسیر تازهای کشوند و هم حسابی زمینهسازی کرد برای فینال بزرگ فصل. بعد از افشای دنیای نازیها در اپیزود قبل، حالا قصه روی خط داستانی Earth-X جلو میره و هر لحظه غافلگیری تازهای داره. این قسمت ترکیبی بود از تراژدی، بازگشت شخصیتهای قدیمی، و یک پایان نفسگیر که هم طرفدارهای دیسی رو شوکه کرد و هم کنجکاو برای قسمت بعد نگه داشت.
در این اپیزود شاهد یک مرگ دردناک بودیم؛ مرگی که هم روی Peacemaker سنگینی میکنه و هم روی مسیر آینده داستان تأثیر مستقیم داره. از طرف دیگه یکی از کاراکترهای مرتبط با سوپرمن دوباره وارد ماجرا شد و حالوهوای دنیای چندجهانی DCU رو پررنگتر کرد. همه این اتفاقها دست به دست هم دادن تا کریستوفر اسمیت در پایان اپیزود تبدیل به یک قهرمان شکسته و پر از عذاب وجدان بشه.
تلاش تیم برای فرار از دنیای نازیها ساده نبود؛ رد خون و درد و خشونت همه جا به جا موند و همین نشون داد هیچ تصمیمی بدون هزینه نیست. درست در همین لحظه حساس، سازمان ARGUS بالاخره به هدف اصلی خودش رسید؛ چیزی که میتونه آینده نهفقط پيسمیکر، بلکه کل جهان DCU رو تغییر بده.
نقشه ARGUS برای QUC چیست و چرا اینقدر مهم است؟

پایان قسمت هفتم جاییه که همهچیز زیر و رو میشه؛ پيسمیکر خودش رو تسلیم میکنه و سر از زندان درمیاره، در حالی که سازمان ARGUS به بزرگترین خواستهاش میرسه: به دست آوردن دستگاه Quantum Unfolding Chamber (QUC). این همون وسیلهایه که میتونه مثل یک کلید، دروازهی دنیاهای موازی رو باز کنه.
برخلاف پورتالهای لکس لوتر که همیشه ناپایدار و پرخطر بودن، QUC توسط سیدنی هپرسن – متخصص پورتال – تأیید میشه و کاملاً پایدار و امن نشون داده میشه. همین تفاوت باعث میشه ARGUS فرصت پیدا کنه چیزی رو تجربه کنه که هیچوقت در دسترس لکس لوتر نبود: سفر مطمئن به جهانهای دیگه.
اما چرا این دستگاه اینقدر برای ریک فلگ سینیور (فرانک گریلو) حیاتی شده؟ جواب سادهست؛ او هنوز نتونسته با مرگ پسرش کنار بیاد. از همون لحظهای که QUC به دست ARGUS افتاد، مشخص بود فلگ دنبال یه چیز شخصیه: پیدا کردن دنیایی که در اون ریک فلگ جونیور (جوئل کینامان) زنده باشه. این انگیزهی عاطفی نهتنها آینده داستان رو شکل میده، بلکه به احتمال زیاد پای بازگشت دوبارهی این شخصیت محبوب رو در قسمت پایانی باز میکنه و میتونه به یکی از احساسیترین لحظات کل فصل تبدیل بشه.
آیا Peacemaker در زندان میماند؟

در پایان قسمت هفتم میبینیم که کریستوفر اسمیت عملاً همهچیز رو رها میکنه. او خودش رو تسلیم میکنه، لقب “فرشته مرگ” رو برای خودش انتخاب میکنه و ترجیح میده در زندان بمونه. ذهنش پر از عذاب وجدان و سرزنشه؛ مرگهای اطرافش رو به گردن خودش میندازه و حتی حاضر نیست دوستانش رو ببینه یا باهاشون حرف بزنه. این دقیقاً همون تصویریه که سریال میخواست نشون بده: یک قهرمان کاملاً شکسته.
اما واقعیت اینه که Peacemaker بر اساس فرمول خودش جلو میره. قرار نیست شخصیت اصلی برای همیشه پشت میلههای زندان گیر کنه. درست مثل همیشه، وقتی پای نقشههای ARGUS به خطر بیفته، وقتی سفرهای بینبعدی طبق برنامه پیش نره یا تهدیدی بزرگ سر بر بیاره، تیمش دوباره سراغ کریس میاد.
دو سناریو محتملتر از بقیهست: یا دوستانش به زور و به هر قیمتی آزادش میکنن تا جلوی فاجعهی تازه رو بگیره، یا اینکه نسخهی دیگری از برادرش از یک جهان موازی وارد داستان میشه و همهچیز رو به هم میریزه. هر دو مسیر، راه سریال رو برای یک فینال پر از اکشن و درام باز میکنه و اجازه نمیده پيسمیکر صرفاً یک زندانی افسرده باقی بمونه.
آیا Keith وارد DCU میشود؟

کیث اسمیت، برادر کریس، حالا به یکی از خطرناکترین دشمنهای Peacemaker تبدیل شده. او نهتنها شاهد مرگ پدرش به دست Vigilante بود، بلکه بارها مستقیم مقابل برادر خودش، کریس، قرار گرفت. هرچند Peacemaker حاضر نشد دستش به خون کیث آلوده بشه و حتی خواست جانش رو نجات بده، اما خشم و نفرتی که در دل کیث شکل گرفته خیلی عمیقتر از این حرفهاست.
آخرین باری که دیدیمش، پر از خشم و زخمی بود؛ چهرهای سرخشده از عصبانیت و عطشی بیپایان برای انتقام. همین ویژگیها نشون میده که بعید نیست سازندگان او رو به خط اصلی داستان DCU بیارن.
حالا که دستگاه QUC به دست ARGUS افتاده و دروازهی دنیاهای موازی باز شده، مسیر برای ورود کیث خیلی سادهتر از قبل شده. دو احتمال قوی وجود داره: یا ARGUS در جریان جستوجوهای بینبعدی ناخواسته دوباره پای او رو به Earth-X باز میکنه، یا خود کیث از طریق همین مأموریتها و درگیریها راهی به DCU پیدا میکنه.
در هر صورت، شخصیت کیث دقیقاً همون پتانسیل رو داره که تبدیل به یک ضدقهرمان بزرگ بشه؛ کسی که هم از خانوادهی اسمیت میاد، هم انگیزهی شخصی قوی برای نابود کردن Peacemaker داره. همین مسئله میتونه قسمت پایانی فصل دوم رو به یک نبرد خانوادگی خونین و فراموشنشدنی تبدیل کنه.
حقیقت شگفتانگیز Blue Dragon در Earth-X

یکی از غیرمنتظرهترین لحظات اپیزود هفتم مربوط به Blue Dragon بود؛ کاراکتری که همه فکر میکردن یک دشمن خطرناک دیگهست، اما درست برعکس ظاهر شد. او نهتنها قصد آزار دادن تیم پيسمیکر رو نداشت، بلکه میخواست کمکشون کنه تا سالم به زمین خودشون برگردن.
Blue Dragon حتی پا رو فراتر گذاشت و اعلام کرد هیچ ارتباطی با تفکر نازیها نداره؛ کاملاً برعکس White Dragon – پدر نژادپرست کریس در فصل اول – که نمایندهی نفرت و تعصب بود. این تضاد شخصیتها یکی از خلاقانهترین پیچشهای سریال بود.
اما این فرصت هرگز دوام نیاورد. Vigilante قبل از اینکه حرفهایش رو کامل بشنوه، بیدرنگ او رو کشت. مرگی تراژیک و غیرعادلانه که نهتنها شوکهکننده بود، بلکه زخم تازهای بر روح Peacemaker گذاشت. همین مرگ هم بستری شد برای اینکه کیث به دشمن اصلی فینال تبدیل بشه و انتقامگیریاش را در دنیای DCU ادامه بده.
حرف آخر
قسمت هفتم فصل دوم Peacemaker همهچیز رو به نقطهی جوش رسوند؛ از بهدست افتادن QUC توسط ARGUS گرفته تا زندانی شدن کریس، خشم شعلهور کیث و پیچش عجیب Blue Dragon. حالا دیگه روشنه که فینال قراره هم سرنوشت Peacemaker رو مشخص کنه، هم دروازههای تازهای رو برای کل DCU باز کنه.
این اپیزود فقط یک قسمت عادی نبود؛ بیشتر شبیه سکوی پرتاب بود به سمت یک پایان بزرگ، پر از اکشن، تراژدی و احتمالا بازگشتهای غیرمنتظره. حالا باید دید در قسمت هشتم چه چیزی در انتظار کریستوفر اسمیت و دوستانش خواهد بود: آیا Peacemaker میتونه دوباره خودش رو پیدا کنه یا برای همیشه زیر بار گناه و شکست دفن میشه؟

