وقتی برای اولین بار اسم «لیتا لسترنج» توی فیلمهای Fantastic Beasts به گوش طرفدارهای هری پاتر خورد، همه ناخودآگاه یاد یکی دیگه از معروفترین لسترنجها افتادن: بلاتریکس. خب حق هم داشتن! چون اسم «لسترنج» خودش بهتنهایی بار سنگینی از تاریکی و جنون رو روی دوش میکشه. اما سوال اصلی این بود: آیا لیتا واقعا با اون بلاتریکس بیرحم و وفادارترین خدمتکار ولدمورت نسبتی داره یا فقط یه شباهت اسمیه؟
بلاتریکس لسترنج رو که همه میشناسیم؛ جادوگری از خانوادهی بلک که با ازدواج وارد خاندان لسترنج شد. همون کسی که با خندههای دیوانهوارش، سردستهی مرگخوارها بود و حتی دستش به خون نزدیکترین آدمهای خودش مثل سیریوس بلک آلوده شد. یه زن که توی تاریکی و خشونت غرق بود و هیچ نقطه روشنی توی شخصیتش پیدا نمیشد.
حالا در مقابلش، لیتا لسترنج قرار میگیره. زنی که گرچه نام لسترنج رو یدک میکشید، اما مثل بلاتریکس تماما شر و جنون نبود. شخصیتش خاکستریتر بود؛ پر از زخمهای گذشته، رازهای خانوادگی و تلاش برای فرار از سایهی تاریک اسمش. در واقع ورود لیتا به دنیای Fantastic Beasts برای خیلیها جذاب بود، چون یه جورایی نشون میداد که حتی توی خاندانی مثل لسترنج هم میشه آدمهایی پیدا کرد که همهچیز رو فقط در راه تاریکی نمیخوان.
ارتباط خانوادگی لیتا و بلاتریکس

اینجا دقیقا همون جاییه که قصه کمی پیچیده میشه. بلاتریکس در اصل از خاندان معروف «بلک» بود؛ یکی از اون خانوادههای اصیل و سختگیر جادوگری که همیشه روی «خون خالص» بودن خودشون تاکید داشتن. بعدتر با رودولفوس لسترنج ازدواج کرد و همین ازدواج باعث شد که اسمش برای همیشه به عنوان «بلاتریکس لسترنج» توی ذهنمون حک بشه. یعنی اگه بخوایم دقیق بگیم، بلاتریکس اصلاً بهصورت خونی از خاندان لسترنج نمیاد، بلکه با ازدواج به اون خانواده وصل میشه.
از اون طرف، لیتا لسترنج دقیقا زادهی همون خانوادهست؛ یعنی خون لسترنج توی رگهاش جریان داره. همینجا سوال پیش میاد: خب پس این دو نفر دقیقا چه نسبتی دارن؟ آیا بلاتریکس و لیتا خواهرزاده و عمهای چیزی حساب میشن یا فقط یک شباهت اسمیه؟
زویی کراویتز، بازیگر نقش لیتا، یه بار توی مصاحبهای گفته بود که لیتا در واقع «عمه بزرگِ بزرگ» بلاتریکسه. اما مشکل اینجاست که هیچ مدرک قطعیای توی درخت خانوادگی رسمی دنیای جادوگری وجود نداره که این ارتباط رو تایید کنه. درخت خاندان لسترنج همیشه پر از گرههای مبهم و شاخههای نصفهنیمه بوده و اینجا هم ماجرا دقیقاً همونقدر نامعلوم باقی میمونه.
در نتیجه، ارتباط لیتا و بلاتریکس بیشتر از اینکه «خونی» باشه، «ازدواجی» به حساب میاد. یعنی اگر بخوایم منطقی نگاه کنیم، لیتا بیشتر به رودولفوس لسترنج (شوهر بلاتریکس) مربوط میشه تا خود بلاتریکس. اما خب از اونجایی که دنیای رولینگ پر از پیچیدگی و شاخههای پنهانه، نمیشه صد درصد گفت هیچ رابطهی خونیای بینشون نیست.
داستان خانوادگی لیتا لسترنج

لیتا لسترنج از همون لحظهی تولد، سرنوشتی تاریک و پر از درد داشت. پدرش «کوروس لسترنج چهارم» بود؛ مردی از خاندان اصیل لسترنج که به هر قیمتی میخواست وارث پسر داشته باشه. اون حتی از طلسم Imperius استفاده کرد تا «لورنا کاما» رو مجبور به ازدواج کنه. لورنا در نهایت سر زایمان از دنیا رفت و لیتا تنها یادگار این ازدواج شوم شد؛ دختری که پدرش هیچ وقت بهخاطر دختر بودنش به چشم نیومد. در واقع کوروس همیشه نسبت به لیتا بیتفاوت بود و این بیمهری عمیق روی شخصیت شکنندهی او سایه انداخت.
بعدها کوروس دوباره ازدواج کرد و پسری به دنیا آورد به نام «کوروس لسترنج پنجم». این نوزاد، برادر ناتنی لیتا بود؛ وارثی که پدرش همیشه آرزوش رو داشت. اما سرنوشت باز هم بیرحمی خودش رو نشون داد. خانواده تصمیم گرفتن بچه رو برای بزرگ شدن به آمریکا بفرستن. توی سفر دریایی، وقتی کشتی در حال حرکت بود، لیتا که از گریههای بیامان کوروس خسته و وحشتزده شده بود، دست به تصمیمی مرگبار زد. اون بچهی گریون رو با یک نوزاد دیگه که ساکتتر بود جابهجا کرد… و همین اشتباه باعث شد کوروس پنجم توی آبهای دریا غرق بشه.
اما این تازه شروع ماجرا بود. اون نوزاد جایگزین بعدها کسی نشد جز «اورلیوس دامبلدور» یا همون «کریدنس» که دیدیم توی Fantastic Beasts. یعنی یک تصمیم شتابزدهی لیتا، مسیر تاریخ دنیای جادوگری رو تغییر داد. این راز تاریک مثل زخمی همیشه باز توی قلب لیتا باقی موند و باعث شد هیچوقت نتونه خودش رو ببخشه.
سرانجام، سرنوشت دوباره سراغش اومد. در جریان ماجراهای The Crimes of Grindelwald، لیتا به دست خود گریندلوالد کشته شد؛ جادویی سوزاننده که جسمش رو نابود کرد. اما قبل از مرگش نشون داد که میخواست برخلاف گذشتهاش، یک بار هم که شده کار درستی انجام بده. مرگش ضربهی بزرگی برای نیوت اسکمندر بود؛ نیوتی که همیشه عشق پنهانی به لیتا داشت و با دیدن نابود شدنش، انگیزهی تازهای پیدا کرد تا رو در روی گریندلوالد بایسته.
شاخههای مختلف خاندان لسترنج

یکی از چیزهایی که خاندان لسترنج رو تا این حد مرموز و گیجکننده میکنه، همین شاخههای مختلف و گسستهست. توی Fantastic Beasts بیشتر با «خط کوروس» آشنا شدیم؛ همون شاخهای که در فرانسه زندگی میکرد و لیتا و برادر ناتنیاش کوروس پنجم بهش تعلق داشتن. اما این خط با مرگ کوروس و لیتا عملاً به بنبست رسید و دیگه وارث مستقیمی باقی نموند.
از اون طرف، توی بریتانیا هم یه شاخهی دیگه از لسترنجها وجود داشت که به اسم «خط رودولفوس یا رادولفوس» شناخته میشه. یکی از معروفترین اعضای این خط «رادولفوس لسترنج» بود که بین سالهای ۱۸۳۵ تا ۱۸۴۱ وزیر سحر و جادو در بریتانیا و ایرلند شد. همین موضوع نشون میده که خاندان لسترنج فقط محدود به تاریکی و مرگخواری نبودن؛ بعضیهاشون جایگاه سیاسی و رسمی مهمی هم داشتن.
در کل، خاندان لسترنج یکی از خانوادههای «Sacred Twenty-Eight» حساب میشه؛ همون بیستوهشت خاندان اصیل جادوگری که همیشه روی خون خالص خودشون تعصب داشتن. وقتی پای این خانوادهها وسط میاد، تقریباً همه به نوعی با هم نسبت دارن؛ از بلکها گرفته تا مالفویها و حتی ویزلیها (که خیلیهاشون بهخاطر برچسب «خائن به خون» از درخت شجره حذف شدن).
اما مشکل بزرگ اینجاست: اطلاعاتی که از شجرهنامهی لسترنجها داریم ناقص و تکهتکهست. بعضی اسمها حذف شدن، بعضی شاخهها نصفه رها شدن و هیچ خط مستقیمی نیست که به وضوح نشون بده «خط کوروس» فرانسوی چه نسبتی با «خط رودولفوس» بریتانیایی داره. برای همین، پیدا کردن رابطهی دقیق بین لیتا و بلاتریکس مثل حل یه پازل چندتکهست که نصف قطعههاش گم شدن.
نظریهها و احتمالات ارتباط لیتا و بلاتریکس

وقتی پای خاندان لسترنج وسط میاد، همهچیز پر از تناقض و سوراخهای پر نشدهست. برای همین طرفدارها چندین نظریه مختلف درباره نسبت لیتا و بلاتریکس مطرح کردن.
یکی از احتمالها اینه که شاخهی «کوروس» (که لیتا به اون تعلق داشت) و شاخهی «رادولفوس» (که بلاتریکس با ازدواج واردش شد) در واقع خیلی دور نیستن. شاید کوروس لسترنج چهارم و رادولفوسِ بزرگتر (اون وزیری که تو قرن نوزدهم زندگی میکرد) برادر یا عموزاده بودن. اگه این فرض درست باشه، یعنی لیتا و رودولفوس از یک خونن و در نتیجه لیتا میشه یکی از اجداد سببیِ بلاتریکس.
یه نظریه دیگه هم به اسم «خط سیریل لسترنج» مطرح شده. گفته میشه سیریل، خواهر کوروس لسترنج اول (جد بزرگ لیتا) بوده و اون هم شاخهی خودش رو داشته. شاید رودولفوس از همین شاخه اومده باشه و به همین دلیل ربط مستقیمی بین لیتا و رودولفوس پیدا نمیکنیم. اما مشکل اینجاست که هیچ سندی وجود نداره که این دو شاخه رو واقعا به هم وصل کنه.
حالا این رو هم باید در نظر گرفت که در دنیای جادوگری، حذف اسم از شجرهنامه چیز عجیب و غریبی نیست. مثل اتفاقی که برای سیریوس بلک افتاد؛ به محض اینکه خلاف باورهای خانوادهاش عمل کرد، اسمش با یک سوختگی سیاه از درخت بلکها پاک شد. ممکنه همین اتفاق برای بعضی از اعضای لسترنج هم افتاده باشه و به همین دلیل امروز ردی ازشون توی شجرهنامه نیست.
در نهایت، بعضیها میگن شاید رولینگ موقع ساخت دنیای Fantastic Beasts به این تناقضها توجه نکرده و این «خطوط گمشده» بیشتر یک ایراد در روایت باشه تا بخشی از رازآلود بودن خاندان. مثل حضور نابجای پروفسور مکگوناگل در دههی ۱۹۲۰، که بیشتر شبیه یه اشتباه continuity به نظر میرسه.
در هر صورت، چه این خطها واقعا گم شده باشن و چه بخشی از تناقضهای دنیای رولینگ باشن، یک چیز واضحه: رابطهی لیتا و بلاتریکس به قدری دور و مبهمه که هیچوقت نمیشه صد درصد با سند و مدرک گفت چه نسبتی با هم دارن.
نگاه دنیای واقعی به ماجرا
وقتی میخوایم از زاویهی بیرونی به ماجرای لیتا و بلاتریکس نگاه کنیم، همهچیز سادهتر میشه. واقعیت اینه که لیتا لسترنج اصلاً توی کتابهای اصلی هری پاتر وجود نداشت و رولینگ بعداً برای سری Fantastic Beasts خلقش کرد. پس طبیعیه که هیچ اشارهای بهش توی شجرهنامههای قدیمی یا خانوادهنامههای چاپشده در ضمیمههای هری پاتر پیدا نمیکنیم. درخت خانوادگیای که قبلاً داشتیم، قبل از وجود لیتا ساخته شده بود و نمیتونست ارتباطی باهاش داشته باشه.
اینجاست که مشکل continuity یا همون «تداوم روایت» خودش رو نشون میده. Fantastic Beasts قرار بود گذشتهی دنیای جادوگری رو تکمیل کنه، اما بعضی جاها نهتنها به غنای داستان اضافه نکرد، بلکه تناقض هم به وجود آورد. مثلا همین ارتباط مبهم لیتا و بلاتریکس، یا حضور نابجای پروفسور مکگوناگل در دههی ۱۹۲۰، نمونههایی هستن از جایی که خط زمانی و اطلاعات قبلی با هم جور درنمیان.
از طرف دیگه، نباید فراموش کنیم که Fantastic Beasts اول قرار بود یه پروژهی پنجفیلمه باشه؛ یعنی یک حماسهی طولانی مثل هری پاتر. اما با استقبال کمتر از انتظار و تغییرات مدیریتی توی کمپانی برادران وارنر، بعد از قسمت سوم (The Secrets of Dumbledore) عملاً پروژه متوقف شد. آیندهی این فرنچایز در هالهای از ابهامه و خیلیها معتقدن ما هیچوقت جواب قطعی به سوالهایی مثل نسبت دقیق لیتا و بلاتریکس نمیگیریم.
در نتیجه، اگرچه طرفدارها هنوز امیدوارن شاید توی سریال جدید هری پاتر یا پروژههای جانبی دیگه به این گرهها پرداخته بشه، اما فعلاً باید این تناقض رو به عنوان بخشی از ذات دنیای رولینگ بپذیریم: دنیایی پر از سوراخهای خالی و جزئیات ناگفته که بیشتر وقتها دست طرفدارها رو باز میذاره برای حدس و گمان.
حرف آخر
در نهایت، باید پذیرفت که ارتباط لیتا و بلاتریکس هرچقدر هم کنجکاویبرانگیز باشه، هیچوقت روشن و شفاف نیست. این دو زن بیشتر از اینکه واقعاً خویشاوند نزدیک باشن، نمایندهی دو روی متفاوت از یک نام مشترکن: لسترنج. بلاتریکس، تجسم تاریکی مطلق و جنون، زنی که با غرور در مسیر ولدمورت قدم برداشت. در مقابل، لیتا با تمام زخمها و اشتباههاش، بیشتر تلاش میکرد از سایهی شوم خانوادهاش فرار کنه و راهی متفاوت انتخاب کنه حتی اگر آخرش با مرگش تموم شد.
دنیای جادوگری پر از خاندانهای اصیل و درهمتنیدهست؛ جایی که تقریبا همه به شکلی به هم وصلن، چه از طریق خون، چه از طریق ازدواج. و همین شبکهی پیچیده از روابطه که باعث میشه شجرهنامههایی مثل لسترنج، همیشه پر از رمز و راز بمونن.
شاید هیچوقت جواب قطعی برای نسبت دقیق لیتا و بلاتریکس پیدا نکنیم، اما یک چیز مسلمه: هر دو به سهم خودشون باعث شدن نام لسترنج برای همیشه مترادف با تاریکی، جنون و تراژدی باقی بمونه. مثل همون شعار قدیمی خاندان که میگه:
«کلاغ چشم کلاغ دیگر را کور نمیکند.»

