Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

از مدرسه تا قتل دوباره؛بررسی کامل بخش اول فصل دوم سریال Wednesday

بازگشت ونزدی با دنیایی تاریک‌تر و خانوادگی‌تر

اگه از اون دسته طرفدارایی بودی که بعد از دیدن فصل اول Wednesday تا مدت‌ها عکس پروفایل‌ت رو عوض نکردی، خبر خوب اینه که برگشته.
اما خبر عجیب‌تر اینه که فصل دوم رو نصفه‌نیمه منتشر کردن!

چهار قسمت اول فصل دوم بالاخره از نتفلیکس پخش شده، درست همون‌طور که انتظار می‌رفت با حال‌وهوایی تاریک‌تر، خانوادگی‌تر و حتی کمی پیچیده‌تر.
ونزدی حالا نه‌فقط دنبال حل کردن یه معمای جدید و نجات دادن مدرسه‌ست، بلکه باید با دردسرهای خانوادگی، رابطه با مادرش مورتیشا، و حتی تهدیدهای شخصی روبه‌رو بشه.

این بار داستان فقط درباره‌ی رازهای نورمور نیست؛
پای احساسات، گذشته‌ی خانوادگی و دشمنان پنهان وسطه.
تیم برتون دوباره با سبک بصری منحصربه‌فردش برگشته و جنا اورتگا هم هنوزم همون ونزدی محبوبیه که نمی‌تونیم ازش دل بکنیم.

ولی سؤال اصلی اینجاست:
آیا این چهار قسمت اول به اندازه‌ی فصل اول قوی‌ان؟ یا قراره فقط یه مقدمه‌ی طولانی برای پاییز باشن؟

بیاید با هم بخش اول فصل دوم «ونزدی» رو موشکافانه بررسی کنیم.

بازگشت به نورمور؛ مدرسه‌ای که حالا دیگه صحنه‌ی جرم شده

فصل دوم Wednesday درست از همون‌جایی شروع می‌شه که انتظارشو داشتیم؛ بعد از یه تابستون پر رمز و راز، ونزدی دوباره میاد سر کلاس.
ولی این بار نه مثل یه دانش‌آموز معمولی، بلکه مثل یه ستاره‌ی کمپ تاریک و عجیب نورمور. همه می‌خوان باهاش حرف بزنن، دوست بشن یا حتی توی حاشیه‌هاش باشن.
اما ونزدی، همون ونزدی همیشه‌ست: خونسرد، بی‌حوصله، و چند کیلومتر دورتر از هیجان‌های روزمره‌ی نوجوانی.

با این حال، یه چیز این بار فرق داره.
حضور یه تعقیب‌گر مرموز که انگار سایه‌اش مدام پشت سر ونزدی حرکت می‌کنه، فضای سریال رو از همون اول سنگین‌تر کرده.
نه‌فقط دوباره قراره راز و جنایت کشف کنیم، بلکه این بار همه‌چیز شخصی‌تر، خطرناک‌تر و پیچیده‌تر به‌نظر می‌رسه.

بازیگران اصلی برگشتن؛ ولی این بار خانوادگی‌تر از همیشه

جنا اورتگا (Jenna Ortega) دوباره در نقش ونزدی می‌درخشه. ولی برعکس فصل اول، دیگه فقط اون نیست که بار کل سریال رو به دوش می‌کشه.
این بار با یه دنیای شلوغ‌تر، پُر از شخصیت‌های قدیمی و تازه‌وارد طرفیم که هرکدوم یه تکه‌ای از پازل داستانو در دست دارن.

و مهم‌ترین تفاوت فصل دوم نسبت به قبل، بدون شک نقش پررنگ‌تر خانواده‌ی آدامز توی قصه‌ست.

  • مورتیشا و گومز، پدر و مادر ونزدی، از شخصیت‌های حاشیه‌ای فصل اول به مهره‌های اصلی در فصل دوم تبدیل شدن.

  • رابطه‌ی مادر-دختری بین ونزدی و مورتیشا، تبدیل شده به یه خط اصلی داستان. پر از تنش، سرکشی، و البته رازهایی که کم‌کم برملا می‌شن.

  • از اون مهم‌تر، حضور مادربزرگ مورتیشا که یک لایه‌ی عمیق‌تر به پیچیدگی‌های خانوادگی اضافه کرده. ترکیب این سه نسل، نه‌تنها جذابه، بلکه یکی از قوی‌ترین پایه‌های درام توی این فصل شده.

تیم نویسندگی این بار تصمیم گرفته روابط خانوادگی رو بندازه وسط هیولاهامون، معماها و تعقیب‌وگریزها. نتیجه؟
یه داستانی که هم بوی مرگ می‌ده، هم بوی عشق مادرانه. هم پُر از جوکای سیاهه، هم پُر از زخم‌های پنهان قدیمی.

حال‌وهوای تیم برتونی همچنان زنده‌ست

استایل خاص و گوتیک تیم برتون (Tim Burton) هنوزم توی تار و پود سریال موج می‌زنه. از همون ثانیه‌های ابتدایی قسمت اول، کاملاً حس می‌کنی برگشتی به دنیای تاریک، عجیب و خاصی که فقط از ذهن برتون می‌تونه بیرون بیاد.
قاب‌ها مثل تابلوهای نقاشی سیاه‌رنگ‌ان، صداها مرموز، لباس‌ها اغراق‌آمیز و لوکیشن‌ها مثل همیشه پر از جزئیاتی‌ان که آدم دلش می‌خواد نگه داره و زل بزنه.

توی این دنیای تیره، ایند (Enid) هنوز نقش هم‌اتاقی رنگی‌پوش و بانمک ونزدی رو داره. اون تعادل لطیف بین پاستلی و گوتیک، بین انرژی مثبت و نگاه خونسرد مرگه.
رابطه‌ی بین این دو شخصیت—با اینکه توی فصل اول هم جزو نقاط قوت سریال بود—اینجا دوباره پررنگ شده و حالا بخشی از پیچ‌وخم احساسی سریاله.

درحالی‌که ونزدی درگیر یه معمای مرموز و تهدیدی بزرگه، تلاش می‌کنه از نزدیک‌ترین آدم‌هاش محافظت کنه؛ حتی اگه به زبان خودش هیچ‌وقت اعتراف نکنه که براشون اهمیت قائله.
و این تنش درونی، بین احساسات پنهان و رفتار بی‌احساس، باعث می‌شه داستانش هنوزم جذاب و قابل لمس باشه.

خطوط داستانی زیاد؛ بعضیا دلچسب، بعضیا جاافتاده

فصل دوم بدون شک پر از ایده‌ست. گاهی این ایده‌ها مثل قطعات پازل کنار هم می‌نشینن و یه تصویر قوی می‌سازن، اما بعضی وقتا هم فقط شلوغی بی‌جهت به‌نظر میان.

یکی از مثال‌های بارز این شلوغی، زیرخط داستانی پاگزلی (Pugsley)ـه.
در ظاهر، قرار بوده یه مسیر جدید برای شخصیت برادر ونزدی تعریف بشه، ولی چیزی که در عمل می‌بینیم، یه حضور سطحیه که فقط برای یادآوری وجودشه. هیچ تعلیق یا تحول قابل توجهی نداره و خیلی زود گم می‌شه توی سیل اتفاقات دیگه.

مثال دیگه، داستان مربوط به تقابل نورمی‌ها و اوت‌کست‌ها توی قسمت سومه.
یه کمپ تمرینی طراحی شده که قراره تعارض بین این دو گروه رو نشون بده—ولی بیشتر شبیه یه میان‌پرده‌ست. شاید سرگرم‌کننده باشه، ولی حس می‌کنی صرفاً برای پر کردن وقت ساخته شده، نه پیشبرد داستان اصلی.

این‌طور بگیم:
فصل دوم می‌خواد بزرگ‌تر، پرجزئیات‌تر و عمیق‌تر باشه. اما گاهی به‌جای تعمیق، پراکنده و حواس‌پرت‌کننده می‌شه.

چهره‌های تازه‌ی نورمور در فصل دوم Wednesday

فصل دوم Wednesday نه‌تنها با داستانی پیچیده‌تر و فضای دارک‌تر برگشته، بلکه مجموعه‌ای از چهره‌های جدید و عجیب‌وغریب رو هم به دنیای نورمور اضافه کرده.
برخی از این شخصیت‌ها فقط چند سکانس دارن ولی تأثیرشون قابل توجهه، بعضی دیگه هم نقش مهم‌تری توی جریان اصلی داستان ایفا می‌کنن. اینجا نگاهی داریم به مهم‌ترین تازه‌واردهای فصل دوم:

پرینسیپال دورت (Steve Buscemi)

استیو بوشمی در نقش مدیر جدید نورمور ظاهر می‌شه؛ شخصیتی بلندآوازه، عجیب و پر از غرور که شعار افتخار اوت‌کست‌ها رو به مدرسه آورده.
بی‌اعتنا به نورمی‌ها، پرانرژی، و کاملاً مناسب دنیای تاریک و فانتزی سریال. بازی بوشمی هم بی‌نقصه و یکی از انتخاب‌های هوشمندانه‌ی این فصل به‌حساب میاد.

اسلِرپ (Owen Painter)

بالاخره پای زامبی‌ها هم به Wednesday باز شد!
Slurp اولین زامبی رسمی داستانه؛ جسدی که زنده شده تا رازهای تاریک نورمور رو فاش کنه.
اون توی جنگل ظاهر می‌شه و حضورش با فضای ترسناک و ماورایی سریال کاملاً هماهنگه.

برونو (Noah B. Taylor)

برونو یه گرگینه‌ی جدید توی نورموره که با ظاهر خوش‌تیپ و رفتار کاریزماتیکش، یه رقابت عشقی ایجاد کرده.
اون بین ایند و آژاکس قرار می‌گیره و داستان عاشقانه‌ی ایند رو وارد مرحله‌ی تازه‌ای می‌کنه. بازیگرش، نوآ بی. تیلور، برای اولین‌بار جلوی دوربین ظاهر شده.

اگنس (Evie Templeton)

اگنس دانش‌آموز تازه‌واردی‌ـه که شدیداً عاشق ونزدیه و رئیس فن‌کلابشه!
این علاقه‌ی وسواس‌گونه، باعث آزار ونزدی شده و لحظات طنز-تلخی به داستان اضافه کرده. یه شخصیت پررنگ توی خط روایت اجتماعی مدرسه.

مادربزرگ هستر فرامپ (Joanna Lumley)

مادر مورتیشا و مادربزرگ ونزدی، بالاخره وارد صحنه شده!
هستر فرامپ، زنی ثروتمند، سرد و بی‌رحمه که تنها عضو خانواده‌ست که ونزدی واقعاً باهاش حس نزدیکی داره.
نقشش رو جوانا لاملی بازی می‌کنه و با کاریزمای خاصش، یکی از مهم‌ترین چهره‌های فصل دومه.

ران کروگر (Anthony Michael Hall)

رهبر اردوی گروه رقیب، ران کروگر، یه فرمانده‌ی ارتشیه که شاگردهاش رو وارد یه نبرد با نورموری‌ها می‌کنه.
این تقابل مستقیم بین نورمی‌ها و اوت‌کست‌ها توی قسمت سوم دیده می‌شه و فضای جالبی به اپیزود می‌ده.

خانم کاپری (Billie Piper)

خانم کاپری، معلم جدید موسیقی در نورمور، با گذشته‌ای مرموز و توانایی‌های خاص، تلاش می‌کنه هم ونزدی رو توی موسیقی راهنمایی کنه و هم به عنوان یه گرگینه، حامی ایند باشه.
بیلی پایپر با بازی در این نقش، کمی رمز و راز و چند قطره پنهان‌کاری وارد کلاس موسیقی کرده!

پروفسور اورلاف (Christopher Lloyd)

پروفسور اورلاف، پیرترین و سخت‌گیرترین معلم نورموره که تنها سرش باقی مونده و داخل شیشه نگهداری می‌شه!
نکته‌ی جالب‌تر اینه که کریستوفر لوید—بازیگر قدیمی نقش عمو فستر در فیلم‌های قدیمی خانواده آدامز—اینجا دوباره به دنیای آدامزها برگشته.

اسکالپر کانزاس‌سیتی (Haley Joel Osment)

 

اسکالپر کانزاس‌سیتی قاتل سریالی و مهمون ویژه‌ی قسمت اول فصل دومه.
ونزدی از کودکی با این قاتل عجیب و عروسک‌های ترسناکش کابوس دیده و حالا قراره رودرروش قرار بگیره.
بازی هیلی جوئل آزمنت توی این نقش یه سورپرایز خفن برای طرفدارای ژانر وحشته.

ضعف اصلی: فقط ۴ قسمت؟ واقعاً؟

حالا که چهار اپیزود اول تموم شدن، باید رو‌راست بود:
بزرگ‌ترین مشکل فصل دوم اینه که نصفه‌نیمه‌ست.
نتفلیکس تصمیم گرفته فصل رو به دو بخش تقسیم کنه، و این انتخاب شاید از نظر تجاری هوشمندانه باشه، ولی از نظر داستان‌گویی یه جور عقب‌گرد محسوب می‌شه.

ایده‌ی انتشار دوتایی، باعث شده ما فقط یه پیش‌درآمد طولانی و ناقص ببینیم.
تقریباً هیچ‌کدوم از خط‌های داستانی به نتیجه نمی‌رسن، مخصوصاً اینا:

  • داستان پاگزلی (برادر ونزدی) با اینکه شروع شده، وسط راه رها شده و هیچ سرانجامی نداره.

  • راز اصلی فصل هنوز توی سایه‌ست. سریال فقط تکه‌هایی ازش رو بهمون نشون داده.

  • قسمت چهارم با یه کلیف‌هنگر تموم می‌شه که عمداً طراحی شده تا بیننده‌ها رو روی هوا نگه داره.

در نتیجه، خیلیا ممکنه حس کنن که دارن واسه چیزی که هنوز «شروع واقعی» نشده هیجان‌زده می‌شن.

حرف آخر: فصل دوم Wednesday جذابه، ولی تشنه نگه‌مون می‌ذاره

فصل دوم سریال Wednesday همون دنیای گوتیکی، طنز تلخ و شخصیت‌محور فصل قبلی رو حفظ کرده—با این تفاوت که این بار همه‌چیز خانوادگی‌تر، تاریک‌تر و پرریسک‌تره.

بازی جنا اورتگا هنوز همون برگ برنده‌ی سریاله. شخصیت ونزدی عمیق‌تر شده، احساساتش درونی‌تر و مبارزه‌هاش جدی‌ترن.
از طرفی، اضافه شدن کاراکترهای تازه، لحظات طنز و فضای بصری تیم برتون، باعث می‌شن توی همون حال‌وهوای خاص بمونیم که برایش طرفدار شدیم.

اما… فقط ۴ قسمت؟ بدون جمع‌بندی، بدون نقطه‌ی اوج واقعی؟
اگه بخوایم منصف باشیم، این نیم‌فصل بیشتر شبیه مقدمه‌ای بلند برای اتفاقات بخش دومه.

حالا نوبت توئه!

تو از فصل دوم تا اینجا راضی بودی؟
کدوم کاراکتر جدید رو بیشتر دوست داشتی؟
فکر می‌کنی تو بخش دوم قراره چه اتفاقی بیفته؟

📌 منتظر ادامه‌ی بررسی‌ها فصل دوم باش چون بخش دوم نزدیک هالووین میاد.
اگه این مطلب برات مفید بود، کامنت بذار، ذخیره کن یا با دوستات به اشتراک بذار.

Leave a comment