بعضی انیمیشن ها هستن که وقتی لایو اکشنشون میاد، آدم از ذوق میپره بالا. بعضی دیگه هم هستن که ترجیح میدیم تو همون نوستالژی قدیمیشون بمونن و بهشون دست نزنن. حالا تصور کن یکی از محبوبترین انیمیشنهای کودکیمون، یعنی «Lilo & Stitch»، بعد از ۲۳ سال دوباره برگشته، اونم نه به شکل انیمیشن، بلکه با لایو اکشن و یه استیچ سهبعدی و واقعی! ولی سؤال اصلی اینه:
آیا این نسخهی جدید واقعاً دلنشینه؟ یا فقط یه جور فاجعهی براقه که قراره بچهها رو سرگرم کنه؟
بازگشت به هاوایی، با کمی رنگپریدگی

اگه نسخهی ۲۰۰۲ این انیمیشن رو یادت باشه، میدونی که «Lilo & Stitch» چیزی فراتر از یه داستان کودکانه بود. رنگهای آبرنگی پسزمینه، سواحل هاوایی، یه دختر کوچولوی عجیب و یه موجود فضایی شیطون که بیشتر از هر چیزی دنبال درک «خانواده» بود.
همهچی شاعرانه بود… اما حالا؟
تو نسخهی جدید، استیچ دیگه اون موجود بامزهی پر از احساس نیست. بیشتر شبیه یه اسباببازی بازاری شده که میخنده، ماشین صورتی میرونه، یا وسط مهمونی توی پانچ گاز میزنه. واقعاً؟
طنز اجتماعی؟ حذف شد، قربون مارکتینگ
اون سکانس معروفی که لیلو از توریستها عکس میگرفت تا حالشونو بگیره – چون خودش همیشه مثل یه جاذبه توریستی باهاش برخورد میشد – حذف شده! چون دیزنی قراره تو هاوایی ریزورت بزنه و خب… چرا باید شوخیهایی باشه که این تصویر برند رو خراب کنه؟
حتی مأمور مخفی سیاهپوستی که قبلاً همزمان هم مأمور CIA بود هم مددکار شده، چون گویا بچهها ممکنه از «سیستم اجتماعی آمریکا» برداشت بدی کنن.
نقدها چی میگن؟ فاجعه یا معجزه؟

اینجاست که ما با یه تضاد عجیب مواجه میشیم. از یه طرف، منتقدهای سرسختی مثل Clarisse Loughrey میگن این فیلم یه فاجعهی واقعیه که همهی نکات طنز، هویت کوئیر و حتی حالوهوای فرهنگی نسخه اصلی رو صاف کرده تا یه محتوای بیبو و بیخاصیت تحویل بده.
اما از اون طرف، کلی از منتقدای دیگه عاشق فیلم شدن! یکی گفته:
«بهترین لایو اکشن دیزنی تا به امروز!»
یکی دیگه هم گفته:
«جادویی و شیرین بود. استیچ خیلی خوب ساخته شده. بازی مايا کیئالوها (لیلو) بینظیره!»
در واقع خیلیها با دیدن نسخه لایو اکشن، حس نوستالژیشون فوران کرده و اشک تو چشمشون حلقه زده.
استیچ، یه فرانکنشتاین بامزه

یکی از جالبترین نکات اینه که منتقد اولی معتقده استیچ تو نسخهی اصلی یه جورایی شبیه «فرانکنشتاین» بود. یه موجود خرابکار که یاد میگیره عشق و خانواده چیه. اما حالا فقط شده یه کاراکتر بامزه که قراره بچهها رو بخندونه و خوب بفروشه. همون استیچی که این روزها تو هر فروشگاهی با حالت خوابآلود یه لیوان قهوه دستشه و زیرش نوشته:
«قبل از قهوه با من حرف نزن!»
بازیگرا کیان؟
تو این نسخه، لیلو رو Maia Kealoha بازی میکنه و نانی خواهرش رو Sydney Elizabeth Agudong. از بازیگرا و صداپیشههای دیگه هم میشه به اینا اشاره کرد:
-
Zach Galifianakis در نقش جومبا، دانشمند دیوونهی فضایی
-
Billy Magnussen در نقش پلیکلی
-
Courtney B. Vance در نقش مددکار اجتماعی
-
Hannah Waddingham در نقش شورای عالی فضایی
-
Chris Sanders (نویسنده و کارگردان اصلی) دوباره برگشته تا به استیچ صدا بده
-
و حتی Tia Carrere که قبلاً صداپیشهی نانی بود، این بار نقش یه مددکار رو بازی میکنه!
جمعبندی: دوستش داریم یا نه؟
لایو اکشن «Lilo & Stitch» یه تجربهی عجیبه. یهجورایی دوپارهست. همونقدر که ممکنه دلتو ببره و اشکتو دربیاره، همونقدر هم میتونه ناامیدت کنه. اگه دنبال حس نوستالژی و تصویرسازی جدیدی از یه داستان آشنا هستی، شاید عاشقش بشی. ولی اگه با ذرهبین منتقدانه بهش نگاه کنی، احتمالاً میگی:
«خب، اینم یکی دیگه از بازسازیهای بیدلیل دیزنی بود!»

