وقتی حرف از دنیای جادوگری میزنیم، معمولاً یاد ورد و چوبدستی و هاگوارتز میافتیم، نه شجرهنامه و اصالت خانوادگی! ولی حقیقت اینه که پشت صحنهی این دنیای پر از جادو، یه سری ماجراهای عجیب و غریب وجود داره؛ از جمله همین داستان مرموز ۲۸ خاندان اصیل جادوگری.
یه لیست قدیمی، پرحرف و حدیث، که پر از افتخارات، دروغها، تعصبها و البته داستانهای جذابه. این مقاله قراره پرده از راز این لیست برداره؛ از دلیل پیداش گرفته تا سرنوشت عجیب بعضی از خاندانها، و البته سؤال مهمی که هنوزم بیجواب مونده:
آیا واقعاً اصالت جادویی مهمتر از انسانیته؟
۲۸ خاندان مقدس در دنیای هری پاتر چه کسانی هستن؟

بیا یه کم بریم عقب، خیلی عقب… به دههی ۱۹۳۰، زمانی که دنیای جادوگری پر بود از پچپچ و نگرانی درباره “خلوص خون”. درست تو همین فضا بود که یه کتاب مرموز اومد وسط: دایرکتوری خون اصیل. نویسندهش مشخص نبود، ولی بیشتر جادوگرا معتقد بودن کار کانتانکروس نات بوده؛ یکی از همون آدمایی که به خلوص خون بیشتر از جونش اهمیت میداد.
اکران موفق فیلم جدید Thunderbolts
حالا تو این کتاب چی نوشته بود؟ یه لیست از ۲۸ خاندان جادوگری بریتانیایی که به گفتهی اون نویسنده، هنوز «واقعاً اصیل» بودن. یعنی چی؟ یعنی نسل به نسل، هیچ ازدواجی با مشنگها یا مشنگزادهها نداشتن، فقط جادوگر با جادوگر! به این خانوادهها لقب دادن: The Sacred Twenty-Eight یا همون ۲۸ خاندان مقدس.
برای خیلیا این لیست افتخار بود؛ یه مدرک که نشون میداد اونا خونخالصن. ولی برای خیلیای دیگه، مثل ویزلیها یا حتی پاترها، این لیست بیشتر شبیه یه لیست نژادپرستانه بود که بوی تعصب میداد تا واقعیت.
حالا چرا اصلاً یه همچین لیستی لازم بود؟ خب، تو اون دوران، جامعه جادویی بهخصوص بعد از جنگهای جادویی و ظهور مشنگزادهها تو هاگوارتز، بهطرز عجیبی درگیر مفهومی بهنام «خلوص خون» شده بود. بعضی خانوادهها واقعاً فکر میکردن جادو باید توی رگهای خالص جریان داشته باشه، نه با خون مشنگ قاتی بشه! و این تفکر، باعث شد یه سری شروع کنن به سند درآوردن و فامیلنامه نوشتن.
خلاصه، این لیست نهتنها یه فهرست ساده از فامیلها بود، بلکه یه جور بیانیهی سیاسی-اجتماعی هم بود؛ یه اعلامیهی بزرگ که میگفت: «ما خالصایم، شما نه.»
لیست کامل ۲۸ خاندان اصیل
در ادامه، یه لیست از همهی خاندانهایی که تو دایرکتوری خون اصیل اومده بودن داریم. برای هر کدوم هم یه معرفی کوچولو داریم که اشخاص معروف و آشنای هر خاندان برای ماست.
| نام خاندان | افراد معروف |
|---|---|
| Abbott | هانا ابوت |
| Avery | مرگخوار |
| Black | سیریوس، بلاتریکس، آندرو مدا،نارسیسا |
| Bulstrode | میلیسنت بالسترود |
| Burke | کارستن برک (شریک بورگین) |
| Carrow | آمیس و آلکتو کرو |
| Crouch | بارتی کراوچ پدر و پسر |
| Fawley | گریم فاولی |
| Flint | مارکوس فلینت |
| Gaunt | ماروولو، مورفین، مروپ |
| Greengrass | آستوریا گرینگرس |
| Lestrange | بلاتریکس، رودولفوس، راباستان،لیتا |
| Longbottom | نویل، فرانک و آلیس |
| Macmillan | ارنی مکمیلان |
| Malfoy | لوسیوس، نارسیسا، دراکو، اسکورپیوس |
| Nott | تئودور نات |
| Ollivander | گریک اولیوندر |
| Parkinson | پنسی پارکینسون |
| Prewett | فابیان، گیدیون، مالی ویزلی |
| Rosier | ایوان، ویندا روسیر |
| Rowle | تورفین راوْل |
| Selwyn | — |
| Shacklebolt | کینگزلی شکلبولت |
| Shafiq | شفیق |
| Slughorn | هوراس اسلاگهورن |
| Travers | مرگخوار |
| Weasley | آرتور، مالی، بیل، پرسی، فرد، جرج، رون، جینی |
| Yaxley | یکسلی (مرگخوار ارشد) |
خاندانهای جادوگری معروفی که تو لیست «اصیلها» نبودن!
یه چیزی تو این لیست هست که از همون اول باعث کنجکاوی میشه: چرا فقط ۲۸ تا خاندان؟ یعنی واقعاً تو کل بریتانیا فقط این ۲۸ تا خانوادهی جادوگر وجود داشتن که اصیل بودن؟ معلومه که نه!
واقعیت اینه که خیلی از خانوادههای دیگه هم خون اصیل بودن، ولی تو این لیست قرار نگرفتن. دلیلش؟ خب… اینجاست که پای تعصب و سیاست و نظر شخصی نویسنده وسط میاد.
مثلاً خانوادهی پاتر. اگه فقط معیار «خون جادوگری» باشه، خب پاترها هم باید تو لیست میبودن. ولی چون یکی از اجدادشون یعنی هنری پاتر عضو ویزنگاموت بوده و کلی از حقوق مشنگها دفاع میکرده، نویسنده لیست (که خیلیا میگن نات بوده) اصلاً ازش خوشش نمیاومده. تازه، چون نام خانوادگی «پاتر» بین مشنگها هم رایجه، بهونه آوردن که شاید یه جایی یه مشنگ تو خاندانشون قاتی شده! (انگار مثلاً “ویزلی”، “پارکینسون” یا “مکمیلان” خیلی خاصن!)
یه مثال دیگه؟ خانوادهی پرینس. مادربزرگ اسنیپ از این خانواده بود و همهشون هم جادوگر بودن. ولی خب چون زیاد اهل سر و صدا نبودن و اسمشون تو محافل رسمی کمتر شنیده میشد، از لیست جا موندن.
یا خانوادههایی مثل مودیها، کرابها، گویلها و براونها، که اون زمان هیچ سابقهای از ازدواج با مشنگ یا مشنگزاده نداشتن، ولی خب بازم تو لیست نیستن. چرا؟ چون شاید به اندازهی کافی “با کلاس” به نظر نمیرسیدن یا با سیاستهای نویسندهی لیست حال نمیکردن!
حتی بعضی خانوادهها مثل ویزلیها که تو لیست بودن، خودشون اعتراض کردن و گفتن: «آقا ما که از داشتن فامیل مشنگی خجالت نمیکشیم!» ولی خب بودن تو لیست، باعث شد یه عده دیگه که به خلوص خون اعتقاد داشتن، بهشون بگن: «خائن به خون!» یا همون blood traitor معروف.
خلاصه اینکه این لیست بیشتر از اینکه علمی یا دقیق باشه، شبیه یه لیست فرمایشی بود! پر از سلیقه و تعصب و حتی شاید عقدههای شخصی. نویسندهش ظاهراً بیشتر دنبال اثبات یه ایدئولوژی بود تا اینکه واقعاً خانوادههای اصیل رو لیست کنه.
لیست باقی خاندان ها
با اینکه لیست “۲۸ خاندان مقدس” پر سر و صداست، ولی حقیقت اینه که خیلی از خانوادههای مهم و تاثیرگذار دنیای جادوگری توی اون لیست نیومدن. بعضیا بهخاطر تعصب نویسنده حذف شدن، بعضیا هم به خاطر وصلشدن به مشنگها یا داشتن نام فامیلی رایج بین مشنگها! اینجا یه لیست از اون خانوادههای «غیر اصیل» ولی فوقالعاده مهم داریم:
| نام خاندان | افراد معروف |
|---|---|
| Potter | هنری پاتر، جیمز پاتر، هری پاتر |
| Prince | آیلین پرینس، مادر اسنیپ |
| Moody | آلستور “چشمباباقوری” مودی |
| Brown | لاوندر براون |
| Goyle | گرگوری گویل و پدرش (مرگخوار) |
| Crabbe | وینسنت کراب و پدرش (مرگخوار) |
| Lovegood | لونا لاوگود، زنوفیلیوس لاوگود |
| Tonks | نیمفادورا تانکس، تد تانکس، آندرو مدا بلک |
| Granger | هرمیون گرنجر |
| Dumbledore | آلبوس، آبرفورث، آریانا دامبلدور |
خاندانهای جادوگری متعصب چه جور آدمایی بودن؟
اگه بخوای یه تصویر کلی از اعضای ۲۸ خاندان اصیل بسازی، باید یه ترکیب عجیب از غرور، سنتگرایی، و گاهی یه کوچولو جنون رو تصور کنی!
این خانوادهها از همون اول، خودشونو یه سر و گردن بالاتر از بقیه میدیدن. چون به نظر خودشون، خون توی رگهاشون «جادوییتر» از بقیه بود! و برای حفظ این اصالت، حاضر بودن دست به هر کاری بزنن… حتی ازدواجهای فامیلی و در مواردی شدیدتر: ازدواج درونخاندانی یا حتی فامیلی خیلی نزدیک!
مثلاً خانوادهی گانت یه نمونهی کاملاً افراطی بودن. چون از نوادگان مستقیم سالازار اسلیترین بودن، حاضر نبودن با هیچ کس خارج از خاندان خودشون وصلت کنن. نتیجهش؟ یه نسل به شدت عصبی، ناپایدار، و دچار مشکلات ذهنی… نمونهش مورفین گانت یا ماروولو گانت که توی کتاب ششم هری پاتر باهاشون آشنا شدیم.
خیلیها دنبال کتابهای مشابه هری پاتر هستن تا دوباره این دنیا رو تجربه کنن
ولی این فقط دربارهی گانتها نبود. خیلی از خانوادههای دیگه هم سعی میکردن توی همون حلقههای خونی خودشون بچرخن. بلکها، روسیرها، لسترنجها، مالفویها… همهشون یه جوری به هم وصل بودن. اگه شجرهنامهی بلکها رو دیده باشی، متوجه میشی که اکثر خانوادههای لیست، یا با هم وصلت داشتن یا فامیل دور بودن.

با این حال، استثناهایی هم بودن که تو چشم میزدن. مثلاً سیریوس بلک که از همون جوونیش با تمام این تعصبها مخالفت کرد، از خونوادهش برید و رفت پیش دامبلدور. یا بیل ویزلی که عاشق یه ویلا شد؛ فلور دلاکور! حتی آندرو مدا بلک که با یه مشنگزاده به اسم تد تانکس ازدواج کرد و از خانواده طرد شد.
درسته که تعصب به خلوص خون یه ویژگی رایج بین این خاندانها بود، ولی همیشه هم همهشون توی یه خط نبودن. بعضیهاشون دنبال قدرت و جایگاه بودن، بعضی دیگه فقط تحت فشار سنتها بودن، و یه عده هم واقعاً به اون ایدهها اعتقاد داشتن.
جالبه بدونی که توی دوران مدرسهشون هم، خیلی از این بچهها از همون اول با این دیدگاه بزرگ میشدن. یعنی از همون سال اول هاگوارتز، میدونستن نباید با مشنگزادهها دوست بشن، نباید با یه گریفندوری گرم بگیرن، و اگه عضو اسلیترین نشن، احتمالاً براشون جشن نگیرن!
کدام خاندانها طرفدار تاریکی بودن؟

اول از همه، بیاین یه نگاه به لسترنجها بندازیم. اگه یه خانواده باشه که با افتخار پرچم تاریکی رو دست گرفته باشه، همیناست! بلاتریکس لسترنج که از معروفترین مرگخوارهای وفادار ولدمورت بود، خودش یه عضو برجسته از این خاندان بود. همونطور که خودش با افتخار میگفت: «ما برای ارباب تاریکی میمیریم!» شوهرش رودولفوس لسترنج و برادرشو راباستان هم مرگخوار بودن و همیشه در کنار ولدمورت دیده میشدن.
بعدش خاندان بلک رو داریم. البته نه همشون! ولی تعداد زیادی از اعضای بلکها یا مرگخوار شدن یا لااقل حامی عقاید ولدمورت بودن. مثل ریگولس بلک که اولش مرگخوار شد، ولی آخرش با یه تصمیم قهرمانانه، پشت ولدمورتو خالی کرد. یا بلاتریکس که اصلاً از این خاندان بود. اما همونطور که قبلاً گفتیم، سیریوس بلک کاملاً برعکس بود و حتی از خونواده طرد شد چون با این عقاید مخالف بود.
روسیرها و کروها هم از دیگه خاندانهایی بودن که عشق تاریکی داشتن. تو دوران دومین جنگ جادوگران، کروها تو هاگوارتز مشغول شکنجهی دانشآموزای بیگناه بودن! روسیرها هم از حامیای اصلی گرایندلوالد بودن تو دههی ۲۰ میلادی، و بعداً تو ارتش ولدمورت هم دیده شدن.
نوبت میرسه به یکسلی؛ یکی دیگه از مرگخوارای پر و پا قرص، که حتی تا وزارت خونه نفوذ کرد و به عنوان رئیس بخش اعمال قانونهای جادویی برای ولدمورت کار کرد. یه جورایی مثل جاسوس خزنده تو قلب سیستم.
و البته که نمیتونیم مالفویها رو فراموش کنیم. درسته که تو ظاهر، اشرافزاده و شیک بودن، ولی لوسیوس مالفوی یکی از اولین مرگخوارای ولدمورت بود. هرچند بعدها، وقتی دید اوضاع چقدر تاریک شده، سعی کرد خودش و خانوادشو از این مهلکه بیرون بکشه. حتی نارسیسا مالفوی تو لحظهی حساس، به جای ولدمورت، جون پسرش دراکو رو انتخاب کرد.
ولی همهچی هم تاریک نبود!
در مقابل این خاندانها، یه سری خانواده بودن که درست تو دل تاریکی، ایستادن و جنگیدن. مثل:
این تفاوتهای شدید بین خاندانها نشون میده که داشتن خون اصیل، الزماً به معنی گرایش به تاریکی یا روشنایی نبود. بلکه این انتخاب فردی بود که مسیر رو مشخص میکرد.
جایگاه خاندان ها در گروه های هاگوارتز

یکی از جذابترین چیزایی که تو دنیای جادوگری وجود داره، همون لحظهی ورود به هاگوارتزه… وقتی که کلاه گروهبندی میاد وسط و قراره تصمیم بگیره شما اسلیترینین یا گریفندور؟ هافلپاف یا ریونکلا؟
حالا تصور کن بچههایی از خاندانهای اصیل میاومدن جلو، و کلاه تا سرشون میرفت، قبل از اینکه حتی دهن باز کنه، یه چیزایی تو ذهنش میپیچید:
«اوه، اوه، یکی دیگه از مالفویها! میدونم کجا جات خوبه… اسلیترین!»
«آه، یه ویزلی! نکنه میخوای تو اسلیترین بری؟ شوخی نکن دیگه… گریفندور!»
واقعیت اینه که خیلی از این ۲۸ خاندان، ارتباط محکمی با یه خونهی خاص داشتن. بهخصوص اسلیترین که یه جورایی شده بود خونهی پیشفرض خانوادههای اصیل.
معرفی کتاب Beautiful Creatures، گزینه جدید برای کتابخونها
سلطهی اسلیترین
خونوادههایی مثل بلکها، مالفویها، لسترنجها، روسیرها، ناتها و گانتها تقریباً همیشه بچههاشون رو به اسلیترین فرستاده بودن. دلیلشم مشخصه: اسلیترین خونهایه که خلوص خون، جاهطلبی و عزتنفس رو ارزش میدونه. خب معلومه که این ویژگیها با اعتقادات خاندانهای اصیل جور درمیاد.
ولی همهچی اسلیترین نبود!
خونوادههایی مثل ویزلیها، لانگباتمها، پرِوتها و شکلبولتها معمولاً تو گریفندور بودن. آدمهایی با دل بزرگ، شجاع، بیپروا و اهل ریسک. اونا بیشتر دنبال عدالت بودن تا خلوص خون.
ابوتها، فاولیها و مکمیلانها هم معمولاً توی هافلپاف میافتادن. راستش این خانوادهها زیاد دنبال جلب توجه نبودن، بیشتر به کار، وفاداری و مهربونی اهمیت میدادن.
و بالاخره، اُلیوندرها که اگه خوب دقت کنیم، حداقل یکی از اعضای معروفشون تو ریونکلا بوده. احتمالاً چون شغلشون—ساختن چوبدستی—نیاز به کلی تحقیق، تفکر و عشق به دانش داره.
یه نکتهی بامزه
سیریوس بلک، با اینکه تو خانوادهای بزرگ شده بود که همهشون اسلیترین بودن، رفت تو گریفندور! خودش میگفت کلاه داشت زور میزد که بفرستدش اسلیترین، ولی اون لج کرد و گفت «نه!» و رفت سمت گریفندور. این حرکتش یه جور بیانیهی شورشی بود: من خودم انتخاب میکنم که کی باشم!
همهشون بریتانیایی بودن؟ نه دقیقاً!
وقتی اسم لیست ۲۸ خاندان اصیل بریتانیایی میاد، آدم ناخودآگاه فکر میکنه همهشون توی بریتانیا به دنیا اومدن، اونجا بزرگ شدن، چای میخوردن و با لهجهی انگلیسی ورد میگفتن! ولی خب، داستان به این سادگیها نیست. چون بعضی از این خاندانها، ریشههاشون رو خیلی فراتر از جزایر بریتانیا میشه پیدا کرد.
مالفویها – اصالت فرانسوی، کلاس سلطنتی!
کمتر کسی میدونه که مالفویها در واقع از فرانسه اومدن. طبق شجرهنامهها، اونا توی دوران حملهی نورمنها (قرن ۱۱ میلادی)، همراه با ارتش ویلیام فاتح وارد انگلستان شدن. اسمشون هم فرانسویه: Mal foi یعنی “ایمان بد” یا “بدنیت”! چه اسم خاصی برای یه خانوادهی جاهطلب، نه؟
اون زمان مالفویها خیلی سریع خودشونو با جامعهی جادویی بریتانیا وفق دادن، زمین خریدن، قلعه ساختن و به یکی از قدرتمندترین خاندانها تبدیل شدن.
روسیرها و لسترنجها – نیمفرانسویهای مرموز
این دو خاندان هم اصالتاً ریشههایی توی فرانسه دارن. با اینکه توی انگلیس زندگی میکردن، اما اسمها، ظاهر، و حتی رسمورسومات بعضی از اعضاشون نشون میده که به گذشتهی قارهایشون افتخار میکردن. مثلاً بلاتریکس لسترنج نه تنها فرانسوی حرف میزد، بلکه ظاهری هم داشت که نشون میداد از خون اشرافزادگان قارهایه.
شفیقها – جادوگران خاورمیانهای
یکی از جالبترین خاندانهای لیست، شفیقها هستن. از اسمشون معلومه که از یه کشور خاورمیانهای اومدن؛ شاید مصر، شاید سوریه، یا حتی ایران! مشخص نیست دقیقاً از کجا، ولی همین که اسمشون توی لیست خانوادههای اصیل انگلیسی هست، نشون میده که نژادپرستی جادویی یه تعریف خاص و بعضاً متناقض از “خلوص” داره:
اگه خونت جادویی باشه و اجداد مشنگی نداشته باشی، مهم نیست از کجایی! حتی اگه بریتانیایی اصیل هم نباشی، تو رو تو لیست میذارن!
شَکلبولتها – جادوگران آفریقایی تبار
کینگزلی شکلبولت، عضو این خانوادهست. ریشهی خانوادگیش برمیگرده به قارهی آفریقا. با اینکه خودش توی انگلیس متولد شده، اما اسم، ظاهر و فرهنگش نشون میده که خاندانش اصالتاً انگلیسی نبودن. با این حال، اونا هم توی لیست «اصیلها» قرار گرفتن، چون شرط ورود به این لیست، صرفاً انگلیسیبودن نبود؛ باید خونت از دید اون نویسنده، “پاک” میبود!
این موضوع یه چیز مهم رو نشون میده:
با اینکه این لیست خیلی تعصبی به نظر میرسه، ولی در عین حال، نشون میده که تعصب فقط روی نژاد جغرافیایی نبوده، بلکه روی “خون جادویی” متمرکز بوده. یعنی اگه یه خانواده از یه جای دیگه دنیا میاومده، ولی نسلدرنسل جادوگر بودن و با مشنگها وصلت نکرده بودن، شانس زیادی داشتن که برن تو لیست!
سرنوشت خاندانها
خب حالا که با داستان ۲۸ خاندان اصیل آشنا شدیم، وقتشه نگاهی بندازیم به وضعیت فعلیشون. چون خیلیاشون دیگه اون عظمت قدیم رو ندارن؛ بعضیا منقرض شدن، بعضیا حسابی تغییر کردن، و بعضیا هنوزم دارن با افتخار پرچم “ما خوناصیلیم!” رو بالا نگه میدارن!
خاندانهای منقرضشده
گانتها: آخرین بازماندهی سالازار اسلیترین
خاندان گانت که نسل به نسل با فامیل خودشون وصلت میکردن (و خب بله… نتیجهش کلی مشکل روانی بود)، با مرگ مورفین گانت توی آزکابان منقرض شد.
آخرین نسلشون؟ یه پسر نیمهخون به اسم تام ریدل… که بعداً شد همون ولدمورت معروف! و البته دختر نامشروعش: دلفینی که الان خودش توی آزکابانه.
کراوچها: یه خانوادهی محترم… تا وقتی که پسرش قاتل نشد!
بارتی کراوچ پدر یکی از بزرگترین مقامات وزارت خونه بود. ولی پسرش – همون بارتی کراوچ جونیور – شد مرگخواری که پدرشو کشت و بعداً توسط دمنتورها «بوسیده» شد! نتیجه؟ خاندان کراوچ هم رسماً منقرض شد.
بلکها: با مرگ سیریوس، خط مستقیم قطع شد
خاندان بلک از معروفترین و با اصالتترینها بود… ولی خب با مرگ سیریوس بلک، آخرین پسرِ خاندان، نسل مستقیمشون تموم شد. البته تو شاخههای جانبی، هنوز آدماشون هستن: مثل نارسیسا مالفوی، آندرو مدا تانکس، و حتی دلفینی ریدل که از بلاتریکس (نوهی بلکها) به دنیا اومده.
لسترنجها: قدرت زیاد، ولی وارث صفر!

راباستان و رودولفوس لسترنج – آخرین مردای خانواده – هیچ بچهای نداشتن. پس با مرگ یا بازداشتشون، خاندان لسترنج هم تو شاخهی بریتانیایی، رسماً خاموش شد.
خاندانهایی که هنوز ادامه دارن
مالفویها: اسکورپیوس، تنها وارث باقیمونده
با اینکه کلی دردسر کشیدن تو دوران ولدمورت، ولی خانوادهی مالفوی هنوز سر پاست. دراکو با آستوریا گرینگرس ازدواج کرد و پسری بهدنیا آوردن به اسم اسکورپیوس، که الان هم وارث مالفویهاست، هم گرینگرس، و حتی غیرمستقیم بلکها!
ویزلیها: نسلسازای جادویی!
با اون همه بچه، اگه ویزلیها ادامه پیدا نمیکردن، جای تعجب داشت! غیر از چارلی که ازدواج نکرد و فرد که تو جنگ هاگوارتز کشته شد، بقیهشون همه بچهدار شدن.
البته با ازدواج ران با هرمیون (مشنگزاده) این خاندان از لیست خوناصیلها طبق اون دایرکتوری قدیمی خط خورد، ولی خب… کی اهمیت میده؟!
لانگباتمها و ابوتها: یه زوج دلانگیز ولی بیفرزند!
نویل لانگباتم با هانا ابوت ازدواج کرد. هانا گفته بود که خودش نیمهاصیله، پس اگه بچهای هم داشتن، رسماً از لیست اصیلها میافتادن بیرون.
تا سال ۲۰۱۴، بچهای هم نداشتن.
فاولیها: هنوز معلوم نیست اصیلان یا نه!
گریم فاولی با پنلوپه پدجت ازدواج کرد و دو تا بچه داشتن. ولی معلوم نیست تا اون نسل، هنوز «خالص» باقی موندن یا نه.
تغییر نسل = تغییر قوانین
حالا با اینهمه اتفاق، سوال اصلی اینه: آیا هنوز کسی اهمیت میده به این لیست؟
راستش تو نسل جدید، نهتنها خیلیا دیگه دنبال خلوص خون نیستن، بلکه بیشتر دنبال عشقی هستن که حتی از مرزها و فامیلها هم عبور میکنه.
مثالش؟ ازدواجهای بین خوناصیل و مشنگزاده، اتحادهای بین خونوادههایی که قبلاً دشمن بودن، و حتی ظهور بچههایی مثل آلبوس سوروس پاتر و اسکورپیوس مالفوی که دوستهای صمیمیان، برخلاف گذشتهی خانوادگیشون.
خاندان افسانهای Peverell؛ وارثان مرگ!

اگه بخوای بری سر منبع همهی شجرهنامههای جادویی، بالاخره یه جایی میرسی به اسم پرآوازهی Peverell؛
سه برادری که افسانهشون تو داستان «سه برادر» در کتاب قصههای بیدل نقال اومده، ولی واقعاً وجود داشتن و تو تاریخ جادوگری ردپاشون دیده میشه.
این سه برادر، به ترتیب:
- آنتیوک پِوِرِل (صاحب چوبدستی ارشد)
- کادموس پِوِرِل (صاحب سنگ بازگشت)
- ایگنوتوس پِوِرِل (صاحب شنل نامرئی)
هرکدوم از این سه، مرگافزار مخصوص خودشونو داشتن؛ و از همون زمان، هر کدوم از این اشیاء جادویی، تو نسلهای مختلف پخش شد و به دست خاندانهای متفاوت رسید.
ارتباط خاندانهای امروز با خانوادهی پِوِرِل
Potter:
مستقیمترین خط نسب به ایگنوتوس پِوِرِل. شنل نامرئی هری پاتر همون شنل اصلی مرگه که نسلبهنسل تو خانوادهشون مونده.
Gaunt:
نوادگان مستقیم کادموس پِوِرِل. سنگ بازگشت (که داخل حلقهی گانت جاسازی شده بود) از این خانواده اومده.
ولدمورت خودش از نوادگان این خط بود.
بقیهی خاندانها؟
طبق گفتهی سیریوس بلک، همهی خاندانهای اصیل تو یه جایی از تاریخ به هم ربط دارن. یعنی ممکنه بهصورت غیرمستقیم، یا از طریق ازدواجهای فرعی، بعضی خاندانها مثل بلک، مالفوی، لسترنج یا حتی ویزلی هم به Peverellها ربط پیدا کنن، ولی نه بهصورت خط مستقیم یا رسمی.
خبر تولد فرزند جدید رون ویزلی
۴ خاندان افسانهای بنیانگذار هاگوارتز

قبل از اینکه اصلاً حرفی از ۲۸ خاندان اصیل یا خاندان پِوِرِل باشه، چهار جادوگر افسانهای بودن که یه مدرسه ساختن که بعدها شد ستون جامعه جادویی:
هاگوارتز!
این چهار نفر، هر کدوم یه خونه با ویژگیهای خاص خودشون بنا کردن، و خیلی از خانوادههایی که تو لیست اصیلها هستن، از نسل یا پیروان فکری این چهار نفرن.
راستی یه نکته ی جالب که شاید ندونین ،ولدمورت و هری هر دو یه جورایی فامیلن!چون از یک بخشی پاتر ها نسلشون به سالازار اسلیترین هم برمیگرده!خلاصه که خیلی فامیل تو فامیله😂
بنیانگذار خاندانهای مرتبط
| بنیانگذار | خاندانهای مرتبط |
|---|---|
| سالازار اسلیترین 🐍 | گانت، بلک، نات، مالفوی، لسترنج، یکسلی، روسیر، کرو، پارکینسون |
| گادریک گریفندور 🦁 | ویزلی، لانگباتم، پرِوت، شکلبولت، کراوچ |
| هلگا هافلپاف 🦡 | ابوت، مکمیلان، فاولی، اسلاگهورن |
| روئنا ریونکلا 🦅 | اولیوندر، پرینس (غیررسمی) |
پشت پردهی لیست: نژادپرستی جادویی؟
از دور که نگاه کنی، لیست ۲۸ خاندان اصیل انگار یه جور افتخارنامهست. یه فهرست طلایی برای خانوادههایی که نسل به نسل، جادو رو تو خونشون حفظ کردن. ولی وقتی دقیقتر نگاه کنیم، میفهمیم که این لیست فقط یه سند تاریخی نیست؛ بلکه یه نماد تمامعیار از تبعیض، نژادپرستی جادویی و شکافهای اجتماعی تو دنیای جادوگرهاست.
نویسندهی این لیست، که خیلیا میگن کانتانکروس نات بوده، نه یه تاریخنگار بیطرف، بلکه یه متعصب واقعی بوده؛ کسی که به جای بررسی واقعیتها، دیدگاه خودش رو درباره «خلوص» تحمیل کرده. برای همین هم خانوادههایی مثل پاترها، مودیها، پرینسها و گویلها حذف شدن، فقط چون یا با مشنگها مهربون بودن یا اسم فامیلشون زیادی مشنگی به نظر میرسیده!
تو واقعیت، این لیست یه جور خطکشی سیاسی و اجتماعی بوده؛ یه راه برای جدا کردن «خالصها» از «بقیه». اونم نه با تست DNA، نه با شواهد تاریخی، بلکه با تعصبهای ذهنی و تبعیضهای قدیمی.
دو نگاه متفاوت
از یه طرف، خانوادههایی بودن که این لیست رو با افتخار قاب گرفتن و زدن به دیوار، مثل مالفویها و لسترنجها. برای اونا، این لیست یه سند اصالت و قدرت بود؛ یه مهر تأیید از جامعهی جادویی.
اما از طرف دیگه، خانوادههایی بودن مثل ویزلیها که گفتن: «ما به مشنگزادهها افتخار میکنیم!» یا سیریوس بلک که با خونوادهش قطع رابطه کرد چون نمیخواست عضوی از این حلقهی نژادپرست باشه.
آلبوس دامبلدور همیشه مخالف این ایده بود که ارزش یه جادوگر به خونشه. اون میگفت: «اونچه ما هستیم، انتخابهامونه، نه تبارمون.» و این دقیقاً چیزی بود که خیلی از اعضای لیست نمیفهمیدن.
با ظهور نسل جدید، مثل اسکورپیوس مالفوی، آلبوس پاتر، رز گرنجر-ویزلی و بقیه، این تفکر قدیمی کمکم داره کمرنگ میشه. حالا بچهها دارن باهم دوست میشن، بدون اینکه براشون مهم باشه که مامان یا باباشون مشنگزاده بوده یا نه.
شاید هنوز بعضیها به این لیست افتخار کنن، ولی حقیقت اینه که تو دنیای امروز، خلوص خون دیگه یه معیار نیست، بلکه یه یادگار تلخ از گذشتهست.
هیجان انگیزترین نبرد در سریال House of the Dragon
حرف اخر
حالا که با هم رفتیم سراغ رازهای ۲۸ خاندان اصیل، از تاریخچه و تعصب و شجرهنامههاشون رد شدیم و به آینده نگاه کردیم، وقتشه یه نفس عمیق بکشیم و بگیم:
جادو توی قلب آدماست، نه توی شناسنامهها!
و حالا نوبت توئه که انتخاب کنی طرف کدوم داستانی:
اونایی که به “خون” باور داشتن، یا اونایی که به “آدمیت”؟

