بیایید قبول کنیم؛ وقتی اسم جادو تو دنیای سینمایی مارول میاد، اولین کسی که میاد تو ذهن خیلیهامون واندا ماکسیموفه. همون اسکارلت ویچی که از Avengers: Age of Ultron وارد داستان شد و اولش شاید فقط شبیه یه دختر نوجوان با قدرتهای عجیب به نظر میرسید، اما کمکم تبدیل شد به یکی از ترسناکترین شخصیتهای کل MCU.
واندا فقط یه جادوگر معمولی نیست. این زن میتونه ذهن آدمها رو به هم بریزه، واقعیت رو تغییر بده، یه شهر کامل رو تبدیل کنه به دنیای خیالی خودش، و حتی جلوی دکتر استرنج هم کاری کنه که طرف واقعاً کم بیاره. مخصوصاً بعد از WandaVision و Doctor Strange in the Multiverse of Madness، دیگه همه فهمیدن با یه شخصیت عادی طرف نیستیم؛ واندا رسماً یه فاجعهی جادویی راهروندهست.
اما با همه این حرفها، یه نکته هست: واندا شکستناپذیر نیست.
درسته که اسکارلت ویچ وحشتناک قدرتمنده، ولی تو MCU موجوداتی هستن که یا خیلی قدیمیتر از اونن، یا تجربه خیلی بیشتری دارن، یا اصلاً از سطح انسان و جادوگر رد شدن و رسیدن به یه جایگاه کیهانی. بعضیهاشون خدای واقعیان، بعضیهاشون تجسم یه مفهوم بزرگن، بعضیها هم به خود مولتیورس وصل شدن.
پس اینجا میخوایم ۵ کاراکتر جادویی MCU رو مرور کنیم که میتونن از واندا قویتر باشن؛ البته نه فقط از نظر قدرت خام، بلکه از نظر تجربه، جایگاه، بیرحمی و تسلطی که روی جادو دارن.
۵. دورمامو؛ کسی که تو بعد تاریک میتونه واندا رو نابود کنه

دورمامو شاید تو MCU زیاد وقت نگرفت، ولی همون حضور کوتاهش تو Doctor Strange کافی بود که بفهمیم این یکی اصلاً شوخیبردار نیست. دورمامو یه جادوگر شرور معمولی نیست که یه عصا دستش بگیره و چندتا طلسم پرت کنه. اون فرمانروای Dark Dimension ـه؛ یعنی یه بُعد تاریک و ترسناک که قوانینش با دنیای ما فرق داره.
قدرت دورمامو یه نکته مهم داره: اون تو قلمرو خودش تقریباً دستنیافتنیه. بیرون از بعد تاریک شاید بشه درباره محدودیتهاش حرف زد، ولی اگه واندا تو خود اون بُعد باهاش روبهرو بشه، اوضاع خیلی سریع برای اسکارلت ویچ خراب میشه.
واندا جادوی آشوب داره و باهاش میتونه واقعیت رو خم کنه، ذهنها رو کنترل کنه و دشمنهاش رو له کنه. اما دورمامو تو بعد تاریک فقط از جادو استفاده نمیکنه؛ اون انگار خودِ صاحبخونهست. جادوی اون دنیا دستشه، قوانینش دستشه، فضا و زمان و واقعیت اونجا زیر سایهی قدرت خودشه.
برای همین واندا هرچقدر هم زور بزنه، آخرش میفهمه وارد زمینی شده که صاحبش دورماموئه. شاید اولش بتونه مقاومت کنه، شاید حتی با جادوی آشوبش ضربههایی هم بزنه، ولی شکست دادنش؟ خیلی بعیده.
دکتر استرنج هم دورمامو رو با قدرت خام شکست نداد. با حقه، زمان و کلهشقی گیرش انداخت. واندا هم اگه بخواد جلوی دورمامو دووم بیاره، باید باهوشتر از همیشه بازی کنه. چون اگه فقط بخواد با قدرت جادویی جلو بره، بعد تاریک میتونه تبدیل بشه به قبرستان اسکارلت ویچ.
۴. هلا؛ الهه مرگی که تجربهاش از قدرت واندا خطرناکتره

هلا تو Thor: Ragnarok با یه ورود خیلی خفن اومد و همون اول کاری کرد که همه دهنشون باز بمونه: میولنیر رو با دست خالی خرد کرد. همون چکشی که سالها نماد قدرت ثور بود و همه فکر میکردن نابود کردنش تقریباً محاله.
ولی هلا فقط بهخاطر اون صحنه ترسناک نیست. هلا دختر اودینه، خواهر ثوره و از همه مهمتر، الهه مرگه. یعنی با کسی طرفیم که هم ریشهی خدایی داره، هم تجربهی جنگی وحشتناک، هم جادو بلده، هم اصلاً رحم تو کارش نیست.
واندا قدرت عجیب و غریبی داره، اما واقعیت اینه که بخش بزرگی از قدرتش تازه تو سالهای اخیر بیدار شده. خودش هم هنوز همیشه کامل نمیدونه چطور باید کنترلش کنه. ولی هلا هزاران سال تجربه داره. سالها جنگیده، فتح کرده، نابود کرده و از قدرتش برای سلطه استفاده کرده.
فرق این دو تا اینجاست: واندا ممکنه با جادوی آشوب قوانین طبیعت رو به هم بریزه، اما هلا با خودِ مفهوم مرگ و نابودی گره خورده. واندا خشمگین و قدرتمنده، ولی هلا قدیمیه، سردتره، بیرحمتره و خیلی بهتر میدونه تو میدان نبرد باید چطوری طرف مقابل رو از پا دربیاره.
از اون طرف، واندا هنوز یه بخش انسانی خیلی پررنگ داره. درد کشیده، عزادار بوده، دنبال بچههاش گشته، اشتباه کرده، شکسته. همین احساسات گاهی قدرتش رو بیشتر میکنن، ولی گاهی هم نقطهضعفشن. هلا اما این داستانها رو نداره. اگه لازم باشه کسی رو بکشه، میکشه. بدون مکث، بدون عذاب وجدان.
برای همین اگه واندا و هلا روبهروی هم قرار بگیرن، واندا قطعاً حریف سادهای نیست، اما هلا با تجربه، خونسردی و بیرحمیاش میتونه کار رو براش خیلی سخت کنه.
۳. بیلی ماکسیموف؛ بچهای که قراره از مادرش هم جلو بزنه

بیلی ماکسیموف بعد از Agatha All Along دیگه فقط یه اسم آشنا یا یه یادگار از WandaVision نیست. حالا میدونیم این کاراکتر میتونه یکی از مهمترین چهرههای جادویی آینده MCU باشه.
شاید الان بگیم: «آخه بیلی؟ از واندا قویتر؟» و خب، حق هم داریم. بیلی فعلاً تازهکاره. هنوز تجربه زیادی نداره، هنوز کامل به قدرتهاش مسلط نیست و نسبت به واندا، خیلی اول راهه.
اما موضوع اینجاست که بحث فقط وضعیت فعلیش نیست؛ بحث پتانسیله.
اگه MCU بخواد مسیر کمیکها رو دنبال کنه، بیلی یا همون Wiccan قراره به سطحی برسه که حتی واندا هم کنارش کوچیک به نظر بیاد. تو کمیکها، بیلی پتانسیل تبدیل شدن به Demiurge رو داره؛ یه موجود کیهانی که فقط جادو بلد نیست، بلکه میتونه خود قوانین جادو رو تغییر بده.
اینجا دیگه بحث «کی طلسم قویتری میزنه» نیست. واندا با جادوی آشوب میتونه واقعیت رو دستکاری کنه، اما بیلی در اوج قدرتش میتونه ساختار جادو رو بازنویسی کنه. یعنی واندا با قوانین بازی میکنه، ولی بیلی ممکنه روزی خودش قانوننویس بازی بشه.
فعلاً تو MCU هنوز تا اون نقطه فاصله داریم. بیلی باید خودش رو بشناسه، قدرتش رو بفهمه، گذشتهاش رو قبول کنه و جایگاهش رو پیدا کنه. اما همین پتانسیل باعث میشه نتونیم دستکم بگیریمش.
شاید الان واندا از بیلی قویتر باشه، اما نسخه آینده بیلی؟ اون میتونه تبدیل بشه به چیزی که حتی خود اسکارلت ویچ هم نتونه جلوش وایسه.
۲. لوکی؛ خدایی که حالا دیگه فقط شعبدهباز نیست

لوکی از اولش هم شخصیت خطرناکی بود. نه بهخاطر اینکه زور بازوش از همه بیشتر بود، بلکه چون همیشه با مغزش بازی میکرد. جادو بلد بود، فریب میداد، توهم میساخت، ظاهرش رو عوض میکرد، ذهن بقیه رو میپیچوند و همیشه یه نقشه تو جیبش داشت.
اما بعد از پایان سریال Loki، دیگه نمیشه اون رو با همون لوکی قدیمی مقایسه کرد. لوکی تو پایان داستانش تبدیل شد به God of Stories؛ خدایی که فقط تو یه تایملاین زندگی نمیکنه، بلکه خودش نگهدارندهی بیشمار خط زمانیه.
این یعنی چی؟ یعنی لوکی حالا فقط یه جادوگر آسگاردی نیست. اون به خود مولتیورس وصل شده. وجود کلی خط زمانی مختلف به تصمیم و فداکاری اون بستگی داره. این سطح از قدرت، خیلی فراتر از چیزیه که واندا تا حالا تجربه کرده.
واندا تو Multiverse of Madness تازه داشت از مولتیورس استفاده میکرد. تازه داشت میفهمید جهانهای موازی چه فرصتهایی بهش میدن. حتی برای سفر بین دنیاها هم به آمریکا چاوز نیاز داشت. خودش بهتنهایی نمیتونست آزادانه از یه جهان به جهان دیگه بره.
ولی لوکی؟ اون حالا فقط مسافر مولتیورس نیست. اون شده یکی از ستونهای اصلیش.
برای همین جادوی آشوب واندا، هرچقدر هم ترسناک باشه، جلوی کسی که با زمان، روایت، سرنوشت و شاخههای بینهایت واقعیت گره خورده، محدود به نظر میاد. واندا میتونه یه شهر رو تبدیل کنه به دنیای خودش. حتی میتونه چند جهان رو تهدید کنه. ولی لوکی حالا کسیه که بیشمار جهان رو کنار هم نگه داشته.
این دیگه یه سطح کاملاً جدیده.
۱. لیدی دث؛ چون دیگه مرگ رو نمیشه با جادو ترسوند

ریو ویدال تو Agatha All Along اولش یه جادوگر عجیب، مرموز و خطرناک به نظر میرسید. اما وقتی مشخص شد که اون در واقع Lady Death ـه، قضیه کلاً عوض شد.
لیدی دث یه آدم معمولی نیست. حتی یه جادوگر خیلی قوی هم نیست. اون تجسم مرگه. یعنی یکی از بنیادیترین نیروهای جهانه. همون چیزی که آخرش سراغ همه میاد؛ انسان، خدا، جادوگر، قهرمان، شرور، فرقی نداره.
اینجاست که واندا با همه قدرتش عقب میمونه. چون واندا هنوز انسانه. بله، یه انسان فوقالعاده خطرناک، با قدرتی که میتونه واقعیت رو از هم بپاشه، ولی باز هم انسانه. لیدی دث اما یک مفهوم کیهانیه. یه نیروییه که از شخصیت بودن رد شده.
ریو خودش رو جادوگر اصلی معرفی میکنه. همین یعنی شناختش از جادو احتمالاً خیلی قدیمیتر و عمیقتر از چیزیه که واندا تا حالا لمس کرده. واندا به جادوی آشوب وصله، اما دث ممکنه جادو رو از ریشه بشناسه؛ شاید حتی بهتر از هر جادوگر دیگهای تو MCU.
از نظر تجربه هم اصلاً قابل مقایسه نیستن. واندا هنوز حتی چهل سالش نشده، اما دث هزاران ساله که با زندگی، مرگ، جنگ، عشق، نفرت، جادو و پایان همهچیز سروکار داره. واندا چند ساله داره با قدرتش دستوپنجه نرم میکنه؛ ریو انگار از اول تاریخ اون گوشه ایستاده و همهچیز رو دیده.
مهمتر از همه، ریو مثل واندا درگیر احساسات انسانی نیست. واندا حتی وقتی ترسناکترین نسخه خودش بود، باز هم از درد و غم و عشق به بچههاش حرکت میکرد. ولی لیدی دث همچین چیزی نیست. اگه قرار باشه کسی بمیره، میمیره. نه از روی خشم، نه از روی انتقام، بلکه چون مرگ کارشه.
برای همین لیدی دث خطرناکترین حریف ممکن برای اسکارلت ویچه. چون واندا شاید بتونه واقعیت رو خم کنه، اما مرگ چیزی نیست که بشه همینطوری با یه طلسم ازش فرار کرد.
حرف آخر
واندا ماکسیموف هنوز یکی از خفنترین و ترسناکترین شخصیتهای MCU ـه. هیچکس نمیتونه راحت قدرتش رو زیر سؤال ببره. این زن تونست یه شهر کامل رو تو دنیای خودش گیر بندازه، جلوی جادوگرهای کامار تاج وایسه، چند نسخه از ابرقهرمانها رو نابود کنه و دکتر استرنج رو حسابی به دردسر بندازه.
اما دنیای مارول فقط پر از آدمهای قدرتمند نیست؛ پر از موجوداتیه که از خودِ واقعیت بزرگترن. دورمامو تو قلمرو خودش کابوسه. هلا با تجربه و بیرحمیاش میتونه واندا رو زمینگیر کنه. بیلی پتانسیل این رو داره که از مادرش هم جلو بزنه. لوکی حالا دیگه با مولتیورس گره خورده. و لیدی دث؟ اون اصلاً تو یه سطح دیگهست، چون خودش پایان همهچیزه.
اگه اسکارلت ویچ دوباره به MCU برگرده، دیدن روبهرو شدنش با یکی از این شخصیتها میتونه یکی از جذابترین نبردهای جادویی مارول باشه. مخصوصاً حالا که MCU داره بیشتر از همیشه وارد قلمرو خدایان، موجودات کیهانی و نیروهایی میشه که حتی جادو هم جلوی اونها همیشه جواب نمیده.

