سال ۲۰۲۶ برای مارول فقط یه «ادامه» نیست؛ بیشتر شبیه یه نقطهی تلاقیه. بعد از چند سال آزمونوخطا، پروژههای کوچیک و بزرگ، واکنشهای دوگانهی مخاطبها و یه ۲۰۲۵ نسبتاً پرنوسان، حالا MCU داره وارد فازی میشه که هم میخواد اشتباهات گذشته رو جبران کنه، هم پایهی آینده رو محکمتر بچینه.
از سریالهای خیابونی و شخصیتمحور مثل Daredevil و Punisher گرفته، تا انیمیشنهایی که عمیقتر از لایو اکشنها عمل میکنن، و در نهایت فیلمهایی که قراره کل جهان مارول رو دوباره به هم گره بزنن؛ ۲۰۲۶ سال تنوعه، نه تکرار. این بار مارول همهچیز رو روی «کاراکتر، پیامد و پیوستگی» شرط بسته، نه صرفاً شوک و جلوهی ویژه.
Wonder Man
اولین پروژهی مارول در سال ۲۰۲۶ از نظر زمانی، سریال Wonder Man ـه. نکتهی مهم اینه که هر ۸ قسمت سریال قراره یکجا روی دیزنیپلاس منتشر بشه (۲۷ ژانویه ۲۰۲۶) و همین موضوع خودش یه علامت سؤال بزرگه.
مارول معمولاً سراغ انتشار یکجایی میره وقتی پروژه رو یا کوچیکتر میبینه یا خیلی روش ریسک نکرده. قبلاً هم این مدل رو برای Echo، Marvel Zombies و Eyes of Wakanda دیدیم. برای همین سطح انتظار از Wonder Man بهصورت طبیعی پایینتره.
با این حال ایدهی سریال جالبه: نگاه به زندگی یه بازیگر تو دنیای MCU. برگشتن بن کینگزلی در نقش Trevor Slattery هم یه امتیاز مثبت حساب میشه. ولی تا اینجای کار، تریلرها هنوز اون «وای!» لازم رو ندادن. Wonder Man بیشتر کنجکاویبرانگیزه تا هیجانساز.
Your Friendly Neighborhood Spider-Man – فصل دوم
فصل اول این انیمیشن خیلیها رو غافلگیر کرد. نه فقط به خاطر استایل کمیکبوکی خاصش، بلکه به خاطر روایت متفاوتی که از اسپایدرمن ارائه داد. حالا فصل دوم قراره همون مسیر رو ادامه بده، با چند پیچ داستانی مهم که از پایان فصل اول جا موند.
این نسخه از اسپایدرمن یه دنیای موازیه که تغییرات کلیدی داره؛ از زنده بودن Richard Parker گرفته تا عنکبوت رادیواکتیوی که هنوز ولگردی میکنه. صداپیشگیها هم سطح بالاست؛ از Charlie Cox در نقش دردویل تا Colman Domingo در نقش نورمن آزبورن.
با اینکه فصل دوم پتانسیل پرداخت خیلی چیزها رو داره، اما از نظر بصری و مقیاس، همچنان یه پروژهی جمعوجوره. جذابه، دوستداشتنیه، ولی قراره آروم جلو بره نه انفجاری.
Vision Quest
Vision Quest از اون پروژههاییه که اگه درست اجرا بشه، میتونه بهشدت سورئال و عمیق باشه. بازگشت James Spader بهعنوان Ultron بعد از سالها، خودش یه بمبه. رابطهی Ultron و Vision هنوز یکی از دستنخوردهترین طلاهای MCU ـه.
ایدهی سریال اینه که همهی هوشهای مصنوعی MCU رو بندازه توی یه سفر ذهنی، داخل خاطرات و هویت Vision. White Vision از زمان WandaVision یه علامت سؤال بزرگ بوده و این سریال دقیقاً قراره همون رو باز کنه: آشتی با گذشته، با گناه، با هویت.
از اون طرف، حضور Tommy Maximoff بعد از اتفاقات Agatha All Along، احتمال یه دورهمی خانوادگی عجیب رو مطرح میکنه. Vision Quest شاید شلوغترین پروژهی مارول نباشه، ولی از نظر مفهومی یکی از جسورانهترینهاست.
The Punisher Special Presentation
فرانک کسل با بازی Jon Bernthal از اون کاراکترهاییه که انگار برای بازیگرش نوشته شده. حضورش توی فصل اول Daredevil: Born Again یکی از بهترین بخشهای کل سریال بود و عملاً دوباره ثابت کرد که پانیشر تو MCU هنوز کلی حرف برای گفتن داره.
این پروژه سریال کامل نیست، ولی دستکم نگیریدش. Special Presentation یعنی مارول میتونه بدون کشدادن داستان، مستقیم بزنه تو دل ماجرا. مهمتر از همه اینکه خود برنثال یکی از نویسندههاست؛ یعنی قراره با یه فرانک کسل واقعی، خشن و بیسانسور طرف باشیم.
فضای TV-MA، ادامهی داستان بعد از فرار از زندان کینگپین، و اتصال مستقیم به Spider-Man: Brand New Day باعث میشه این پروژه کوچیک نباشه. این یکی بیشتر شبیه یه مشت محکمه تا یه مقدمهی ساده.
X-Men ’97 – فصل دوم
X-Men ’97 کاری کرد که خیلیها انتظارش رو نداشتن: نشون داد مارول هنوز دقیق میفهمه چرا ایکسمن مهمن. فصل اول پر از نبرد، درام، شخصیتپردازی درست و لباسهای نوستالژیکی بود که مستقیم از دل کمیک اومده بودن.
برخلاف فیلمهای قدیمی فاکس که معمولاً چند تا کاراکتر بقیه رو میخوردن، اینجا همه سهم داشتن. از Cyclops گرفته تا Storm و Magneto، هرکدوم زمان و عمق خودشون رو گرفتن.
فصل دوم از جایی شروع میشه که تیم عملاً توی زمان پخش شده و Apocalypse وارد بازی میشه. این یعنی داستان قراره هم بزرگتر بشه، هم تاریکتر. X-Men ’97 بیشتر از یه انیمیشن سادهست؛ یه تمرین جدی برای آیندهی ایکسمن در MCU ـه.
Daredevil: Born Again – فصل دوم
فصل اول Born Again با وجود همهی حاشیههای تولید، در نهایت یه پایهی محکم ساخت. حالا فصل دوم با یه مزیت بزرگ میاد: اینبار مارول از اول میدونه چی میخواد بسازه. تیم خلاقیتی عوض نشده و لحن داستان قراره یکدستتر و تاریکتر باشه.
Charlie Cox و Vincent D’Onofrio تو فصل اول عالی بودن و حالا فضا حتی شخصیتر میشه. کینگپین شهردار شده و رسماً دنبال جمعکردن ویجیلنتهاست. این یعنی جنگ خیابونی، سیاسی و روانی با هم قاطی میشن.
برگشتن Jessica Jones، حضور پررنگتر Karen Page و حتی تغییر نهایی لباس دردویل (اون DD معروف) باعث میشه فصل دوم حس یه انفجار کنترلشده رو بده. اینجا دیگه دردویل فقط دفاع نمیکنه؛ حمله میکنه.
Spider-Man: Brand New Day
این فیلم عملاً اولین باریه که پیتر پارکرِ تام هالند رو بعد از پاک شدن از حافظهی دنیا میبینیم. نه انتقامجوها یادشونه، نه دوستهاش، نه حتی نزدیکترین آدمهای زندگیش. Brand New Day دقیقاً از همین تنهایی تغذیه میکنه.
فضای فیلم قراره خیابونیتر باشه؛ خبری از تهدیدهای کیهانی نیست، دشمنها زمینیترن: Scorpion، Tombstone و یه نیویورک خشنتر از قبل. پیتر توی یه وضعیت روحی تاریکه و بیشتر از همیشه مجبور میشه خودش رو جمعوجور کنه.
نکتهی مهم؟ تنها نیست. حضور Punisher با بازی Jon Bernthal و Hulk با بازی Mark Ruffalo یه ترکیب عجیب اما وسوسهکننده میسازه. شایعهی حضور Sadie Sink در نقش Jean Grey هم اگه درست دربیاد، این فیلم میتونه فراتر از یه اسپایدرمن ساده عمل کنه و یه گره جدی به آیندهی MCU بزنه.
Avengers: Doomsday
Avengers: Doomsday همون پروژهایه که مارول فعلاً ترجیح داده کمتر توضیح بده و بیشتر بسازه. با این حال، همون تیزرهای اولیه کافی بودن تا بفهمیم با یه چیز معمولی طرف نیستیم.
بازگشت Chris Evans در نقش Steve Rogers و Robert Downey Jr. بعد از سالها، یه پیام واضحه: مارول داره هستهی احساسی MCU رو دوباره فعال میکنه. این فقط یه فیلم تیمی نیست؛ یه گردهمایی تاریخیه.
معرفی رسمی Doctor Doom، حضور احتمالی چند تیم مختلف (از جمله ایکسمنهای فاکس)، بازی جدی با مولتیورس و استراتژی تبلیغاتی سنگین باعث شده Doomsday تبدیل بشه به پرسر و صداترین پروژهی مارول در سالهای اخیر. این فیلم قراره مسیر چند فاز آینده رو مشخص کنه، نه فقط یه تهدید رو شکست بده.
حرف آخر
اگه بخوایم صادق باشیم، ۲۰۲۶ قراره سال راحتی برای مارول نباشه؛ انتظارات بالاست، حافظهی جمعی فنها قویه و هر تصمیم اشتباه سریعاً دیده میشه. ولی دقیقاً به همین دلیله که این سال مهمه. پروژههایی که اینجا میبینیم، فقط برای سرگرمی نیستن؛ دارن مسیر چند فاز بعدی رو مشخص میکنن.
از داستانهای خیابونی و تاریک اسپایدرمن و دردویل، تا بازتعریف ایکسمن و در نهایت یک Avengers که بوی پایان و شروع همزمان میده، مارول داره دوباره هویت خودش رو بازسازی میکنه. اینکه موفق میشه یا نه، به اجرا بستگی داره، نه ایده.
اما یک چیز واضحه: ۲۰۲۶ سالیه که نمیشه MCU رو نادیده گرفت؛ چه طرفدارش باشی، چه منتقدش.
اینجا نقطهایه که مارول یا دوباره میایسته… یا واقعاً تغییر میکنه.

