Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

Talamasca قسمت ۴؛ ورود رگلن جیمز و خطرناک‌ترین مأموریت گای

هشدار اسپویل: ادامه‌ی مطلب جزئیات قسمت چهارم رو لو می‌ده!

نیمه‌ی دوم فصل اول Talamasca: The Secret Order بعد از شوک قسمت سوم، واقعاً بدون معطلی می‌پره وسط ماجرا. قسمت چهارم دقیقاً از همون لحظه‌ای ادامه پیدا می‌کنه که هفته‌ی قبل تموم شد: جایی که گای و جاسپر مجبور می‌شن با یک اتحاد نصفه‌نیمه دنبال ۷۵۲ بگردن. همین اول کار سریال شروع می‌کنه به باز کردن لایه‌های جدیدی از شخصیت جاسپر؛ این که چرا دنبال کتابه، چه نقشه‌ای داره و تا چه حد مرز اخلاقی توی این دنیای Immortal Universe شناوره.

خیلی طول نمی‌کشه تا سریال رو می‌کنه که نقشه‌ی اصلی جاسپر چیه: گرفتن کنترل موجودات نامیرا از دست تالاماسکا، با استفاده از دانشی که داخل ۷۵۲ خوابیده. از نگاه خودش، خون‌آشام‌ها به‌خاطر ضعف‌های اخلاقی و جداافتادگی از هم، راه رو گم کردن و تالاماسکا هم این شکاف‌ها رو به نفع خودش حفظ کرده. داستان خون‌آشامی که به‌خاطر اطلاعات یک مأمور سرکش یک کل کوون رو نابود کرد، دقیقاً توضیح می‌ده که چرا جاسپر خودش رو در حال اجرای “عدالت” می‌بینه.

اما چیزی که داستانش رو واقعاً قابل لمس می‌کنه، جزئیاته. چون بعدتر اعتراف می‌کنه اون حادثه خانواده‌ش رو از هم پاشیده. این‌جاست که سریال یادآوری می‌کنه هرچند جاسپر یک خون‌آشامه، دردش کاملاً انسانیه ــ و همین درد باعث می‌شه حاضر نشه ۷۵۲ برسه دست تالاماسکا. همین موضوع هم باعث می‌شه گای، با وجود شک‌هایی که داره، نتونه کاملاً باهاش دشمنی کنه. رابطه‌ی بینشون دقیقاً همون جاییه که خط بین قهرمان و ضدقهرمان رسماً پاک می‌شه.

Talamasca و اخلاق خاکستری‌ای که مأموریت جاسوسی گای رو جذاب‌تر می‌کنه

عملاً هر شخصیت داخل این سریال یک نقطه‌ی تاریک داره. نقطه‌ی تاریک جاسپر؟ همون Revenantهایی که توی زیرزمین Mother House لندن نگه می‌داره. گای با دیدن این‌که جاسپر داره انسان‌ها رو تبدیل به ماشین‌های قتل بی‌احساس می‌کنه، کاملاً دودل می‌شه. ولی نه به حدی که اتحادش رو بر هم بزنه ــ شاید تنها بخش غیرمنطقی رابطه‌شون همین‌جاست، اما سریال طوری نشونش می‌ده که می‌تونی باورش کنی.

این همکاری ناخواسته مقدمه‌ای می‌شه برای هسته‌ی اصلی قسمت چهارم: نفوذ گای به یک هتل خون‌آشامی برای پیدا کردن ۷۵۲. دوباره قرار می‌گیرن روی همون تاکتیک همیشگی «استفاده از گای به‌عنوان طعمه»، ولی همدلی‌ای که نسبت به جاسپر پیدا کرده باعث می‌شه این بار بدون مقاومت خودش رو بندازه وسط خطر. جذابیش هم اینه که انسانیتِ یک خون‌آشام، گای رو قانع می‌کنه جانش رو وسط بذاره؛ درحالی‌که محاسبات سرد و بی‌رحم یک سازمان انسانی، کاملاً برعکس عمل می‌کنه.

اینجاست که وارد یک بخش فرعی عجیب‌وغریب می‌شیم: برخورد گای با رگلن جیمز، مأمور تالاماسکا که از Interview with the Vampire فصل ۲ برگشته. این که سریال هنوز توضیح نداده قدرت‌هاش دقیقاً چیه، فقط کنجکاوی رو بیشتر می‌کنه. مخصوصاً وقتی می‌فهمیم می‌تونه ذهن گای رو بخونه و وسط کار هم کلی معامله‌ی زیرمیزی داره.

گای موفق می‌شه به کمک رگلن، وارد معامله‌ی خون‌آشام‌های اداره‌کننده‌ی هتل بشه. و اینجا، با اعتمادبه‌نفسی که از قسمت ۳ گرفته، یک لحظه‌ی جالب داریم: رگلن جلوی خون‌آشام‌ها لو می‌ده که گای ذهن می‌خونه. وقتی گای این توانایی رو روی یکی از خون‌آشام‌ها امتحان می‌کنه، یه تصویر شاعرانه از کودکی انسانیش ظاهر می‌شه؛ تصویری که کاملاً در تضاد با رفتار سرد و تهدیدآمیز فعلیشه. سریال دوباره یادآوری می‌کنه هیچ‌کس در این دنیا کاملاً سیاه یا سفید نیست.

در همین موقع یکی از Revenantهای جاسپر وارد می‌شه و صحنه‌ای رقم می‌زنه که خیلی سریع و حتی کمی خنده‌دار تموم می‌شه؛ مخصوصاً با توجه به این‌که امنیت هتل supposed to be «خیلی جدی» بود. همین‌طور ورود بی‌سر‌و‌صدای جاسپر بعد از تموم شدن کشتار، که گای فقط می‌فهمه ۷۵۲ اصلاً اونجا نبوده. اما سریال خیلی هوشمندانه این ایرادات رو زیر سایه‌ی پیچیدگی‌های تماتیک پایان قسمت مخفی می‌کنه.

مأموریت گای و این حقیقت تلخ: همه فکر می‌کنن خودشون قهرمان داستانن

قبل از این‌که هتل رو ترک کنن، گای و جاسپر به یک خون‌آشام باستانی می‌رسن که بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ سال قدمت داره و روی تخت زندانی شده. صاحبان هتل قرن‌ها ازش تغذیه می‌کردن. خشم جاسپر فوران می‌کنه، چون باور داره نامیرایان باید پشت هم باشن، نه این که یکی رو این‌طوری قربانی بقیه کنن. به‌خاطر همین از روی ترحم می‌کُشش. کاری که همزمان رحمت و خشونت رو با هم نشون می‌ده؛ دقیقاً مثل همه‌ی شخصیت‌های این سریال که نسخه‌ی خودشون از عدالت رو اجرا می‌کنن.

کنار خط اصلی داستان، اتفاقات فرعی هم کم‌کم شکل مهم‌تری می‌گیرن. دوریس یواشکی سوار ماشین جاسپر می‌شه و ماجراش نیمه‌کاره می‌مونه. اما از آن طرف، جستجوی هلن برای پیدا کردن خواهرش نتایج شوکه‌کننده‌ای دارد. به‌نظر می‌رسه خواهرش شاید زنده باشد و وفاداری هلن به تالاماسکا دقیقاً آنقدری که فکر می‌کردیم محکم نیست. این یعنی سریال آماده‌ست که یک خط داستانی خیلی عمیق‌تر برایش باز کند و شاید دوباره او را در مسیر گای قرار بدهد.

حرف آخر

در ادامه‌ی قسمت، سریال برنامه‌ی انتشار اپیزودهای باقی‌مانده رو هم یادآوری می‌کنه؛ چیزی که خودش یک حس شمارش معکوس داره. اپیزود ۵ یعنی The Puzzle Palace قرار هست ۱۶ نوامبر ۲۰۲۵ بیاد و اپیزود ۶ با عنوان The 752 هم برای ۲۳ نوامبر زمان‌بندی شده؛ یعنی دقیقاً از همین‌جا به بعد باید منتظر اوج‌گیری همان خط اصلی باشیم که کل فصل حولش می‌چرخید.

و در نهایت، قسمت چهارم یک تعادل جالب بین اسپای‌تریلر و وحشت می‌سازه؛ ترکیبی که از ابتدای فصل تلاش می‌کرد جا بیفتد و حالا دارد جواب می‌دهد. چند ایراد ریز این وسط هست — مثل اجرای نه‌چندان طبیعی حمله‌ی Revenant یا آسان بودن ورود خروج جاسپر از یک ساختمان پر از خون‌آشام — اما وزن بخش‌های قوی‌تر اپیزود آن‌قدر بالاست که این ضعف‌ها گم می‌شن. مأموریت گای جذاب‌تر از قبل شده، رابطه‌ی او و جاسپر مدام لایه اضافه می‌کنه، و جهان سریال هم هر قسمت خاکستری‌تر می‌شه.

در مجموع، من از این قسمت راضی بودم؛ هم به‌خاطر پیشبرد خط ۷۵۲، هم به‌خاطر عمق گرفتن شخصیت‌ها و هم به‌خاطر این که حالا مشخصه قرار نیست هیچ‌کس در این جهان «کاملاً درست» یا «کاملاً غلط» باشه. و دقیقاً همین نگاه، فصل رو آماده می‌کنه برای یک پایان‌بندی که احتمالاً چندتا خط داستانی رو خیلی قشنگ به هم گره می‌زنه.

Leave a comment