Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

تکنولوژی و ابزار سفر در دنیای جادویی هری پاتر!

دنیای جادویی، دنیایی بی‌سیم (و بی سیم‌کشی!)

فرض کن وسط یه جنگل تاریک باشی، با یه جغد روی شونه‌ت و یه ورد روی زبونت. گوشی همراهت آنتن نمی‌ده، برق نیست، اینترنت که هیچی، حتی یه پریز برای شارژ هم پیدا نمی‌کنی. ولی با این حال، با یه تکون چوب‌دستی، می‌تونی وسایل رو حرکت بدی، پرواز کنی یا حتی از یه شومینه به شومینه‌ی دیگه بری!
تو دنیای ما، تکنولوژی حرف اول رو می‌زنه؛ ولی تو دنیای جادوگری؟ این سوال همیشه تو ذهن ماگل ها (و البته هوادارهای هری پاتر!) بوده که:

  • چرا هاگوارتز وای‌فای نداره؟

  • چرا جادوگرها از گوشی استفاده نمی‌کنن؟

  • آیا جادو و برق با هم مشکل دارن؟

  • و اگر بله، پس چجوری جابجا می‌شن؟

اصلاً یه سوال اساسی‌تر: تو دنیایی که با یه ورد می‌تونی غذای کامل ظاهر کنی، چراغ روشن کنی، یا وسایل خونه رو به پرواز دربیاری، دیگه چه نیازی به برق و دکمه‌ و کابل و سیم‌کشی باقی می‌مونه؟! شاید برای ما ماگل ها، قطع شدن برق آخر دنیاست، ولی برای یه جادوگر، فقط یه بهونه‌ست برای تمرین یه ورد جدید!
از طرفی، ما هر سال منتظریم ببینیم اپل چی معرفی می‌کنه؛ ولی اونا دنبال اینن که کی اولین اژدهای پرنده‌ش رو رام می‌کنه! دنیای ما پر از تکنولوژیه، دنیای اونا پر از جادو. و این دو، همیشه لزوماً با هم سازگار نیستن.

تو این مقاله قراره باهم بریم سراغ رازهایی که پشتِ عدم استفاده از تکنولوژی در دنیای هری پاتر وجود داره، و بعدش هم همه‌ی وسایل جادویی سفر رو با جزئیات بررسی کنیم؛ از جاروی پرنده گرفته تا کابینت ناپدیدکننده و موتور آتش‌پرت‌کن هاگرید.

بخش اول: چرا تکنولوژی تو دنیای جادو کار نمی‌کنه؟

«برق دارن؟ آره دیگه، می‌بینم که پریز دارن!»

این جمله از آرتور ویزلیه، همون بابای رون که با ذوق به پریز برق خونه‌ی دورسلی‌ها نگاه می‌کرد. آرتور یکی از معدود جادوگرهاییه که عاشق تکنولوژیه. اون نه تنها کلمه‌ی electricity رو اشتباه می‌گه (eckeltricity!)، بلکه یه کلکسیون خفن از باتری و دوشاخه داره. حتی بعضی وقتا با پیچ‌گوشتی می‌ره سراغ وسایل ماگل ها تا ببینه “اینا دقیقاً چجوری کار می‌کنن؟!”
اما خب اون یه استثناست. بقیه‌ی دنیای جادو چی؟ اونا نه تلویزیون دارن، نه موبایل، نه لپ‌تاپ. توی خونه‌های جادویی خبری از مودم و پنکه و یخچال نیست. تازه اگه یه جادوگر بخواد بره سراغ وسایل الکتریکی، اول باید یاد بگیره کدوم دکمه رو بزنه که منفجر نشه!

جادو و تکنولوژی، دشمن خونی؟

در دنیای هری پاتر، گفته می‌شه جادو باعث اختلال در عملکرد وسایل الکترونیکی می‌شه. یعنی وقتی مقدار زیادی جادو تو هوا باشه (مثلاً تو هاگوارتز، یا وزارت سحر و جادو)، هر چی دستگاه الکتریکی باشه، کلاً از کار می‌افته.
اصطلاح علمی‌شو بخوایم بگیم، انگار جادو یه جور «نویز جادویی» تولید می‌کنه که سیگنال‌های الکتریکی رو مختل می‌کنه. در واقع، اگه بخوای یه لپ‌تاپ رو توی هاگوارتز روشن کنی، یا اصلاً روشن نمی‌شه، یا همون اول با صفحه‌ی آبی مرگ (Blue Screen of Death) ازت خداحافظی می‌کنه!

مثلاً:

  • کامپیوتر؟ بلو اسکرین می‌زنه!

  • رادار و دستگاه شنود؟ هیچ! انگار توی تونل گیر کردن.

  • تلویزیون؟ فقط برفک. اونم اگه خوش‌شانس باشی!

جادو مثل یه میدان مغناطیسی فوق‌العاده قوی عمل می‌کنه که حتی پیچیده‌ترین دستگاه‌ها رو از کار می‌ندازه. این یعنی هیچ‌کس تو هاگوارتز نمی‌تونه با لپ‌تاپ فیلم ببینه یا پلی‌استیشن بازی کنه. (که البته شاید اگه رون و هرمیون پلی‌استیشن داشتن، هیچ‌وقت این همه دردسر نمی‌کشیدن!)

حتی موجودات کوچیکی به اسم «چیزپرفل» (Chizpurfles) هستن که عاشق گاز زدن کابل‌ و وسایل برقی‌ان. این کوچولوهای موذی از جادو تغذیه می‌کنن، ولی اگه چیزی با جادو دم دستشون نباشه، سراغ وسایل ماگل می‌رن. شاید دفعه بعدی که گوشیتون یهویی خاموش شد یا تلویزیونتون تصویر نداد، یه چیزپرفل تو خونه قایم شده باشه!
در واقع، خیلی از وسایل الکترونیکی که بدون دلیل خراب می‌شن، توی دنیای جادوگرها یه دلیل کاملاً منطقی دارن: یا جادو زیادی تو هوا بوده، یا یه موجود جادویی داشته کابل‌هات رو می‌جَویده!

بخش دوم: چرا جادوگرها از موبایل و تلویزیون استفاده نمی‌کنن؟

تلفن همراه؟ نه مرسی، جغد دارم!

جادوگرها از قدیم با جغد نامه می‌فرستن. جغد تو دنیای جادویی فقط یه پرنده نیست؛ یه پستچی قابل اعتماد و یه هم‌سفر باوفاست. هری پاتر خودش جغدی به اسم هدویگ داشت که حتی تو شرایط خطرناک هم براش پیام می‌برد. این یعنی در حالی که ما دنبال اینترنت پرسرعت و آنتن‌دهی بهتر هستیم، جادوگرها فقط یه جغد لازم دارن تا پیامشون رو برسونن، اونم بدون شارژ شبانه!

به جاش همون موقع که ما با گوشی حرف می‌زنیم، اونا یا از پودر فلو استفاده می‌کنن، یا جغد می‌فرستن، یا حتی از جادوی Patronus برای پیام‌رسانی استفاده می‌کنن. تصور کن یه نقره‌ای درخشان، شکل گوزن یا سگ یا خرگوش، وسط تاریکی ظاهر می‌شه و پیام تو رو با صدای خودت به کسی می‌رسونه. رومانتیک‌تر از واتساپ نیست؟

ضمن اینکه توی دنیای جادو، اکثر ارتباطات خیلی رسمی‌تر یا جادویی‌تر انجام می‌شن. مثلاً توی وزارت سحر و جادو، پیام‌ها به شکل یادداشت‌های پرنده بین کارکنان رد و بدل می‌شن. بعضی از آینه‌ها هم خاصیت تلفن تصویری دارن و می‌تونن تصویر طرف مقابل رو نشون بدن. پس جواب سوال «چرا جادوگرها موبایل ندارن؟» اینه که: چون نیاز ندارن. هم از نظر فرهنگی، هم از نظر جادویی.

علاوه بر این، موبایل توی محیط‌های پر از جادو اصلاً کار نمی‌کنه. یعنی حتی اگه یه جادوگر علاقه‌مند هم بخواد یه گوشی همراه بخره و نصب کنه، توی هاگوارتز یا خونه‌ی خودش که پر از ورد و انرژی جادویه، گوشی نه آنتن داره، نه سیگنال، نه هیچ چیز دیگه‌ای. نهایتاً تبدیل می‌شه به آینه‌ای مدرن با دکمه!

تلویزیون؟ واقعاً؟ تو یه قلعه جادویی؟

تو هاگوارتز خبری از تلویزیون و سریال شبونه نیست. نه اینکه جادوگرها با دیدن سریال مشکل داشته باشن، ولی زندگی‌شون اون‌قدر ماجرا داره که نیازی به برنامه‌ی سرگرمی تلویزیونی نیست. تازه، اگه بخوان تصویر کسی رو ببینن، از آینه‌های جادویی یا پیکره‌های متحرک استفاده می‌کنن که خیلی خفن‌تر از هر TVای هستن.

تو اتاق‌های عمومی مدرسه‌ها مثل گریفندور یا هافلپاف، بچه‌ها به جای نشستن پای نتفلیکس، دور هم جمع می‌شن و از ماجراهای روز، طلسم‌های جدید، یا حتی بازی‌های جادویی حرف می‌زنن. سرگرمی اونا بیشتر زنده‌ست. مثلاً مسابقه‌ی دوئل، دعوا با پیکره‌های متحرک، یا رفتن به جنگل ممنوعه.
و اگه خیلی دنبال تصویر متحرک باشن، مجله‌های جادویی مثل “پیام‌آور پیکسی” یا “ویچ ویکلی” تصاویر متحرک دارن! عکس‌ها توش راه می‌رن، لبخند می‌زنن، حتی چشمک می‌زنن. اگه بخوای یه مصاحبه‌ی تلویزیونی با دامبلدور ببینی، فقط کافیه مجله رو ورق بزنی.

یادته وقتی پدر هرمیون از دیدن عکس‌های متحرک تعجب کرده بود؟ چون تو دنیای ما، این یه جور فتوشاپ حرفه‌ای حساب می‌شه، ولی تو دنیای جادوگرها، اینا فقط عکس معمولین! نتیجه اینکه اونا با دنیای خودشون یه سیستم تصویری کامل دارن؛ تلویزیون می‌خواد چیکار کنه وسط اون همه جادو؟

بخش سوم: برق، جادو و طلسم‌های الکتریکی

وردهایی که برق ازشون می‌پره!

درسته که جادو باعث خرابی وسایل برقی می‌شه، ولی خودش می‌تونه رفتارهایی مثل برق داشته باشه. بعضی از طلسم‌ها نه‌تنها ظاهر برق رو تقلید می‌کنن، بلکه اثرات مشابهی هم دارن؛ از درخشش‌های ناگهانی گرفته تا شوک‌های دفاعی و حتی تخریب شدید.

  • طلسم Baubillious: یه وردیه که جرقه‌ی نورانی تولید می‌کنه، دقیقاً مثل یه صاعقه کوچیک. این طلسم مخصوص شرایطیه که بخوای اطرافت رو روشن کنی یا دشمن رو برای چند لحظه کور کنی. حالت جرقه‌ای و نوری‌ش باعث شده بعضیا بهش بگن “جادوی برق جیبی”! تو بعضی از بازی‌های هری پاتر، این طلسم برای روشن کردن فضاهای تاریک مثل غار یا زیرزمین کاربرد داره، ولی اگه درست هدف بگیری، می‌تونه یه انفجار کوچیک هم ایجاد کنه.

  • Tempest Jinx: یه نفرین تمام‌عیاره که ابر و رعد و برق درست می‌کنه. تصور کن داری با یه مرگ‌خوار می‌جنگی و یه دفعه با این نفرین، آسمون تار می‌شه، باد می‌وزه و از دل آسمون، صاعقه می‌زنه زمین! این نفرین ترکیبی از جادوی طبیعت و قدرت الکتریکیه و به نوعی نسخه‌ی جادویی “احضار طوفان”ه. احتمالاً اگر ثور (از مارول!) تو دنیای هری پاتر بود، عاشق این طلسم می‌شد.

  • دستور دفاعی شوک‌دهنده: تو بعضی بازی‌های جادویی (و حتی تو لگوی هری پاتر)، جادوگرها می‌تونن با شوک، دشمن رو دور کنن. این شوک مثل یه موج انرژی از چوب‌دستی بیرون می‌زنه و طرف مقابل رو به عقب پرتاب می‌کنه. حتی بعضی منابع می‌گن که این شوک می‌تونه موقتاً سیستم عصبی هدف رو مختل کنه، درست مثل یه شوکر الکتریکی ماگلی.
    در واقع، خیلی از طلسم‌های دفاعی یه جورایی خاصیت الکتریکی دارن. مثلاً ترکیبی از نور، انرژی، و انفجار آنی که دقیقاً حس یه شوک برقی رو تداعی می‌کنه.

جالب اینجاست که حتی بعضی محصولات جادویی مثل «Electric Shock Shake» (نوشیدنی‌ای که بهت شوک می‌ده!) تو فروشگاه برادران ویزلی ساخته شده بودن. حالا تصور کن یه ماگل اتفاقی اون نوشیدنی رو بخوره، فکر می‌کنه گوشی‌ش توی جیبش منفجر شده!

پس جادو، نوعی انرژی الکتریکیه؟

شاید نه دقیقاً، ولی بعضی ویژگی‌هاش شبیه برق خودمونه. مثلاً هم جادو و هم برق از نظر سرعت، غیرقابل‌دیدن بودن در لحظه، و اثرات آنی، شباهت زیادی دارن. تو هر دوتاشون یه انرژی تو فضا منتقل می‌شه، بدون اینکه حتماً جسم مشخصی در کار باشه.
فقط فرقش اینه که جادو نیاز به باتری و کابل و نیروگاه نداره؛ فقط تمرکز و ورد می‌خواد! یعنی همون موقع که ما دنبال سه‌راهی هستیم که شارژر بزنیم، یه جادوگر با یه ورد، هم لامپ روشن می‌کنه، هم دشمن رو پرت می‌کنه اون‌ور اتاق.
می‌شه گفت جادو توی دنیای خودش، یه جور تکنولوژیِ ارگانیکه؛ بدون ابزار و سیم‌کشی، اما با همون توان انفجاری و حتی بیشتر. انگار ذهن جادوگر خودش حکم ژنراتور برق رو داره. پس اگه جادو یه انرژی باشه، احتمالاً از برق هم پیچیده‌تر و هوشمندتره.

بخش چهارم: ابزارهای سفر جادویی؛ وقتی تاکسی نیست، جارو هست!

اگه تو دنیای ما گوگل‌مپ و تپسی و هواپیما داریم، تو دنیای جادوگری با یه ورد می‌تونی از خونه‌ی خودت، مستقیماً وارد دفتر دامبلدور شی! جادوگرها روش‌های سفر عجیب و غریبی دارن که بعضیاشون نه‌تنها سریعن، بلکه بامزه، ترسناک، یا حتی خطرناکن! بیاید دونه‌به‌دونه با هم بررسی‌شون کنیم:

 فورد آنگلیای پرنده‌ی آرتور ویزلی

آرتور ویزلی که خودش عاشق تکنولوژیه، یه ماشین ماگلی مدل ۱۹۶۰ Ford Anglia رو ورد زده و ازش یه غول جادویی ساخته! این ماشین:

  • می‌تونه پرواز کنه،

  • نامرئی بشه،

  • و فضای داخلش با استفاده از «افسون گسترش ناپیدا» اون‌قدر بزرگه که کل خانواده‌ی ویزلی توش جا می‌شن!

علاوه بر این، ماشین یه جورایی نیمه‌هوشمنده؛ بعد از ماجراهای کتاب دوم، خودش تصمیم می‌گیره از بین بره و تو جنگل ممنوعه زندگی کنه!

در فیلم‌ها از مدل ۱۹۶۲ این ماشین استفاده شده که اتفاقاً بازیگر رون (روپرت گرینت) یه دونه‌ش رو برای خودش نگه داشته! جالبه بدونی تو فیلم‌برداری صحنه‌ی تصادف با درخت ویولن‌زن (Whomping Willow)، ۱۴ تا فورد آنگلیا نابود شدن!

تو پارک «جزایر ماجراجویی یونیورسال»، یه نسخه‌ی رباتیک از همین ماشین نصب شده بود که وقتی مهمونا از کنارش رد می‌شدن، نور بالا می‌زد و بوق می‌زد! الان اون ماشین رو تو بخش «موتور جادویی هاگرید» گذاشتن که روی یه صخره نشسته و با برف‌پاک‌کن روشن، زیر سلطه‌ی پیکسی‌های شیطونه!

تازه تو جاذبه‌ی Hogwarts Express هم این ماشین در حال پرواز کنار قطار دیده می‌شه… البته چند ثانیه قبل از اینکه بخوره توی جنگل!

جاروی پرنده

بدون شک کلاسیک‌ترین ابزار سفر در دنیای جادویی، جاروئه! از بچه‌های ۵ ساله تا قهرمان‌های کوییدیچ، همه سوارش می‌شن. جاروهای پرنده فقط مخصوص سفر نیستن؛ تو ورزش محبوب جادوگرها یعنی کوییدیچ، وسیله‌ی اصلیه. ولی واقعاً هم واسه سفر استفاده می‌شن، مخصوصاً وقتی عجله داری و پودر فلو نداری.

با اینکه فرش‌های پرنده تو بعضی کشورها مجازن، اما تو بریتانیا ممنوع شدن و جارو جای اون‌ها رو گرفته. البته سفر طولانی با جارو چندان راحت نیست، حتی اگه افسون نرمی نشیمنگاه (Cushioning Charm) هم استفاده بشه. خلاصه کمر درد جادویی باهاش قطعی‌ـه!

جاروها تو دنیای جادویی یه صنعت کامل هستن. شرکت‌هایی مثل Cleansweep، Comet و Nimbus مدل‌های مختلفی تولید می‌کنن؛

  • از مدل‌های پرسرعت و گرون‌قیمت برای حرفه‌ای‌ها

  • تا جاروهای آموزشی که فقط دو متر از زمین بلند می‌شن

  • یا مدل‌های خانوادگی که چندنفره‌ان و حتی جای چمدون هم دارن!

هری پاتر دو تا جارو معروف داشت:

  • NIMBUS 2000 که مک‌گوناگل با اجازه‌ی دامبلدور براش خرید.

  • و FIREBOLT که سیریوس بلک براش فرستاد (به عنوان هدیه‌ی کریسمس بعد از نابودی جاروی اولش توسط درخت ویولن‌زن).

Firebolt سریع‌ترین جاروی جهانه؛ حتی از Nimbus 2001 که دراکو داشت هم سریع‌تره! قیمتش اون‌قدر بالاست که فقط با سفارش خاص به فروش می‌رسه، مثل خرید جارو از رولز رویس جادویی!

 پودر فلو (Floo Powder)

این پودر درخشان مثل شن جادویی عمل می‌کنه و یکی از روش‌های قدیمی ولی فوق‌العاده سریع برای سفر بین خونه‌هاست. فقط کافیه یه مشت پودر فلو بریزی توی شومینه، بری وسط آتیش و اسم مقصدتو واضح بگی (با دهن پر حرف نزنیا، خطرناکه!)

پودر فلو علاوه بر جابجایی کامل، برای ارتباط هم استفاده می‌شه. مثلاً سیریوس می‌تونه فقط سرش رو بذاره تو شومینه و از راه دور با هری حرف بزنه! یا مثل آینه‌های تصویری، صدای افراد از آتیش منتقل بشه.

شبکه‌ی فلو توسط وزارت سحر و جادو کنترل می‌شه و بیش از ۷۰۰ شومینه تو مقر وزارت بهش وصل‌ان، برای اینکه کارمندا راحت برن و برگردن (یا مثل توی مرگبارهای ۲، از توالت فلش شن!)

طبق اطلاعات پاتر‌مور، تنها شرکت تولیدکننده‌ی قانونی پودر فلو در بریتانیا، Floo-Pow هست که دفتر مرکزی‌ش تو کوچه دیاگون قرار داره. جالبه که نه کمبودی ازش گزارش شده، نه کسی می‌دونه چجوری ساخته می‌شه. قیمتش هم صد ساله ثابته: دو سیکل به ازای هر مشت!

هاگوارتز اکسپرس

قطاری قرمز و کلاسیک که مثل یه پل بین دنیای ماگل ها و جادوگرها عمل می‌کنه. هر ترم بچه‌های هاگوارتز از سکوی مخفی ۹ و سه چهارم در ایستگاه King’s Cross لندن سوارش می‌شن و راهی مدرسه‌ی جادوگری می‌شن. همین قطار دانش‌آموزا رو برای کریسمس هم برمی‌گردونه خونه.

قطاری که تو فیلم‌ها نشون داده می‌شه، براساس قطار واقعی Jacobite Steam Train تو اسکاتلند طراحی شده؛ یه قطار بخار فوق‌العاده زیبا که واقعاً هم تو طبیعت اسکاتلند حرکت می‌کنه. خیلی از طرفدارا با همین قطار سفر می‌رن تا حس هری پاتر بودن رو تجربه کنن!

نایت باس (Knight Bus)

یکی از عجیب‌ترین، هیجان‌انگیزترین و پر سروصدا‌ترین وسایل نقلیه‌ی جادویی! نایت باس یه اتوبوس سه طبقه‌ی بنفش رنگه که با یه ورد ناخواسته توسط هری احضار شد. حرکتش خیلی تند و تیزه؛ سریع‌تر از جارو، ولی کندتر از فلو یا آپارات کردن.

ویژگی بامزش اینه که کل وسایل و ماشین‌ها از جلوش می‌پرن کنار، چون نایت باس به هیچ چیزی راه نمی‌ده! برای سفرهای طولانی هم با صدای بلند «بنگ!» می‌پره صد کیلومتر اون‌ورتر.

راننده‌ش «ارنی پرنگ» هست و کمک‌راننده‌ش «استن شان‌پایک». تو نسخه‌ی سینمایی، یه کله‌ی کوچک متحرک هم از جلو آویزون شده که با لهجه‌ی خنده‌دار حرف می‌زنه!

اتوبوس واقعی فیلم، با چسبوندن دو تا اتوبوس لندن روی هم ساخته شده بود. الان یه ماکتش جلو دکور لندن تو یونیورسال فلوریدا نصب شده و استن قلابی و کله‌ی متحرک با بازدیدکننده‌ها شو اجرا می‌کنن!

پورتکی‌ها (Portkeys)

از وسط زمین مسابقه تا گورستان ولدمورت، پورتکی‌ها همیشه یه راه جادویی برای سفرهای سریع دسته‌جمعی بودن. اونا با ورد Portus ساخته می‌شن و هر چیزی می‌تونه به یه پورتکی تبدیل بشه: یه توپ فوتبال، یه چکمه‌ی کهنه، یا حتی یه قوطی کنسرو!

کافیه یکی از این اشیاء رو لمس کنی، و به محض فعال شدن، همراهش به مقصد منتقل می‌شی. بعضی‌ها برای رفت، بعضی‌ها رفت‌وبرگشتن، بعضی‌ها زمان‌دارن، و بعضی‌ها اولین کسی رو که لمسشون کنه، می‌برن.

پورتکی یه حس خاص داره، مثل کشیده شدن ناف به سمت جلو! خیلی هم خوشایند نیست، ولی خب سریع و کارآمده، مخصوصاً وقتی چند نفر قراره با هم جابجا بشن. مثلاً تیم هاگوارتز وقتی می‌خواستن برن به جام جهانی کوییدیچ، از یه پورتکی استفاده کردن که به شکل یه چکمه‌ی زهواردررفته وسط کوه بود!

البته ساخت پورتکی محدود و تحت کنترل شدید وزارته، چون اگه ماگل ها یکی رو پیدا کنن، ممکنه یه‌هو وسط مبارزه با مرگ‌خوارها سبز شن! برای همین معمولاً پورتکی‌ها رو از اشیای کهنه و بی‌ارزش انتخاب می‌کنن.

 موتور جادویی هاگرید

موتور پرنده‌ای که شاید باحال‌ترین و اکشن‌ترین وسیله‌ی نقلیه‌ی جادویی باشه! این موتور در اصل مال سیریوس بلک بود، اما شب مرگ پدر و مادر هری، سیریوس اونو به هاگرید داد تا نوزاد کوچولو رو به خونه‌ی دورسلی‌ها برسونه.

در جلد هفتم، دوباره این موتور برمی‌گرده به داستان، وقتی که هاگرید باهاش سعی می‌کنه هری رو از خونه‌ش به نقطه‌ای امن منتقل کنه. آرتور ویزلی حسابی موتور رو دست‌کاری کرده بود و قابلیت‌های عجیب‌غریبی بهش اضافه کرده بود:

  • تولید دیوار آجری یا توری از اگزوز برای دفاع

  • شعله‌ی اژدها که از عقب موتور خارج می‌شه و یه‌دفعه سرعتش رو انفجاری می‌کنه!

البته همین انفجار باعث شد سایدکار از جا کنده بشه و هری وسط آسمون معلق بمونه! آرتور قبل از استفاده هشدار داده بود که «فقط در مواقع اضطراری ازش استفاده کن»، و خب، اون شب کاملاً اضطراری بود!

تایم‌ترنر (Time-Turner)

بله، این یکی فقط برای سفر تو مکان نیست… برای سفر در زمانه!
در «زندانی آزکابان»، پروفسور مک‌گوناگل یه تایم‌ترنر طلایی به هرمیون می‌ده تا بتونه تو چندتا کلاس هم‌زمان شرکت کنه. این وسیله شبیه یه گردنبند شیشه‌ای با ساعت شنیه و با هر چرخش، زمان رو به عقب می‌بره.

هرمیون با این تایم‌ترنر هم سر کلاس‌های دوگانه حاضر می‌شد، هم تو پایان کتاب، با کمک هری، جون سیریوس بلک و باک‌بک رو نجات دادن. البته تایم‌ترنر قانون داره! نباید با گذشته بازی کرد، چون ممکنه اتفاقات خیلی بدی بیفته.

در نمایشنامه‌ی «فرزند نفرین‌شده» (Cursed Child)، ما نسخه‌های جدیدی از تایم‌ترنرها رو می‌بینیم. طبق قانون Croaker’s Law، تایم‌ترنرهای قانونی فقط اجازه دارن پنج ساعت برگردن عقب. اما یه تایم‌ترنر قاچاقی که سال‌ها به عقب برمی‌گرده باعث می‌شه آلبوس پاتر و اسکورپیوس مالفوی کلی دردسر درست کنن. حتی یه دنیای موازی که توش ولدمورت زنده مونده بود و دنیای ماگل ها سقوط کرده بود!

در نهایت، معلوم می‌شه که دراکو مالفوی یه تایم‌ترنر کاملاً حرفه‌ای و بدون محدودیت داره که تا حالا ازش استفاده نکرده بود… چون می‌ترسید مردم فکر کنن پسرش واقعاً بچه‌ی ولدمورته!

کابینت ناپدیدکننده (Vanishing Cabinet)

یکی از خفن‌ترین وسایل انتقال مکانی که کاملاً شبیه به «تله‌پورت» ماگل هاست، همین کابینت‌های دوقلو هستن.
ایده‌ش خیلی ساده‌ست: دو کابینت مشابه، یکی در نقطه‌ی «الف»، یکی در نقطه‌ی «ب». هر کس وارد یکی بشه، فوراً از اون یکی بیرون میاد.

اولین بار توی «تالار اسرار»، هری یه کابینت تو مغازه‌ی بورگین و بورکز می‌بینه. اما هنوز فعال نیست. بعدتر، نسخه‌ی شکسته‌ش تو هاگوارتز توی «اتاق ضروریات» دیده می‌شه، که البته به‌خاطر خراب بودنش، فقط می‌تونه آدمو بفرسته وسط توالت‌ها یا کلاً گیر بندازه!

تا اینکه تو «شاهزاده‌ی دورگه»، دراکو مالفوی این کابینت رو تعمیر می‌کنه و ازش استفاده می‌شه تا مرگ‌خوارها وارد هاگوارتز بشن.
این سیستم یه جور در مخفیه برای فرار یا نفوذ مخفی. توی نسخه‌ی سینمایی، حتی نشون داده می‌شه که تو دوران سلطه‌ی ولدمورت، خیلی‌ها برای فرار از دست مرگ‌خوارها از همین کابینت‌ها استفاده می‌کردن.

حرف آخر

خب راستش رو بخوای، وقتی یه چوب‌دستی جادویی تو جیبت داری که باهاش میتونی خیلی کارا کنی یا حتی قدرت تلپورت کردن و جارو داری… دیگه کی به هواپیما و قطار و اسنپ فکر می‌کنه؟! اصلاً وقتی جارو هست، چه نیازی به کمربند ایمنی و فرود اضطراریه؟ مگر اینکه مثل رون،ماشین باباتو بندازی وسط بید کتک زن و چوبدستیتو بشکنی!

وگرنه بین یه اتوبوس سه‌طبقه بنفش که با کله‌ی سخنگو رانندگی می‌شه، یه ماشین خودراضی که خودش تصمیم می‌گیره تو جنگل زندگی کنه، یه موتور که از اگزوزش آتیش اژدها درمیاد، یا یه کابینت که تبدیل به در مخفی بین شهر و هاگوارتز می‌شه… دیگه تکنولوژی ما ماگل ها واقعاً حرفی برای گفتن نداره. به جز شاید یه توستر خوب برای صبحونه!

تازه تو دنیای جادویی، حتی برای سفر تو زمان هم وسیله هست! با تایم‌ترنر می‌تونی برگردی و نذاری معلم ریاضی‌ت ازت امتحان بگیره! فقط حواست باشه زیادی عقب نری که یهو بری وسط سلطنت ولدمورت!
(البته اینم بگم که یوقتایی هم ما جادوگرا از لپتاپ و اینا استفاده میکنیم دیگه واگرنه چطوری برای شما پست بنویسیم و به سوالاتون جواب بدیم یا سریالای محبوبمون رو از دست ندیم؟)

خلاصه… تا وقتی چوب‌دستی و جارو هست، اسلحه و GPS و اپلیکیشن نقشه فقط دکورن!
مگه اینکه بخوای وسط جنگل ممنوعه گم شی، آنتن نداشته باشی، اونم که خانم ویزلی با ساعتش مشکلو حل کرده (البته تا حدی)

حالا نوبت شماست!
به‌نظرتون اگه تو دنیای جادوگری بودید، ترجیح می‌دادید سوار نایت باس بشید یا با پورت‌کی سفر کنید؟ چوب‌دستی برقی بهتره یا یه جارو با GPS؟
توی کامنت‌ها برامون بنویسید که شما کدوم وسیله‌ی جادویی رو بیشتر از همه دوست دارید و چرا!

Leave a comment