Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

هدف واقعی نایت کینگ چی بود؟ نابودی انسان‌ها، کشتن برن یا پاک کردن حافظه جهان؟

همگی میدونیم که نایت کینگ در تمام مدت حضورش تقریباً هیچ حرفی نمی‌زنه و ما هم هیچ‌وقت از زبان خودش نمی‌شنویم که چرا بعد از هزاران سال دوباره راه افتاده سمت جنوب یا بعد از نابودی وستروس دقیقاً می‌خواسته چه کار کنه. فقط ارتش مرده‌ها رو جلو می‌بره، دیوار رو می‌شکنه و وقتی به وینترفل می‌رسه، به‌جای اینکه دنبال جان اسنو، دنریس یا حتی فتح قلعه باشه، مستقیم می‌ره سراغ برن.

همین باعث شد سال‌ها کلی تئوری درباره هدف واقعی نایت کینگ ساخته بشه، ولی نکته جالب اینجاست که سریال بالاخره توی فصل هشتم یه جواب نسبتاً روشن بهمون داد. برن موقع برنامه‌ریزی برای نبرد وینترفل توضیح می‌ده که نایت کینگ دنبال «شب بی‌پایان» و پاک کردن این جهانه و خودش، به‌عنوان کلاغ‌ سه‌چشم‌، حافظه اون محسوب می‌شه. یعنی ماجرای برن فقط یه حدس طرفداری نیست و خود سریال مستقیم این ارتباط رو مطرح می‌کنه.

با این حال هنوز می‌شه پرسید منظور از «پاک کردن جهان» دقیقاً چی بوده. آیا هدف اصلی نایت کینگ کشتن همه موجودات زنده بوده؟ چرا حافظه تا این اندازه براش اهمیت داشته؟ وایت‌واکرها هنوز همون سلاحی بودن که فرزندان جنگل برای مقابله با انسان‌ها ساختن یا مدت‌ها بود هدف خودشون رو پیدا کرده بودن؟ بیاین پنج برداشت اصلی رو از هم جدا کنیم و ببینیم کدومشون واقعاً پشتوانه سریالی دارن و کدوم‌ها بیشتر تئوری هستن.

چرا نایت کینگ دنبال برن استارک بود؟

اول از همه یه چیز رو روشن کنیم؛ نایت کینگ دنبال برن نبود چون برن از جان اسنو قوی‌تر بود یا می‌تونست با شمشیر جلوش وایسه. از نظر نظامی، آدم‌هایی مثل جان، دنریس و اژدهایانش خیلی خطرناک‌تر بودن. اهمیت برن به چیزی برمی‌گشت که بعد از تبدیل شدن به کلاغ‌ سه‌چشم‌ نمایندگی می‌کرد: حافظه.

خود برن قبل از نبرد وینترفل می‌گه نایت کینگ سراغش خواهد اومد و قبلاً هم بارها دنبال کلاغ‌ سه‌چشم‌های قبلی بوده. این حرف با چیزی که در فصل ششم دیدیم جور درمیاد؛ نایت کینگ برن رو در یکی از رؤیاها می‌بینه، لمسش می‌کنه و روی دستش علامت می‌ذاره. بعد هم با استفاده از همین ارتباط محل مخفی کلاغ‌ سه‌چشم‌ رو پیدا می‌کنه و حمله‌ای راه می‌اندازه که در نهایت به مرگ کلاغ‌ سه‌چشم‌ قبلی، تعدادی از فرزندان جنگل، Summer و Hodor منتهی می‌شه.

پس برن برای نایت کینگ یه هدف اتفاقی نبود. کلاغ‌ سه‌چشم‌ کسیه که می‌تونه گذشته رو ببینه و چیزهایی رو به خاطر بیاره که هیچ آدم عادی‌ای بهشون دسترسی نداره. این یعنی حتی اگه ارتش مردگان تمام شهرهای وستروس رو نابود می‌کرد، تا وقتی کسی مثل برن وجود داشت، بخشی از تاریخ و حقیقت جهان هنوز زنده بود.

اینجا دلیل اینکه نایت کینگ توی نبرد وینترفل خودش مستقیم به سمت برن می‌ره خیلی منطقی‌تر می‌شه. جان اسنو می‌تونست سربازهاش رو بکشه، دنریس می‌تونست هزاران وایت رو با آتش بسوزونه، ولی برن نماینده چیزی بود که نایت کینگ طبق توضیح خود سریال قصد پاک کردنش رو داشت. برای همین کشتن یه فرمانده نظامی به‌اندازه از بین بردن کلاغ‌ سه‌چشم‌ براش اهمیت نداشت.

نابودی حافظه جهان؛ هدف واقعی نایت کینگ؟

بین تمام جواب‌هایی که می‌شه برای هدف نایت کینگ پیدا کرد، این یکی از همه به چیزی که خود سریال گفته نزدیک‌تره. برن خیلی واضح توضیح می‌ده که نایت کینگ می‌خواد جهان رو پاک کنه و خودش حافظه اونه. بعد هم Samwell Tarly حرفش رو بازتر می‌کنه و مرگ رو به فراموش کردن و فراموش شدن ربط می‌ده.

البته نباید این جمله رو خیلی مکانیکی برداشت کنیم. قرار نیست با مرگ برن یه‌دفعه تمام کتاب‌های Citadel سفید بشن یا آدم‌های وستروس اسم پدر و مادرشون رو فراموش کنن. چیزی که سریال درباره‌اش حرف می‌زنه بزرگ‌تر از حافظه یه آدمه. کلاغ‌ سه‌چشم‌ به گذشته دسترسی داره و می‌تونه حقیقت اتفاق‌ها رو ببینه، نه فقط نسخه‌ای که پیروزهای جنگ توی کتاب‌ها نوشتن. TIME هم در تحلیل همین صحنه اشاره می‌کنه که نقش برن حفظ تاریخی فراتر از روایت‌های ناقص و جانبدارانه انسان‌هاست.

به همین دلیل اگه نایت کینگ قصد داشت واقعاً «جهان انسان‌ها» رو پاک کنه، از بین بردن برن یه حرکت نمادین و در عین حال کاربردی بود. شهر رو می‌شه دوباره ساخت، یه خاندان بعد از چند نسل ممکنه دوباره قدرت بگیره و حتی بعد از یه جنگ بزرگ، باز آدم‌هایی هستن که داستانش رو تعریف کنن. ولی کلاغ‌ سه‌چشم‌ چیزی فراتر از یه مورخ معمولیه و گذشته رو با خودش حمل می‌کنه.

این برداشت حتی سکوت نایت کینگ رو هم جالب‌تر می‌کنه، البته این بخش دیگه تحلیل ماست نه چیزی که سریال مستقیم تأیید کرده. نایت کینگ خودش هیچ داستانی تعریف نمی‌کنه و چیزی برای آیندگان باقی نمی‌ذاره؛ هرجا می‌ره آدم‌ها رو می‌کشه و دوباره به شکل موجوداتی بلندشون می‌کنه که دیگه هویت و اراده قبلیشون رو ندارن. از این زاویه، ارتش مردگان فقط ارتش مرگ نیست؛ ارتشی از آدم‌هاییه که تمام چیزی که زمانی بودن ازشون گرفته شده.

آیا نایت کینگ می‌خواست انسان‌ها را از وستروس پاک کند؟

اینجا دیگه جواب تقریباً بله است، با یه اصلاح کوچیک: به نظر می‌رسه مشکل نایت کینگ فقط با «انسان‌ها» نبود، بلکه با جهان زندگان مشکل داشت. برن هدفش رو رسیدن به یه شب بی‌پایان و پاک کردن جهان توصیف می‌کنه و رفتار ارتش مردگان هم دقیقاً همین رو نشون می‌ده؛ هر جایی که ازش رد می‌شن، کشته‌ها دوباره وارد ارتش خودشون می‌شن.

این با فتح معمولی وستروس خیلی فرق داره. نایت کینگ هیچ علاقه‌ای به تخت آهنین نداره، نمی‌خواد خاندان‌ها بهش سوگند وفاداری بدن و طبیعتاً قرار نیست بعد از فتح King’s Landing شروع کنه به تعیین Master of Coin! اون اصلاً وارد بازی قدرتی نمی‌شه که تمام شخصیت‌های دیگه سریال بابتش همدیگه رو تکه‌تکه کردن.

اتفاقاً همین یکی از طنزهای اصلی فصل آخره؛ در حالی که زنده‌ها هنوز سر تاج‌وتخت و اینکه چه کسی حق حکومت داره دعوا دارن، یه ارتش از شمال داره میاد که براش فرقی نمی‌کنه چه کسی استارکه، چه کسی تارگرینه و چه کسی لنیستر.

حتی فرزندان جنگل هم از این نابودی در امان نبودن. اونا وایت‌واکرها رو در اصل برای مقابله با First Men ساختن، ولی بعدها مجبور شدن خودشون هم با همون موجوداتی بجنگن که ساخته بودن و نایت کینگ در حمله به غار کلاغ‌ سه‌چشم‌ تعدادی از آخرین بازمانده‌هاشون رو هم از بین برد. بنابراین سخت می‌شه گفت هدف نهایی نایت کینگ فقط «پاک کردن انسان‌ها» بوده؛ چیزی که سریال نشون می‌ده بیشتر شبیه خاموش کردن کل جهان زنده است.

وایت‌واکرها؛ انتقام طبیعت از انسان‌ها؟

اینجا وارد بخش تئوری می‌شیم، ولی این تئوری حداقل یه پایه خیلی محکم توی خود سریال داره. در فصل ششم می‌فهمیم وایت‌واکرها از ناکجا ظاهر نشدن. فرزندان جنگل خودشون اولین وایت‌واکر رو ساختن، چون با First Men در جنگ بودن و انسان‌ها هم داشتن اون‌ها رو می‌کشتن و درخت‌های مقدسشون رو قطع می‌کردن. Leaf خیلی مستقیم به برن می‌گه که به یه سلاح برای دفاع از خودشون نیاز داشتن.

حتی Benioff بعد از «The Door» درباره همین تناقض حرف زده بود؛ اینکه دشمن بزرگ بشریت در اصل برای محافظت از فرزندان جنگل در برابر خود انسان‌ها ساخته شده. یعنی چیزی که بعدها تبدیل به تهدید کل جهان شد، اولش واکنشی به خشونت انسان‌ها بود.

برای همین می‌شه وایت‌واکرها رو تا حدی به «انتقام طبیعت» تشبیه کرد. انسان‌ها وارد وستروس شدن، با ساکنان قدیمی‌تر جنگیدن، ویروودها رو قطع کردن و فرزندان جنگل هم برای دفاع از خودشون سراغ جادویی رفتن که خیلی زود از کنترلشون خارج شد.

اما اینجا باید حواسمون باشه از چیزی که سریال گفته جلوتر نریم. نایت کینگ بعداً خدمتگزار فرزندان جنگل باقی نموند و حتی خودش به نابودی اون‌ها کمک کرد. پس اینکه بگیم در زمان Game of Thrones هنوز نماینده طبیعت بوده و برای انتقام جنگل‌ها می‌جنگیده، دیگه تئوریه نه واقعیت تأییدشده.

اتفاقاً تراژدی ماجرا همین‌جاست. فرزندان جنگل برای مقابله با یه دشمن، چیزی ساختن که در نهایت از خود اون دشمن هم خطرناک‌تر شد. یعنی نایت کینگ بیشتر از اینکه «قهرمان طبیعت» باشه، نتیجه یه تصمیم ناامیدانه و فاجعه‌باره.

آیا نایت کینگ قصد داشت تعادل جهان را برگرداند؟

این یکی بین پنج برداشت، ضعیف‌ترین پشتوانه مستقیم رو داره و بهتره از همون اول به چشم تئوری بهش نگاه کنیم. هیچ‌جای سریال نایت کینگ یا شخصیت دیگه‌ای نمی‌گه که هدفش برگردوندن تعادل جهان بوده. چیزی که داریم یه سری نشونه و نماده که طرفدارها ازشون به چنین برداشتی رسیدن.

یکی از مهم‌ترین‌ها الگوهای مارپیچیه که بارها کنار وایت‌واکرها می‌بینیم. بعدها معلوم می‌شه این نمادها در اصل متعلق به فرزندان جنگل بودن و وایت‌واکرها اون‌ها رو از سازندگان خودشون گرفتن. خود سازندگان سریال هم گفتن این الگوها برای فرزندان جنگل اهمیت جادویی دارن، ولی هیچ توضیح قطعی‌ای درباره معنی دقیقشون ارائه نکردن. ایده اینکه مارپیچ‌ها به «تعادل جادو» یا برگردوندن هماهنگی بین نیروهای مختلف مربوط باشن، یکی از تئوری‌هایی بود که طرفدارها مطرح کردن، نه یه پاسخ رسمی.

از طرف دیگه، رفتار خود نایت کینگ هم چندان شبیه کسی نیست که دنبال ایجاد تعادله. اگه قرار بود بین انسان و طبیعت یا بین زندگی و مرگ توازن برقرار کنه، انتظار داشتیم یه نقطه توقف وجود داشته باشه. ولی چیزی که می‌بینیم ارتشیه که مدام جلو می‌ره، هر موجود زنده‌ای رو که سر راهشه می‌کشه و تعداد مرده‌ها رو بیشتر می‌کنه.

برای همین شاید بشه گفت ریشه ساخت نایت کینگ به تلاش برای برگردوندن قدرت از دست‌رفته فرزندان جنگل و دفاع در برابر انسان‌ها مربوط بوده، ولی هدف خود نایت کینگ در پایان خیلی فراتر و تاریک‌تر از اون رفته. از بین توضیح‌هایی که سریال بهمون داده، قوی‌ترین جواب همچنان همونیه که برن مطرح می‌کنه: شب بی‌پایان، پاک کردن جهان و از بین بردن حافظه‌ای که برن نماینده‌ش بود.

حرف آخر

شما فکر می‌کنین نایت کینگ فقط دنبال نابودی تمام موجودات زنده بود یا ماجرای برن و حافظه جهان هدف مهم‌تری پشت حمله‌اش نشون می‌ده؟ و اگه سریال فرصت بیشتری برای توضیح گذشته نایت کینگ داشت، دوست داشتین دقیقاً چه چیزی درباره انگیزه‌هاش بفهمیم؟ نظرتون رو حتماً توی کامنت‌ها برامون بنویسین.

Leave a comment