Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

6 روز تا کریسمس | روز دوم ماراتن کریسمسی : کریسمس ترسناک!

۶ روز بیشتر تا کریسمس نمونده و بعد از شروع ماراتن با گرینچ، وقتشه بریم سراغ اون بخش از کریسمس که معمولاً کمتر درباره‌ش حرف زده می‌شه. کریسمس همیشه قرار نیست گرم و امن باشه. زیر این همه چراغ، موسیقی و شادیِ برنامه‌ریزی‌شده، یه شاخه‌ی قدیمی و عجیب از سینما وجود داره که تصمیم گرفته این مناسبت رو کاملاً وارونه کنه و ازش به‌عنوان بستر ترس استفاده کنه.

ایده هم خیلی ساده‌ست؛ چی می‌شه اگه شبی که قراره امن‌ترین شب سال باشه، تبدیل بشه به شبی که هیچ‌کس توش در امان نیست؟ همین سؤال، پایه‌ی شکل‌گیری ترسناک‌های کریسمسیه. فیلم‌هایی که به‌جای معجزه و هدیه، سراغ کابوس، جنون و وحشت می‌رن.

از فانتزی تاریک و خاص The Nightmare Before Christmas گرفته، تا افسانه‌ی فولکلوریک و خشن Krampus، از اسلشرهای جنجالی مثل Silent Night, Deadly Night تا کابوس کلاسیکی مثل Black Christmas و حتی آثاری که با چند داستان ترسناک هم‌زمان، خودِ کریسمس رو تبدیل به یک شب نفرین‌شده می‌کنن.

روز دوم ماراتن کریسمسی اختصاص داره به ترسناک‌های کریسمسی؛ آثاری که آگاهانه با نمادهای این مناسبت بازی می‌کنن و نشون می‌دن شادی اجباری، یکی از بهترین بسترها برای وحشته. توی این مطلب، این اقتباس‌ها رو کنار هم می‌ذاریم، نسخه‌ها و ادامه‌هاشون رو بررسی می‌کنیم و می‌فهمیم کدومشون فقط از اسم کریسمس استفاده کرده و کدوم واقعاً تونسته از دل این مناسبت، ترس بیرون بکشه.

روز دوم، وقت لبخند نیست؛ وقت نگاه کردن به کریسمسه، وقتی که چراغ‌ها خاموش می‌شن.😈😈😈💀👻

The Nightmare Before Christmas (1993)

شاید اسم The Nightmare Before Christmas که میاد، اولین چیزی که یاد آدم می‌افته یه انیمیشن فانتزی خاص با آهنگ‌های عجیب‌غریبه، نه لزوماً یه اثر ترسناک. اما واقعیت اینه که این فیلم دقیقاً از همون‌جایی وارد لیست ترسناک‌های کریسمسی می‌شه که کریسمس رو از حالت امن و بی‌خطرش درمیاره. داستان درباره‌ی جک اسکلینگتونه؛ پادشاه شهر هالووین که کارش ترسوندنه و بعد از سال‌ها، از تکرار خسته شده. جک به‌صورت اتفاقی سر از دنیای کریسمس درمیاره و مجذوب چراغ‌ها، شادی اغراق‌شده و نظم عجیب اون دنیا می‌شه، بدون این‌که واقعاً بفهمه روح کریسمس چیه.

مشکل از جایی شروع می‌شه که جک تصمیم می‌گیره کریسمس رو «به سبک خودش» برگزار کنه. نتیجه هم مشخصه؛ بابانوئلی که ترسناکه، هدیه‌هایی که به‌جای خوشحالی دردسر درست می‌کنن و کریسمسی که کم‌کم بیشتر شبیه کابوس می‌شه تا جشن. ترس این فیلم نه با خون و جامپ‌اسکر، بلکه با فضا ساخته می‌شه؛ با طراحی کاراکترها، دکورهای کج‌ومعوج، سایه‌ها و تضاد عجیب بین دنیای هالووین و دنیای کریسمس. همین تضاده که باعث می‌شه کریسمس توی این فیلم همیشه یه حس ناآرام و ناامن داشته باشه.

The Nightmare Before Christmas در اصل درباره‌ی اینه که اگه مفهوم شادی رو نفهمی، اگه فقط ظاهرش رو ببینی، حتی کریسمس هم می‌تونه به فاجعه ختم بشه. به همین دلیله که با وجود لحن فانتزی و کارتونی، هنوز هم یکی از خاص‌ترین و ماندگارترین کریسمس‌های تاریک سینما حساب می‌شه. این فیلم دنباله‌ی رسمی نداره و احتمالاً هم نیازی بهش نیست؛ چون همون یک داستان، دقیقاً همون چیزی رو می‌گه که باید.

این فیلم بهترین نقطه‌ی شروع ترس‌های کریسمسیه؛ نه خیلی خشن، نه کاملاً بچگانه، فقط یه یادآوری ساده که حتی شادترین شب سال هم می‌تونه روی مرز کابوس حرکت کنه.

Krampus (2015)

اگه The Nightmare Before Christmas کریسمس رو ناآرام می‌کرد، Krampus مستقیم می‌ره سر اصل ماجرا و می‌گه بعضی وقت‌ها کریسمس قراره مجازات داشته باشه، نه هدیه. این فیلم بر پایه‌ی یک افسانه‌ی قدیمی اروپایی ساخته شده؛ موجودی به اسم کرامپوس که برعکس بابانوئل، سراغ بچه‌ها و خانواده‌هایی میاد که روح کریسمس رو فراموش کردن. این‌جا خبری از معجزه نیست، کرامپوس میاد تا حساب‌وکتاب کنه.

داستان درباره‌ی یه خانواده‌ست که درست وسط شلوغی‌ها و تنش‌های شب کریسمس، کم‌کم همه‌چیز از کنترل خارج می‌شه. وقتی شخصیت اصلی از این همه دعوا و دورویی خسته می‌شه و عملاً به کریسمس پشت می‌کنه، دروازه برای ورود کرامپوس باز می‌شه. از همون لحظه به بعد، فیلم نشون می‌ده که چطور نمادهای آشنای کریسمس می‌تونن تبدیل به ابزار ترس بشن؛ آدم‌برفی‌ها، اسباب‌بازی‌ها، زنگ‌ها و حتی خودِ بابانوئل‌مانندِ داستان، همه نقش تازه‌ای پیدا می‌کنن.

Krampus ترسش رو با شوخی قاطی می‌کنه، اما این شوخی‌ها کاملاً سطحی نیستن. پشت فضای سرگرم‌کننده، یه نگاه تند به خانواده‌های به‌ظاهر صمیمی و کریسمس‌های نمایشی وجود داره؛ همون جمع‌هایی که لبخند دارن ولی پر از تنش و کینه‌ان. فیلم از همین تضاد استفاده می‌کنه تا کریسمس رو از یه جشن گرم، به یه موقعیت خطرناک تبدیل کنه که هر اشتباه کوچیک می‌تونه عواقب جدی داشته باشه.

این فیلم دنباله‌ی رسمی نداره، اما به‌قدری مفهومش کامل و سرراسته که همون یک قسمت، کار خودش رو می‌کنه. Krampus نه یه اسلشر ساده‌ست و نه یه فانتزی کودکانه؛ یه ترسِ کریسمسیِ درست‌وحسابیه که بهت یادآوری می‌کنه توی این شب مقدس هم، همه‌چیز قرار نیست خوب پیش بره.

Silent Night, Deadly Night (1984)

اینجا دیگه خبری از فانتزی یا افسانه نیست؛ Silent Night, Deadly Night یکی از بی‌پرده‌ترین و جنجالی‌ترین برداشت‌ها از کریسمسه. ایده‌ی فیلم به‌طرز عجیبی ساده‌ست و دقیقاً به همین خاطر هم ترسناک می‌شه: بابانوئل این‌بار نه نماد مهربونی، بلکه صورتِ قاتله. داستان درباره‌ی پسریه که در کودکی شاهد یک اتفاق وحشتناک در شب کریسمسه و همین تجربه، ذهنش رو برای همیشه به‌هم می‌ریزه. سال‌ها بعد، همون شب و همون لباس، تبدیل می‌شه به ماشه‌ای برای شروع یک قتل‌عام.

ترس این فیلم از همون لحظه‌ای میاد که امن‌ترین تصویر کودکی، یعنی بابانوئل، تبدیل می‌شه به تهدید. فیلم خیلی تعارف نداره؛ مستقیم سراغ خشونت می‌ره و از شوک گرفتن از مخاطب هم ابایی نداره. دقیقاً به همین دلیل بود که زمان اکرانش حسابی جنجال به پا کرد و حتی اعتراض‌های گسترده‌ای علیهش شکل گرفت. اما همین بدنامی، Silent Night, Deadly Night رو تبدیل کرد به یکی از پایه‌های اصلی اسلشرهای کریسمسی.

موفقیت و حاشیه‌ی قسمت اول باعث شد این فیلم به‌تنهایی نمونَد و کم‌کم تبدیل به یک فرنچایز بشه. در مجموع چندین دنباله براش ساخته شد که کیفیت همه‌شون یکسان نیست، اما ایده‌ی محوری، یعنی کریسمسِ خونین با چهره‌ای آشنا، توی همه‌شون حفظ می‌شه. سال‌ها بعد حتی یک نسخه‌ی بازسازی‌شده هم با عنوان متفاوت ساخته شد که نشون می‌داد این ایده هنوز هم برای سینما وسوسه‌کننده‌ست.

Silent Night, Deadly Night شاید ظریف نباشه، شاید حتی بعضی جاها بیش‌ازحد مستقیم و خشن عمل کنه، اما دقیقاً همینه که جاش رو توی تاریخ ترسناک‌های کریسمسی محکم کرده. این فیلم خط قرمزی رو رد کرد که قبل از اون کمتر کسی جرأت نزدیک شدن بهش رو داشت: خراب کردن کامل چهره‌ی بابانوئل. از این‌جا به بعد، دیگه کریسمس فقط جشن نیست؛ می‌تونه صحنه‌ی قتل هم باشه.

A Christmas Horror Story (2015)

اگه تا این‌جای ماراتن، هر فیلم یه برداشت مشخص از کریسمسِ ترسناک داشت، A Christmas Horror Story میاد و می‌گه چرا یکی؟ این فیلم یه آنتولوژیه؛ یعنی چند داستان جدا که همشون توی یک شب، یعنی شب کریسمس، اتفاق می‌افتن و کم‌کم به هم وصل می‌شن. نتیجه‌اش هم یه تصویر شلوغ و به‌هم‌ریخته از کریسمسه که از هر طرفش خطر می‌باره.

داستان‌ها از جاهای آشنایی شروع می‌شن؛ خونه‌های تزئین‌شده، خانواده‌هایی که برای جشن دور هم جمع شدن، بچه‌هایی که منتظر بابانوئلن. ولی خیلی زود همه‌چیز مسیرش عوض می‌شه. یکی از داستان‌ها می‌ره سراغ موجودات عجیب و آیین‌های تاریک، یکی دیگه مستقیم وارد ترس روانی و خانوادگی می‌شه و یکی هم نسخه‌ای کاملاً کابوس‌وار از خودِ بابانوئل ارائه می‌ده. چیزی که این داستان‌ها رو به هم وصل می‌کنه، اینه که هیچ‌کدومشون اجازه نمی‌دن کریسمس امن باقی بمونه.

نکته‌ی مهم درباره‌ی این فیلم اینه که ترسش تنوع داره. اگر با یک نوع وحشت حال نکنی، چند دقیقه بعد وارد فضای کاملاً متفاوتی می‌شی. همین باعث می‌شه ریتم فیلم حفظ بشه و مخاطب احساس نکنه با یک ایده‌ی کش‌دار طرفه. A Christmas Horror Story بیشتر از این‌که بخواد عمیق فلسفی باشه، می‌خواد نشون بده کریسمس چقدر ظرفیت تبدیل شدن به کابوس رو داره، فقط کافیه زاویه‌ی دید عوض بشه.

این فیلم دنباله یا نسخه‌ی جایگزین نداره و همون یک تجربه‌ی مستقل باقی مونده. شاید به اندازه‌ی بعضی آثار این لیست ماندگار نباشه، اما به‌عنوان یک نمونه‌ی خالص از «کریسمسِ چندلایه‌ی ترسناک»، جایگاه خودش رو داره. این‌جا کریسمس نه فقط یک شب بد، بلکه مجموعه‌ای از اشتباه‌ها و ترس‌هاست که هم‌زمان روی سر آدم خراب می‌شن.

Black Christmas (1974)

اگه قرار باشه از یک فیلم اسم ببریم که واقعاً ثابت کرد کریسمس می‌تونه خفقان‌آور، ناامن و ترسناک باشه، اون فیلم بدون شک Black Christmas نسخه‌ی ۱۹۷۴ه. این فیلم خیلی قبل‌تر از موج اسلشرهای معروف دهه‌ی ۸۰ ساخته شد و عملاً یکی از سنگ‌بنای‌های این ژانره؛ مخصوصاً وقتی پای کریسمس وسطه.

داستان خیلی ساده شروع می‌شه: چند دختر دانشجو که توی یک خوابگاه کنار هم زندگی می‌کنن و شب‌های نزدیک کریسمس، تماس‌های تلفنی عجیب و تهدیدآمیز دریافت می‌کنن. تماس‌هایی که اولش شبیه شوخی به نظر میان، اما کم‌کم لحنشون عوض می‌شه و هم‌زمان، اتفاقات نگران‌کننده‌ای توی همون خونه می‌افته. نکته‌ی ترسناک این‌جاست که فیلم از همون ابتدا حس امنیت رو ازت می‌گیره؛ این‌که خطر الزاماً از بیرون نمیاد و ممکنه خیلی نزدیک‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی.

ترس Black Christmas نه از خون‌ریزی افراطی میاد و نه از شوک‌های ناگهانی. قدرت اصلیش توی فضاست؛ توی سکوت، قاب‌بندی‌ها، تماس‌های تلفنی و این حس دائمی که یه نفر داره تماشا می‌کنه. کریسمس توی این فیلم فقط یه پس‌زمینه‌ی تزئینی نیست؛ تعطیلات باعث خلوت شدن فضا، کم‌شدن کمک بیرونی و شدیدتر شدن حس انزوا می‌شه. دقیقاً همون چیزی که ترس رو عمیق‌تر می‌کنه.

موفقیت و تاثیرگذاری نسخه‌ی اصلی باعث شد Black Christmas چند بار دیگه هم بازسازی بشه. یک نسخه‌ی بازسازی‌شده در سال ۲۰۰۶ ساخته شد که تمرکزش بیشتر روی خشونت و توضیح مستقیم‌تر قاتل بود و یک نسخه‌ی دیگه هم در سال ۲۰۱۹ اومد که تلاش کرد با نگاه مدرن‌تری به داستان برگرده. با این حال، برای خیلی‌ها هنوز هم نسخه‌ی ۱۹۷۴ ترسناک‌ترین و خالص‌ترین تجربه‌ست؛ چون به‌جای توضیح دادن همه‌چیز، می‌ذاره ترس توی ذهنت رشد کنه.

Black Christmas نقطه‌ایه که نشون می‌ده چرا سینما بارها و بارها به سراغ کریسمس برگشته. این فیلم ثابت کرد که زیر چراغ‌ها و تزئینات، ترس می‌تونه خیلی واقعی‌تر و خفه‌کننده‌تر باشه. بعد از این فیلم، دیگه کریسمس هیچ‌وقت کاملاً بی‌خطر به نظر نرسید.

مقایسه نهایی ترسناک‌های کریسمسی

این پنج فیلم، همگی اسم «کریسمس» رو یدک می‌کشن، اما کاری که باهاش می‌کنن کاملاً متفاوته. بعضی‌ها فقط حال‌وهوای کریسمس رو تیره می‌کنن، بعضی‌ها مستقیم به جونش می‌افتن و بعضی‌ها کل مفهومش رو زیر سؤال می‌برن.

The Nightmare Before Christmas ترسناک‌ترینِ این لیست نیست، اما شاید هوشمندانه‌ترین نقطه‌ی شروع باشه. این فیلم نشون می‌ده مشکل از خودِ کریسمس نیست، از اینه که یکی مفهومش رو نفهمه. ترس این‌جا نرم و خزنده‌ست؛ بیشتر حس ناآرامی می‌ده تا وحشت، و دقیقاً به همین خاطر موندگار شده.

Krampus یک قدم جلوتر می‌ره و کریسمس رو وارد قلمرو مجازات می‌کنه. این‌جا ترس از دل فولکلور میاد و مستقیم می‌گه اگر روح کریسمس رو مسخره بگیری، هزینه‌اش رو می‌دی. نه کاملاً جدیه، نه صرفاً شوخ؛ تعادلش بین سرگرمی و تهدید، باعث می‌شه برای خیلی‌ها جذاب‌ترین تجربه‌ی کریسمسیِ ترسناک باشه.

Silent Night, Deadly Night بی‌رحم‌ترین برخورد رو با کریسمس داره. این فیلم اصلاً دنبال ظرافت نیست. میاد و امن‌ترین نماد کودکی، یعنی بابانوئل، رو تبدیل به قاتل می‌کنه. شاید از نظر هنری پیچیده نباشه، اما تأثیرش روی ژانر انکارناپذیره. بعد از این فیلم، دیگه بابانوئل همیشه کمی مشکوکه.

A Christmas Horror Story کریسمس رو به‌عنوان یک شب واحد نمی‌بینه، بلکه به‌عنوان بستری برای چند فاجعه‌ی هم‌زمان نگاه می‌کنه. این‌جا ترس شکل‌های مختلف داره؛ از هیولا و آیین‌های تاریک گرفته تا کابوس‌های خانوادگی. فیلم بیشتر از این‌که بخواد یک پیام مشخص بده، می‌خواد نشون بده کریسمس چقدر ظرفیت خراب شدن داره.

و در نهایت، Black Christmas. فیلمی که ثابت کرد حتی بدون اغراق و خون‌ریزی افراطی، کریسمس می‌تونه خفه‌کننده و ناامن باشه. این‌جا ترس از سکوت، تماس‌های تلفنی و این حس دائمی میاد که خطر خیلی نزدیکه. برای خیلی‌ها، این فیلم هنوز هم تعریف واقعی «کریسمس ترسناک»ه.

حرف آخر

ما توی این مطلب سعی کردیم مهم‌ترین و متفاوت‌ترین ترسناک‌های کریسمسی رو کنار هم بذاریم؛ از فانتزی تاریک و خاص The Nightmare Before Christmas تا افسانه‌ی خشن Krampus، از اسلشرهای جنجالی مثل Silent Night, Deadly Night تا کابوس کلاسیکی مثل Black Christmas و فیلم‌هایی که با چند داستان هم‌زمان، خودِ کریسمس رو تبدیل به شب وحشت می‌کنن. حالا نوبت شماست.

شما با کدوم کریسمس ترسناک بیشتر حال می‌کنید؟
ترسِ نرم و فانتزی، فولکلور تاریک، یا اسلشر بی‌رحم؟ اصلاً به‌نظرتون کریسمس جای ترسه یا ترجیح می‌دید همون تصویر شاد و امنش دست‌نخورده بمونه؟

این تازه روز دومه.
فردا می‌ریم سراغ روز سوم ماراتن کریسمسی و یه موضوع دیگه از دنیای کریسمس. اگه حال‌وهوای این روزشمار رو دوست داشتید، تا روز آخر با ما همراه باشید، دنیای جادوگران رو به دوستاتون معرفی کنید و حتماً نظرتون رو برامون کامنت بذارید.
کریسمس با مشارکت شما قشنگ‌تر می‌شه 🎄

Leave a comment